نوشته‌ها

گنبد نمکی

تعریف

گنبد نمکی یک زمین ­ساختار گنبدی شکل است که نسبت به اطراف خود از ارتفاع بیشتری برخوردار است. همانطور که از اسم این ساختار مشخص است، جزء اصلی آن را نمک تشکیل می دهد اما سایر سنگ ها و کانی ها هم در گنبدهای نمکی یافت می شوند. گنبدهای نمکی برای ژئوتوریسم، استخراج منابع معدنی و اکتشاف نفت و گاز از اهمیت زیادی برخوردار اند.

زمین ریخت شناسی

یک گنبد نمکی می تواند دایره کامل باشد و یا به صورت بیضی و یا اشکال نامتقارن در سطح زمین برونزد یابد. معمولاً بلندترین بخش یک گنبد نمکی در مرکز آن قرار دارد و دامنه ها از مرکز به سمت اطراف شیب دارند. شیب دامنه ها معمولاً تند و بیش از ۶۰ درجه است.

 

تصاویر هوایی تعدادی از گنبدهای برونزد یافته در پهنه ی ایران زمین

 

ابعاد گنبدهای نمکی بسیار متفاوت است. در سراسر دنیا گنبدهایی با قطر ۵۰۰ متر تا بیش از ۱۰ کیلومتر نیز گزارش شده است. ارتفاع گنبدهای نمکی هم بسیار متنوع است. ارتفاع کمتر از ۱۰۰۰ متر تا بیش از ۳۰۰۰ متر از سطح زمین برای گنبدهای نمکی گزارش شده است. بیشتر گنبدهای نمکی ایران کمتر از ۱۰۰۰ متر از اطراف خود بلندتر هستند.

در گنبدهای نمکی انواع ریختار فرسایشی، انحلالی و زمین ساختی دیده می شود. فروچاله ها و شیارهای انحلالی، گسله ها و درزه های تکتونیکی، آبروهای اشباع از نمک همراه با بلورهای نمکی، لایه های نمکی دگرریخت شده در اثر انحلال، لایه های چین خورده، شکسته شده و … از جمله ریختارهای قابل مشاهده در گنبدهای نمکی هستند.

 

شیارهای انحلالی بر روی سنگ نمک که در اثر بارش باران و جریان آب ایجاد شده است.

 

بلورهای زیبای نمک که از انحلال و رسوبگذاری مجدد نمک در مسیر آبراهه ها ایجاد شده است.

 

حفره های انحلالی در اثر حل شدن بخش های نمکی ایجاد شده اند.

 

گنبدهای نمکی خود جزء بدبوم ها دسته بندی می شوند و زمین های اطراف نیز که از شورابه های جاری از آنها پوشیده می شوند، تبدیل به کفه های نمکی شده و غیر قابل استفاده می گردند.

گنبد نمکی کجا شکل می گیرد؟

گنبدهای نمکی در مکان هایی شکل می گیرند که در اعماق زمین لایه های نمک وجود داشته باشد. یعنی در زمان های دور محیط گرم و تبخیری دریاهای کم عمق باعث نهشته شدن ستبرای زیادی از لایه های نمکی شده باشد. هر چند که ممکن است امروز چنین محیط و آب و هوایی در آن منطقه حاکم نباشد. مثلاً در محدوده ی زاگرس که امروز کوهستانی و مرتفع است در زمانه ی ۵۷۰ میلیون سال قبل، محیط گرم و ساحلی باعث نهشته شدن بیش از چند هزار متر نهشته های تبخیری نمک و گچ و انیدریت (سری هرمز) شده که امروزه در زیر بیش از چند هزار متر از نهشته های پس از آن مدفون هستند. ویا در محدوده کویر مرکزی ایران از سمنان تا قم در زمانه ای از ۳۸ تا ۵ میلیون سال قبل دریای گرم و کم عمقی وجود داشته که نهشته های تبخیری زیادی از نمک و گچ برجای گذاشته است.

 

مقطع تهیه شده از یک گنبد نمکی بوسیله تفسیر داده های ژئوفیزیکی

 

گنبد نمکی چگونه شکل می گیرد؟

ستبرای زیاد سنگ ها بر روی لایه های نمک انباشه شده در اعماق زمین، فشار زیادی بر این لایه ها وارد می کند. از طرف دیگر، نیروهای زمین ساختی نیز بر لایه های نمک فشار وارد می کنند و لایه های نمک را وادار به حرکت به سمت بالا و سطح زمین می کنند. نمک از محل ضعف زمین، مثل شکستگی ها و گسله ها به سمت بالا حرکت می کند و در مسیر خود، سنگ های بالایی (سنگ پوش) را شکسته، خرد کرده و با خود به بالا می آورد. این حرکت تا زمانی که نمک به سطح زمین رسیده و از این فشار همه جانبه رهایی یابد، ادامه خواهد داشت. پس لایه های نمکی از اعماق بسیار زیاد (گاهی تا ۱۰ هزار متر) خود را به سطح زمین می رسانند و مانند یک آتشفشان در سطح زمین پخش می شوند، البته با سرعتی بسیار کندتر (حدود نیم تا ۱۰ میلیمتر در سال).

 

 

چرا نمک به بالا حرکت می کند؟

وزن مخصوص نمک ۲/۶ گرم بر سانتی متر مکعب است. وقتی که سنگهای رسوبی اطراف و روی نمکها تحت فشار قرارگیرد، چگالی کلی آنها بطور قابل ملاحظه ای افزایش می یابد.اگر سنگ های رویی حداقل ۳۰۰ تا ۷۰۰ متر ضخامت داشته باشد فشار حاصل از بار سبب می شود چگالی آنها به ۲/۲ یعنی بیش از چگالی نمک برسد. در نتیجه با توجه به اینکه قابلیت فشردگی نمک بسیار ناچیز و چگالی آن از سنگ های اطراف کمتر است، برای فرار از فشار همه جانبه، حالت خمیری پیدا کرده و به سمت بالا حرکت می کند. به این حرکت دیاپیریسم (تراشکافتگی) گفته می شود.

نمک چگونه خود را به سطح می رساند؟

دانشمندان معتقد اند که  نمک در نتیجه فشار نهشته های ضخیم رویی خود که ممکن است به بیش از ده هزار متر نیز برسد، تنها در یک مرحله خمیری شکل عمل نمی نماید، بلکه لزوماً در شرایط ترمودینامیکی خاصی که حاصل عملکرد تدریجی حوزه های رسوبی فرو رفته می باشد، بصورت چند مرحله ای نمایان می شود.

بدین معنی که بلورهای اولیه نمک که در حوضه های تبخیری شکل گرفته اند، در مراحل دیاژنز (سنگ شدگی) در اثر تحت فشار طبقات رویی ابتدا بصورت خمیری شکل در می آید. در اثر افزایش تدریجی حرارت، قسمتی از نمک ذوب و بصورت محلولهای گرم، ابتدا در شکستگی ها و شکاف های مجاور قرار می گیرد. در اثر ادامه ی افزایش درجه حرارت، نمک در شرایط بحرانی به حالت گازی شکل در می آید. در نتیجه در حرارت بیش از ۲۵۰ درجه سانتیگراد بصورت مواد فرار با استفاده از شکستگی ها حرکت خود را به طرف بالا آغاز می کند.

در طی این حرکت، گاز کلر در جریان صعودی از خلال شکاف ها عبور می نماید و از طرفی همزمان با آن، مواد رسوبی و غیر رسوبی شکسته و خرد شده در اثر فشارهای تکتونیکی، در امتداد شکستگی ها و گسله ها به طرف بالا رانده می شوند. محلولهای داغ نمک و حرکت گاز کلر از لابلای آنها و جوش دادن این قطعات خرد شده به یکدیگر به هنگام سرد شدن، سرانجام محموله های نمکی را تشکیل داده و بالاخره حرارت تکتونیکی گسلهای عمیق موجب بالا آمدن نمک و تمامی مواد حمل شده از محل اصلی می گردد.

بنابراین عملکرد نمک، باعث فشارهای حوضه های رسوبی و سرانجام باعث ایجاد شکستگی های تکتونیکی است و نهایتاً نمک تنها قطعات جدا شده و رانده شده به بالا را بهم پیوند می‌دهد.  هنگام ظاهر شدن در سطح زمین یعنی در فشار یک اتمسفر نمک بصورت خمیری شکل، متورم شده و به حالت قارچی یا به شکل گل کلم در می­آید. به عبارت واضح تر نمک در نزدیکی سطح زمین کم کم به فاز اول خود (یعنی از حالت گازی رفته رفته بصورت جامد) برمی گردد.

گنبدهای نمکی در ایران

بیش از ۲۵۰ گنبد نمکی در ایران شناسایی شده اند که حدود ۱۱۵ گنبد در حوضه زاگرس و بیش از ۵۷ گنبد در حوضه ایران مرکزی برونزد یافته اند. تعدادی نیز هنوز برونزد نیافته اند و در دل زمین مدفون اند و توسط اکتشافات ژئوفیزیکی کشف شده اند.

 

نقشه پراکندگی گنبدهای نمکی ایران

 

در حوضه زاگرس

در جنوب خاوری زاگرس، به ویژه در حد فاصل میان گسل کازرون در باختر و گسل میناب در خاور (زیر حوضه فارس)، سنگ های پرکامبرین پسین (حدود ۶۰۰ میلیون سال قبل) رخساره کولابی – تبخیری دارند. بر اساس شواهد موجود به نظر می رسد که در پی فزهای کششی رخداد کاتانگایی در نیمه جنوب خاوری زاگرس، حوضه های تبخیری تشکیل شده و رسوبات کولابی به همراه روانه های آذرین در آن انباشته شده است. این نهشته ها امروزه به صورت ۱۱۵ گنبد نمکی برونزد دارند. جزیره هرمز در خلیج فارس نیز یکی از این گنبدهاست و به همین دلیل، این واحد سنگ چینه یی “سری هرمز” نامیده شده است.

 

گنبد نمکی هرمز، شاخص ترین گنبد نمکی حوضه زاگرس

 

سری هرمز در حوضه های بسیار کم عمق ولی در ارتباط با دریاهای آزاد (مانند محیطی که اکنون در ساحل جنوبی خلیج فارس حاکم است)، از پرکامبرین پسین تا کامبرین پیشین (۹۰۰ تا ۵۱۰ میلیون سال قبل) بر روی سپر دشتگون شده زاگرس نهشته شده است. این سری نمکی همچنین نشان می دهد که این خشکی ها در ناحیه اقلیمی گرمی قرار داشته اند (بین ۱۰ تا ۴۰ درجه).

