نوشته‌ها

آبشار دوقلو

شهر تهران در پای دامنه های جنوبی کوهستان البرز گسترده شده و با رشد شهر و تخریب باغ ها و زمین های کشاورزی و ساخته شدن ساختمان ها و خیابان ها تا لبه های جبهه ی کوهستان و با آلوده شدن هوای شهری تنها تفریح و ورزش سالم در محدوده ی شهر تهران می تواند کوهنوردی در دامنه های جنوبی البرز باشد. بلندترین قله ی بخش مشرف بر شهر تهران قله توچال است که با ارتفاعی نزدیک به ۴هزار متر هدف سخت و پر چالشی برای کوهنوردان تهرانی است. برای رسیدن به قله ی توچال از جبهه ی جنوبی راه های متعددی از دره های مختلف شمال تهران وجود دارد. از پارک جمشیدیه در شرق تا امامزاده داوود در غرب تهران می توان به سمت قله توچال صعود کرد. از آنجایی که گسل شمال تهران و سایر راندگی های موازی با آن نهشته های آذرآواری و شیلی سازند کرج را بر فراز دشت تهران بالا برده و ارتفاع داده اند، تا قله ی توچال و از آنجا تا شهرستانک و تا رسیدن به راندگی معروف مشاء – فشم، سازند کرج که بیش از ۳۰۰۰ متر نهشته رسوبی – آذرین را شامل می شود، برونزد دارد. بنابراین تمامی دره های شمالی تهران که هوایی بسیار مفرح و مطبوع دارند و در اثر عملکرد نیروهای تکتونیکی، گسلش و فرسایش آبی در سنگ نهشته های سازند کرج ایجاد شده اند، مسیرهایی مناسب برای رسیدن به قله های بالادست از جمله توچال هستند.

یکی از دره های معروف دره ی دربند است که با رودخانه ای پر آب و درختان چنار قدیمی و چایخانه ها و رستوران هایش یکی از مهمترین تفرجگاه های تهران به حساب می آید. مسیر کوهنوردی این دره از میدان سربند در انتهای خیابان دربند آغاز شده و تا روستای پسقلعه و پس از آن همچنان در میان رستوران ها و سفره خانه ها قرار دارد. از شمال روستا که دو دره به یکدیگر می رسند، کوهنوردان می توانند دو مسیر را برای صعود انتخاب نمایند. مسیر دست چپ به سمت هتل اوسون و مسیر دست راست به سمت آبشار دوقلو و پناهگاه کوهنوردی شیرپلا می رود. مسیر صعود به شیرپلا مسیری به مراتب سخت تر از مسیر دیگر است. از قهوه خانه ی رجب که یکی از قهوه خانه های قدیمی این مسیر از دوران قدیم است، بخش صعب العبور مسیر آغاز می شود که با کمک طناب کشی ها و نرده ها و پله های متعدد تا حدودی از سختی آن کاسته شده است. سنگ های مستحکم داسیتی – آندزیتی که در برابر فرسایش بسیار مقاوم بوده اند، دامنه های پر شیب و سختی را برای صعود کوهنوردان ایجاد نموده اند. در این بخش از دامنه آبشارهای متعدد از میان صخره های به صورت پلکانی پایین می ریزند که زیبایی و صوتی دل انگیز دارند.

با تمام شدن برونزد گدازه های آتشفشانی، چندین متر شیل های زودفرسا میزبان مسیر اند و پس از آن توف های ریولیتی و توف برش های خوب لایه بندی شده میزبان آبراهه یی هستند که آب های حاصل از ذوب برف را از ارتفاعات به سمت پایین می برد. استحکام این سنگ ها و قرارگیری آنها در کنار سنگ های نرم فرسا باعث ایجاد اختلاف ارتفاع چندین متری و در نتیجه تشکیل آبشار دوقلو شده است. نام این آبشار از دو رشته یی ریختن آب از ارتفاعات به پایین گرفته شده است.

