نوشته‌ها

ساخت های رسوبی حلقوی لیزگانگ

حتماً در سنگ های رسوبی نوارها یا دایره های متحدالمرکز رنگی را دیده اید که با کنکرسیون ها و ندول ها تفاوت دارند. این نوارها در واقع ساخت هایی ثانویه یی هستند که پس از تشکیل سنگ در آنها شکل گرفته اند و بر خلاف کنکرسیون ها فاقد یک هسته ی مرکزی هستند. به این نوارها یا حلقه های رنگی لیزگانگ گفته می شود.

حلقه ها یا نوارهای لیزگانگ (Liesegang rings) به نوارهای سیمانی رنگی در سنگ های رسوبی گفته می شود که معمولاً عمود بر لایه بندی ایجاد شده اند. این ساختارهای رسوبی ثانویه (دیاژنتیک) حاوی نوارهایی از مواد معدنی هستند که در یک الگوی منظم تکرار شده اند. حلقه های لیزگانگ با ظاهر متمرکز و یا حلقوی خود از سایر ساخت های رسوبی قابل تشخیص اند. مکانیزمی که بر اساس آن حلقه های لیزگانگ تشکیل شده است به طور کامل شناخته نشده است و همچنان در مرحله ی تحقیقات قرار دارد.

اگر چه حلقه های لیزگانگ به عنوان یک رخداد شایع در سنگ های رسوبی دیده می شود، اما حلقه های متشکل از اکسید آهن می توانند در سنگ های آذرین و دگرگونی نفوذپذیر که از لحاظ شیمیایی دگرسان شده اند نیز دیده شوند.

تاریخچه

اولین بار در سال ۱۸۹۶ یک دانشمند آلمانی به نام رافائل ای. لیزگانگ مشاهدات خود از نتایج یک آزمایش تشکیل نوارهای لیزگانگ را شرح داد و ویلهلم استوالد اولین توضیح را برای این پدیده ارائه کرد. هدف از آزمایش لیزگانگ این بود که تشکیل رسوب تولید شده از واکنش شیمیایی یک قطره محلول نیترات نقره بر روی ژل دی کرومات پتاسیم را مشاهده کند. رسوب حاصل از این واکنش یک الگوی متحد المرکز از حلقه ها را تشکیل داد که لیزگانگ و همکارانش را متوجه رفتار مشابه تشکیل حلقه ها در سنگ های رسوبی نمود. از این رو این ساختارها، حلقه های لیزگانگ نامیده شدند.

سازوکار تشکیل و توسعه

فرایندی که حلقه های لیزگانگ را توسعه می دهد هنوز به طور کامل فهمیده نشده است. حلقه های لیزگانگ ممکن است در اثر تفریق شیمیایی اکسیدهای آهن و سایر مواد معدنی در خلال دگرسانی و هوازدگی ایجاد شوند. یکی از مقبول ترین نظرات در مورد مکانیزم توسعه ی حلقه های لیزگانگ در بین ژئوشیمیست ها، این است که در اثر نبود جریان همرفتی با تفکیک بین واکنش درونی گونه های مختلف مانند اکسیژن و آهن در باند های جداگانه یک الگوی هندسی نواری یا حلقوی شکل می گیرد.

یک فرایند دیگر نیز با عنوان چرخه فوق اشباع و هسته زایی اسوالد – لیزگانگ توسط جامعه ی زمین شناسی به عنوان مکانیزم احتمالی تشکیل حلقه های لیزگانگ در سنگ های رسوبی شناخته شده است. در این فرایند انتشار واکنشگرها منجر به اشباع بیش از حد و متمرکز شدن آنها حول یک هسته مرکزی در نوارهایی به صورت موضعی و خالی شدن مناطق مجاور از این واکنشگرها می شود. بنابر نظر استوالد شکل گیری موضعی دانه های کریستالی زمانی اتفاق می افتد که سطح بالاتری از فوق اشباع بدست آید و رشد بلورها موجب کاهش سطح اشباع محلول ها در فضاهای خالی اطراف بلورها شده و بنابراین کانی زایی که بعد از رشد اولیه بلور در مناطق اطراف اتفاق می افتد، نوارها یا حلقه ها را توسعه می دهد. یک مثال خوب بر مبنای نظریه استوالد-لیزگانگ، در تعاملات آب و سنگ مشاهده می شود که در آن هیدوکسید آهن از طریق فضاهای بین منفذی در ماسه سنگ نفوذ می کند.

الگوی حلقه های لیزگانگ به عنوان ساخت های رسوبی ثانویه در نظر گرفته می شوند هر چند که در سنگ های آذرین و دگرگونی دگرسان شده نیز یافت می شوند. دگرسانی شیمیایی سنگ ها منجر به تشکیل حلقه های لیزگانگ در اثر انتشار اکسیژن آب های زیرزمینی به فضای خالی سنگ های حاوی آهن انحلال پذیر می شود. حلقه های لیزگانگ معمولا به صورت لایه لایه در بسیاری از انواع سنگ های رسوبی رخ می دهند که در ماسه سنگ ها و چرت ها فراوان تر اند.

در طبیعت

اگر چه امکان ایجاد حلقه های لیزگانگ در سنگ های رسوبی بسیار زیاد است اما دانشمندان کانی شناسی با مطالعه ی دقیق کانی ها و بافت این ساخت ها، حلقه های لیزگانگ را ناشی از یک خودسازمانی ژئوشیمیایی می دانند به این معنی که توزیع این حلقه ها در سنگ به ویژگی های سنگ میزبان، قبل از تشکیل این حلقه ها مرتبط نیست.

به عنوان مثال در برخی از انواع سنگ های رسوبی مانند فورش سنگ های کربناته (calcisiltites) الگوی حلقه های لیزگانگ می توانند به اشتباه تفسیر شوند. حلقه ها ممکن است یک جدایش (offset) باشند. با این حال خطواره های سنگ، یک الگوی ناشکسته را نشان می دهد، از این رو جدایش مشاهده شده به یک “شکستگی کاذب” نسبت داده می شود. شکستگی های کاذب نتیجه ی توسعه ی حلقه های لیزگانگ درون مناطقی از سنگ هستند که در مجاورت یکدیگر قرار دارند اما در سطوح چینه شناسی مختلف.

