نوشته‌ها

سازند سلطانیه

در زمانه ۸۰۰ تا ۷۵۰ میلیون سال قبل اتفاقی در پهنه ایران زمین افتاد که اثرات قابل توجهی بر سرنوشت سرزمین ایران داشت. عملکرد نیروهای زمین ساختی منجر به کوهزایی بزرگی به نام “کاتانگایی” در ایران شد که اثرات قابل توجهی بر روی قدیمی ترین سنگ های ایران داشت. در پی این رخداد روندهای ساختاری کلی ایران شکل گرفت. گسله های پی سنگی و بزرگ ایران ایجاد شد و حوضه های رسوبی جدید بنیان نهاده شد. این کوهزایی باعث ماگماتیسم ها، دگرگونی ها، دگر شکلی ها و تقسیم پی سنگ یکپارچه ی ایران به بلوک های جدا از هم گردید. هر چند که اثرات این کوهزایی در همه جای ایران یکسان نبوده و در باختر ایران مرکزی و البرز اثرات کمتری داشت.

بعد از رخداد کاتانگایی چه اتفاقی افتاد؟

یکی از پیامدهای کوهزایی کاتانگایی، ایجاد چرخه های رسوبی از نوع برقاره یی یا دریای درون قاره یی (Epicontinental) بوده است که از زمان پرکامبرین (۸۰۰ میلیون سال قبل) تا تریاس میانی (۲۲۷ میلیون سال قبل) در گستره های وسیعی از ایرانزمین چیره بوده و طی آن، پوشش سکویی اپی کاتانگایی ایران شکل گرفته است. در بیشتر نقاط ایران مرز پرکامبرین – کامبرین پیوسته و تدریجی است.

در ردیف های سکویی پالئوزوئیک ایران، شواهد زیادی از ناپیوستگی رسوبی دیده می شود که به جز برخی استثناء ها، به طور عموم از نوع “ناپیوستگی موازی” است. در نتیجه این باور وجود دارد که در پالئوزوئیک شرایط زمین ساختی  به نسبت آرامی بر سرزمین ایران حاکم بوده و تنها در حرکت های تناوبی رو به بالا و پایین زمین، گاهی از وسعت دریا کاسته می شده و زمانی نیز با پسروی کامل دریا، سکوی پالئوزوئیک به خشکی تبدیل می شده است.

پس از رویداد زمین ساختی کاتانگایی و در زمانه پرکامبرین (۸۰۰ تا ۵۴۰ میلیون سال قبل) یعنی پیش از کامبرین، رسوبات کنار قاره یی ایران بیشتر از انواع آواری کم عمق، گاهی تبخیری و آتشفشانی بودند. شرایط جغرافیایی و حوضه رسوبی آن زمان در گستره ی وسیعی در ایران و حتی کشورهای همجوار یکسان بوده و در نتیجه سنگ ها رخساره ی بسیار همگن دارند. اما بر اساس تغییرات رخساره سنگی در طول زمان، مجموعه ی سنگی به چند واحد سنگ چینه یی تقسیم شده اند. در گذشته سازند های بایندور، سلطانیه، باروت و زاگون جزء سنگ های پرکامبرین البرز دانسته می شدند؛ اما با تکمیل مطالعات و یافتن شواهد فسیلی جدید، امروزه مرز پرکامبرین – کامبرین در البرز را میانه سازند سلطانیه می دانند و این به دلیل آرامش نسبی موجود در حوضه رسوبی در آن زمانه است.

سازندی در مرزهای تاریخ

سازند سلطانیه به دلیل واقع شدن در مرز زمانی دو فصل از تاریخ زمین (پروتروزوئیک و پالئوزوئیک) در البرز از اهمیت دو چندانی برخوردار است. این سازند از ۵ عضو برخوردار است که ۲ عضو زیرین آن سن پرکامبرین و ۳ عضو بالایی آن سن کامبرین دارند.