بر فراز این آبشار ساختمان پناهگاه شیرپلا ساخته شده است که مامن کوهنوردان خسته و مرکز تمدید انرژی آنها برای صعود به قله توچال است. از اینجا مسیرهای کوهنوردی از یکدیگر جدا می شوند. مسیر صعود به قله به طرف شمال، مسیر حرکت به سمت ایستگاه ۵ تله کابین به سمت غرب، مسیر دشت پیازچال و قله کلک چال به سمت شرق در اینجا از یکدیگر جدا می شوند. در این محدوده عملکرد گسله شیرپلا و آینه گسلی آن، توف های توف لایه بندی شده و چین های زیبای آنها، برونزد تناوب زیبا از شیل های تیره و توف های داسیتی سفید رنگ، دامنه های واریزه ای و سنگ افت ها از جلوه های زمین شناختی هستند که می توانند چشمان هر علاقه مند را خیره نمایند.

در تصویر، آبشار دوقلو در محدوده ی شیرپلا دیده می شود که از روی سنگ های خوب لایه بندی شده توف برش و لیتیک توف اسیدی به پایین می ریزد. بر فراز این سنگ ها تناوبی از شیل های تیره و خاکستر توف دیده می شود.گسل شیرپلا در مرز این دو واحد سنگی و به موازات آنها شکل گرفته است.

کلمات کلیدی: آبشار ٬ تهران ٬ دربند ٬ زمین گردشگری ٬ ژئوتوریسم ٬ شیرپلا , زمین شناسی , آبشار دوقلو

کوهستان البرز

تصویر بالا، ارتفاعات کوهستانی مشرف به شهر تهران را نشان می دهد. کوهستانی که از شمال تهران تا دریای خزر را پوشانده است با نام ” البرز “ شناخته می شود. این عکس توسط “امیر حسین عزیزیان” در یک روز بهاری و از معدود ایامی که تهران دارای هوایی پاک بوده است،از فراز برج میلاد تهران گرفته شده است. در منتهی الیه سمت راست عکس قله دماوند خودنمایی می کند.

کوهستان البرز شامل بلندی‌های شمال صفحه ایران است که به شکل تاقدیسی مرکب (Anticlinorium) در یک راستای عمومی خاوری – باختری از آذربایجان تا خراسان امتداد دارد.

از دیدگاه زمین ریخت شناسی، مرز شمالی البرز منطبق بر تپه – ماهورهای متشکل از نهشته های ترشیری و دشت ساحلی خزر است. از نگاه زمین شناختی نیز مرز شمالی البرز محدود به زمین‌ درز (suture zone) تتیس کهن است که از برخورد لیتوسفر قاره‌یی البرز با لیتوسفر توران، در تریاس پسین به وجود آمده است. ولی حد جنوبی البرز چندان روشن نیست. برخی پژوهشگران مرز جنوبی البرز را گسله های مختلف مانند گسله تبریز، گسله عطاری، گسله گرمسار، گسله سمنان در نظر گرفته‌اند. ولی چنین به نظر می‌رسد که مرز شاخصی در جنوب البرز وجود نداشته باشد. به بیان دیگر مرز بین پهنه البرز با ایران مرکزی را باید تدریجی در نظر گرفت.

برپایه مطالعات انجام شده، مشخص گردیده که بسیاری از واحدهای سنگچینه‌ای البرز و ایران مرکزی از دیدگاه رخساره و شرایط تشکیل همانند یکدیگرند، به گونه ای که البرز را می‌توان چین های حاشیه ای ایران مرکزی دانست که در شکل‌گیری آن، برخورد دو صفحه ایران و توران و پیامدهای آن نقش اساسی داشته اند. همسانی البرز با ایران مرکزی به ویژه در دامنه جنوبی بیشتر است، ولی در دامنه شمالی تقاوت‌هایی گزارش شده است.

سرگذشت ساختاری و چینه‌ای البرز در همه‌ جا یکسان نیست. به همین‌ رو جدا از واژه‌های جغرافیایی مانند البرز باختری، البرز مرکزی و یا البرز شمالی، از نظر زمین شناسی نیز تفاوت هایی وجود دارد. برای نمونه می‌توان از زون رشت – گرگان نام برد که شامل مناطق جنوبی دریای خزر می‌باشد.

از دیدگاه چینه شناسی، از نظر برخی کارشناسان کهن‌ترین سنگهای البرز، دگرگونی‌های جنوب گرگان (شیست‌های گرگان) است. ولی امروزه مشخص شده که کهن‌ترین سنگ ها در پهنه البرز، سازند کهر با سن نوپروتروزوئیک پسین می‌باشد.