حلقه های لیزگانگ می توانند ظاهری شبیه خطواره ها داشته باشند و زمانی که موازی یا نیمه موازی با صفحات لایه بندی قرار می گیرند انسان را به اشتباه بیاندازند؛ اما زمانی که عمود بر لایه ها یا خطواره ها باشند به راحتی قابل تشخیص اند.

در تصویر توسعه ی حلقه های لیزگانگ در ماسه سنگ های سازند شمشک در منطقه رودبار در استان گیلان به خوبی قابل مشاهده است.

منبع: ویکی پدیا (Liesegang rings)

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری  ,ساخت رسوبی,  حلقه های لیزگانگ  ,ساخت ثانویه  ,اکسید آهن  ,سنگ رسوبی  , ماسه سنگ  ,سازند شمشک,  البرز,  ژوراسیک,  استان گیلان,  رودبار,  زمین گشت

سازند شمشک

 

در ۲۲۷ میلیون سال قبل در گستره ای که امروز فلات ایران نامیده می شود، در زمانه ای که در تقویم زمین شناسی تریاس پسین نامیده می شود، در اثر نیروهای زمین ساختی وارده یک کوهزایی بزرگ با نام سیمرین پسین شرایط و نوع حوضه های رسوبی آن زمان را تغییر داد. در اثر نیروهای زمین ساختی دریای تتیس جوان در حال باز شدن و صفحه ی ایران از صفحه ی زاگرس – عربی در حال دور شدن بوده است و این حرکت به سمت شمال باعث برخورد دو صفحه ی ایران و توران و بسته شدن تتیس کهن در تریاس پسین شده است.کوهزایی با بالا آمدن عمومی و سراسری زمین همراه بوده که تا اواسط ژوراسیک میانی یعنی حدود ۱۷۰ میلیون ساحل قبل خشکی های مرتفعی را در ایران مرکزی و بلوک لوت تشکیل می داده است.

 

برونزد سازند شمشک در گردنه لاوشم در مسیر دسترسی پل زنگوله در جاده چالوس به بلده. تناوب ماسه سنگ و شیل در این سازند بر روی ریخت شناسی آن تاثیر مستقیم دارد.

در البرز فرابوم ها با راندگی های فراوان همراه بوده و بالا آمدن زمین و پس نشست دریا همراه بوده است ولی در تریاس پسین با پیشروی دوباره دریا در البرز، این پهنه به یک خلیج به نسبت باریک تبدیل شده که به سوی خاور گسترش زیاد داشته و از سمت باختر با دریای آزاد در ارتباط بوده است. در این خلیج فرونشست بستر زیاد بوده به گونه یی که شرایط برای انباشت مقدار قابل توجهی از گل و لای کاملاً فراهم بوده است. در این زمان با پس نشست دریا، البرز نخست به دشتی آبرفتی – دلتایی و سپس به یک دشت آبرفتی تبدیل شده که گاه در آن مرداب های تورب زا شکل می گرفته اند. به دلیل این شرایط جغرافیایی و شرایط آب و هوایی حاکم در آن زمان، نهشته های به نسبت همگن شیل و ماسه سنگ همراه با لایه های زغال دار شروع به شکل گرفتن در این محیط های مردابی – کولابی می کنند که تا ژوراسیک میانی یعنی حدود ۱۷۰ میلیون سال قبل ادامه پیدا می کند. این یکنواختی در رسوب گذاری در زمانه تریاس پسین تا ژوراسیک میانی چنان است که امکان جداسازی آنها بر اساس سن وجود ندارد و در بسیاری از نقاط البرز از یکدیگر تفکیک نشده اند.

 

برونزد سازند شمشک در جاده قزوین – رشت و مابین دو شهر منجیل و رودبار. تناوب ماسه سنگ، شیل و میانلایه های کنگلومرایی با رنگ خاکستری تیره ویژگی بارز این سازند در این منطقه است.

در سال ۱۹۶۳ دانشمندی به نام آسرتو با مطالعه ی این ردیف رسوبی به مجموعه ی رسوب های زغالدار البرز “سازند شمشک” نام نهاد و سن آن را از اوایل ژوراسیک (لیاس) تا اواسط آن (دوگر) در نظر گرفت اما یافته های بعدی نشان داد که سازند شمشک در واقع خود یک خرچه ی رسوبی است که می تواند خود مشتمل بر چند سازند باشد و سن آن از تریاس پسین تا ژوراسیک میانی است در نتیجه نام “گروه شمشک” برای آن انتخاب شد.

 

ریخت شناسی تپه ماهوری سازند شمشک در محدوده ی شهر رودبار و دره سپیدرود در استان گیلان. تناوب ماسه سنگ و شیل به روشنی قابل تشخیص است.

 

همانطور که اشاره شد با اعمال نیروهای زمین ساختی و ایجاد کوهزایی و تغییر محیط رسوبی در آن زمانه، در البرز شمالی نهشت رسوبات آهنی – بوکسیتی و رس های فلینیتی به رنگ سرخ – قهوه یی آغاز گروه شمشک را نشان می دهند ولی در البرز جنوبی آغاز این گروه با بازالت های تیره رنگ زیردریایی است که با رسوب های زغالدار ادامه می یابد. گروه شمشک در واقع یک چرخه رسوبی است که نهشته های آن نشانگر و جود جلگه های پهناور و حوضه های مردابی – رودخانه یی و گاه دریایی کم ژرفا است. این واحد سنگ چینه یی یکی از شاخص ترین واحدهای سنگ چینه ای ایران است که به طور عمومی سیمایی فرسوده شده و رنگ تیره دارد. داشتن زغالسنگ، سنگواره های جانوری و گیاهی فراوان سبب شده تا مطالعات زیادی بر روی آن انجام شود. در محل برش الگوی این سازند که آسرتو در بالادست دره روته در شمال گردنه لازیم انتخاب کرده است، سازند شمشک را به چهار زون سنگی تقسیم نموده است:

  • ماسه سنگ پایینی: با ستبرای ۷۰ تا ۱۰۰ متر شامل تناوبی از ماسه سنگ های کوارتزی متمایل به سفید به همراه لایه های نازک از شیل و شیل های زغالدار
  • سری زغالدار پایینی: شامل ۲۵۰ تا ۳۰۰ متر شیل و آرژیلیتبا تناوب های زغالسنگی قابل استخراج
  • ماسه سنگ بالایی: ۵۰۰ تا ۶۰۰ متر ماسه سنگ های ستبرلایه همراه با لایه های سیلتی میکادار و به طور ناحیه ای شیل و افق های آهکی آمونیت دار
  • سری زغالدار بالایی: نهشته های آرژیلی و لایه های زغالدار که در بخش پایینی زغالسنگ فراوان و در بخش بالایی سیلت سنگ های مارنی و شیل های خاکستری فراوان تر اند.

در محل برش الگو ستبرای سازند شمشک ۱۰۲۷ متر اندازه گیری شده اما تغییرات جانبی ضخامت در جای جای البرز بسیار زیاد است.

 

تناوب ماسه سنگ ستبر لایه و کوارتز کنگلومرای سازند شمشک در جاده دسترسی شهر رودبار به طارم 

برونزد سازند شمشک در محدوده روستای نساء در جاده ی چالوس. تفاوت در فرسایش پذیری ماسه سنگ ها و شیل های تیره در سازند شمشک باعث شده تا لایه های مستحکم ماسه سنگی مانند تیغه هایی از میان بخش های فرسوده شیلی خودنمایی کنند.

لایه های ستبر کوارتز کنگلومرا با دانه های سفید رنگ کوارتز در بخش هایی از سازند شمشک در دره سپیدرود در استان گیلان

نمایی نزدیک از تناوب ماسه سنگ ها و شیل های سازند شمشک در برونزدهای مسیر جاده چالوس در البرز مرکزی

نمایی از لایه های سیاهرنگ شیل زغالدار در مسیر رودبار به منجیل در استان گیلان

شکل پذیری مناسب شیل ها و اعمال نیروهای تکتونیکی در البرز باعث ایجاد چین های فراوان در سازند شمشک شده است.

یک نمونه از فسیل های گیاهی سازند شمشک در محدوده ی دره سپیدرود در استان گیلان

نمونه دیگری از فسیل گیاهی سازند شمشک در جاده دسترسی بلده به رویان در استان مازندران

نمونه ای از ساخت های رسوبی ماسه سنگ های سازند شمشک در دره سپیدرود در استان گیلان

پایان نهشت گروه شمشک در البرز با کوهزایی سیمرین میانی در حدود زمانه ۱۷۰ میلیون سال قبل همراه شده و با پیشروی دریا بر روی این رسوبات مردابی – کولابی، ردیف های دریایی شامل نهشته های مارنی – آهکی سازند دلیچای و سازند آهکی لار بر روی آن نهشته شده اند که مربوط به زمان ژوراسیک میانی بالایی می شوند. مرز بالایی سازند شمشک در همه جا یکسان نیست. در بیشتر مناطق سازند دلیچای با یک افق کنگلومرای کوارتزی سفید رنگ بر روی شمشک قرار می گیرد. گاهی لایه های آغازین سازند دلیچای دارای قلوه های لیمونیتی و ترک های گلی فراوان است. در برخی نقاط دگرشیبی موازی و یا زاویه دار گزارش شده است که نشان می دهد مرز شمشک و دلیچای ناپیوسته است.

منبع: زمین شناسی ایران (دکتر علی آقانباتی)

کلمات کلیدی: سازند شمشک , ماسه سنگ , شیل زغالدار , زغالسنگ , واحد سنگی , تریاس , ژوراسیک , محیط رسوبی , کولابی , رودخانه یی , مردابی , تتیس , البرز , ایران , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتورسم , کوهزایی , سیمرین , واحد سنگ چینه یی , زمین گشت

بلندترین قله آتشفشانی آسیا

قله دماوند با ۵۶۷۰ متر ارتفاع بلندترین قله ی ایران و بلندترین قله ی آتشفشانی آسیاست. قله ی دماوند نقطه ی عطف رشته کوه البرز به حساب می آید. این رشته کوه در خاور دماوند راستای شمال خاور – جنوب باختر و در باختر آن راستای شمال باختر – جنوب خاور دارد.

آتشفشان دماوند که از نوع مطبق (چینه ای) می باشد هنوز خاموش نشده و به دلیل خروج گازهای گوگردی و وجود چشمه های آب گرم در اطراف آن جزء آتشفشان های نیمه فعال به حساب می آید. اما آخرین فعالیت آتشفشانی آن مربوط به ۳۸۵۰۰ سال قبل (بر اساس تعیین سن به روش کربن ۱۴) بوده است. قطر دهانه ی اصلی این آتشفشان ۴۰۰ متر است که یخ و برف دائمی آن را پوشانده است. آثاری از دهانه های فرعی نیز دامنه های آن از جمله دامنه ی جنوبی که محل خروج گازها و دودخان هاست و تپه دودی نامیده می شود، دیده می شود.

دامنه ی کوه بوسیله ی جریان های گدازه ای مکرر که بارها از قله و یا مخروط های فرعی سرازیر شده اند و همچنین مواد آذرآواری شامل پومیس، توف و لاهار پوشیده شده است. گدازه های دماوند گستره ای شامل ۴۰۰ کیلومتر را زیر پوشش دارد.

کهن ترین گدازه های کواترنری دماوند از نوع بازالت قلیایی است. به طور کلی سنگ های دماوند از سه نوع بازیک، حدواسط و اسیدی است.انواع بازیک فقط شامل گدازه های بازالتی و تراکی بازالتی است ولی در انواع حدواسط و اسیدی علاوه بر گدازه، سنگ های آذرآواری و اپی کلاستیک نیز وجود دارد. فراوان ترین گدازه های دماوند از نوع تراکیت است.