در برش الگو

این سازند برای اولین بار در کوه های سلطانیه زنجان مطالعه و معرفی شد. در محل برش الگو، این سازند از سه عضو تشکیل شده است:

  • دولومیت پایینی با ستبرای ۱۲۳متر (بعداً تا ۲۵ متر)
  • شیل چپقلو با ستبرای ۲۴۷ متر (بعداً ۱۲۰ متر)
  • دولومیت بالایی (بعداً میانی) با ستبرای ۷۹۰ متر (بعداً ۴۰ تا ۷۲ متر)

عضو شیلی چپقلو در دره کرج

مطالعات تکمیلی

در مطالعات بعدی، دو عضو دیگر به این سازند اضافه گردید:

  • عضو شیل بالایی با ستبرای ۴۰ تا ۲۱۲ متر
  • عضو دولومیت بالایی با ستبرای ۲۵۰ تا ۷۹۰ متر

محیط رسوبی

به نظر می رسد، بخش بیشتر سازند سلطانیه که از سنگ های کربناتی پدید آمده است، در سکو های نوع رمپ نهشته شده است و شامل دو توالی پسرونده بزرگ است. توالی نخست با پیدایش نهشته های پیشرونده کربنات های دولومیت پایینی آغاز و با بالا آمدن سطح آب دریا و ژرف تر شدن حوضه، نهشته های کربناتی جای خود را به شیل های تیره رنگ (بخش شیل زیرین) داده است. پس از پایین افتادن دوباره سطح آب، رخساره های کربناتی سکو (بخش دولومیت میانی) بر جای گذاشته شده اند. توالی دوم با شیل های تیره رنگ و فسفات دار (عضو شیل بالایی) آغاز شده و با دولومیت بالایی پایان می یابد.

عضو های سازند سلطانیه

در نهایت ۵ عضو سازند سلطانیه به این صورت تقسیم بندی شدند:

  • عضو دولومیتی پایینی: شامل تا ۲۵ متر دولومیت لایه یی چرت دار، خاکستری تیره حاوی فسیل های پوسته دار. این عضو در بیشتر نقاط وجود ندارد و سازند سلطانیه با شیل پایینی آغاز می شود.
  • عضو شیل پایینی: شامل ۱۲۰ متر شیل های رسی – سیلتی میکادار و گاهی ماسه ریزدانه که حاوی عدسی هایی از سنگ آهک سیلت دار است.
  • عضو دولومیت میانی: شامل ۴۰ تا ۷۲ متر سنگ های کربناتی چهره ساز است که ۴۰ متر زیرین آن سنگ آهک های سیلیسی خاکستری تیره و بقیه آن دولومیت تا دولومیت آهکی روشن رنگ است.
  • عضو شیل بالایی: شامل ۴۰ تا ۲۱۲ متر شیل های رسی – سیلتی آهکی متمایل به سبز است که به طرف بالا به سنگ آهک های رسی خاکستری تیره رنگ تبدیل می شود. در عضو شیل بالایی اوناع گوناگونی از فسیل های پوسته دار، شکم پایان، اسفنج ها و … وجود دارند.
  • عضو دولومیت بالایی: شامل ۲۵۰ تا ۷۹۰ متر دولومیت های توده یی، متبلور، صخره ساز با رنگ روشن تا خاکستری روشن است. جلبک های استروماتولیتی به فراوانی در این عضو دیده می شوند.

جلبک های استروماتولیتی در عضو دولومیت بالایی سازند سلطانیه

شایان ذکر است که ستبرای سازند سلطانیه در همه جا یکسان نیست. تغییرات شدید ضخامت دولومیت ها و شیل ها در همه جا وجود دارد. در برخی نقاط با کاهش ضخامت دولومیت ها، به ضخامت شیل ها افزوده می شود و حتی ممکن است در برخی نقاط، عضو هایی دیده نشوند و یا به یکدیگر تبدیل شده باشند.

به عنوان مثال ستبرای این سازند که در برش الگو ۱۱۶۰ متر است؛ در دره کرج ۱۰۰۰ متر، در محدوده ی کوه کهار ۴۰ تا ۲۰۰ متر و در محدوده ولی آباد تا ۶۰۰ متر و در جنوب زنجان ۹۸۵ متر گزارش شده است.

در دره کرج،گسله مشاء سازند سلطانیه را بر روی سازند کرج رانده است. در این بخش شیل های چپقلو، عضو دولومیت میانی، شیل های بالایی و عضو دولومیتی بالایی برونزد یافته اند.

نمایی نزدیک تر از شیل های تیره چپقلو، دولومیت میانی، شیل بالایی و دولومیت بالایی در دره کرج

نمایی نزدیک از شیل های تیره رنگ چپقلو در جاده چالوس

نمایی از دولومیت های ستبر لایه و صخره ساز بخش بالایی سازند سلطانیه

مرزهای سازند سلطانیه

مرز زیرین سازند سلطانیه در برش الگو با سازند بایندور هم شیب و پیوسته است. اما گسترش جغرافیایی این سازند محدود به کوه های سلطانیه زنجان و شمال باختری آذربایجان است و در بیشتر نقاط سازند سلطانیه با یک ناپیوستگی تند ناهمزمان مستقیماً بر روی سازند کهار (کهر) قرار می گیرد. سازند کهار قدیمی ترین سنگ های البرز را شامل می شود که مجموعه یی از ردیف های شیلی، توفی، ماسه سنگی سبز رنگ با سن نئوپروتروزوئیک می باشند.