علوی (۱۹۹۱) با تکیه بر سنگ رخساره‌ها به ویژه نقش زمین ساخت برحوضه رسوبی البرز، همه سنگ های البرز را به چند واحد زمین ساختی- چینه نگاشتی بزرگ به شرح زیر تقسیم کرده است:

  • توالی سکوی پرکامبرین پسین – اردوویسین
  • سنگ های ماگمایی (درونی و بیرونی) اردوویسین میانی – دونین
  • توالی فلات قاره دونین – تریاس میانی
  • نهشته های پیش خشکی تریاس بالایی – ژوراسیک میانی
  • توالی فلات قاره ژوراسیک میانی – کرتاسه با دو رخساره ناهمسان در البرز جنوبی و شمالی
  • مجموعه ماگمایی البرز به سن سنوزوئیک
  • رسوبات همزمان با کوهزایی سنوزوئیک با دو رخساره ناهمسان در البرز شمالی و جنوبی.

سنگ های ماگمایی اردوویسین – دونین معرف یک مرحله بازشدگی و جدایش سکوی پرکامبرین پسین – پالئوزوئیک پشین البرز اند.

در تریاس پسین نیز لیتوسفر قاره یی البرز و ورق توران با یکدیگر برخورد کرده و در اثر این برخورد، ضمن پایان گرفتن حیات فلات قاره، پدیده های فراخاست (uplifting)، دگرگونی، جایگیری توده های گرانیتوئیدی انجام و حوضه های رسوبی پیش خشکی (foreland) تریاس پسین- ژوراسیک میانی شکل گرفته اند. بررسی جغرافیایی دیرینه البرز نشان می دهد که رسوبات پالئوزوئیک دامنه شمالی، ستبرای بیشتری داشته و در پاره‌یی نقاط همچون کندوان، ناپیوستگی رسوبی میان سنگ های پرمین و تریاس در کمترین اندازه است. در ضمن، ستبرای رسوبات زغالدار تریاس بالا – ژوراسیک میانی در دامنه شمالی، چندین برابر دامنه جنوبی است و با سنگ های کرتاسه بالایی حجم قابل توجهی از سنگ های آتشفشانی برونزد دارند. این نکته‌ها نشان می‌دهد که در زمان های پالئوزوئیک – مزوزوئیک حوضه رسوبی دامنه شمالی البرز عمیق‌تر از دامنه جنوبی بوده است. در حالی که در سنوزوئیک به بعد، شرایط دیرینه جغرافیا تغییر عمده کرده و در حالی که در دامنه شمالی، گسلش راندگی و فراخاست روی داده، در دامنه جنوبی البرز، دریای پسرونده، کم‌ژرفا و در حال فرونشستی وجود داشته است که در آن چند هزار متر انباشته‌های آذر آواری – تخریبی همزمان با کوهزایی برجای نهاده شده است.

هم شیبی نسبی و حتی تدریجی بودن احتمالی گذر سازند کهر به ردیف‌های جوانتر مانند سازند سلطانیه نشان می‌دهد که شواهدی روشن از عملکرد رویداد «کاتانگایی» در کوه های البرز دیده نشده است. در بیشتر نواحی البرز، رسوبات پالئوزوئیک – تریاس میانی به رغم نبودهای چینه‌ای فراوان، هم شیب اند که نشانگر حرکت های زمین ساختی از نوع بوم زا (epeirogeny) است. در تریاس پسین، همزمان با رویداد کوهزایی سیمرین پیشین، اگرچه رویدادهای ناشی از برخورد حاشیه قاره‌ای فعال و پویای توران با حاشیه قاره‌ای ناپویای البرز، موجب شکل‌گیری گسله‌های راندگی و فرارانش مجموعه‌ های اقیانوسی تتیس کهن بر روی لبه شمالی البرز شده، ولی نخستین کوهزایی آلپی واقعی در پالئوسن، همزمان با رویداد لارامید (Laramide)، رخ داده که با گسلش راندگی چین خوردگی و فراخاست (Uplifting)، پیدایش حوضه های رسوبی میان کوهی، انباشت آواری‌های همزمان با کوهزایی و مهاجرت پیش خشکی به سمت جنوب همراه بوده است.