ترکیب سنگی سری هرمز، شامل سنگ نمک (به رنگ های گوناگون)، انیدریت، ژیپس، سنگ آهک سیاهرنگ، دولومیت بودار چرتی، ماسه سنگ سرخ، شیل رنگارنگ، سنگ های آذرین، کانی های آهن و آپاتیت دار است. سنگ های یاد شده نظم چینه نگاشتی ندارند و به همین دلیل برش الگو نیز ندارند. در مورد ضخامت نمک ها، نظرها بین ۹۰۰ تا ۴۰۰۰ متر، متفاوت است، ولی بیشترین انباشت نمک در ناحیه بندرعباس و هرمزگان است.

 

نقشه پراکندگی جغرافیایی گنبدهای نمکی پنهان در بستر خلیج فارس که به تازگی به کمک امواج ژئوفیزیکی کشف شده اند.

 

بررسی تغییرات ناشی از فعالیت گنبدهای نمکی در بازۀ زمانی پرمین پسین تا میوسن در این گستره زاگرس نشان می دهد که اولین حرکت گنبدهای نمکی که در توالی رسوبی زاگرس به ثبت رسیده است، در زمان پرموتریاس هم زمان با باز شدن اقیانوس تتیس نو روی داده است. در طول بازۀ زمانی تریاس پسین تا کرتاسه پیشین برخی از گنبدهای نمکی مدفون بوده اند و فعالیت محسوسی که منجر به تغییر سامانه های رسوبی این بازۀ زمانی شود، مشاهده نمی شود.

دومین گامه اصلی حرکت گنبدهای نمکی در طول کرتاسه پسین، هم زمان با توسعه حوضۀ پیشبوم آغاز شده است. اوج فعالیت گنبدهای نمکی گسترۀ بررسی شده و تأثیر آن ها روی سامانه های رسوبی در بازۀ زمانی پالئوسن-ائوسن، هم زمان با گسترش نهایی حوضۀ پیشبوم روی داده است. در طول بازۀ زمانی الیگوسن تا میوسن گنبدهای نمکی گسترۀ مورد نظر به ویژه در بخش های جنوب خاوری فعال بوده اند.

در ایران مرکزی

در ایران مرکزی حدود ۵۴ گنبد نمکی وجود دارد که در فروافتادگی‎های زمین‎ساختی کویربزرگ، اردکان، خاور تهران (گرمسار)، قم و میانه برونـــزد دارند. بیشتر این فروافتادگی‎ها، حوضه‎های بین قاره‎ای هستند که به احتمال از ائوسن پایانی (به جز مقطع زمانی الیگوسن – میوسن) تاکنون توسط رسوبات آواری – تبخیری پر شده‎اند.

در حوضه‎های یاد شده، گنبدهای نمکی سن‎های متفاوت د‎ارند. در کویر کلوت واقع در شمال یزد، گنبدهای نمکی به سن ائوسن‎اند. در گنبد نمکی دلازیان سمنان، می‎توان توالی کاملی از ردیف‎های ترشیری را دید که متشکل از لایه‎های توفی و دریایی ژیپس‎دار به سن ائوسن میانی تا ائوسن بالایی است که به طور مستقیم بر روی نمک قرار گرفته است. ۴۰۰ متر سنگ‎آهک دریایی و مارن که نشانگر افق‎های بالایی سازند قم‎است و سرانجام گلسنگ نواری تبخیری‎دار متعلق به عضو اول سازند سُرخ بالایی دیده می‎شود. ولی در دیگر گنبدهای نمکی، ردیف‎های توفی و نهشته‎های دریایی سازند قم وجود ندارد. به باور جکسون و همکاران (۱۹۹۰) در گنبدهای نمکی کویر بزرگ، سنگ نمک دو سن متفاوت ائوسن و میوسن دارد. نمک‎های ائوسن از نوع توده‎ای و خالص ‎است که به احتمال در یک محیط دریایی با تداوم و رود نمک انباشته شده‎اند.

 

گنبد نمکی “کوه نمک” قم، یکی از گنبدهای نمکی برونزد یافته در ایران مرکزی است.

 

نمک جوان‎تر (میوسن) شامل تکرار دوره‎ای نمک، سنگ ژیپس، مارن ژیپس‎دار، گلسنگ، رس سنگ نمک‎دار بنفش است که به خاطر فراوانی رس و تکرار چرخه‎ای، به ظاهر در یک محیط پلایا – دریاچه‎ای تشکیل شده است و تعلق آن به عضو پایینی سازند سُرخ بالایی حتمی است.

گذر بین نمک ائوسن (کهن‎تر) و میوسن (جوان‎تر) ناگهانی است و به ظاهر لایه‎های قاعده‎ای نمک جوان‎تر با هم‎شیبی نمک قدیمی‎تر را می‎پوشاند. به باور جکسون نمک جوان‎تر تنها به سن میوسن نیست و تغییرات سنی آن از الیگوسن تا میوسن است و با رخساره‎های تبخیری مجموعه سازند سُرخ پایینی، قم و سازند سُرخ بالایی هم‎ارز است.

تصاویر و توضیحات:

برای مشاهده تصاویر و توضیحاتی در مورد پدیده گنبد نمکی در ایران و همینطور پدیده های مرتبط با آن می توانید به بخش زمین نگار مراجعه نمایید:

منابع:

  • کتاب زمین شناسی ایران، دکتر علی آقانباتی، انتشارات سازمان زمین شناسی
  • کتاب گنبدهای نمکی، مهندس حسین باقری، انتشارات نظری
  • نقش زمین ساخت گنبدهای نمکی در تحول حوضۀ رسوبی زاگرس (حدفاصل گسل کازرون و گسل میناب)، موسی قربانی، نشریه علوم زمین خوارزمی
  • معرفی ۱۷ گنبد نمکی مدفون و غیرمدفون براساس داده های لرزه ای در تنگه هرمز ، سپیده پاژنگ، نشریه پژوهش نفت
  • بررسی مورفولوژی گنبد نمکی جهانی در جنوب غرب فیروزآباد، محمد رضا ثروتی، فصل نامه جغرافیای طبیعی
  • Hydrothermal systems in the salt domes of south Iran, M. Mortazavi, 15th Water-Rock Interaction International Symposium

کلمات کلیدی: گنبد نمکی , زاگرس , ایران مرکزی , زمین ساخت , تکتونیک , ژئوتوریسم , زمین گردشگری , زمین شناسی , سری هرمز , سازند قرمز , بدبوم , بدلند , تراشکافتگی , سنگ پوش , شکستگی , گسل , چین خوردگی , خزش , چگالی , پلاستیک , دیاپیر , حالت خمیری

سازند سلطانیه

در زمانه ۸۰۰ تا ۷۵۰ میلیون سال قبل اتفاقی در پهنه ایران زمین افتاد که اثرات قابل توجهی بر سرنوشت سرزمین ایران داشت. عملکرد نیروهای زمین ساختی منجر به کوهزایی بزرگی به نام “کاتانگایی” در ایران شد که اثرات قابل توجهی بر روی قدیمی ترین سنگ های ایران داشت. در پی این رخداد روندهای ساختاری کلی ایران شکل گرفت. گسله های پی سنگی و بزرگ ایران ایجاد شد و حوضه های رسوبی جدید بنیان نهاده شد. این کوهزایی باعث ماگماتیسم ها، دگرگونی ها، دگر شکلی ها و تقسیم پی سنگ یکپارچه ی ایران به بلوک های جدا از هم گردید. هر چند که اثرات این کوهزایی در همه جای ایران یکسان نبوده و در باختر ایران مرکزی و البرز اثرات کمتری داشت.

بعد از رخداد کاتانگایی چه اتفاقی افتاد؟

یکی از پیامدهای کوهزایی کاتانگایی، ایجاد چرخه های رسوبی از نوع برقاره یی یا دریای درون قاره یی (Epicontinental) بوده است که از زمان پرکامبرین (۸۰۰ میلیون سال قبل) تا تریاس میانی (۲۲۷ میلیون سال قبل) در گستره های وسیعی از ایرانزمین چیره بوده و طی آن، پوشش سکویی اپی کاتانگایی ایران شکل گرفته است. در بیشتر نقاط ایران مرز پرکامبرین – کامبرین پیوسته و تدریجی است.

در ردیف های سکویی پالئوزوئیک ایران، شواهد زیادی از ناپیوستگی رسوبی دیده می شود که به جز برخی استثناء ها، به طور عموم از نوع “ناپیوستگی موازی” است. در نتیجه این باور وجود دارد که در پالئوزوئیک شرایط زمین ساختی  به نسبت آرامی بر سرزمین ایران حاکم بوده و تنها در حرکت های تناوبی رو به بالا و پایین زمین، گاهی از وسعت دریا کاسته می شده و زمانی نیز با پسروی کامل دریا، سکوی پالئوزوئیک به خشکی تبدیل می شده است.

پس از رویداد زمین ساختی کاتانگایی و در زمانه پرکامبرین (۸۰۰ تا ۵۴۰ میلیون سال قبل) یعنی پیش از کامبرین، رسوبات کنار قاره یی ایران بیشتر از انواع آواری کم عمق، گاهی تبخیری و آتشفشانی بودند. شرایط جغرافیایی و حوضه رسوبی آن زمان در گستره ی وسیعی در ایران و حتی کشورهای همجوار یکسان بوده و در نتیجه سنگ ها رخساره ی بسیار همگن دارند. اما بر اساس تغییرات رخساره سنگی در طول زمان، مجموعه ی سنگی به چند واحد سنگ چینه یی تقسیم شده اند. در گذشته سازند های بایندور، سلطانیه، باروت و زاگون جزء سنگ های پرکامبرین البرز دانسته می شدند؛ اما با تکمیل مطالعات و یافتن شواهد فسیلی جدید، امروزه مرز پرکامبرین – کامبرین در البرز را میانه سازند سلطانیه می دانند و این به دلیل آرامش نسبی موجود در حوضه رسوبی در آن زمانه است.

سازندی در مرزهای تاریخ

سازند سلطانیه به دلیل واقع شدن در مرز زمانی دو فصل از تاریخ زمین (پروتروزوئیک و پالئوزوئیک) در البرز از اهمیت دو چندانی برخوردار است. این سازند از ۵ عضو برخوردار است که ۲ عضو زیرین آن سن پرکامبرین و ۳ عضو بالایی آن سن کامبرین دارند.

