نوشته‌ها

سازند میلا در البرز مرکزی

سازند میلا، واحد سنگ چینه ای معرف سنگ های کامبرین میانی – بالایی البرز، آذربایجان و دیگر نواحی ایران (به جز کرمان) است. برش الگوی سازند میلا توسط روتنر و همکاران در سال ۱۹۶۳ در میلا کوه دامغان، به ضخامت ۵۸۵ متر اندازه گیری و معرفی شده است. این سازند در برش الگو به دلیل ناهمگونی سنگ های آن به ۵ عضو تقسیم شده است.

عضو ۱: شامل ۱۸۹ متر دولومیت بدون فسیل همراه با میانلایه های مارنی و شیلی زردرنگ

عضو ۲: ۸۹ متر سنگ آهک لایه لایه، کمی ماسه ای به رنگ قهوه یی تا خاکستری تیره با میانلایه های ناچیزی از مارن و آهک مارنی است.

عضو ۳: بارزترین عضو این سازند با ۸۲ متر سنگ آهک دانه درشت روشن رنگ بلورین گلوکونیت دار است.

عضو ۴: شامل ۹۶ متر سیلت سنگ، ماسه سنگ، سنگ آهک درشت دانه گلوکونیت دار و مارن است.

عضو ۵: ۱۲۹ متر شیل بدون فسیل، ماسه سنگ و سنگ آهک های نازک لایه است. این عضو فاقد سنگ واره است و در مقطع تیپ در زمان معرفی سازند جزء سازند میلا در نظر گرفته شده است اما در سایر نقاط ایران تعلق عضو پنجم به زمان اردوویسین حتمی است. فرسایش پس از اردوویسین سبب شده تا این عضو در همه جا وجود نداشته باشد. با توجه به رخساره و محیط رسوبی، این باور وجود دارد که عضو پنجم سازند میلا در دریایی به نسبت ژرف و در پنجه های زیردریایی و دشت حوضه ای نهشته شده است. در نتیجه به دلیل این که همبری عضو پنجم سازند میلا با عضو های دیگر این سازند ناپیوسته و از نوع دگرشیبی موازی است و تعلق آن به سن اردوویسین اثبات شده، به توصیه کمیته ملی چینه شناسی، عضو پنجم میلا امروزه دیگر جزء سازند میلا قلمداد نمی شود.

اما در مرز زیرین سازند میلا ردیف هایی از کوارتزیت سفید رنگ دیده می شود که در گذشته با عنوان “کوارتزیت رویی  Top Quartzite” بخشی از سازند لالون به شمار می آمد ولی امروزه پذیرفته شده که کوارتزیت رویی، مرز ناپیوسته ای با ماسه سننگ های لالون دارد و در واقع ردیف های پیشرونده کامبرین میانی – بالایی است. در نتیجه به توصیه کمیته ملی چینه شناسی، این لایه های کوارتزیتی از سازند لالون حذف و با عنوان “کوارتزیت قاعده یی Base Quartzite” به بخش ابتدایی سازند میلا اضافه گردیده است.

اکنون با حذف عضو پنجم و اضافه شده کوارتزیت قاعده یی به سازند میلا، این سازند کماکان دارای پنج عضو خواهد بود.

تصویر بالا برونزد سازند میلا را در جاده ی چالوس و محدوده ی روستای حسنکدر در البرز مرکزی نشان می دهد. مرز زیرین این سازند با سازند لالون ناپیوستگی رسوبی و هم شیب است و لایه کلیدی کوارتزیت سفید رنگ این مرز را مشخص می نماید. مرز بالایی این سازند در این منطقه با عملکرد گسله حسنکدر و برونزد گدازه های سازند جیرود مشخص می گردد. لورنز، همه ضخامت سازند میلا (بدون کوارتزیت) در دره کرج را ۳۹۵ متر اندازه گرفته است. در این منطقه به جز عضو کوارتزیتی تنها سه عضو زیرین سازند میلا شناسایی شده اند.

در تصویر سازند های لالون (La)، میلا (Mi)، روته (Ru)، جیرود (Je)، الیکا (El) و عضو کوارتزیتی سازند میلا (BQ) دیده می شوند. تکتونیک فعال و قدرتمند البرز با گسلش های فراوان لایه ها را جابجا کرده و موقعیت آنها را نسبت به یکدیگر تغییر داده است.

 

کلمات کلیدی: Alborz , Cambrian , Elika formation , Iran Geology , Iran Geotourism , Lalun formation , Limestone , Mila formation , Paleozoic , Quartzite , Ruteh formation , البرز , البرز مرکزی , ایران , بیس کوارتزیت , پالئوزوئیک , تاپ کوارتزیت٬ , حسنکدر , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند الیکا , سازند روته , سازند لالون , سازند میلا , کامبرین , کوارتزیت زیرین , گسل ,گسلش

سازندهای باروت و زاگون در البرز مرکزی

در امتداد جاده چالوس و در فاصله ۲ کیلومتری شمال سه راه شهرستانک، سازندهای پالئوزوئیک البرز با گسله راندگی معروف “مشاء – فشم” بر روی سری های سبز ائوسن “سازند کرج” رانده شده اند. قدیمی ترین سازند پالئوزوئیک در این بخش از البرز مرکزی سازند سلطانیه است. سازند سلطانیه با رخساره دولومیتی ستبرلایه – رنگ تیره و چهره ساز کاملاً قابل شناسایی است.