کوهزایی بعدی در آغاز اولیگوسن روی داده، که پیامدهای آن ماگماتیسم درونی، از آب خارج شدن گسترده زمین و گسترش حوضه های میان کوهی بوده است. آخرین فاز کوهزایی آلپی نیز در اواخر پلیوسن یا اوایل پلئیستوسن صورت گرفته که حاصل آن گسلش، راندگی، مرتفع شدن و شکل‌گیری  سیمای امروزی البرز است.

در البرز ساختارهای زمین‌شناسی بیشتر از نوع چین‌های ملایم و ناهماهنگ (Dis-harmonic) با روند عمومی خاوری – باختری است. در بخش باختری البرز، ساختارها روند شمال باختری- جنوب خاوری دارند. ولی در بخش خاوری روند ساختارها بیشتر شمال خاوری – جنوب باختری است. این دو روند ناهمسان در البرز مرکزی به یکدیگر می‌رسند.

لازم به یادآوری است که در شکل گیری ساختارهای چین خورده البرز، عواملی مانند برخورد صفحه ایران و توران، عملکرد گسله ها (راندگی) و بالاخره عملکرد گسله های امتداد لغز شمال باختری – جنوب خاوری جدا از چین خوردگی- راندگی نیز نقش مهمی در ساختار البرز بازی کرده اند. برپایه مطالعات انجام شده، در دامنه شمالی البرز شیب راندگی ها به سوی جنوب بوده و فرادیواره به سمت شمال حرکت می‌کند. در حالی که در دامنه جنوبی، شیب راندگیها به سوی شمال و حرکت فرادیواره به سوی جنوب می‌باشد.

البته بررسی های اخیر علوی (۱۹۹۱) در چند منطقه مانند بینالود- جنوب گرگان، کیاسر، شمال تهران و تالش، نتایجی را د رمورد سازوکار و نقش راندگیها بدست آورده که به چند مورد آن در زیر اشاره می‌گردد:

  • الگوی ساختاری چیره در البرز از نوع گسلش راندگی است، که موجب حمل ورقه‌های ساختاری فراوان شده و سیستم‌های دوپلکس (Duplex) را به وجود آورده است. سیستم های دوپلکس محصول دو نسل گسلش راندگی می‌باشند: سن نسل اول راندگی ها متعلق به ژوراسیک میانی و در ارتباط با رویدادهای برخوردی سیمرین پیشین می‌باشد. ولی سن نسل دوم راندگی ها مربوط به سنوزوئیک و در ارتباط با کوهزایی آلپی است.
  • مهمترین ویژگی راندگی‌های سیمرین شکل‌پذیر بودن آنهاست ولی راندگیهای سنوزوئیک (راندگیهای آلپی) سرشتی شکننده دارند.
  • هر دو نسل گسلش شیبی به سوی شمال خاوری دارند و روند آنها شمال باختر – جنوب خاور یعنی موازی روند البرز است.
  • در نتیجه عملکرد دو نسل راندگی مورد نظر، ورقه های گونه‌گون از پس خشکی (hinterland) شمال باختر به سمت پیش خشکی (Foreland) جنوب باختر جابه‌جا شده‌اند. در اثر این راندگی‌ها سنگ های کهن بر روی سنگ های جوانتر رانده شده‌اند ولی گاهی سنگ های جوانتر نیز بر روی سنگ های قدیمی تر رانده شده‌اند.

چندین گسله طولی موازی (بیشتر با سازوکار معکوس) در تکوین روند ساختاری کوه های البرز، نقشی بسیار مهم داشته اند. برخی از این گسله ها  از جمله گسله های مهم ایران نیز شمرده می‌شوند. گسله های مشاء فشم، طالقان، کندوان، خزر  و … از این دسته اند.

گذر چندین گسله طولی و موازی با روند ساختاری کوه های البرز، موجب تفکیک البرز به چندین بخش ساختاری شده است. این بخش بندی برپایه نظر پژوهشگران، نامگذاری های متفاوتی پیدا کرده اند. رایج ترین این بخش بندی ها مربوط به اشتوکلین است .

۰۰۱

این بخش‌بندی‌ها به شرح زیر می‌باشد (از جنوب به شمال):

الف: باریکه (زون) ترشیری جنوبی

مرز جنوبی این باریکه از کرج، جنوب تهران و جنوب گرمسار گذشته و از سوی شمال به وسیله گسله راندگی مشاء – فشم محدود گردیده است. برخی از پژوهشگران، بخش جنوبی این باریکه را به بخش شمالی ایران مرکزی نسبت داده و برخی دیگر نیز آن را مرز تدریجی البرز به ایران مرکزی می‌دانند.