مرز بالایی سازند سلطانیه نیز با سازند باروت تدریجی است. با اینکه بخش عمده سازند باروت شیل های سیلتی – رسی و ماسه یی ریز دانه میکادار به رنگ ارغوانی است اما میانلایه هایی از آهک و دولومیت حاوی چرت و استروماتولیت را همچنان در خود دارد.

گذر تدریجی سازند سلطانیه به سازند باروت در جاده چالوس. در بخش های ابتدایی سازند باروت همچنان میانلایه هایی از دولومیت دیده می شود.

منبع: زمین شناسی ایران – دکتر آقانباتی

برای مطالعه ی بیشتر در مورد سازند سلطانیه در زنجان: مدل دولومیتی شدن سازند سلطانیه در جنوب باختر زنجان

همچنین بخوانید: کوه هزار بند

موقعیت تصاویر بر روی نقشه: زمین نگار

کلمات کلیدی: سازند سلطانیه , دولومیت , شیل , چپقلو , پرکامبرین , کامبرین , جاده چالوس , زنجان , سنگ آهک , کاتانگایی , کوهزایی , پالئوزوئیک , گسل مشاء , البرز , آذربایجان , سازند باروت , سازند بایندور , سازند کهار , ناپیوستگی , درون قاره , نهشته , رسوبگذاری , زمین گشت , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم

استروماتولیت

در تصویر، نمونه ای از سنگ لایه لایه ی دولومیتی متعلق به سازند سلطانیه که در مسیر جاده ی چالوس برونزد یافته است دیده می شود. این لایه های بسیار نازک در واقع موجوداتی تک سلولی هستند که فسیل شده و پس از گذشت حدود ۵۷۰ میلیون سال امروزه در برونزدهای سنگی مربوط به پرکامبرین البرز یافت می شوند. این ساخت های لایه لایه، استروماتولیت نامیده می شوند.

استروماتولیت (Stromatolite)  به سنگ‌های رسوبی لایه‌لایه و به حالت پشته‌ای و ستونی گفته می‌شود که بر اثر گسترش لایه‌ای بر روی لایه‌ای دیگر از سیانوباکتر که میکروبی تک‌سلولی فتوسنتزی است، تشکیل شده‌است. سن برخی از استروماتولیت‌های فسیل‌شده به ۳٫۷ میلیارد سال می‌رسد که در بر دارنده شواهدی از زندگی بر روی زمین است.

واژه ی استروماتولیت بر گرفته از کلمه ی یونانی “استروما” به معنی پوسته، بستر یا چینه و “لیتوس” به معنی صخره یا سنگ می باشد که در گذشته به آن “لامینه های جلبکی” گفته می شد.

استرو ماتولیت ها  فسیل نیستند و به  ما سن معینی را نمی دهند ولی برای تفسیر محیط رسوبی کمک شایانی را می کنند. این ساختها معمولاً در محیط­های ساحلی و نزدیک ساحل ایجاد می شوند .استروماتولیت ها بروی کره ی زمین در دوره ی پرکامبرین فراوان بوده و بهترین ارگانیسم سازنده ی سازنده ی این دوران می باشند. چنانچه به طور کلی پالئوزوئیک زیرین را دوره ی گسترش تریلوبیت ها بدانیم باید پروتروزوئیک را دوره ی مربوط به استروماتولیت ها در نظر گرفت.

سازندهایی که حاوی این ساختارها (استروماتولیت ها) هستند اکثراً دارای سن پر کامبرین بالایی تا کامبرین آغازی بوده که از آن جمله می توان به استروماتولیت های سازند بایندور (پرکامبرین پایانی) و سازند سلطانیه (پرکامبرین پایانی تا کامبرین آغازی) بویژه عضو دولومیت بالایی اشاره کرد. حداکثر تکامل استروماتولیت ها در پروتروزوئیک می باشد و در اواخر پرکامبرین این تکامل نقصان می پذیرد. یکی از نظراتی که در مورد رشد و تکامل استروماتولیت­ها در پروتروزوئیک وارد است، نبود جانوران حفار و زیر­زمینی و بویژه علفخوران (شکمپایان) برای ناپدید کردن رسوبات می باشد. چون این جانوران با بهم زدن رسوبات ، از رشد کف پوشها در نتیجه از رشد استروماتولیت ها جلوگیری می کنند. این ساختار ها (استروماتولیت ها)، تنوع و تعدادشان در طول پالئوزوئیک کاهش یافته و در دریای پیشرفته ی امروز کمیاب می شوند.