تصویر فوق از هواپیمای در حال پرواز در مسیر تهران – مشهد و از دامنه ی جنوبی قله ی دماوند توسط م.س.میرکاظمیان گرفته شده است.

کلمات کلیدی: Alborz Mountain , damavand , Iran Geotourism , peak , volcano , آتشفشان , آذرآواری , البرز , ایران , بلندترین آتشفشان آسیا , بلندترین قله ایران , دماوند , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , فوران , گدازه

کلوت های شهداد، جاذبه های دشت لوت

در شمال خاور استان کرمان و در خاور بخش مرکزی دشت لوت، زمین منظرهایی به شکل اشکالی خطی به طول ۱۲۰ کیلومتر و عرض بیش از ۶۵ کیلومتر کشیده شده اند که جنسی از ماسه، رس، گلسنگ و رسوبات ریزدانه دارند در زبان محلی به آنها کلوت گفته می شود.

 

 

واژه کَل در مناطق خراسان، مرکز ایران و سواحل دریای خزر معانی مختلفی دارد. در خراسان و سیستان و بلوچستان ریشه کلاته و کلات است که قلعه و دژ نیز از آن مشتق می‌گردد و به معنای آبادی یا روستایی است که در بلندی قرار گرفته و به محیط اطراف مشرف باشد. واژه کلاته به معنای کلات کوچک است و عموماً در پی اسامی مالک کلات استفاده می‌شده‌است. در مرکز ایران کلات به معنای روستایی محصور است و در دشت کویر و بیابان لوت هم‌معنی با دره یا شوره‌زار دارای درخت استفاده می‌شده‌است. در مناطق شمالی ایران (آبادی های ساحلی دریای خزر) به صورت کلا بکار می‌رود و در گیلان کاله به معنای بوته‌زار است.

 

 

کلوت ها که یاردانگ نیز نامیده می شوند اغلب در رسوبات نرم دریاچه‌ای گذشته به وجود می‌آیند و در برخی بیابان‌های دنیا از جمله بیابان غربی مصر و بیابان لوت در ایران وجود دارند. کلوت‌ها اغلب در رسوبات نرم دریاچه‌ایگذشته به وجود می‌آیند و اشکال تپه‌های فرسایشی حاصل فرسایش بادی کلوت‌ها در مناطق خشک دنیا ازقبیل ایران، امریکا، چاد، مصر، و پرو در سطح وسیعی گسترش یافته‌اند و فرآیندهای موجود تا حدی مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. کلوت های ایران بر اساس مطالعات دانشمندان علوم زمین بین ۲ تا ۷ میلیون سال عمر دارند. یعنی از زمان نهشته شدن رسوبات در این منطقه تا امروزه که بر اثر فرسایش های بادی و آبی به این شکل در آمده اند ۲ تا ۷ میلیون سال می گذرد. کلوت‌های بزرگ حاصل فرسایش آبی-بادی و کلوت‌های کوچک تحت تأثیر فرسایش بادی شکل گرفته‌است.

سنگ‌های ناپیوسته مانند لای، رس به علت چسبندگی، به‌طور نامحسوسی تحت تأثیر فرسایش بادی قرار می‌گیرند و در حالت مرطوب، باد تأثیری ناچیزی دارد. در حالت خشک، هنگامی باد از دشت رسی می‌گذرد، با حمل دانه‌های ماسه، سطح دشت را شیار داده در این صورت به آن کلوت می‌گویند.

ناهمواری‌ها و اشکال فرسایش بادی ازجمله کلوت‌ها در مناطقی واقع هستند که باد سرعت کافی برای بادکندگی و سایش داشته باشد که در الگوی فرسایش بادی برخلاف فرسایش آبی حرکت مواد درهمه جهات امکان پذیراست. در نواحی با باد مداوم شدید و اقلیم خشک و بستر مناسب فرسایش باعث ایجاد شیارهای به صورت آرایه‌های موازی می‌شود که این شیارها (دالان‌ها) بر اثر افزایش فرسایش بادی-آبی گسترش می‌یابند. بدین نحو که عامل رطوبت باعث نرمی و سستی سطح منطقه می‌گردد. پس از خشکیدگی به سهولت با کوچکترین حرکت باد مواد برداشته می‌شود.

درحد فاصل این شیارها تپه‌های موازی و دوکی شکل کلوت‌ها هم جهت با باد غالب منطقه باقی می‌مانند: حالت دوکی‌شکل آن به نحو عمل فرسایش بادی مربوط می‌شود به‌طوری که شیب روبه باد بیش از قسمت پشت به باد است.

در تصویر که توسط “مهران خواجه زاده” گرفته شده است، بستر رودخانه شور در منطقه شهداد کرمان که از میان کلوت های دشت لوت عبور می کند دیده می شود. رودخانه های این بخش فصلی بوده و عموماً پس از بارندگی های فصول پر باران آبدار می شوند و پس از آن بستر آنها خشک و به بدبوم هایی غیر قابل استفاده تبدیل می گردد که تا زمان بارندگی بعدی ترک های گلی چندضلعی و زمین های پف کرده رسی و نمکی جای آب را در بستر این رودها اشغال می کنند.

 

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , صحرا نوردی , یاردانگ , کلوت , شهداد , استان کرمان , دشت لوت , رسوبات ریزدانه , بیابان , کویر , فرسایش آبی , فرسایش بادی , زمین گشت

ناودیس معلق تنگه پیرزال

در مسیر جاده دهدشت به سرفاریاب در استان کهگیلویه و بویر احمد، پس از عبور از تنگه پیرزال در کوه سیاه و وارد شدن به دشت میان دو کوه سیاه و موندون مقطع یک ناودیس زیبا که به موازات این دو تاقدبس با راستای شمال باختر – جنوب خاور کشیده شده خودنمایی می کند. این ناودیس زیبا که برخی آن را با نام “دالی مامو” می شناسند در هسته ی خود سنگ آهک های متوسط تا ستبرلایه سازند آسماری و در لایه های قدیمی تر تناوب مارن و آهک سازند پابده را میزبانی می کند. ارتفاعات دو تاقدیس دربرگیرنده این ناودیس زیبا برونزد سنگ های آهکی سازند سروک است و برونزد نازکی از سازند گورپی نیز میان سازندهای پابده و سروک قابل مشاهده است.