در برش الگو

این سازند برای اولین بار در کوه های سلطانیه زنجان مطالعه و معرفی شد. در محل برش الگو، این سازند از سه عضو تشکیل شده است:

  • دولومیت پایینی با ستبرای ۱۲۳متر (بعداً تا ۲۵ متر)
  • شیل چپقلو با ستبرای ۲۴۷ متر (بعداً ۱۲۰ متر)
  • دولومیت بالایی (بعداً میانی) با ستبرای ۷۹۰ متر (بعداً ۴۰ تا ۷۲ متر)

عضو شیلی چپقلو در دره کرج

مطالعات تکمیلی

در مطالعات بعدی، دو عضو دیگر به این سازند اضافه گردید:

  • عضو شیل بالایی با ستبرای ۴۰ تا ۲۱۲ متر
  • عضو دولومیت بالایی با ستبرای ۲۵۰ تا ۷۹۰ متر

محیط رسوبی

به نظر می رسد، بخش بیشتر سازند سلطانیه که از سنگ های کربناتی پدید آمده است، در سکو های نوع رمپ نهشته شده است و شامل دو توالی پسرونده بزرگ است. توالی نخست با پیدایش نهشته های پیشرونده کربنات های دولومیت پایینی آغاز و با بالا آمدن سطح آب دریا و ژرف تر شدن حوضه، نهشته های کربناتی جای خود را به شیل های تیره رنگ (بخش شیل زیرین) داده است. پس از پایین افتادن دوباره سطح آب، رخساره های کربناتی سکو (بخش دولومیت میانی) بر جای گذاشته شده اند. توالی دوم با شیل های تیره رنگ و فسفات دار (عضو شیل بالایی) آغاز شده و با دولومیت بالایی پایان می یابد.

عضو های سازند سلطانیه

در نهایت ۵ عضو سازند سلطانیه به این صورت تقسیم بندی شدند:

  • عضو دولومیتی پایینی: شامل تا ۲۵ متر دولومیت لایه یی چرت دار، خاکستری تیره حاوی فسیل های پوسته دار. این عضو در بیشتر نقاط وجود ندارد و سازند سلطانیه با شیل پایینی آغاز می شود.
  • عضو شیل پایینی: شامل ۱۲۰ متر شیل های رسی – سیلتی میکادار و گاهی ماسه ریزدانه که حاوی عدسی هایی از سنگ آهک سیلت دار است.
  • عضو دولومیت میانی: شامل ۴۰ تا ۷۲ متر سنگ های کربناتی چهره ساز است که ۴۰ متر زیرین آن سنگ آهک های سیلیسی خاکستری تیره و بقیه آن دولومیت تا دولومیت آهکی روشن رنگ است.
  • عضو شیل بالایی: شامل ۴۰ تا ۲۱۲ متر شیل های رسی – سیلتی آهکی متمایل به سبز است که به طرف بالا به سنگ آهک های رسی خاکستری تیره رنگ تبدیل می شود. در عضو شیل بالایی اوناع گوناگونی از فسیل های پوسته دار، شکم پایان، اسفنج ها و … وجود دارند.
  • عضو دولومیت بالایی: شامل ۲۵۰ تا ۷۹۰ متر دولومیت های توده یی، متبلور، صخره ساز با رنگ روشن تا خاکستری روشن است. جلبک های استروماتولیتی به فراوانی در این عضو دیده می شوند.

جلبک های استروماتولیتی در عضو دولومیت بالایی سازند سلطانیه

شایان ذکر است که ستبرای سازند سلطانیه در همه جا یکسان نیست. تغییرات شدید ضخامت دولومیت ها و شیل ها در همه جا وجود دارد. در برخی نقاط با کاهش ضخامت دولومیت ها، به ضخامت شیل ها افزوده می شود و حتی ممکن است در برخی نقاط، عضو هایی دیده نشوند و یا به یکدیگر تبدیل شده باشند.

به عنوان مثال ستبرای این سازند که در برش الگو ۱۱۶۰ متر است؛ در دره کرج ۱۰۰۰ متر، در محدوده ی کوه کهار ۴۰ تا ۲۰۰ متر و در محدوده ولی آباد تا ۶۰۰ متر و در جنوب زنجان ۹۸۵ متر گزارش شده است.

در دره کرج،گسله مشاء سازند سلطانیه را بر روی سازند کرج رانده است. در این بخش شیل های چپقلو، عضو دولومیت میانی، شیل های بالایی و عضو دولومیتی بالایی برونزد یافته اند.

نمایی نزدیک تر از شیل های تیره چپقلو، دولومیت میانی، شیل بالایی و دولومیت بالایی در دره کرج

نمایی نزدیک از شیل های تیره رنگ چپقلو در جاده چالوس

نمایی از دولومیت های ستبر لایه و صخره ساز بخش بالایی سازند سلطانیه

مرزهای سازند سلطانیه

مرز زیرین سازند سلطانیه در برش الگو با سازند بایندور هم شیب و پیوسته است. اما گسترش جغرافیایی این سازند محدود به کوه های سلطانیه زنجان و شمال باختری آذربایجان است و در بیشتر نقاط سازند سلطانیه با یک ناپیوستگی تند ناهمزمان مستقیماً بر روی سازند کهار (کهر) قرار می گیرد. سازند کهار قدیمی ترین سنگ های البرز را شامل می شود که مجموعه یی از ردیف های شیلی، توفی، ماسه سنگی سبز رنگ با سن نئوپروتروزوئیک می باشند.

مرز بالایی سازند سلطانیه نیز با سازند باروت تدریجی است. با اینکه بخش عمده سازند باروت شیل های سیلتی – رسی و ماسه یی ریز دانه میکادار به رنگ ارغوانی است اما میانلایه هایی از آهک و دولومیت حاوی چرت و استروماتولیت را همچنان در خود دارد.

گذر تدریجی سازند سلطانیه به سازند باروت در جاده چالوس. در بخش های ابتدایی سازند باروت همچنان میانلایه هایی از دولومیت دیده می شود.

منبع: زمین شناسی ایران – دکتر آقانباتی

برای مطالعه ی بیشتر در مورد سازند سلطانیه در زنجان: مدل دولومیتی شدن سازند سلطانیه در جنوب باختر زنجان

همچنین بخوانید: کوه هزار بند

موقعیت تصاویر بر روی نقشه: زمین نگار

کلمات کلیدی: سازند سلطانیه , دولومیت , شیل , چپقلو , پرکامبرین , کامبرین , جاده چالوس , زنجان , سنگ آهک , کاتانگایی , کوهزایی , پالئوزوئیک , گسل مشاء , البرز , آذربایجان , سازند باروت , سازند بایندور , سازند کهار , ناپیوستگی , درون قاره , نهشته , رسوبگذاری , زمین گشت , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم

بوم گردی، سفری که به آن نیاز داریم!

زندگی انسان، از زمانی که خود را بر روی زمین شناخته، با طبیعت عجین بوده است. تاریخ تمدن بشر هم در اندرکنش با طبیعت شکل گرفته چنان که آب و سنگ و آتش و باد از ابزارهای اولیه پیشرفت انسان بر روی زمین بوده است. شوربختانه با ورود انسان به عصر صنعتی و شکل گیری شهرهای بزرگ و زندگی ماشینی بشر، روح طبیعت گرای انسان ها در زندان خودساخته زندگی شهرنشینی گرفتار آمده است.

علیرغم تمام پیشرفت ها در زندگی شهری، مهیا شدن امکانات بیشتر برای زندگی راحت تر در شهر و فرصت های شغلی و مالی بیشتر در شهرها که بسیاری از مردم را به زندگی در شهرها ترغیب کرده است؛ اما همچنان روح بشر طبیعت گرا باقی مانده است. این را می شود از علاقه مردم به مسافرت به طبیعت و جاذبه های طبیعی و یا حتی لذت بردن آنها از دیدن تصویر یک منظره ی زیبا پی برد.

 

 

به طبیعت بازگردیم!

بشر امروز نیاز دارد تا روح خود را در بازگشت به طبیعت به آرامش برساند. بشر امروز نیاز دارد به گذشته ی خود بازگردد. بشر امروز نیاز دارد در میان شلوغی هایی که در زندگی خود ایجاد کرده، با خود در طبیعت خلوت کند.

کوهستان پرعظمت، رودهای جاری، درختان سرسبز، آسمان آبی، دریای درخشان، گل و سبزه و حیوانات اهلی و وحشی، زمانی همزیستان انسان بوده اند که امروز دیدن آنها و چند روزی سرگرم شدن با آنها، روح انسان را جلا می دهد. از زمانی که بشر یکجا نشین شد و اولین اجتماعات بشر شکل گرفت، این عناصر با بشر روستا نشین دمخور بوده اند و او راه و رسم زندگی با آنها را آموخته است.

روستاییان که اولین اجتماعات بشری بوده اند در ارتباط با طبیعت اطراف خود، فرهنگ خود را شکل داده اند و آداب و رسوم و فرهنگ زندگی قوم و قبیله ی خود را گسترش داده اند. آنها با توجه به اینکه در کجا و با چه طبیعتی روبرو بوده اند، پوشش، خانه، شغل و بسیاری از اصول زندگی خود را طراحی نموده اند. هر روستا سبک زندگی خود را دارد. از شمال تا جنوب، از شرق تا غرب می توان این تفاوت سبک زندگی را پی گرفت و از آنها آموختنی های بسیاری آموخت. چند روزی به سبک آنها زندگی کرد و از همصحبت شدن با آنها لذت برد و با بودن در طبیعت آنها به آرامش رسید.

 

بومگردی یعنی چه؟

وقتی که انسان شهر نشین نعمت از دست داده ی خود را به یاد آورد، در گشت و گذار (توریسم) خود، گشت و گذار در طبیعت را گنجاند و نام آن را بومگردی (اکوتوریسم) گذاشت. جامعه بین المللی اکوتوریسم (TIES) بومگردی را این گونه تعریف می کند:

سفری است مسئولانه به جاذبه های طبیعی برای لذت بردن، ادراک و قدر طبیعت را دانستن (و همراهی کردن با ویژگی های فرهنگی متعلق به گذشته و حال حاضر) به طوری که حافظ زیست بوم بوده ، سبب پایداری کیفیت زندگی مردم منطقه شده، شامل آموزش بوده و در آن گردشگر و در فعالیت های سودآور اجتماعی-اقتصادی مردم محلی مشارکت داشته باشد.” 