سازند سلطانیه به تدریج به مجموعه‌یی از شیل های رسی – سیلتی و ماسه‌ای ریزدانه، دارای میکا با رنگ ارغوانی، تبدیل می‌گردد که در فرهنگ چینه‌شناسی ایران با نام “سازند باروت” شناخته می‌شود. شیلهای سازند باروت همچنین با میان‌لایه‌هایی از سنگ آهک و دولومیت‌، حاوی چرت واستروماتولیت، نیز همراهی می‌گردد.

سازند باروت با سن کامبرین همانگونه که با سازند سلطانیه (در پایین) همبری تدریجی دارد، به سوی بالای ردیف رسوبی نیز با سازند جوانتر یعنی “سازند زاگون” نیز مرز عادی و تدریجی دارد. پیش از این سازند باروت را به عنوان سازند «اینفراکامبرین» درنظر می‌گرفتند ولی یافته‌های فسیل‌شناسی جدید، جایگاه چینه شناختی آن را کامبرین پیشین تائید کرده‌اند.

سازند باروت به تدریج به مجموعه یی همگن از شیل های آهک دار، ماسه سنگ ریزدانه آرکوزی، سیلتستون میکادار زودفرسا با رنگ متمایل به سرخ ارغوانی تبدیل می‌گردد. این سازند نیز در فرهنگ چینه شناسی ایران به نامه “سازند زاگون” شناخته می‌شود.

یکی از ویژگی های سازند زاگون تغییرات رخساره‌یی جانبی و تبدیل آن به سازند باروت است و به همین علت، ستبرای این سازند در هر نقطه که گزارش شده، متفاوت است. برپایه نظر لاسمی (۱۳۶۹) بخش زیرین این سازند به دلیل داشتن گلسنگ و سیلتستون سرخ رنگ و سایر نشانه ها مربوط به یک محیط قاره یی خشک و به گمان قوی در یک محیط پلایایی تشکیل شده است. ولی سنگ های بالایی این سازند معرف محیط رودخانه ماندری (پیچان رود) می‌باشد. برپایه مطالعات فسیل شناسی سن سازند زاگون معادل کامبرین پیشین در نظر گرفته شده است.

به سوی بالای ردیف رسوبی ماسه سنگهای کوارتزی و کواتز آرنایت با لایه بندی نازک تا ستبر و رنگ خاکستری تا سرخ و ارغوانی (سازند لالون) ظاهر می‌گردند (نام روستای سرخدر از رنگ سرخ- ارغوانی این سازند گرفته شده است). این سازند بدلیل سختی و استحکام از جمله سازندهای چهره ساز به شمار می‌آید. در بالاترین بخش این سازند نیز کوارتزیت سفید رنگی است که با نام “تاپ کوارتزیت” شناخته می‌شود که مرز این سازند با آخرین سازند کامبرین البرز به نام “سازند میلا” است.

تصویر گرفته شده مربوط به دامنه جنوبی ارتفاعات باختری مشرف به دره و آبراهه روستای سرخدر در جاده ی چالوس است. در این محدوده سازندهای باروت و زاگون برونزد یافته اند و در خط الراس نیز ماسه سنگ های سازند لالون دیده می شوند. همان طور که در تصویر دیده می شود نفوذی هایی به صورت دایک های دیابازی لایه های این سازندها را قطع کرده و سنگ های آنها را در اطراف خود دگرسان نموده اند. عکس دیدی رو به شمال دارد و در اسفندماه ۹۵ گرفته شده است. در این فصل از سال به دلیل بارش برف دامنه های البرز مرکزی پوشیده از برف است اما در بخش های جنوبی تر، تابش آفتاب به سرعت برف دامنه های رو به جنوب را آب می کند.

کلیدواژه: البرز , البرز مرکزی , ایران , پالئوزوئیک , تاپ کوارتزیت , جاده چالوس , دایک دیابازی , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , سازند باروت , سازند زاگون , سازند سلطانیه , سازند لالون , سازند میلا , سرخدر , کامبرین

دریاچه تار و هویر

دریاچه ی تار در ۳۰ کیلومتری خاور شهر دماوند و در ارتفاعات البرز مرکزی قرار دارد. مساحت این دریاچه که در ارتفاع ۲۹۰۵ متری از دریای آزاد شکل گرفته است ۳۶۸ هزار متر مربع بوده و آب شیرین آن حاصل جمع آوری آبهای سطحی توسط آبراهه هایی است که به این دریاچه منتهی می شوند. بیشینه طول این دریاچه یک کیلومتر در راستای شمار باختر – جنوب خاور و بیشینه عرض آن ۶۰۰ متر در راستای خاوری – باختری است.