هسته ی مستحکم و دامنه های زودفرسای این ناودیس باعث شده تا این ناودیس به صورت یه کاسه معلق در هوا به نظر بیاید که برخی آن را یک ناودیس معلق می دانند. سن تشکیل این ناودیس همزمان با چین خوردن زاگرس چین خورده و مربوط به میلیون ها سال قبل است اما ریختار امروزی آن پس از عملکرد فازهای فرسایشی و مربوط به چند صد هزار سال اخیر است.

در تصویر نمایی زیبا از این ناودیس در مسیر جاده دهدشت به سرفاریاب دیده می شود که توسط “مهندس محمد صادق زنگنه” با دید به سوی شمال گرفته شده است. در هسته ی ناودیس سازند آسماری به سن الیگومیوسن و ارتفاعات پسزمینه تصویر سازند سروک در یال جنوبی تاقدیس موندون دیده می شوند.

کلماات کلیدی: ناودیس معلق ,  تاقدیس موندون , تاقدیس کوه سیاه , تنگه پیرزال , دالی مامو , استان کهگیلویه و بویر احمد , سرفاریاب , دهدشت , زاگرس , چین خوردگی , سازند آسماری , سازند سروک , سازند پابده , سازند گورپی , زمین گشت , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم

زمین‌عکاسی؛ عکس علمی از پدیده های علوم زمین!

زمین‌عکاسی چیست؟

“زمین‌عکاسی” (Geophotography) اصطلاحی است که بواسطه‌ی نقش حیاتی و متفاوت عکاسی در علوم‌زمین از یک سو و از سوی دیگر به جهت گردآوری روش‌ها و دانش عکاسی در زیر یک سرفصل، به‌عنوان یک زیرشاخه یا دیدگاه جدید در علوم‌زمین مطرح شده است. این تعریف به شکلی آزمایشی عنوان شده تا مشخص کند که چه چیزهایی باید شامل این گستره از علم و فن گردد تا بتوان آن را از اصطلاح عمومی” عکاسی” تفکیک کرد: ” زمین‌عکاسی در واقع شامل ضبط واقع‌گرایانه (به طور معمول در بازه نورهای مرئی ، ماورای بنفش و مادون قرمز) تصاویری از عوارض و فرآیندهای طبیعی یا معادل آزمایشگاهی آنها است که به جهت رسیدن به درک و یا مطرح کردن سئوالی علمی از عوارض و فرآیندهای طبیعی با هدفی مفید و خاص مانند پژوهش، آموزش و یا نمایش بهتر این پدیده ها انجام می گردد.” (Magloughlin, 2010, 2011)

در این زمینه شباهت زیادی مابین زمین‌عکاسی و “عکاسی نجومی” – رشته ای شناخته شده و باسابقه – وجود دارد. این رشته بواسطه معمول‌بودن استفاده از تلسکوپ و motor drive برای ثبت عکس‌های با زمان ظهور بالا و همینطور تکنیک‌های فراوان آن، بسیار پیشتر از زمین‌عکاسی جایگاه خود را به‌عنوان یکی از زیرشاخه‌های علم نجوم یافته است.

بر اساس تعریف فوق، علوم‌زمین‌شناسان زمین‌عکاسی می کنند، زمانی که آنها درک و فهمی (و یا سئوالی) در مورد پدیده‌های زمین‌شناسی و جغرافیایی و فرآیندهای مرتبط با آنها داشته باشند. آنها زمین‌عکاسی می کنند زمانی که قصد خاصی از تصویرهای برداشت‌شده در ذهن داشته و همینطور زمانی که بخواهند حقیقت موضوعی در طبیعت را در طی یک فرآیند، ثبت و ضبط نمایند. زمین‌عکاسان می‌بایست از دانش علوم‌زمین آگاه باشند همچنانکه باید از مهارت و روش‌های عکاسی اطلاع داشته باشند. (Goetz, 2009)

چنین شاخص‌هایی موجب کنار رفتن ابعادی از عکاسی مانند عکاسی گاه‌به‌گاه و اتفاقی، عکاسی از چشم اندازها و عکاسی هنری می گردد. در نتیجه زمین‌عکاسی شامل بسیاری از روش‌ها و موضوعاتی است که در مورد پدیده‌ها و فرآیندهای زمین‌شناسی و جغرافیایی طبیعی و مصنوعی، در فضای باز و بسته، در بازه طیف ماورای بنفش تا مادون قرمز و با روش‌هایی متنوعی مانند عکاسی برگشتی (Rephotography)، عکاسی ساکن و متحرک (فیلمبرداری) انجام می‌پذیرد.

از آنجاکه از بسیاری جهات و در بسیاری از زیرشاخه‌های علوم‌زمین، عکاسی نیز فرآیندی مبنایی و پایه‌ای محسوب می‌گردد و از طرفی با توجه به اینکه دانشمندان علوم‌زمین ماموریت دشوار شناخت زمین را بر عهده دارند، مشخص است که بیشتر متخصصان علوم زمین نمی‌توانند عکاسان ماهری باشند. البته این قابل فهم است زیرا عکاسی حرفه‌ای نیازمند تمرین برای بدست آوردن مهارت لازمه بوده و به عنوان مثال زمین‌شناسان فرصتی برای آشنایی با آخرین مدل‌های دوربین‌های عکاسی و لنزهای مرتبط با آنها و همینطور روش‌های عکاسی ندارند. با این وجود اکثر زمین‌شناسان می‌توانند عکاسان بهتری باشند بدون اینکه یک عکاس حرفه‌ای تلقی گردند که در‌نتیجه آن تمام جامعه علوم‌زمین از تصویربردای بهتر آنها استفاده ببرند، چه آنهایی که با قصد پژوهش و مقاصد علمی تصویربرداری می‌کنند و چه آنهایی که برای تفریح و سرگرمی اقدام به این کار می‌کنند.