نکاتی که در این تعریف توجه همگان را می طلبد:

  • سفری مسئولانه و حافظ زیست بوم: درست است که ما به سفر می رویم و می خواهیم از آن لذت ببریم، اما باید سفر ما به طبیعت و جوامع محلی آسیبی وارد نکند. نباید رفتاری داشته باشیم که روستاییان از میزبانی ما پشیمان شوند. طبیعت آنها را پاکیزه نگه داریم و از آسیب به آن پرهیز کنیم.
  • همراهی با ویژگی های فرهنگی گذشته و حال: در سفرهای خود آداب و رسوم و اعتقادات جوامع محلی را در نظر داشته و آنها را رعایت کنیم.
  • پایداری کیفیت زندگی مردم منطقه: رفت و آمد ما به جوامع محلی نباید آسیبی به زندگی عادی و روزمره آنها وارد کند و آنها را بیازارد. وقتی به روستاها می رویم باید بسان خود روستاییان رفتار کنیم و همانند آنها رفت و آمد کنیم.
  • آموزش گردشگر و میزبان: لازم است تا گردشگر قبل از سفر به جوامع محلی نکات مهمی از ارتباط با آنها، نوع رفتار و فرهنگ آنها و احترام به آنها را بیاموزد. متقابلاً میزبان نیز روش های مناسب میزبانی را باید آموزش ببیند.
  • مشارکت در فعالیت های سودآور اجتماعی – اقتصادی مردم محلی: در اقامتگاه های آنها اتراق کنیم. از غذاهای آنها استفاده کنیم. صنایع دستی آنها را خریداری کنیم و به آنها سود برسانیم تا جوامع آنها پایدار بماند و از مهاجرت به شهرها کاسته گردد.

 

 

زمین گردشگری و اقامت در طبیعت!

زمین گردشگری (ژئوتوریسم) که گشت و گذار به منظور دیدن پدیده ها و جاذبه های زیبای طبیعی و زمین شناختی است در ارتباط تنگاتنگی با جوامع محلی و بومگردی قرار دارد. پدیده های جذاب زمین شناختی معمولاً از شهرهای بزرگ فاصله دارند و برای دیده آنها باید مسافت هایی را طی کرد و به دامان کوهستان ها، دشت ها و … رفت. برای زمین گردشگرها که زمان زیادی را برای بازدید از زمین منظرها و زمین ساختارها صرف می کنند، بسیار به صرفه است تا مکان استراحت و اقامت خود را در نزدیکی این مناظر انتخاب کنند. ممکن است نزدیک ترین اقامتگاه ها و هتل ها تا این مناظر، فرسنگ ها فاصله داشته باشند و آمد و شد میان آنها زمین گردشگر را خسته و پشیمان کند. در نتیجه ماندن در جوامع محلی می تواند گزینه مناسبی باشد.

 

اقامتگاه های بومگردی

خوشبختانه، بوم گردی و سفر در طبیعت در ایران ما نیز بسیار پر رونق و پر طرفدار شده است. این میل به گردش در طبیعت جوامع محلی را نیز بر آن داشته تا میزبان های خوبی برای میهمانان خود باشد، اقامتگاه های بومگردی در اقصی نقاط ایران در حال شکل گیری و گسترش هستند. بسیاری از روستاها در حال اقامتگاه های استاندارد تحت نظارت سازمان میراث فرهنگی و گردشگری اند و خدمات محلی جذاب و لذت بخشی ارائه می کنند. هزینه ی این سفرها و اقامت ها نیز در مقایسه با سفرهای مناطق توریستی، مناسب تر و اقتصادی تر است. حتی رفتار میزبان نیز مهربانانه تر، دوستانه تر و خودمانی تر است. بارها پیش آمده که پس از این سفرها میزبان و میهمان با هم دوستانی دائمی شده اند.

 

 

این تجربه، چنان گران سنگ و لذت بخش است که حتی پس از پایان سفر و با گذشت سال ها، یادآوری خاطرات آن سفرها انسان را دوباره غرق در لذت ها می کند.  پس برای این سفرها برنامه ریزی کنید. به مکان هایی سفر کنید که تاکنون به آنجا نرفته اید. در اقامتگاه های محلی اقامت کنید. با مردم روستایی گپ و گفت کنید. از صنایع دستی آنها خرید کنید. طبیعت اطراف آنها را بگردید. با آنها عکس یادگاری بگیرید. همیشه که نباید به شهرهای مهم توریستی رفت. همیشه که نباید در هتل ها اقامت کرد. همیشه که نباید سفرهای تکراری داشت. سبک سفر خود را عوض کنید.

کلمات کلیدی: سفر , روستا , بوم گردی, اکوتوریسم , طبیعت گردی , توریسم , جاذبه های طبیعی , جوامع محلی , زیست بوم , فرهنگ , گردشگری , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , زمین گردشگر , زمین منظر , زمین ساختار

دشت آبرفتی کازرون

 

موقعیت دشت کازرون

شهر کازرون در ۱۲۰ کیلومتری باختر شهر شیراز مرکز استان فارس واقع شده است. این شهر در دشتی در میان کوه های بلند زاگرس قرار گرفته است. در واقع این بخش از استان فارس بخشی از ایالت ساختاری رسوبی زاگرس چین خورده به حساب می آید که در آن چین خوردگی های فراوان تاقدیسی و ناودیسی به صورت متناوب با روند شمال باختر – جنوب خاور در کنار یکدیگر کشیده شده اند. در شمال شهر کازرون کوه (تاقدیس) دشتک – فامور و در جنوب آن کوه (تاقدیس) سربالش با ارتفاع بیش از ۱۸۰۰ متر دیده می شوند که در میان خود دشت میزبان شهر کازرون (با ارتفاع حدود ۸۰۰ متر) را محصور کرده اند. در واقع دشت کازرون بخشی از چین خوردگی ناودیسی میان این دو تاقدیس است که با آبرفت های دوره های یخ چالی ایران زمین پوشیده شده است.

 

زاگرس چگونه ایجاد شده و چین خورده است؟

داستان از این قرار است که رشته کوه های زاگرس، از محل گسل اصلی آن، لبه ی شمالی بخش جنوبی ایران به نام گندوانا بوده است. میلیون ها سال قبل سرزمین کنونی ایران دو بخش جدا از یکدیگر بوده که بخش شمالی آن، بخشی از ابر قاره لوراسیا و بخش جنوبی آن لبه ی شمالی ابر قاره گندوانا بوده است. در میان این دو ابر قاره، اقیانوسی به نام تتیس جوان وجود داشته که در زمانه یی حدود ۶۵ میلیون سال قبل بسته شده و دو بخش شمالی و جنوبی ایران به یکدیگر پیوند خورده اند. از این زمان به بعد چین خوردگی رسوبات در محل زاگرس کنونی آغاز شده و حدود ۵ میلیون سال قبل به بیشترین حد خود رسیده است. این در حالی بوده که همچنان در دریاهای محلی رسوبگذاری ادامه داشته است. از حدود ۲ میلیون سال قبل زاگرس به کلی از آب خارج شده و رسوبگذاری تنها به حوضه های دریاچه ای و میانکوهی محدود گردیده است.

 

دشت های آبرفتی چگونه شکل گرفته اند؟

با ادامه ی روند چین خوردن و ارتفاع گرفتن زاگرس که امروزه نیز با نرخ بیش از ۲ میلیمتر در سال ادامه دارد، تاقدیس ها بلندی ها و ناودیس ها پستی های زاگرس را ساخته اند. در نتیجه برای رسیدن به تعادل تاقدیس ها دائما در حال فرسایش اند و آب های جاری رسوبات حاصل را در پستی ها که همان ناودیس ها هستند رسوبگذاری می کنند. این کار در دوره های یخچالی که در عرض های شمالی تر با برف و یخبندان همراه بوده و در عرض های پایین تر با بارش های قوی و فراوان، با قدرت بیشتری انجام پذیرفته است. در نتیجه ستبرای زیادی از رسوبات آبرفتی روی گودی ها را در سراسر ایران پوشانده است که به آنها “دشت آبرفتی” گفته می شود. در زاگرس چین خورده این گودی ها در واقع همان ناودیس ها هستند و می توان به آنها “دشت آبرفتی میانکوهی” اطلاق کرد.

 

دشت آبرفتی چیست؟

دشت آبرفتی که گاهی آن را جلگه ، دشت و هامون نیز می‌گویند، یکی از بومریخت‌های آبرفتی گسترده با خاستگاه رسوبی در ایران است. پهنه‌یی صاف و هموار (باشیب ۱ تا ۵ درصد) که تنها عارضه قابل توجه در آن، شبکه‌های آبراهه‌یی است که سطح آن را خراشیده‌اند. این شبکه آبراهه که در سطح دشت گسترده‌اند، وظیفه تغذیه و رسوبگذاری در دشت آبرفتی را برعهده دارند. دشت آبرفتی، گسترده‌ترین واحد ریختاری بوده و مساحت آن به صدها و گاه هزاران کیلومتر مربع می‌رسد.

موقعیت مکانی دشت آبرفتی در فاصله‌ای به نسبت زیاد از پادامنه‌های کوهستانی و در پایین دست بادزنه‌های آبرفتی قرار دارد و به همین علت، شبکه تغذیه کننده آن، تنها توان ترابری مصالح ریزدانه تا بسیار ریزدانه مانند رس و فورش و ماسه را دارد. با این حال در برخی ترانشه‌ها و چاههای حفر شده، نوارها  (bands) و عدس‌واره­ هایی (lenses) از نهشته‌های شنی را می‌توان در لابه‌لای نهشته‌های ریزدانه مشاهده نمود.

به سوی مرکز، جنوب و خاور ایران، بافت دشت‌های آبرفتی ریزدانه‌تر شده و در بسیاری نقاط تراوایی خود را از دست می‌دهند (اهواز، بندرعباس، جنوب کرمان، مکران و …)

بافت ریزدانه دشت‌های آبرفتی، با تقویت خاصیت موئینه­ گی (Capillary)، موجب انتقال نمک های محلول (به ویزه سدیم کلراید) به سطح زمین و ایجاد پوسته‌یی از نمک بر روی دشت‌های آبرفتی شده است. پوشش گسترده نمک بر رویه‌یی هموار و کم شیب، برخی زمین شناسان و زمین ریخت شناسان را به اشتباه انداخته و دشت آبرفتی با پوسته نمکی را به نادرستی کفه نمکی (salt flat) در نظر می‌گیرند. گاه نمک هایی که به سطح زمین می‌رسند، در رویه دشت‌های آبرفتی شکفته شده و سیمای زمین‌های پف کرده (puffy ground) را به وجود می‌آورند.

در بادزنه‌های آبرفتی که نهشته‌های درشت دانه نیز وجود دارند، پدیده موئینه­ گی کمتر فرصت ایجاد پوسته نمکی بر روی سطح زمین را پیدا می‌کند. این بخش‌های دارای نهشته‌های درشت دانه، مکان مناسبی برای توسعه زمین های کشاورزی و مراکز جمعیتی می‌باشند. شهرهای قزوین، کرمان، رفسنجان، اردکان،یزد و همین شهر کازرون نمونه‌هایی از توسعه شهرها بر بستر دشت آبرفتی‌اند. دشت آبرفتی (جلگه) خوزستان نیز که از شمال شوش آغاز می‌گردد، کیلومترها توسعه یافته و پایانه آن به دشت ساحلی خلیج فارس پیوند می‌خورد. این جلگه همچنین میزبان دشت سیلابی بسیار وسیع رودخانه‌های کرخه و کارون نیز می‌باشد.