سنگ های این باریکه از نوع آتشفشانی ائوسن با ستبرای زیاد می‌باشد و بر روی آن نیز سنگ های نئوژن که محصول محیط خشکی اند قراردارد. این باریکه که با راندگی های ملایم به سوی جنوب مشخص است، در ناحیه پروژه آنجا که گسله مشاء – فشم سنگ های پرکامبرین را بر روی سنگ های آتشفشانی تر شیری جنوبی رانده است، ظاهر شده و قابل پی‌گیری است. کیلومترهای ابتدایی گالری موردمطالعه (قطعه اول بهسازی) از این باریکه آغاز می‌گردد.

ب: باریکه جنوبی – مرکزی

در این باریکه رسوبات کم‌ژرفای پیش از ائوسن همراه با حجم زیادی از سنگ های آتشفشانی ائوسن پوشیده شده است. وجود راندگی های پس از ائوسن از جمله ویژگی های این باریکه می‌باشد. در مقیاس بزرگتر، باریکه جنوبی – مرکزی به دوبخش تفکیک گردیده است:

(۱) باریکه پالئوزوئیک – مزوزوئیک جنوبی

در این باریکه، سنگ های پالئوزوئیک به وسیله گسله معکوس «حسنکدر» در همبری با سنگهای مزوزئیک (تریاس و ژوراسیک) قرار گرفته اند.

(۲) باریکه ترشیری مرکزی

این باریکه از شمال راندگی طالقان آغاز شده و تا راندگی کندوان ادامه می‌یابد. در این محدوده همانگونه که از نامش بر می‌آید، محل رخنمون سنگ های ترشیری شامل سنگ های سازند کرج (با سن پالئوسن- ائوسن) و سنگ های الیگومیوسن می باشد.

باریکه ترشیری مرکزی، خود میزبان گسله های معکوس گچسر، وارنگه رود و چندین گسله متوسط و کوچک نیز می‌باشد.

پ: باریکه مرکزی – شمالی

در این زون که رسوبات پایاب با سن پرکامبرین پسین تا کرتاسه بالایی انباشته شده اند در مطالعات بزرگ مقیاس نیز به دو بخش تفکیک شده است.

(۱) باریکه مزوزوئیک شمالی

از جنوب به وسیله راندگی کندوان و از شمال به وسیله گسله معکوس دونا- سیاه بیشه محدوده گردیده و محل رخنمون سنگهای مزوزوئیک (بیشتر تریاس و ژوراسیک) می‌باشد.

(۲) باریکه پالئوزوئیک مرکزی

حدفاصل گسله معکوس دونا – سیاه بیشه تا راندگی دشت نظیر – تاتر، محدوده رخنمون سنگ های پرکامبرین و پالئوزوئیک (سازندهای کهر، باروت، زایگون، میلا، مبارک، روته) می‌باشد.

ت: زون مزوزوئیک شمالی

از راندگی دشت نظیر –تاتر به سوی شمال محدوده رخنمون سنگ های مزوزوئیک همراه با سنگهای نئوژن می‌باشند. مرز شمالی این باریکه، گسله خزر می‌باشد که در جنوب آن دشت ساحلی خزر (Khazar coastal plain) واقع است.

در شمال خاوری این باریکه نیز برآمدگی (spur) گرگان میزبان سنگ های دگرگونی و سنگ های مزوزئیک می‌باشد. برآمدگی یا پیش‌آمدگی گرگان دارای روند خاوری – باختری بوده و به نظر می‌رسد که بخشی از منشور فزاینده (accretionary prism) تتیس کهن باشد.