با توجه به نکاتی که در بالا بیان شد می توان به این نتیجه رسید که بهترین مکان ها برای تشکیل استرو ماتولیت ها محیط هایی می باشند که موجودات پر سلولی همچون ماهی­ها و شکمپایان نتوانند پوشش­های جلبکی را بخورند و آنها را از بین ببرند در نتیجه محیط باید:

الف) به شدت شور باشد.

ب) بیشترین نور خورشید را دریافت کند.

ج) دارای بیشترین رطوبت باشد.

د) دارای انرژی زیادی باشد.

به همین دلیل هست که استروماتولیت­های عهد حاضر را در مناطق گرم، مرطوب و آب­های شور محیط هایی چون  سواحل جنوبی خلیج فارس، باهاماس و شارک بی ملاحظه می کنیم.

استروماتولیت ها از اتصال مواد رسوب به یک بستر جلبکی یا پوششی از سیانوباکترها (که قبلاً جلبک­های سبز آبی گفته می شد) تشکیل می شوند.

مکانیسم تشکیل استروماتولیت ها بدین صورت می باشد که سیانو باکترها از آب، دی اکسید کربن و نور خورشید جهت تهیه غذا استفاده می کنند که محصول دو گانه این جریان اکسیزن و کربنات کلسیم بوده که به صورت لایه ای از لعاب اغلب بالای کف پوش­ها تشکیل می­دهند که دارای حالت چسبندگی می باشد. این مسئله همراه با حالت رشته ای این جلبک­ها باعث به تله افتادن و محصور شدن ذرات رسوبی شده و تکرار این عمل باعث ایجاد استروماتولیت می شود. در نتیجه این ساختارها، از زوج هایی از لایه های تیره غنی از مواد آلی که به طور متناوب با لایه های روشن غنی از رسوب قرار دارند تشکیل می شوند.

طبقه بندی استروماتولیتها اغلب بر اساس شکل و مورفولوژی آنها صورت می­گیرد که این تغییر در مورفولوژی خود وابسته به انرژی محیط است به طوری که اگر انرژی محیط کم باشد لامینه ها به صورت موازی و اگر انرژی زیاد باشد این اشکال به صورت گنبدی و اگر انرژی خیلی زیاد باشد به صورت گنبد های جدا از هم و ستونی دیده می شوند . بدین ترتیب انواع استروماتولیت ها از نگاه مورفولوژی به ۵ دسته تقسیم می شوند:

۱) استروماتولیت های مسطح (Planar Stromatolites) :

ساده ترین نوع استروماتولیت ها می باشند که به طور تیپیک در پهنه های جذر و مدی بسته تشکیل می شوند بنابراین ممکن است چند ضلعی های حاصل از خشک شدگی را نشان دهند و حاوی روزنه های لامینه ای (Laminoid Fenestrate)  یا حفرات کشیده بوده که توسط کانی های تبخیری پر شده اند .

۲) استروماتولیت های گنبدی (Domal Stromatolites)  :

در این نوع استروماتولیت ها لامینه ها از یک گنبد تا گنبد بعدی ادامه می یابد. این نوع استروماتولیت­ها در یک طبقه بندی که توسط آقای لوگان و همکاران در سال ۱۹۶۴ ارائه شده تحت عنوان نیمکره های به طور جانبی متصل به هم (کاسه های کنار هم چیده شده) (Hemispheroides (Laterally Linked  معرفی شده اند .

۳) استروماتولیت های ستونی (Columnar Stromatolites):

ساختمان های منفردی می باشند که ممکن است چندین متر ارتفاع داشته باشند که نتیجه اجبار رشد عمودی برای نفوذ نور خورشید به ارگانیسم­های فتوسنتز کننده به وجود آیند این نوع استروماتولیت ها در تقسیم بندی آقای لوگان تحت عنوان نیمکره های به طور عمودی انباشته (کاسه های روی هم قرار گرفته شده) Vertically)(Staked Hemipheroids معرفی شده اند.