 دشت‌های آبرفتی در بیشتر مناطق ایران، دارای آبخانه‌های گسترده می‌باشند. در دشت‌های آبرفتی که در بخش محوری ناودیسها به وجود آمده‌اند، به دلیل جهت گیری دامنه‌های لایه‌ای (dip slope) به سوی دشت، بیشترین آب زیرزمینی را دریافت می‌کنند.

 

دشت آبرفتی کازرون

اما دشت آبرفتی کازرون، به دلیل ذخیره مناسب آبرفت و شیب مناسب لایه بندی کوه های مشرف، آبخوان مناسبی برای جمع آوری آب های حاصل از بارش دارد. در نتیجه، کشاورزی در دشت کازرون رونق مناسبی دارد. در بخش جنوب خاوری دشت، دریاچه پریشان (فامور) که آب حاصل از بارش های جوی و چشمه های اطراف را در گودترین بخش ناودیس میزبان دشت، جمع آوری می کند، خود از این دشت آبرفتی تغذیه می شود.

 

 

در سالهای اخیر به دلیل بارش کم، تبخیر زیاد و در نتیجه خشک شدن چشمه های تغذیه کننده، و همچنین حفر چاه های بسیار و برداشت بی رویه آب از دشت کازرون، دریاچه پریشان یکی از زیباترین و بزرگ‌ترین دریاچه‌های آب شیرین ایران با وسعت ۴۳ کیلومتر مربع و عمق آب آن از ۳,۵ تا ۵ متر رو به افول رفت تا اینکه در سال ۹۴ بکلی خشک شد.
ادامه روند خشکسالی و برداشت بی رویه آب از آبخوان ها باعث بروز پدیده نشست در دشت ها و افزایش تراکم آبرفت های میزبان و در نتیجه تخریب آبخوان ها و سفره های زیرزمینی برای همیشه می گردد و این اتفاق می تواند ادامه ی حیات را در هر منطقه یی به خطر اندازد.

در تصویر نمایی از دشت آبرفتی کازرون مشاهده می شود که از روی ارتفاعات تاقدیس سربالش در جنوب شهر کازرون با نگاهی به شمال انداخته شده است. در پسزمینه تاقدیس دشتک – فامور دیده می شود. هر دو تاقدیس با سنگ آهک آسماری به سنگ الیگومیوسن میزبانی می گردند و در هسته ی تاقدیس ها نیز سازند های ایلام و سروک به سن کرتاسه برونزد یافته اند.

 

منابع:

  • کتاب زمین شناسی کواترنر (آبرفت ها) – مهندس ناصر حسین خان ناظر
  • کتاب زمین شناسی ایران – دکتر علی آقانباتی
  • مقاله “بررسی جایگاه مدیریت در اکوسیستم تالاب پریشان” – رقیه و مریم نظری
  • نقشه زمین شناسی چهارگوش کازرون – سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
  • ویکی پدیا

 

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , دشت آبرفتی , کازرون , تاقدیس , ناودیس , زاگرس چین خورده , دوره یخ چالی , آبخوان , دریاچه پریشان , خشکسالی , حفر چاه , کفه نمکی , زمین پف کرده , موئینگی , استان فارس , تاقدیس دشتک – فامور , تاقدیس سربالش , چین خوردگی , تتیس , کرتاسه , آسماری

غار یخ مراد

یکی از جاذبه های زیبای استان البرز، غاری است با قندیل های یخی که در زمستان تا اوایل بهار در زیباترین حال خود قرار دارد. نام این غار از یک باور قدیمی در میان مردم محلی گرفته شده است. مردم اطراف این غار اعتقاد داشته اند که یخ موجود در این غار حاجت ها و نیاز های آنها را براورده کرده و آنها را به مراد دل خود می رساند. در نتیجه این غار “یخ مراد” نامیده شده است.

چرا یخ مراد؟

گفته می شود، در گذشته مردم بومی بر این باور بوده‌اند که یخ موجود در اعماق غار برای درمان ناباروری زنان خاصیت شفادهنده دارد؛ و وجود کهنه‌های آویخته (دخیل) به دهانه اصلی و درون غار در گذشته که باعث نام‌گذاری روستای مجاور به کهنه ده شده گواه این ادعا است. اما به نظر می رسد که روستای مجاور این غار به دلیل قدمت آن “کهنه ده” نامیده شده است.

 

نمایی از روستای کهنه ده از دهانه غار یخ مراد

چگونه بوجود آمده است؟

غار یخ مراد در سنگ های آهکی سازند لار پدید آمده است. تاریخ تشکیل این سنگ ها به ۱۵۰ تا ۱۳۸ میلیون سال قبل یعنی دوره ژوراسیک برمی گردد. در این زمان با پیشروی دریا در بخش شمالی ایران و تشکیل یک دریای کم عمق، سنگ آهک های سازند لار در محدوده ای که امروزه رشته کوه البرز قرار دارد تشکیل شده اند که با کذشت زمان و فشارهای زمین ساختی وارده از شمال و جنوب، این سنگ ها از دل دریا خارج شده و به شکل امروزی بخشی از کوه های البرز را ساخته اند.

اما تشکیل غار یخ مراد در همین چندصدهزار سال اخیر اتفاق افتاده است و دفعتاً و ناگهانی نبوده و به تدریج در اثر عملکرد جمعی عوامل مختلف از جمله، فرسایش آبی، نیروهای زمین ساختی، زمین لرزه، انحلال، آب و هوا و … به صورت وضعیت کنونی در آمده است. نیروهای زمین ساختی سنگ های سخت را درزه دار می کنند و شکستگی ههای فراوانی را در آنها ایجاد می کنند. در اثر شرایط آب و هوایی و بارش باران و برف، جریان آب از میان درزه ها و ترک ها به بخش های درونی زمین راه می یابند و در مسیر خود بخش هایی از سنگ ها را به مرور زمان حل کرده و با خود می برند. در نتیجه فضا کم کم بازتر می شود و حفرات و فضاهای خالی گسترش می یابند. زمین لرزه نیز با شکستن و انداختن بلوک های سنگی بزرگ به گسترش فضای دالان ها و تالارهای غار کمک می کند و در نتیجه به مرور زمان فضای غار در اثر اندرکنش نیروهای مختلف بزرگتر و بزرگتر می شود. غار یخمراد اینگونه شکل گرفته است و از ۴ طبقه با اختلاف ارتفاع بیش از ۳۰ متر تشکیل شده است.

 

سنگ های آهکی میزبان غار یخ مراد حدود ۱۴۰ میلیون سال قدمت دارند. دهانه غار در تصویر مشخص است.

 

توصیف فضای داخل غار:

دهانه ورودی غار در میانه دامنه ی کوه ی صخره ای مشرف بر روستای کهنه ده قرار دارد. برای رسیده به دهانه ورودی باید از کنار جاده دسترسی به روستای آزادبر حدود ۳۲۰ متر با شیبی به سوی بالا پیاده روی نمود و در نهایت با بالا رفتن از پلکانی به دهانه غار رسید. تالار ورودی غار فضایی نه چندان بزرگ است اما فضایی برای ایستادن ۳۰ تا ۴۰ نفر را دارد. بلوک های سنگی افتاده نشان از یک زمین لرزه اثر گذار می دهد که با توجه به نزدیک بودن غار به گسله ی لزره زای طالقان می تواند به آن نسبت داده شود.

 

دهانه ورودی غار یخ مراد که فضایی محدود برای ایستادن دارد.

 

در سمت راست شیب لایه های سنگی به سمت پایین دست و لغزنده بودن آنها امکان پیمایش را سخت می کند و نیاز به وسایل کمکی و نیروی خبره دارد. اما برای رسیدن به تالارهای دیگر باید از دهانه مستقیماً از روی بلوک های سنگی افتاده عبور کرده و از دالان های مختلفی گذشت. در مسیر کمابیش (با توجه به فصل پیمایش غار) با چکیده ها و چکنده (استالاگمیت و استالاکتیت) های زیبای یخی روبرو می شویم که برخی به صورت ستونی از سقف تا کف غار کشیده شده اند.

 

 

در مسیر دالان ها چاه هایی حدوداً ۵ تا ۷ متری وجود دارند که ارتباط بین طبقات بالایی و پایینی را فراهم می کنند و برای پیمایش آنها نیاز به طناب و تجهیزات حرفه یی می باشد. اما با عبور از روی آنها می توان به اولین تالار غار دسترسی یافت. با ورود به این تالار مجموعه ی زیبایی از چکیده ها و چکنده ها بستر تالار را پوشانده و از سقف آویزان شده اند. با ورود به تالارها و اعماق بیشتر بر حجم و ابعاد این سازه ای زیبای طبیعی افزوده می گردد و در تالار های پایین تر که دسترسی عموم به آنها کمتر است، این سازه ها از آسیب در امان مانده و زیبایی های بیشتری از خود نشان می دهند.

 

یکی از تالارهای اصلی غار یخمراد

 

چند توصیه برای پیمایش غار:

  • فضای درونی غار سرد و در زمستان سوزی غیر قابل تحمل دارد، پس حتما لباس گرم و مناسب با خود داشته باشید.
  • مسیر درونی غار خیس و در فصول سر یخ بسته است. ضمن آنکه برای رسیدن به دهانه غار باید مسیری را به کوهنوردی بپردازید، پس کفش مناسب به همراه داشته باشید.
  • قندیل های درون غار دلیل اصلی سفر گردشگران برای دیدن این غار هستند، پس بر حفظ آنها بکوشید و مراقب شکستن آنها باشید.
  • فضای این غار و به طور کلی همه ی غارها به صورتی است که ممکن است در مسیرهای آنها گم شوید، پس حتما با یک غارنورد کار بلد به درون غار بروید؛ مخصوصا غار یخمراد که دارای چند چاه خطرناک می باشد.
  • زمانی را برای لذت بردن از سکوت غار و عکاسی از پدیده های زیبای غار اختصاص دهید.

 

 

 

 

چگونه به غار برسیم؟

برای دسترسی به غار یخ مراد کافی است از کرج مسیر جاده ی چالوس را پی بگیرید و پس از عبور از روستای نساء و قبل از رسیدن به گچسر، از خروجی روستای وله به سمت روستای آزادبر جاده ی آسفالته را ادامه دهید. حدوداً با طی مسافت ۴ کیلومتری در دره وله به روستای کهنه ده می رسید و با ادامه جاده حدود ۱ کیلومتر بالاتر از روستا به یک پل می رسید که برای عبور جاده از روی رودخانه احداث شده است.