نکته دیگر اینکه بعید به نظر می‌رسد که زمین‌شناسان و جغرافیدانان، تاثیرات شگرف تصاویر با موضوع طبیعت را در ایجاد اشتیاق برای یادگیری این شاخه‌های علمی را فراموش کرده باشند و شاهد این مطلب هم‌اکنون نیز مدرسان رشته‌های علوم زمین می‌توانند قدرت جذب تصاویر مناسب و عالی را در کلاس‌های درس امتحان کنند. همچنین هنگامیکه از عوامل موثر در جذب افراد در رشته‌های علوم‌زمین مانند زمین‌شناسی نام برده می‌شود عواملی مانند :” فرصت کار کردن در محیط باز، کار صحرایی، مشاهده طبیعت، سفر، استفاده دوستانه از طبیعت ” ذکر می‌گردند که قطعا نمایش این جذابیت‌ها (در قالب تصاویر) نیز یکی دیگر از این عوامل تاثیر‌گذار است.

فرآیند زمین‌عکاسی

یکی از شاخه‌های اصلی سرفصل زمین‌عکاسی، زمین‌عکاسی در سرِزمین است که به عنوان واضح‌ترین و معمول‌ترین نماد زمین‌عکاسی مطرح است. این بخش شامل طیفی از روش‌های عکاسی مانند عکاسی ماکرو (عکاسی ماکرو یا تصویر‌برداری ماکرو نوعی عکاسی از نمای نزدیک، بطور معمول از سوژه‌های کوچک است. بطور کلاسیک سوژه موجود در یک تصویرماکرو بزرگ‌تر از اندازه آن در طبیعت بر روی نگاتیو بوده‌است. به هر شکل امروزه تصویر برداری ماکرو، تهیه تصویر از سوژه در ابعاد بزرگتر و واضح‌تر از آن چیزی است که در طبیعت دیده می‌شود) تا عکاسی با دید باز، عکاسی پانورامیک، ۳۶۰ درجه و عکاسی گیگاپیکسل است. در این سبک عکاسی از مقدماتی ترین و عمومی ترین ابزارها و روش های عکاسی تا حرفه ای ترین سطح آن استفاده می گردد. بطور کلی فرآیند زمین‌عکاسی را می توان در چهار بخش تقسیم نمود: انتخاب ابزار و دستگاه، برنامه ریزی برای یک سفر خاص، ترکیب و سرهم سازی تمام شرایط در سر زمین و فرآوری و تولید.

خوانندگان محترم را برای بدست آوردن اطلاعاتی در مورد بخش اول این فرآیند، یعنی کسانی که ابزار تصویر برداری در اختیار ندارند و برای آنهایی که ابزارهایی در اختیار دارندو سعی در ارتقا ظرفیت تصویر برداری خود هستند به مقاله “(Magloughlin, J.F. (2011 ” ارجاع می دهیم. طبیعی است چنین راهنمایی هایی مربوط به زمان تولید این مقاله بوده که با پیشرفت های سریع فن آوری در زمینه های عکاسی می بایست شرایط زمان کنونی را در آن لحاظ نمود.

هنگامی که انتخاب ابزار مناسب صورت پذیرفت یک زمین‌عکاس چه اقداماتی را می بایست انجام دهد تا بتواند بهترین عکس و تصویر ممکن را در شرایط موجود بگیرد؟ بعضی از عکاسان توصیه می کنند که در زمانی که شرایط نورپردازی و محیطی بهینه نیست، خود را برای برداشت عکس های مناسب به زحمت نیندازید. با این وجود اکثر دانشمندان علوم زمین در بیشتر مواقع امکان کنترل شرایط و زمان تصویر برداری از موضوعات خود را ندارند. علوم زمین شناسان می بایست در برنامه هایی شرکت کنند که زمان آن در روز و ساعت مشخصی تعیین شده و آنها مجبور به پیروی از زمان تعیین شده می باشند. آنها در مواردی مشغول رانندگی هستند که توجهشان را بریدگی های کنار جاده جلب می کند و یا مواردی که فرآیندهای در حال انجام و رخدادی از علوم زمین را مشاهده می کنند. در واقع نکته در اینجاست که دانشمندان علوم زمین دلایلی متعدد و درستی در اختیار دارند که از پدیده های پیرامونشان تصویر برداری کنند اما قدرت کنترل اندکی بر تعیین زمان این تصویر برداری دارند که در نتیجه قدرت کنترل اندکی بر شرایط محیطی تصویر برداری خواهند داشت.

اگرچه برنامه ریزی برای سفر می تواند مفید باشد و در جایی که امکان داشته باشد موجب افزایش شانس حضور در مکان مناسب با شرایط محیطی بهینه گردد. اما بر خلاف بسیاری از عکاسان حرفه ای که برای برداشت تصاویر مناسب ، بارها به مکانِ تصویربرداری باز می گردند تا بتوانند شرایط بهینه محیطی را تجربه کنند؛ رویکرد عملیاتی و واقع گرایانه اینست که یک زمین‌عکاس بهترین عکس ممکن را در شرایط پیش آمده ضبط و ثبت نماید. همانند بسیاری از ورزشکاران فعال در رشته های صحرایی، زمین‌عکاسان نیز می بایست با انواع شرایط و موقعیت های محیطی کنار آمده و تصاویر موفقی را ذخیره کنند. چه آسمان صاف باشد و چه ابری، چه بارانی و چه بادی و …

طبیعتا پیشنهادات فوق مربوط به فرآیندهای صحرایی و سرِزمین بسته به ابزار ها و توانایی های موجود، ممکن است اجرایی و یا غیرقابل اجرا باشند که نهایتا هر چه گزینه ها بیشتر باشد فرصت های گرفتن تصاویر با کیفیت تر افزایش خواهد یافت.