کلمات کلیدی: اشتوکلین , البرز , برج میلاد , تکتونیک البرز , تهران , چینه شناسی البرز , دماوند , راندگی , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم,  علوی , فراخاست , کوهزایی , گسلش , لارامید

دره تالون در البرز مرکزی

سازند کرج با بیش از ۳۰۰۰ متر رسوبات آذرآواری و رسوبی یکی از شاخص ترین سازندهای البرز به شمار می رود. ته نشست این حجم از رسوبات در دوره ائوسن (۵۵ تا ۳۸ میلیون سال قبل) در دریایی عمیق تناوبی از رسوبات آذرآواری شامل انواع توف و توفیت، همراه با لایه های شیلی را بوجود آورده که امروزه شاخص ترین سازند البرز در بخش جنوبی تشکیل داده اند. این تنوع سنگ شناسی باعث شده تا زمین شناسان این سازند را به ۵ بخش تقسیم کنند. سه بخش شیلی و دو بخش توفی عضوهای سازند کرج را می سازند که در اثر گسلش و چین خوردگی لایه ها ممکن است بارها تکرار شده باشند. برخی از لایه های شاخص به دلیل ریخت شناسی، جنس و رنگ خاص و ضخامتشان به عنوان لایه های کلیدی کمک زیادی به زمین شناسان برای شناخت و اندازه گیری های چینه شناسی و ساختاری می باشند.

در تصویر، که از ارتفاعات شمال باختری روستای تالون در کوهستان البرز در شمال استان تهران گرفته شده، لایه های سنگی با جنس های مختلف از سازند کرج در اثر عملکرد نیروهای کوهزایی چین خورده و گسلیده شده و شیب زیادی پیدا کرده اند. محود یک ناودیس از سمت راست تصویر عبور می کند که چرخش لایه ها از روی جهت شیب آنها قابل تشخیص است. لایه های ستبر که به رنگ روشن در تصویر دیده می شوند، خاکستر توف و توف برش از واحد شیلی آسارا هستند که بخاطر نمودهای ریخت شناسی خاص خود به صورت یک لایه کلیدی در همه جا قابل پیگیری اند. در روی آن و در جلوی تصویر شیل با میانلایه های ماسه سنگ توفی و سیلتستون و زیر لایه کلیدی و در پسزمینه تصویر تناوب شیل با سیلتستون توفی دیده می شوند.

گسلش در لایه ها به خوبی در تصویر مشخص است. چند گسله چپ بر لایه ها را جابجا کرده اند. خود دره نیز یک دره گسله است.

همچنین در تصویر، تونل های در دست احداث قطعه ۱ آزادراه تهران – شمال که از درون این لایه های سنگی عبور خواهند کرد دیده می شوند.

دید تصویر به سوی باختر و روند دره شمال باختر – جنوب خاوری است.

کلمات کلیدی: آزادراه تهران شمال , ایران , تالون , تهران , توف , چین خوردگی , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , سازند کرج , شیل , گسلش , زمین گشت

کوهستان البرز و دشت تهران

کسانی که در تهران زندگی می کنند و علاقه به طبیعت دارند حتماً بارها و بارها دره های سرسبز و زیبای کوهستان شمالی تهران را به سمت ارتفاعات طی کرده اند و در روزهای تعطیل آخر هفته از زیبایی و آرامش کوهستان البرز لذت برده اند. دره سوهانک، دارآباد، گلاب دره، دربند، درکه و … دره های زیبا و سرسبز شمال تهران هستند که مسیرهای کوهنوردی سالم و مناسبی به سمت ارتفاعات بلندترین قله ی شمال تهران یعنی قله ی توچال را برای کوهنوردان فراهم می سازند.

از دیدگاه پهنه بندی ساختاری – رسوبی، تهران و پیرامون آن در مزر دو پهنه ساختاری – رسوبی البرز و ایران مرکزی واقع است. مرز بین این دو پهنه مهم، گسله شمال تهران است که مهمترین ویژگی آن ایجاد فروافتادگی نئوژن (در محل دشت تهران تا حوض سلطان) می باشد.  این حوضه فروافتاده میزبان توالی ضخیمی از ماسه شن و مارن است که در مرحله بعدی توسط نهشته های جوان کوارترنر پوشیده شده است. این حوضه به تدریج ژرفای خود را از دست داده و در انتهای میوسن خشک شده است (نهشته های این حوضه با مرز ناپیوسته توسط نهشته های جوان پوشیده شده اند). محدوده شمالی گسله شمال تهران در حاشیه شمال خاوری منطقه در زیر پهنه ترشیری جنوبی پهنه البرز مرکزی قرار داشته است. این حوضه میزبان توالی های ضخیم از سنگهای رسوبی آتشفشانی ائوسن و راندگی و بالاآمدگی آن در امتداد زون راندگی جنوبی ارتفاعات البرز می باشد. در ائوسن میانی، این ریزپهنه به صورت یک حوضه رسوبی نسبتا عمیق بوده است که در آن واحدهای رسوبی آتشفشانی مختلف سازند کرج در محیط متلاطم زیردریایی تشکیل شده اند. مجموعه نهشته های البرز در زمان کواترنر به وسیله آبرفتهای جوان کوارترنر پوشیده شده اند.