 

 

در همین جا مسیر پیاده روی به سوی دهانه غار آغاز می شود و شما می توانید وسیله ی نقلیه خود را متوفق نمایید. البته در زمستان و پس از بارش سنگین برف، مسیر بسته است و بهتر است وسیله ی خود را در همان روستای کهنه ده متوقف کرده و از پیاده روی در برف لذت ببرید.

 

 

اگر مسیر شمشک به دیزین باز باشد، نیز می توانید از شرق تهران این مسیر را تا جاده ی چالوس ادامه داده و به سوی جنوب پس از گچسر وارد دره وله شوید.

موقعیت غار یخ مراد را روی نقشه ببینید.

 

 

 

چه پدیده های دیگری در نزدیکی غار می توانیم ببینیم؟

دره وله یک دره ی گسلی و عمیق است، در نتیجه دامنه های پرشیب دارد. در زمستان و پس از بارش برف می توان بهمن های رخ داده فراوانی را بر روی این دامنه ها مشاهده کرد.

همچنین سنگ های سبز سازند کرج (توف)، سنگ های نخودی و صخره ساز سازند لار (سنگ آهک)، سنگ های نازک لایه و تیره رنگ سازند شمشک (شیل و ماسه سنگ)، سنگ های قرمز سازند قرمز بالایی (ماسه سنگ و کنگلومرا) تنوع سنگ شناختی محدوده ی این غار است که می توانید با آنها آشنا شوید.

در بالادست کهنه ده به سمت آزادبر، یک بند گابیونی توسط آبخیزداری برای مهار شدت جریان آب به منظور جلوگیری از سیلاب احداث شده که پشت آن توسط رسوبات رودخانه یی پر شده و آب رودخانه به صورت آبشار به پایین سرازیر می شود و زمین منظری زیبا را در این محدوده پدید آورده است. همچنین در همان محل یک سنگ افت به نسبت بزرگ باعث ریزش بلوک های سنگی در بستر رودخانه شده و عبور آب از میان آن بلوک ها صدایی زیبا ایجاد می کند. احتمال می رود که این سنگ افت هم در اثر زمینلرزه ایجاد شده باشد.

در بالای روستای آزادبر که انتهای این مسیر است، یک معدن قدیمی گچ وجود دارد که زیبایی و جذابیت خاص خود را دارد. البته رسیدن به این معدن نیازمند اجازه از روستاییان و داشتن یک اتومبیل مناسب است.

قبل از ورودی روستای آزادبر نیز یک راه خاکی از جاده ی اصلی جدا می شود که به سمت باختر تا طالقان ادامه دارد. پیمودن این جاده نیز نیازمند شرایط آب و هوایی مناسب و اتومبیل مناسب است.

برای کسب اطلاعات بیشتر این مقاله را بخوانید: سفر به آزادبر

کلمات کلیدی: غار یخمراد , آزادبر , کهنه ده , البرز , قندیل , استالاگمیت , استالاکتیت , چکیده , چکنده , یخ , گچسر , روستای وله , غارنوردی , ژئوتوریسم , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , جاده چالوس

 

گنبد آتشفشانی گئچی قالاسی

 

 

آنهایی که تاکنون مسیر تبریز به مرز بازرگان را طی کرده اند، حتما از دیدن زیبایی های طبیعی و زمین شناختی فراوان این مسیر لذت برده اند. یکی از این زیبایی های طبیعی که در مسیر مرند – ماکو و در حوالی کوشکسرای از دور خودنمایی می کند، یک کوه منفرد است که در زبان محلی “گئچی قالاسی” نامیده می شود که به زبان فارسی “قلعه ی بز” معنا می شود.
این کوه منفرد که در سمت چپ جاده ی مرند – ماکو با ارتفاع ۲۰۵۰ متر از سطح دریا از دور مشخص است در واقع یک “گنبد آتشفشانی” است و اطراف آن را سنگ های رسوبی فرا گرفته اند.
گنبد آتشفشانی (Volcanic dome) در واقع زمانی شکل می گیرد که گدازه ای به سطح زمین برسد و بخاطر چسبندگی و ویسکوزیته بالایش نتواند به راحتی جریان یابد و در اطراف محل خروج و یا دهانه خروجی جمع شود. در نتیجه شکلی گنبد گونه به خود می گیرد. گاهی اوقات گنبدها در اثر خروج های مکرر گدازه های چگال از یک خروجی تولید می شوند و گاهی نیز گدازه بسیار چگال از دهانه آتشفشان به بیرون فشار داده می شود مانند خروج خمیر دندان از تیوب در اثر فشردن آن.
با بالا آمدن گدازه جدید، توده های قدیمی تر شکافته شده و بوسیله ی نیروی اعمال شده از پایین باز می شوند و گدازه های جدید از میان درزه های و شکستگی ها بالا می آیند و از طریق این شکاف ها به سطح رسیده و جریان های کوچک به آهستگی روی دامنه به سمت پایین جریان می یابند و با تکرار این عمل گنبد به آرامی شکل می گیرد. همانطور که گنبد شکل می گیرد، پوسته ی در حال گسترش آن شکسته می شود و به سمت پایین می غلتد تا پشته ای از قطعات سنگی زاویه دار (برش) در دور تا دور دامنه شکل بگیرد. ادامه ی این عمل می تواند به دفن شدن گنبد در میان پشته های واریزه یی منجر شود.

 

در نتیجه یک گنبد آتشفشانی می تواند روزها، ماه ها، سال ها و قرن ها در حال رشد باشد. از درون با تزریق ماگما و از بیرون با سنگ های ناپایدار و شکننده. حتی ممکن است در اثر فشار فزاینده ی گازهای ماگما، یک گنبد آتشفشانی منفجر شده و جریان های آذرآواری، لاهار و سایر فرایندهای یک آتشفشان انفجاری را از خود بروز دهد.
جنس گدازه های خروجی که سازنده ی گنبدهای آتشفشانی هستند می تواند از بازالت تا ریولیت متفاوت باشد، اگر چه اکثر گنبدها از ترکیبات حدواسط مانند داسیت – آندزیت ساخته شده اند. اما مشخصه همه ی این گدازه ها چگالی بالای آنهاست. چگالی بالا از دو روش بدست می آید: سطح بالای سیلیس در ماگما و یا با خروج گاز از ماگمای سیال. از آنجایی که گنبدهای آندزیتی و بازالتی چگال به سرعت هوازده شده و به راحتی با ورود گدازه های بعدی از بین می روند؛ بیشتر گنبدهای باقی مانده کنونی دارای محتوای سیلیس بالا بوده و از جنس ریولیت یا داسیت هستند.

 

جنس گنبد آتشفشانی گچی قلعه سی “داسیتی – تراکی داسیتی” است و در زمانه نئوژن در میان سنگ های رسوبی میوسن نفوذ کرده است. در نتیجه انتظار وجود سنگ های دگرگون شده مجاورتی را نیز می توان در اطراف این کوه داشت. در دامنه های این کوه رگه های زیبایی از سنگ مرمر سبز رنگ وجود دارد که موید دگرگونی سنگ های اطراف این کوه در اثر حرارت درونی آن است. سنگ های در بر دارنده این کوه مارن قرمز، کنگلومرا، ماسه سنگ همراه با گچ و نمک، مارن گچی، ماسه سنگ آهکی و سنگ آهک ست که سن میوسن را به آنها نسبت داده اند.

 

با دگرگونی سنگ های آهکی اطراف کوه در طی زمان، بلورهای درشتی از کلسیت (CaCo3) را بنام مرمر اونیکس (Onyx marble) ایجاد کرده است. در این محل، آب ترش و سرد و گازداری از اعماق زمین خارج می شود که در مسیر جاری شدن خود لایه های زیبایی از رسوبات آهندار قرمز و لیموئی را ایجاد نموده است.
چندین گنبد دیگر نیز در ادامه به سمت مرند و همراستا با گئچی قالاسی و راستای گسله شمالی میشو بیرون زده اند که همجنس با این گنبد هستند اما از بلندای چندانی برخوردار نیستند.
در تصویر قله زیبای گئچی قالاسی از جاده ی مرند – ماکو و در نزدیکی روستای کوشکسرای با نگاه به سوی جنوب باختر به تصویر کشیده شده است. قله ی گنبدی شکل، واریزه های دامنه یی و واحد های مارنی و رسی به خوبی قابل مشاهده اند.

کلمات کلیدی: زمین شناسی ,زمین گردشگری ,ژئوتوریسم ,ژئوپارک ارس ,گئچی قالاسی ,مرند ,کوشکسرای ,آذربایجان , گنبد آتشفشانی ,داسیت ,تراکیت

ساخت های رسوبی حلقوی لیزگانگ

حتماً در سنگ های رسوبی نوارها یا دایره های متحدالمرکز رنگی را دیده اید که با کنکرسیون ها و ندول ها تفاوت دارند. این نوارها در واقع ساخت هایی ثانویه یی هستند که پس از تشکیل سنگ در آنها شکل گرفته اند و بر خلاف کنکرسیون ها فاقد یک هسته ی مرکزی هستند. به این نوارها یا حلقه های رنگی لیزگانگ گفته می شود.

حلقه ها یا نوارهای لیزگانگ (Liesegang rings) به نوارهای سیمانی رنگی در سنگ های رسوبی گفته می شود که معمولاً عمود بر لایه بندی ایجاد شده اند. این ساختارهای رسوبی ثانویه (دیاژنتیک) حاوی نوارهایی از مواد معدنی هستند که در یک الگوی منظم تکرار شده اند. حلقه های لیزگانگ با ظاهر متمرکز و یا حلقوی خود از سایر ساخت های رسوبی قابل تشخیص اند. مکانیزمی که بر اساس آن حلقه های لیزگانگ تشکیل شده است به طور کامل شناخته نشده است و همچنان در مرحله ی تحقیقات قرار دارد.

اگر چه حلقه های لیزگانگ به عنوان یک رخداد شایع در سنگ های رسوبی دیده می شود، اما حلقه های متشکل از اکسید آهن می توانند در سنگ های آذرین و دگرگونی نفوذپذیر که از لحاظ شیمیایی دگرسان شده اند نیز دیده شوند.