در انتها هدف از این مقاله گردآوری اطلاعاتی است که بتواند مدرسان علوم زمین را برای ایجاد مسیری مشخص در آموزش زمین‌عکاسی به عنوان یکی از دروس و فعالیت های علوم زمین ترغیب کند و همچنین ضمن فراهم آوردن اطلاعاتی پایه ای در این زمینه، پیشنهاداتی در مورد نقطه شروع و نحوه شروع این فعالیت را ارائه دهد. دومین هدف ارائه اطلاعاتی به دانشمندان علوم زمین است تا بتوانند در زمینه ارتقا مهارت های زمین‌عکاسی اقدام کنند. اما سومین هدف اینست که بتوان متخصصان علوم زمین را در گرد دیدگاه نوین زمین‌عکاسی به گونه ای در کنار یکدیگر قرار داد تا بتوان به کمک دانش و مهارت و اطلاعات آنها مجموعه ای از منابع مفید را در این زمینه گردآوری کرده و روش و دیدگاه زمین‌عکاسی را گسترش داد.

عکاسی علمی در عصر جدید

اما تحولات فن آوری، امروزه عکاسی را به سمت عکاسی با موبایل تغییر جهت داده است. گوشی‌های هوشمند تقریبا در دسترس همگان قرار دارند و در نتیجه آیفون و انواع گوشی‌های اندرویدی و ویندوزی به محبوب‌ترین ابزار برای عکاسی تبدیل‌شده‌اند. از این گذشته، پیشرفت روزافزون تکنولوژی و پیدایش فناوری‌های نوینی مانند عکاسی محاسباتی (Computational Photography) با بالا بردن کیفیت تصویربرداری و فیلم‌برداری گوشی‌های هوشمند باعث شده نیاز افرادی عادی به دوربین‌های عکاسی حرفه‌ای روز به روز کمتر شود. چنین امکانی می تواند فرصتی طلایی برای نه تنها دانشمندان علوم زمین بلکه برای علاقه مندان شناخت طبیعت فراهم آورد تا با صرف زمان و زحمت کمتر ، تصاویری گویا از پدیده ها و عوارض و فرآیندهای پیرامون ثبت و ضبط گردد.

بر همین اساس سرویس عکس علوم زمین تار نمای زمین گشت (زمین نگار) در نظر دارد ضمن دعوت از تمامی علاقه مندان عکاسی علمی و زمین‌عکاسی، تصاویری گویا ،واقع گرایانه،کاربردی و زیبا از پدیده ها و عوارض (طبیعی و غیر طبیعی) و فرایندهای پیرامون را با موضوعاتی مانند زمین شناسی، جغرافیا، زیست شناسی،نجوم، فیزیک و… گردآوری و با بهره گیری از روش های علمی مرسوم و با حفظ حقوق معنوی کاربران به اشتراک بگذارد . زمین گشت تلاش می کند با برانگیختن کاربران به گشت و گذار در طبیعت، همزمان آنان را به دقت در پدیده ها و عوارض پیرامون توجه داده تا از این مسیر، بهره ای دوچندان از حضور در کلاس بی مانند طبیعت نصیب همگان گردد.

منابع:

Magloughlin, J.F. 2011. Geophotography as a subfield within the geosciencesGeological Society of America Abstracts with Programs. ۴۳ (۵): ۲۵

Goetz, E. 2009. The digital explosion in science education. Geological Society of America Abstracts with Programs, 41:91

گنبد نمکی خواجه

گنبد نمکی خواجه در استان آذربایجان شرقی، در جنوب غربی بخش خواجه و شمال خاوری شهر تبریز واقع شده است که یکی از بخش های تابعه شهرستان هریس می باشد.
این پدیده زمین شناسی به دلیل داشتن رنگ های زیبا و متنوع از رسوبات که حاوی طبقات نمکی به رنگ قرمز، ارغوانی، عسلی و خاکستری است دارای ارزش ژئوتوریسمی می باشد. منطقه مورد مطالعه به علت برونزد واحدهای سنگی میوسن (سازند قرمزفوقانی) که فرسایش بسیار زیادی دارند سیمای تپه ماهوری و توپوگرافی نسبتا همواری دارد و عمدتا از نمک با میان لایه های مارن وتناوبی از ژیپس و مارن که روباره گنبد نمکی را تشکیل می دهند. از جمله رخنمون های زیبا و تماشایی که در نتیجه فعالیت گنبد نمکی حاصل شده است می توان به انواع گسل ها و چین ها اشاره کرد. در این مقاله گنبد نمکی خواجه به همراه ساختارهای متنوع موجود از منظر ژئوتوریسم مورد مطالعه قرار گرفته است.

این گنبد نمکی جوان بوده و امروزه نیز در حال صعود است و مدل سازی تحلیلی عمر آن را ۳۱۰۰۰ سال به دست داده است که این سن با آثار نئوتکتونیکی محدوده گنبد نمکی نیز سازگاری دارد.
این گنبد نمکی از لحاظ میزان خلوص، دارای درصد NaCl بالا بوده و فاقد ناخالصی‌های KCl و MgCl2 است. در اثر صعود این گنبد نمکی ساختارهای بسیار متنوعی همچون گسل‌های معکوس حاشیه‌ای، گسل‌های نرمال شعاعی، چین‌ها و کارست توسعه یافته‌اند.
در بخش‌ شمالی گسل تبریز زنجیره‌ای از ساختارهای حوضه و گنبد وجود دارد که همگی دارای کشیدگی با روند شمال باختری – جنوب خاوری هستند. گنبد نمکی خواجه نیز در حاشیه جنوبی یکی از همین حوضه‌ها تشکیل شده است.
عوامل مختلفی در صعود این گنبد مؤثر بوده‌اند که از مهم‌ترین آنها رژیم تکتونیکی فشاری حاکم بر منطقه است که منجر به تشکیل این حوضه‌ها شده و در ضمن آن در محل تقاطع شاخه فرعی گسل تبریز و شاخه فرعی (شمال باختری- جنوب خاوری) گسل نهند پهنه ضعیف و مناسبی برای صعود و تشکیل گنبد نمکی خواجه فراهم کرده است. عوامل دیگری همچون نیروی شناوری، تداوم تنش‌های فشارشی و بارگذاری تفاضلی نیز عامل تداوم صعود گنبد نمکی بوده‌اند.