یکی از مهمترین ویژگیهای سیستم کوارترنر، نوسانات آب و هوایی است که به صورت دوره های یخ چالی و بین یخ چالی ظاهر گشته است. دوره های یخ چالی (Glacial stages) به زمانه چیرگی هوای سرد و یخ بندان های شدید و شکل گیری یخ چالهاست. دوره های یخ چالی همچنین زمانه آرامش پوسته زمین است.

بر پایه مطالعات انجام شده در سیستم کوارترنر ۴ دوره یخچالی اصلی وجود داشته است که در هر منطقه نام و ویژگی خود را دارد. در ایران نامگذاری اروپای باختری رایج تر است. از سوی دیگر، این ۴ دوره یخچالی در ایران نیز شناسایی و نامگذاری شده اند. این ۴ دوره از قدیم به جدید به شرح زیر می باشد:

گونز (Gunz) و یا عصر یخ جاجرود، میندل (Mindel) یا عصر یخ توچال، ریس (Riss) یا عصر یخ تهرانشمال و بالاخره وورم (Wurm) یا عصر یخ آبعلی.

دوره های یخ چالی به وسیله ۳ دوره بین یخ چالی (Interglacial Stages) از یکدیگر جدا شده اند. در دوره های بین یخ چالی، سرما و یخبندان کاهش یافته و یخ چالها نیز عقب نشینی کرده اند. دوره های بین یخ چالی همچنین زمانه بی قراریهای پوسته زمین نیز می باشند.

در ایران اگرچه یخ چالها در دره های کوهستانی ( تا ارتفاع ۱۶۰۰ متر) به وجود آمده اند؛ ولی در سایر نقاط دوره های یخچالی که با فراوانی باران و کاهش دما و تبخیر همراه بوده است، بارشهای جوی سیلابها را بوجود آورده و سیلابها نیز به نوبه خود مصالح تخریبی و واریزه ها را با خود حمل و به نقاط پایین دست منتقل کرده و در صورت شرایط مناسب بار جامد خود را بر زمین گذارده و به این ترتیب آبرفتهای با ریخت زمین شناسی متفاوت و گونه گون در سراسر ایران گسترده شده اند. به همین علت دوره های یخ چالی در ایران را می توان دوره های آبرفت گذاری (alluviation Periods) نامید. در محدوده دشت تهران و کرج آبرفت ها از گسترش قابل توجهی برخوردار اند.

دشت تهران از چندین مخروط افکنه که راس آنها در محل دره – آبراهه های کوهستان شمال تهران و پنجه ی آنها در جنوب تهران گسترده شده است و آبرفت های حاصل از فرسایش سنگ ها در کوهستان را از درشت دانه در بالا و ریزدانه در بخش های انتهایی دشت گسترده اند تشکیل شده است. این آبرفت ها به دلیل مصالح خوبی که دارند محل گسترش بهترین باغستان ها و زمین های کشاورزی از شمال تهران تا بخش های جنوبی در اسلامشهر تا رباط کریم شده اند. آبرفت های تهران به چهار سازند تقسیم شده اند که از قدیم به جدید هزار دره، کهریزک، تهران و آبرفت های کنونی هولوسن می باشند که در زمانی مناسب در مورد آنها توضیح داده خواهد شد.

تصویر فوق در یک صبح پاییزی از درون هواپیمای در حال برخاستن از دشت تهران و ارتفاعات شمالی آن (البرز) گرفته شده است. یکی از جاذبه های زمین گردشگری تماشای ساختارهای زمین شناسی، تکتونیکی و مورفولیژیکی از درون هواپیماست. اگر در کنار پنجره باشید و دوربین به دست و البته شانس داشته باشید و آفتاب به شما اجازه دهد و شیشه ی پنجره تمیز باشد و البته بال هواپیما دید شما را کور نکرده باشد می توانید تصاویر زیبایی از زمین تهیه فرمائید.