تاریخچه

اولین بار در سال ۱۸۹۶ یک دانشمند آلمانی به نام رافائل ای. لیزگانگ مشاهدات خود از نتایج یک آزمایش تشکیل نوارهای لیزگانگ را شرح داد و ویلهلم استوالد اولین توضیح را برای این پدیده ارائه کرد. هدف از آزمایش لیزگانگ این بود که تشکیل رسوب تولید شده از واکنش شیمیایی یک قطره محلول نیترات نقره بر روی ژل دی کرومات پتاسیم را مشاهده کند. رسوب حاصل از این واکنش یک الگوی متحد المرکز از حلقه ها را تشکیل داد که لیزگانگ و همکارانش را متوجه رفتار مشابه تشکیل حلقه ها در سنگ های رسوبی نمود. از این رو این ساختارها، حلقه های لیزگانگ نامیده شدند.

سازوکار تشکیل و توسعه

فرایندی که حلقه های لیزگانگ را توسعه می دهد هنوز به طور کامل فهمیده نشده است. حلقه های لیزگانگ ممکن است در اثر تفریق شیمیایی اکسیدهای آهن و سایر مواد معدنی در خلال دگرسانی و هوازدگی ایجاد شوند. یکی از مقبول ترین نظرات در مورد مکانیزم توسعه ی حلقه های لیزگانگ در بین ژئوشیمیست ها، این است که در اثر نبود جریان همرفتی با تفکیک بین واکنش درونی گونه های مختلف مانند اکسیژن و آهن در باند های جداگانه یک الگوی هندسی نواری یا حلقوی شکل می گیرد.

یک فرایند دیگر نیز با عنوان چرخه فوق اشباع و هسته زایی اسوالد – لیزگانگ توسط جامعه ی زمین شناسی به عنوان مکانیزم احتمالی تشکیل حلقه های لیزگانگ در سنگ های رسوبی شناخته شده است. در این فرایند انتشار واکنشگرها منجر به اشباع بیش از حد و متمرکز شدن آنها حول یک هسته مرکزی در نوارهایی به صورت موضعی و خالی شدن مناطق مجاور از این واکنشگرها می شود. بنابر نظر استوالد شکل گیری موضعی دانه های کریستالی زمانی اتفاق می افتد که سطح بالاتری از فوق اشباع بدست آید و رشد بلورها موجب کاهش سطح اشباع محلول ها در فضاهای خالی اطراف بلورها شده و بنابراین کانی زایی که بعد از رشد اولیه بلور در مناطق اطراف اتفاق می افتد، نوارها یا حلقه ها را توسعه می دهد. یک مثال خوب بر مبنای نظریه استوالد-لیزگانگ، در تعاملات آب و سنگ مشاهده می شود که در آن هیدوکسید آهن از طریق فضاهای بین منفذی در ماسه سنگ نفوذ می کند.

الگوی حلقه های لیزگانگ به عنوان ساخت های رسوبی ثانویه در نظر گرفته می شوند هر چند که در سنگ های آذرین و دگرگونی دگرسان شده نیز یافت می شوند. دگرسانی شیمیایی سنگ ها منجر به تشکیل حلقه های لیزگانگ در اثر انتشار اکسیژن آب های زیرزمینی به فضای خالی سنگ های حاوی آهن انحلال پذیر می شود. حلقه های لیزگانگ معمولا به صورت لایه لایه در بسیاری از انواع سنگ های رسوبی رخ می دهند که در ماسه سنگ ها و چرت ها فراوان تر اند.

در طبیعت

اگر چه امکان ایجاد حلقه های لیزگانگ در سنگ های رسوبی بسیار زیاد است اما دانشمندان کانی شناسی با مطالعه ی دقیق کانی ها و بافت این ساخت ها، حلقه های لیزگانگ را ناشی از یک خودسازمانی ژئوشیمیایی می دانند به این معنی که توزیع این حلقه ها در سنگ به ویژگی های سنگ میزبان، قبل از تشکیل این حلقه ها مرتبط نیست.

به عنوان مثال در برخی از انواع سنگ های رسوبی مانند فورش سنگ های کربناته (calcisiltites) الگوی حلقه های لیزگانگ می توانند به اشتباه تفسیر شوند. حلقه ها ممکن است یک جدایش (offset) باشند. با این حال خطواره های سنگ، یک الگوی ناشکسته را نشان می دهد، از این رو جدایش مشاهده شده به یک “شکستگی کاذب” نسبت داده می شود. شکستگی های کاذب نتیجه ی توسعه ی حلقه های لیزگانگ درون مناطقی از سنگ هستند که در مجاورت یکدیگر قرار دارند اما در سطوح چینه شناسی مختلف.

حلقه های لیزگانگ می توانند ظاهری شبیه خطواره ها داشته باشند و زمانی که موازی یا نیمه موازی با صفحات لایه بندی قرار می گیرند انسان را به اشتباه بیاندازند؛ اما زمانی که عمود بر لایه ها یا خطواره ها باشند به راحتی قابل تشخیص اند.

در تصویر توسعه ی حلقه های لیزگانگ در ماسه سنگ های سازند شمشک در منطقه رودبار در استان گیلان به خوبی قابل مشاهده است.

منبع: ویکی پدیا (Liesegang rings)

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری  ,ساخت رسوبی,  حلقه های لیزگانگ  ,ساخت ثانویه  ,اکسید آهن  ,سنگ رسوبی  , ماسه سنگ  ,سازند شمشک,  البرز,  ژوراسیک,  استان گیلان,  رودبار,  زمین گشت

سازند شمشک

 

در ۲۲۷ میلیون سال قبل در گستره ای که امروز فلات ایران نامیده می شود، در زمانه ای که در تقویم زمین شناسی تریاس پسین نامیده می شود، در اثر نیروهای زمین ساختی وارده یک کوهزایی بزرگ با نام سیمرین پسین شرایط و نوع حوضه های رسوبی آن زمان را تغییر داد. در اثر نیروهای زمین ساختی دریای تتیس جوان در حال باز شدن و صفحه ی ایران از صفحه ی زاگرس – عربی در حال دور شدن بوده است و این حرکت به سمت شمال باعث برخورد دو صفحه ی ایران و توران و بسته شدن تتیس کهن در تریاس پسین شده است.کوهزایی با بالا آمدن عمومی و سراسری زمین همراه بوده که تا اواسط ژوراسیک میانی یعنی حدود ۱۷۰ میلیون ساحل قبل خشکی های مرتفعی را در ایران مرکزی و بلوک لوت تشکیل می داده است.

 

برونزد سازند شمشک در گردنه لاوشم در مسیر دسترسی پل زنگوله در جاده چالوس به بلده. تناوب ماسه سنگ و شیل در این سازند بر روی ریخت شناسی آن تاثیر مستقیم دارد.

در البرز فرابوم ها با راندگی های فراوان همراه بوده و بالا آمدن زمین و پس نشست دریا همراه بوده است ولی در تریاس پسین با پیشروی دوباره دریا در البرز، این پهنه به یک خلیج به نسبت باریک تبدیل شده که به سوی خاور گسترش زیاد داشته و از سمت باختر با دریای آزاد در ارتباط بوده است. در این خلیج فرونشست بستر زیاد بوده به گونه یی که شرایط برای انباشت مقدار قابل توجهی از گل و لای کاملاً فراهم بوده است. در این زمان با پس نشست دریا، البرز نخست به دشتی آبرفتی – دلتایی و سپس به یک دشت آبرفتی تبدیل شده که گاه در آن مرداب های تورب زا شکل می گرفته اند. به دلیل این شرایط جغرافیایی و شرایط آب و هوایی حاکم در آن زمان، نهشته های به نسبت همگن شیل و ماسه سنگ همراه با لایه های زغال دار شروع به شکل گرفتن در این محیط های مردابی – کولابی می کنند که تا ژوراسیک میانی یعنی حدود ۱۷۰ میلیون سال قبل ادامه پیدا می کند. این یکنواختی در رسوب گذاری در زمانه تریاس پسین تا ژوراسیک میانی چنان است که امکان جداسازی آنها بر اساس سن وجود ندارد و در بسیاری از نقاط البرز از یکدیگر تفکیک نشده اند.

 

برونزد سازند شمشک در جاده قزوین – رشت و مابین دو شهر منجیل و رودبار. تناوب ماسه سنگ، شیل و میانلایه های کنگلومرایی با رنگ خاکستری تیره ویژگی بارز این سازند در این منطقه است.

در سال ۱۹۶۳ دانشمندی به نام آسرتو با مطالعه ی این ردیف رسوبی به مجموعه ی رسوب های زغالدار البرز “سازند شمشک” نام نهاد و سن آن را از اوایل ژوراسیک (لیاس) تا اواسط آن (دوگر) در نظر گرفت اما یافته های بعدی نشان داد که سازند شمشک در واقع خود یک خرچه ی رسوبی است که می تواند خود مشتمل بر چند سازند باشد و سن آن از تریاس پسین تا ژوراسیک میانی است در نتیجه نام “گروه شمشک” برای آن انتخاب شد.

 

ریخت شناسی تپه ماهوری سازند شمشک در محدوده ی شهر رودبار و دره سپیدرود در استان گیلان. تناوب ماسه سنگ و شیل به روشنی قابل تشخیص است.

 

همانطور که اشاره شد با اعمال نیروهای زمین ساختی و ایجاد کوهزایی و تغییر محیط رسوبی در آن زمانه، در البرز شمالی نهشت رسوبات آهنی – بوکسیتی و رس های فلینیتی به رنگ سرخ – قهوه یی آغاز گروه شمشک را نشان می دهند ولی در البرز جنوبی آغاز این گروه با بازالت های تیره رنگ زیردریایی است که با رسوب های زغالدار ادامه می یابد. گروه شمشک در واقع یک چرخه رسوبی است که نهشته های آن نشانگر و جود جلگه های پهناور و حوضه های مردابی – رودخانه یی و گاه دریایی کم ژرفا است. این واحد سنگ چینه یی یکی از شاخص ترین واحدهای سنگ چینه ای ایران است که به طور عمومی سیمایی فرسوده شده و رنگ تیره دارد. داشتن زغالسنگ، سنگواره های جانوری و گیاهی فراوان سبب شده تا مطالعات زیادی بر روی آن انجام شود. در محل برش الگوی این سازند که آسرتو در بالادست دره روته در شمال گردنه لازیم انتخاب کرده است، سازند شمشک را به چهار زون سنگی تقسیم نموده است:

  • ماسه سنگ پایینی: با ستبرای ۷۰ تا ۱۰۰ متر شامل تناوبی از ماسه سنگ های کوارتزی متمایل به سفید به همراه لایه های نازک از شیل و شیل های زغالدار
  • سری زغالدار پایینی: شامل ۲۵۰ تا ۳۰۰ متر شیل و آرژیلیتبا تناوب های زغالسنگی قابل استخراج
  • ماسه سنگ بالایی: ۵۰۰ تا ۶۰۰ متر ماسه سنگ های ستبرلایه همراه با لایه های سیلتی میکادار و به طور ناحیه ای شیل و افق های آهکی آمونیت دار
  • سری زغالدار بالایی: نهشته های آرژیلی و لایه های زغالدار که در بخش پایینی زغالسنگ فراوان و در بخش بالایی سیلت سنگ های مارنی و شیل های خاکستری فراوان تر اند.