۴) استروماتولیت های پیچیده (Complex  Stromatolites):

بعضی از استروماتولیت ها ممکن است ترکیبی از گنبد ها و ستون ها باشند. بدین حالت استروماتولیت های پیچیده گفته می شود.

۵) استروماتولیت های کروی (انکوئید ها)(Oncoids) :

نوعی ساختمان رسوبی رسوبی می باشند که دارای لامیناسیون داخلی متحد المرکز بوده و ممکن است نامتقارن باشد.

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم  ,سنگ شناسی  ,ساخت های رسوبی  ,دولومیت استروماتولیت  ,ایران  ,سازند سلطانیه  ,پرکامبرین  ,محیط رسوبی

منبع: رازهای زمین شناسی

 

سازند زاگون

حدود ۵۰۰ میلیون سال قبل یعنی در زمانه ی کامبرین، که شرایط زمین ساختی نسبتاً آرامی بر پهنه ی ایران حکمفرما بوده و تنها در حرکت های تناوبی رو به بالا و پایین زمین، گاهی از وسعت دریا کاسته می شده و با پسروی کامل دریا، سکوی پالئوزوئیک به خشکی تبدیل می شده است، در البرز با پسروی موضعی دریا در پالئوزوئیک پسین و در زمانه کامبرین دو سازند زاگون و لالون در حال تشکیل بوده اند. در حقیقت شرایط کولابی – تبخیری زمانه پرکامبرین پسین در البرز بدون هیچ رخداد زمین ساختی تا کامبرین پیشین ادامه داشته و رسوبات کولابی – آواری را در این زمانه برجا گذاشته است. انباشت رسوبات دولومیتی سلطانیه و باروت در ادامه با مجموعه های شیلی – ماسه سنگی سرخ رنگ ادامه می یابد. این مجموعه سازند های زاگون و لالون را می سازند که بخش بالایی نهشته های کامبرین پیشین ایران هستند. رنگ سرخ ارغوانی این نهشته های نشانگر محیط های بسیار کم ژرفای اکسیدی آنها در زمان تشکیل است.

سازند شیلی زاگون مجموعه ی همگنی از شیل های آهک دار، ماسه سنگ ریزدانه آرکوزی، سیلت سنگ های میکادار زودفرساست که رنگ متمایل به سرخ ارغوانی دارند. ضخامت های متفاوتی برای این سازند در نقاط مختلف ذکر شده ولی در برش الگوی آن که توسط آسرتو در سال ۱۹۶۳ در باختر روستای زاگون در البرز مرکزی معرفی شده ۴۵۳ متر اندازه گیری شده است. دو دلیل برای این تغییر ضخامت ذکر شده است. یکی تغییر رخساره جانبی این سازند به سازند باروت و دیگری فاز فرسایشی آن قبل از سازند بالایی (سازند لالون) است که به نظر می رسد نظر دوم قوی تر باشد.

مرز زیرین این سازند با سازند باروت تدریجی و با سازند لالون با شروع ماسه سنگ های متوسط دانه آرکوزی نیز تدریجی می باشد به گونه ای که گاهی تفکیک این دو سازند از یکدیگر دشوار است. پس از نهشت سازند لالون یک ایست رسوبگذاری سراسری در البرز اتفاق می افتد که وابسته به رخداد میلایین است و پس از آن سازند کربناته میلا شروع به رسوبگذاری می نماید.

در تصویر سیلت سنگ های نازک لایه سازند زاگون مشاهده می شود. شیب لایه ها در این محل نزدیک به قائم است و علیرغم ظاهر ستبرلایه ای که در این سنگ ها مشاهد می شود، لامیناسیون های میلی متری این سازند با رسیدن به سطح و قرار گرفتن در معرض هوازدگی از یکدیگر باز شده و حالت ورقه ای (Paper) به خود می گیرند. از این رو دامنه هایی که برونزدهای سازند زاگون را میزبانی می کنند، انباشته از واریزه های ریز از سیلت سنگ های ارغوانی میکاداری هستند که در زیر نور آفتاب برق می زنند. تصویر بالا از دامنه های دره سرخدر که مشرف بر “باغ لاله های گچسر” در جاده ی چالوس است گرفته شده است.