در خاور دریاچه ی تار، و به فاصله ی یک کیلومتری از آن دریاچه ی دیگری با نام “دریاچه هویر” قرار دارد که با ۸۶ هزار متر مربع و در ارتفاع ۲۸۸۰ متری از سطح دریای آزاد شکل گرفته است. بیشینه طول این دریاچه ۵۰۰ متر در راستای شمال – جنوب و بیشینه عرض آن ۱۸۰ متر در راستای خاوری – باختری است. این دریاچه نیز آبی شیرین دارد و آب انباشته شده در آن حاصل جمع آوری آب های سطحی از ارتفاعات شمالی توسط آبراهه ها می باشد.

تمامی آبراهه هایی که از ارتفاعات شمالی و جنوبی منشاء گرفته اند به درون دره ای با راستای باختری – خاوری تخلیه می شوند. این دره که از شهر دماوند به طول ۴۰ کیلومتر به طرف خاور ادامه دارد و در نهایت به جاده ی فیروزکوه می رسد، میزبان رودخانه ای است که از محل دریاچه سمت باختر، “رودخانه ی هویر” و به سمت خاور “رودخانه ی دلیچای” نامیده می شود. این دره – رودخانه در محل عبور گسله دهنار – مشاء شکل گرفته است.

گسله ی راندگی دهنار – مشاء با طول بیش از ۴۰ کیلومتر سنگ های پالئوزوئیک و مزوزوئیک را بر روی سنگ های آذرآواری و گدازه های ائوسن (سازند کرج) رانده است. راستای این گسله باختر شمال باختر – خاور جنوب خاور است و شیب صفحه ی آن به سمت شمال می باشد. سازند کرج در محل عبور این گسله شامل مجموعه ای از توف های سبز رنگ و جریان گدازه های آندزیتی بازالتی قرمز رنگ و گدازه های برشی هستند. این بخش از سازند کرج دارای دگرسانی پیشرفته بوده و تحت تاثیر زون گسله به شدت خرد شده هستند. در نتیجه سنگ ها استحکام خود را از دست داده اند و به مجموعه ای نسبتاً ناپایدار از سنگ و خاک بدل شده اند که هر لحظه آماده ی لغزش و ریزش اند. این همان اتفاقی است که باعث ایجاد دو دریاچه ی تار و هویر شده است.

zg-taarlake-03

در دامنه ی شمالی ارتفاعات جنوبی مشرف به دریاچه ها (زرین کوه) زمین لغزشی رخ داده است که باعث تخلیه ی خاک و سنگ در کف دره، ایجاد سدی طبیعی و بسته شدن راه تخلیه ی آب های سطحی  و در نتیجه جمع شدن آب و ایجاد دو دریاچه تار و هویر شده است. طول تاج این لغزش قاشقی ۲/۵ کیلومتر و مساحت کاسه لغزش ۱/۳۲ کیلومتر مربع و مساحت زون انباشت آن ۱/۸۴ کیلومتر مربع است. این زمین لغزش بزرگ که در سنگ های ناپایدار سازند کرج و در محل عبور گسله ایجاد شده است دلیل اصلی ایجاد دو دریاچه است و مواد خاکی و سنگی آن جبهه جنوبی دو دریاچه را اشغال کرده اند. سنگ های سست، دامنه ی شمالی آبدار، و احتمالاً زمینلرزه ای کهن همگی در ایجاد این زمین لغزش با یکدیگر مشارکت داشته اند.

zg-taarlake-02

عکس ارائه شده، تصویری پانوراما از دریاچه ی تار را با دیدی به سمت شمال نشان می دهد. در تصویر از نزدیک به دور سازندهای میلا، مبارک و جیرود، شمشک دیده می شوند. سازندهای دلیچای و لار ارتفاعات پس زمینه عکس را تشکیل داده اند.

از چند مسیر می توانید خود را به این دو دریاچه برسانید: یک مسیر از شهر دماوند، آبادی چنار عربها، جاده معدن، آخر جاده خاکی تا دریاچه تار است. مسیر دوم از طریق جاده ای که از راه  اصلی تهران – فیروزکوه و روستای دلیچای منشعب شده و از روستاهای یهر، مومج، دهنار و هویر عبور کرده و در ۲۸ کیلومتری به دریاچه تار می رسد. این جاده از ضلع جنوبی دریاچه عبور کرده به جاده ای که از طریق دماوند به دریاچه منتهی می شود متصل می گردد. مسیر سوم هم از شهر دماوند، جاده فیروزکوه، جاده آسفالته آبادی آرو، پل دلیچای و دهنار و دریاچه هویر است.

 

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , دریاچه تار , دریاچه هویر , کوهستان , البرز , دماوند , زمین لغزش , زرین کوه