در محل برش الگو ستبرای سازند شمشک ۱۰۲۷ متر اندازه گیری شده اما تغییرات جانبی ضخامت در جای جای البرز بسیار زیاد است.

 

تناوب ماسه سنگ ستبر لایه و کوارتز کنگلومرای سازند شمشک در جاده دسترسی شهر رودبار به طارم 

برونزد سازند شمشک در محدوده روستای نساء در جاده ی چالوس. تفاوت در فرسایش پذیری ماسه سنگ ها و شیل های تیره در سازند شمشک باعث شده تا لایه های مستحکم ماسه سنگی مانند تیغه هایی از میان بخش های فرسوده شیلی خودنمایی کنند.

لایه های ستبر کوارتز کنگلومرا با دانه های سفید رنگ کوارتز در بخش هایی از سازند شمشک در دره سپیدرود در استان گیلان

نمایی نزدیک از تناوب ماسه سنگ ها و شیل های سازند شمشک در برونزدهای مسیر جاده چالوس در البرز مرکزی

نمایی از لایه های سیاهرنگ شیل زغالدار در مسیر رودبار به منجیل در استان گیلان

شکل پذیری مناسب شیل ها و اعمال نیروهای تکتونیکی در البرز باعث ایجاد چین های فراوان در سازند شمشک شده است.

یک نمونه از فسیل های گیاهی سازند شمشک در محدوده ی دره سپیدرود در استان گیلان

نمونه دیگری از فسیل گیاهی سازند شمشک در جاده دسترسی بلده به رویان در استان مازندران

نمونه ای از ساخت های رسوبی ماسه سنگ های سازند شمشک در دره سپیدرود در استان گیلان

پایان نهشت گروه شمشک در البرز با کوهزایی سیمرین میانی در حدود زمانه ۱۷۰ میلیون سال قبل همراه شده و با پیشروی دریا بر روی این رسوبات مردابی – کولابی، ردیف های دریایی شامل نهشته های مارنی – آهکی سازند دلیچای و سازند آهکی لار بر روی آن نهشته شده اند که مربوط به زمان ژوراسیک میانی بالایی می شوند. مرز بالایی سازند شمشک در همه جا یکسان نیست. در بیشتر مناطق سازند دلیچای با یک افق کنگلومرای کوارتزی سفید رنگ بر روی شمشک قرار می گیرد. گاهی لایه های آغازین سازند دلیچای دارای قلوه های لیمونیتی و ترک های گلی فراوان است. در برخی نقاط دگرشیبی موازی و یا زاویه دار گزارش شده است که نشان می دهد مرز شمشک و دلیچای ناپیوسته است.

منبع: زمین شناسی ایران (دکتر علی آقانباتی)

کلمات کلیدی: سازند شمشک , ماسه سنگ , شیل زغالدار , زغالسنگ , واحد سنگی , تریاس , ژوراسیک , محیط رسوبی , کولابی , رودخانه یی , مردابی , تتیس , البرز , ایران , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتورسم , کوهزایی , سیمرین , واحد سنگ چینه یی , زمین گشت

بلندترین قله آتشفشانی آسیا

قله دماوند با ۵۶۰۹/۲ متر ارتفاع بلندترین قله ی ایران و بلندترین قله ی آتشفشانی آسیاست. قله ی دماوند نقطه ی عطف رشته کوه البرز به حساب می آید. این رشته کوه در خاور دماوند راستای شمال خاور – جنوب باختر و در باختر آن راستای شمال باختر – جنوب خاور دارد.

آتشفشان دماوند که از نوع مطبق (چینه ای) می باشد هنوز خاموش نشده و به دلیل خروج گازهای گوگردی و وجود چشمه های آب گرم در اطراف آن جزء آتشفشان های نیمه فعال به حساب می آید. اما آخرین فعالیت آتشفشانی آن مربوط به ۳۸۵۰۰ سال قبل (بر اساس تعیین سن به روش کربن ۱۴) بوده است. قطر دهانه ی اصلی این آتشفشان ۴۰۰ متر است که یخ و برف دائمی آن را پوشانده است. آثاری از دهانه های فرعی نیز دامنه های آن از جمله دامنه ی جنوبی که محل خروج گازها و دودخان هاست و تپه دودی نامیده می شود، دیده می شود.

دامنه ی کوه بوسیله ی جریان های گدازه ای مکرر که بارها از قله و یا مخروط های فرعی سرازیر شده اند و همچنین مواد آذرآواری شامل پومیس، توف و لاهار پوشیده شده است. گدازه های دماوند گستره ای شامل ۴۰۰ کیلومتر را زیر پوشش دارد.

کهن ترین گدازه های کواترنری دماوند از نوع بازالت قلیایی است. به طور کلی سنگ های دماوند از سه نوع بازیک، حدواسط و اسیدی است.انواع بازیک فقط شامل گدازه های بازالتی و تراکی بازالتی است ولی در انواع حدواسط و اسیدی علاوه بر گدازه، سنگ های آذرآواری و اپی کلاستیک نیز وجود دارد. فراوان ترین گدازه های دماوند از نوع تراکیت است.

تصویر فوق از هواپیمای در حال پرواز در مسیر تهران – مشهد و از دامنه ی جنوبی قله ی دماوند توسط م.س.میرکاظمیان گرفته شده است.

کلمات کلیدی: Alborz Mountain , damavand , Iran Geotourism , peak , volcano , آتشفشان , آذرآواری , البرز , ایران , بلندترین آتشفشان آسیا , بلندترین قله ایران , دماوند , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , فوران , گدازه

کلوت های شهداد، جاذبه های دشت لوت

در شمال خاور استان کرمان و در خاور بخش مرکزی دشت لوت، زمین منظرهایی به شکل اشکالی خطی به طول ۱۲۰ کیلومتر و عرض بیش از ۶۵ کیلومتر کشیده شده اند که جنسی از ماسه، رس، گلسنگ و رسوبات ریزدانه دارند در زبان محلی به آنها کلوت گفته می شود.

 

 

واژه کَل در مناطق خراسان، مرکز ایران و سواحل دریای خزر معانی مختلفی دارد. در خراسان و سیستان و بلوچستان ریشه کلاته و کلات است که قلعه و دژ نیز از آن مشتق می‌گردد و به معنای آبادی یا روستایی است که در بلندی قرار گرفته و به محیط اطراف مشرف باشد. واژه کلاته به معنای کلات کوچک است و عموماً در پی اسامی مالک کلات استفاده می‌شده‌است. در مرکز ایران کلات به معنای روستایی محصور است و در دشت کویر و بیابان لوت هم‌معنی با دره یا شوره‌زار دارای درخت استفاده می‌شده‌است. در مناطق شمالی ایران (آبادی های ساحلی دریای خزر) به صورت کلا بکار می‌رود و در گیلان کاله به معنای بوته‌زار است.

 

 

کلوت ها که یاردانگ نیز نامیده می شوند اغلب در رسوبات نرم دریاچه‌ای گذشته به وجود می‌آیند و در برخی بیابان‌های دنیا از جمله بیابان غربی مصر و بیابان لوت در ایران وجود دارند. کلوت‌ها اغلب در رسوبات نرم دریاچه‌ایگذشته به وجود می‌آیند و اشکال تپه‌های فرسایشی حاصل فرسایش بادی کلوت‌ها در مناطق خشک دنیا ازقبیل ایران، امریکا، چاد، مصر، و پرو در سطح وسیعی گسترش یافته‌اند و فرآیندهای موجود تا حدی مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. کلوت های ایران بر اساس مطالعات دانشمندان علوم زمین بین ۲ تا ۷ میلیون سال عمر دارند. یعنی از زمان نهشته شدن رسوبات در این منطقه تا امروزه که بر اثر فرسایش های بادی و آبی به این شکل در آمده اند ۲ تا ۷ میلیون سال می گذرد. کلوت‌های بزرگ حاصل فرسایش آبی-بادی و کلوت‌های کوچک تحت تأثیر فرسایش بادی شکل گرفته‌است.

سنگ‌های ناپیوسته مانند لای، رس به علت چسبندگی، به‌طور نامحسوسی تحت تأثیر فرسایش بادی قرار می‌گیرند و در حالت مرطوب، باد تأثیری ناچیزی دارد. در حالت خشک، هنگامی باد از دشت رسی می‌گذرد، با حمل دانه‌های ماسه، سطح دشت را شیار داده در این صورت به آن کلوت می‌گویند.

ناهمواری‌ها و اشکال فرسایش بادی ازجمله کلوت‌ها در مناطقی واقع هستند که باد سرعت کافی برای بادکندگی و سایش داشته باشد که در الگوی فرسایش بادی برخلاف فرسایش آبی حرکت مواد درهمه جهات امکان پذیراست. در نواحی با باد مداوم شدید و اقلیم خشک و بستر مناسب فرسایش باعث ایجاد شیارهای به صورت آرایه‌های موازی می‌شود که این شیارها (دالان‌ها) بر اثر افزایش فرسایش بادی-آبی گسترش می‌یابند. بدین نحو که عامل رطوبت باعث نرمی و سستی سطح منطقه می‌گردد. پس از خشکیدگی به سهولت با کوچکترین حرکت باد مواد برداشته می‌شود.

درحد فاصل این شیارها تپه‌های موازی و دوکی شکل کلوت‌ها هم جهت با باد غالب منطقه باقی می‌مانند: حالت دوکی‌شکل آن به نحو عمل فرسایش بادی مربوط می‌شود به‌طوری که شیب روبه باد بیش از قسمت پشت به باد است.

در تصویر که توسط “مهران خواجه زاده” گرفته شده است، بستر رودخانه شور در منطقه شهداد کرمان که از میان کلوت های دشت لوت عبور می کند دیده می شود. رودخانه های این بخش فصلی بوده و عموماً پس از بارندگی های فصول پر باران آبدار می شوند و پس از آن بستر آنها خشک و به بدبوم هایی غیر قابل استفاده تبدیل می گردد که تا زمان بارندگی بعدی ترک های گلی چندضلعی و زمین های پف کرده رسی و نمکی جای آب را در بستر این رودها اشغال می کنند.

 

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , صحرا نوردی , یاردانگ , کلوت , شهداد , استان کرمان , دشت لوت , رسوبات ریزدانه , بیابان , کویر , فرسایش آبی , فرسایش بادی , زمین گشت