کلمات کلیدی: البرز , البرز مرکزی , ایران , پالئوزوئیک , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , سازند باروت , سازند زاگون , سازند سلطانیه , سازند لالون , شیل ارغوانی , شیل میکادار , فرسایش ورقه ای , کامبرین

سازندهای باروت و زاگون در البرز مرکزی

در امتداد جاده چالوس و در فاصله ۲ کیلومتری شمال سه راه شهرستانک، سازندهای پالئوزوئیک البرز با گسله راندگی معروف “مشاء – فشم” بر روی سری های سبز ائوسن “سازند کرج” رانده شده اند. قدیمی ترین سازند پالئوزوئیک در این بخش از البرز مرکزی سازند سلطانیه است. سازند سلطانیه با رخساره دولومیتی ستبرلایه – رنگ تیره و چهره ساز کاملاً قابل شناسایی است.

سازند سلطانیه به تدریج به مجموعه‌یی از شیل های رسی – سیلتی و ماسه‌ای ریزدانه، دارای میکا با رنگ ارغوانی، تبدیل می‌گردد که در فرهنگ چینه‌شناسی ایران با نام “سازند باروت” شناخته می‌شود. شیلهای سازند باروت همچنین با میان‌لایه‌هایی از سنگ آهک و دولومیت‌، حاوی چرت واستروماتولیت، نیز همراهی می‌گردد.

سازند باروت با سن کامبرین همانگونه که با سازند سلطانیه (در پایین) همبری تدریجی دارد، به سوی بالای ردیف رسوبی نیز با سازند جوانتر یعنی “سازند زاگون” نیز مرز عادی و تدریجی دارد. پیش از این سازند باروت را به عنوان سازند «اینفراکامبرین» درنظر می‌گرفتند ولی یافته‌های فسیل‌شناسی جدید، جایگاه چینه شناختی آن را کامبرین پیشین تائید کرده‌اند.

سازند باروت به تدریج به مجموعه یی همگن از شیل های آهک دار، ماسه سنگ ریزدانه آرکوزی، سیلتستون میکادار زودفرسا با رنگ متمایل به سرخ ارغوانی تبدیل می‌گردد. این سازند نیز در فرهنگ چینه شناسی ایران به نامه “سازند زاگون” شناخته می‌شود.

یکی از ویژگی های سازند زاگون تغییرات رخساره‌یی جانبی و تبدیل آن به سازند باروت است و به همین علت، ستبرای این سازند در هر نقطه که گزارش شده، متفاوت است. برپایه نظر لاسمی (۱۳۶۹) بخش زیرین این سازند به دلیل داشتن گلسنگ و سیلتستون سرخ رنگ و سایر نشانه ها مربوط به یک محیط قاره یی خشک و به گمان قوی در یک محیط پلایایی تشکیل شده است. ولی سنگ های بالایی این سازند معرف محیط رودخانه ماندری (پیچان رود) می‌باشد. برپایه مطالعات فسیل شناسی سن سازند زاگون معادل کامبرین پیشین در نظر گرفته شده است.

به سوی بالای ردیف رسوبی ماسه سنگهای کوارتزی و کواتز آرنایت با لایه بندی نازک تا ستبر و رنگ خاکستری تا سرخ و ارغوانی (سازند لالون) ظاهر می‌گردند (نام روستای سرخدر از رنگ سرخ- ارغوانی این سازند گرفته شده است). این سازند بدلیل سختی و استحکام از جمله سازندهای چهره ساز به شمار می‌آید. در بالاترین بخش این سازند نیز کوارتزیت سفید رنگی است که با نام “تاپ کوارتزیت” شناخته می‌شود که مرز این سازند با آخرین سازند کامبرین البرز به نام “سازند میلا” است.

تصویر گرفته شده مربوط به دامنه جنوبی ارتفاعات باختری مشرف به دره و آبراهه روستای سرخدر در جاده ی چالوس است. در این محدوده سازندهای باروت و زاگون برونزد یافته اند و در خط الراس نیز ماسه سنگ های سازند لالون دیده می شوند. همان طور که در تصویر دیده می شود نفوذی هایی به صورت دایک های دیابازی لایه های این سازندها را قطع کرده و سنگ های آنها را در اطراف خود دگرسان نموده اند. عکس دیدی رو به شمال دارد و در اسفندماه ۹۵ گرفته شده است. در این فصل از سال به دلیل بارش برف دامنه های البرز مرکزی پوشیده از برف است اما در بخش های جنوبی تر، تابش آفتاب به سرعت برف دامنه های رو به جنوب را آب می کند.

کلیدواژه: البرز , البرز مرکزی , ایران , پالئوزوئیک , تاپ کوارتزیت , جاده چالوس , دایک دیابازی , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , سازند باروت , سازند زاگون , سازند سلطانیه , سازند لالون , سازند میلا , سرخدر , کامبرین