گنبد نمکی خواجه در جنوب غرب بخش خواجه درون مارنهای میوسن میانی قرار گرفته که در آن معدن فعال روبازی وجود دارد . بهره برداری از این معدن توسط بخش خصوصی صورت گرفته و نمک آن مورد مصرف مردم یا کارخانجات آذربایجان خاوری و باختری قرار میگیرد . دسترسی به این گنبد نمکی از طریق جاده ارتباطی تبریز به اهر قبل از روستای خواجه امکانپذیر است.

در تصویر گنبد نمکی خواجه دیده می شود و شورابه ای روان از دل این گنبد روان است. نمک رسوب کرده در اطراف شورابه و میانلایه های مارن و تناوبی از ژیپس و مارن واحدهای سنگی میوسن (سازند قرمز فوقانی) نیز در تصویر دیده می شوند.

 برای مشاهده تصویر بر روی نقشه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , گنبد نمکی خواجه , استان آذربایجان شرقی , هریس , نمک , مارن میوسن , سازند قرمز بالایی
منابع:
بررسی ساختاری گنبد نمکی خواجه در شمال خاور تبریز با هدف ارزیابی امکان‌پذیری ذخیره‌سازی گازو مدل‌سازی تحلیلی دیاپیریسم
سایت گردشگرها

اثر هنری جنوب میانه، تلفیق رسوبگذاری و تکتونیک

علم کوه

 

علم‌کوه نام کوهی با ارتفاع قله ۴٨۵٠ متر است که در منطقهٔ تخت سلیمان در استان مازندران واقع شده‌است. قلّهٔ علم کوه پس از دماوند دومین قلهٔ مرتفع ایران به شمار می‌رود.

قله علم کوه و قله ی تخت سلیمان در واقع بلندترین بخش های یک توده ی نفوذی گرانیتی هستند که با بریدن لایه های قدیمی تر از خود در میان آنها جایگزین شده است. سن این توده به دوره ی ترشیاری یعنی ۶۳ تا ۲ میلیون سال قبل نسبت داده شده است. جنس این توده ی عظیم آذرین “لوکوگرانیت ریزدانه غنی از کوارتز” می باشد. لوکوگرانیت (Leucogranite) سنگی روشن است که تقریباً فاقد کانی های تیره رنگ است. این سنگ ها عموماً در کوهزایی های ناشی از برخورد دو صفحه ی قاره ای شکل می گیرند. در کمربند کوهزایی آلپ-هیمالیا که البرز نیز جزئی از آن به حساب می آید، به وفور از این توده های لوکوگرانیتی دیده می شود. دیواره های عظیم و بلند این کوه به دلیل سختی و استحکام سنگ آن در برابر عوامل طبیعی از جمله فرسایش است.

توده گرانیتی علم کوه یا تخت سلیمان در بخش غربی کوههای البرز مرکزی، محل تمرکز تیپیک ترین یخچالهای ایران است. این توده دارای ده ها قله بالای ۴۰۰۰ متر است و در هیچ نقطه دیگر ایران نمی توان چنین تجمع فشرده ای از کوه های بلند، قله های مرتفع، یخچال، پدیده های زمین شناختی خاص این گونه مناطق نظیر دیواره های مرتفع گرانیتی، و در عین حال دامنه های چمنزار و جنگل پوش را با هم دید. بدلیل شباهت منطقه علم کوه با رشته کوه آلپ، و شهرت آن در میان کوهنوردان اروپایی، این توده را آلپ ایران هم خوانده اند.
در تصویر نمایی از شمال باختری توده گرانیتی علم کوه که از سرچشمه های سه هزار رود تنکابن گرفته شده است دیده می شود. تعدادی از ویلاهای روستای سرن که در ارتفاع ۱۹۵۰ متری از سطح دریا قرار دارد در تصویر دیده می شود. دید تصویر به سوی جنوب خاوری است.

 

کلمات کلیدی: زمین گردشگری , ژئوتوریسم , زمین شناسی , Geotourism , Alborz Mountain , زمین گشت , البرز مرکزی , Geology , علم کوه , بلند ترین دیواره طبیعی , گرانیت , ۴۸۵۰ , قله , Alamkuh , Granite

گدازه های بازالتی کواترنر ماکو

بازالت های کواترنری آذربایجان حاصل آخرین مرحله آتشفشانی در ایران هستند. این گدازه ها با ترکیب کانی شناسی اولیوین بازالت گسترش متفاوتی در مناطق ماکو، سیه چشمه، اهر، کلیبر، مشکین شهر، باختر ارومیه و … دارند. در منطقه ماکو گدازه های بازالتی بر روی دشت های آبرفتی گسترده شده اند و مساحت زیادی از زمین های پست را پوشانده اند. این گدازه ها تیره رنگ و دارای تخلخل فراوان هستند. گسترش آنها در زمین های هموار و پست به گونه ای است که جریان یافتن آنها را تداعی می کند که نمونه ی امروزی آنها در جزایر هاوایی دیده می شود. انواع ساخت های مرتبط از جمله ساخت های طنابی در این گدازه ها دیده می شود.

جدا از مناطق آذربایجان و کردستان، سنگ های آتشفشانی کواترنری را می توان در گستره های وسیعی از خاور ایران (جنوب طبس، جنوب بیرجند، نهبندان و …) دید که بطور عموم به نام بازالت های کواترنری شناخته می شوند اگر چه برخی از آناه ترکیب های دیگری داشته باشند.

در تصویر، گدازه های بازالتی باختر ماکو به رنگ سیاه دیده می شوند که در دشتی آبرفتی گسترده شده اند. در پسزمینه تصویر قله آتشفشانی آرارات که اکنون در خاک ترکیه واقع شده است دیده می شود.

برای مشاهده تصویر فوق بر روی نقشه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , گدازه , بازالت , کواترنری , آتشفشان , آرارات , ماکو , آذربایجان , زمین گشت