نوشته‌ها

موج نماهای سازند لالون

پس از رخداد کوهزایی کاتانگایی (۷۵۰ تا ۸۰۰ میلیون سال پیش) در دوران پرکامبرین، ایران به صورت سکویی آرام در آمد که شرایط تشکیل رسوب های کم ژرفا بر روی آن فراهم شد. در نتیجه سکوی ایران در زمان پرکامبرین محل مناسبی برای انباشت رسوب های حاصل از فرسایش فرازمین های گرانیتی و سرزمین های دگرگونی حاصل از رخداد کاتانگایی بوده است.

شرایط کولابی – تبخیری پرکامبرین پسین بدون هیچگونه رویداد زمین ساختی تا کامبرین پیشین ادامه داشته و به همین رو رسوبات کامبرین آغازی در ایران بیشتر کولابی – آواری است که با انباشت رسوبات دولومیتی آغاز و با مجموعه های شیلی – ماسه سنگی سرخ رنگ ادامه می یابد. بخش بالایی نهشته های کامبرین پیشین ایران (سازند های زاگون و لالون) به رنگ سرخ ارغوانی و نشانگر محیط بسیار کم ژرفای اکسیدی است.

شواهد زمین شناختی نشان می دهد که در پایان کامبرین پیشین، پس از پسروی کامل دریا، سرزمین ایران به خشکی گسترده ای تبدیل شده و رسوبات اکسیدی تخریبی آواری در آن نهشته می شده است. ولی در کامبرین میانی – بالایی، بار دیگر شرایط دریای کم ژرفا فراهم آمده است که با نهشته شدن رسوبات دولومیتی، شیلی و سنگ آهک (سازند میلا) همراه بوده است.
سازند ماسه سنگی لالون یکی از گسترده ترین سازند های کامبرین پیشین ایران است که به تقریب در همه جا ترکیب سنگ شناسی مشابه دارد. ضخامت این سازند متغیر است و از ۴۰۰ تا ۶۰۰ متر ماسه سنگ های آرکوزی، متوسط دانه، کوارتزی، متراکم، به رنگ سرخ ارغوانی است که چینه بندی متقاطع (Cross bedding) و موج نما (Ripple mark) از شاخصه های ساختی این سازند است.
منشاء این ماسه سنگ های آرکوزی مشخص نیست اما وجود گارنت، آپاتیت،گلوکونیت و فسفات باعث شده تا این ماسه سنگ ها نتیجه ی تخریب توده های گرانیتی و سنگ های دگرگونی پرکامبرین دانسته شوند که در محیط های رودخانه ای اکسیدی انباشته شده اند.
مرز زیرین سازند لالون با سازند زاگون تدریجی است بطوری که گاهی تفکیک این دو از یکدیگر دشوار است. مرز بالایی سازند لالون در همه جا یک ایست رسوبی سراسری را نشان می دهد که به روی آن یک لایه کلیدی کوارتزیتی سفید رنگ به نام “کوارتزیت قاعده ای میلا” نامیده می شود که ردیف های پیشروند ی کامبرین میانی – بالایی (سازند میلا) است.
در تصویر نمونه ای از ماسه سنگ های قرمز ارغوانی سازند لالون مشاهده می شود که آثار موج نما (Ripple mark) بر روی آن دیده می شود. وجود موج نماها و چینه بندی های متقاطع تایید کننده محیط های ساحلی – دلتایی، رودخانه مئاندری و پلایایی سازند لالون در زمانه حدود ۴۵۰ تا ۵۰۰ میلیون سال قبل است.

 

منبع: کتاب زمین شناسی ایران، دکتر علی آقانباتی

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , ایران , البرز , سازند لالون , ماسه سنگ , موج نما , ریپل مارک , چینه بندی متقاطع , کراس بدینگ , کامبرین , پالئوزوئیک , زمین گشت

قله دماوند

قله دماوند

قله دماوند با ۵۶۷۰ متر ارتفاع بلندترین قله ی ایران و بلندترین قله ی آتشفشانی آسیاست. قله ی دماوند نقطه ی عطف رشته کوه البرز به حساب می آید. این رشته کوه در خاور دماوند راستای شمال خاور – جنوب باختر و در باختر آن راستای شمال باختر – جنوب خاور دارد.

آتشفشان دماوند که از نوع مطبق (چینه ای) می باشد هنوز خاموش نشده و به دلیل خروج گازهای گوگردی و وجود چشمه های آب گرم در اطراف آن جزء آتشفشان های نیمه فعال به حساب می آید. اما آخرین فعالیت آتشفشانی آن مربوط به ۳۸۵۰۰ سال قبل (بر اساس تعیین سن به روش کربن ۱۴) بوده است. قطر دهانه ی اصلی این آتشفشان ۴۰۰ متر است که یخ و برف دائمی آن را پوشانده است. آثاری از دهانه های فرعی نیز دامنه های آن از جمله دامنه ی جنوبی که محل خروج گازها و دودخان هاست و تپه دودی نامیده می شود، دیده می شود.

دامنه ی کوه بوسیله ی جریان های گدازه ای مکرر که بارها از قله و یا مخروط های فرعی سرازیر شده اند و همچنین مواد آذرآواری شامل پومیس، توف و لاهار پوشیده شده است. گدازه های دماوند گستره ای شامل ۴۰۰ کیلومتر را زیر پوشش دارد.

کهن ترین گدازه های کواترنری دماوند از نوع بازالت قلیایی است. به طور کلی سنگ های دماوند از سه نوع بازیک، حدواسط و اسیدی است.انواع بازیک فقط شامل گدازه های بازالتی و تراکی بازالتی است ولی در انواع حدواسط و اسیدی علاوه بر گدازه، سنگ های آذرآواری و اپی کلاستیک نیز وجود دارد. فراوان ترین گدازه های دماوند از نوع تراکیت است.

تصویر فوق از هواپیمای در حال پرواز در مسیر تهران – مشهد و از دامنه ی جنوبی قله ی دماوند توسط م.س.میرکاظمیان گرفته شده است.

کلمات کلیدی: Alborz Mountain , damavand , Iran Geotourism , peak٬volcano , آتشفشان , آذرآواری , البرز , ایران , بلندترین آتشفشان آسیا , بلندترین قله ایران , دماوند , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , فوران , گدازه

بلندترین قله آتشفشانی آسیا

قله دماوند با ۵۶۷۰ متر ارتفاع بلندترین قله ی ایران و بلندترین قله ی آتشفشانی آسیاست. قله ی دماوند نقطه ی عطف رشته کوه البرز به حساب می آید. این رشته کوه در خاور دماوند راستای شمال خاور – جنوب باختر و در باختر آن راستای شمال باختر – جنوب خاور دارد.

آتشفشان دماوند که از نوع مطبق (چینه ای) می باشد هنوز خاموش نشده و به دلیل خروج گازهای گوگردی و وجود چشمه های آب گرم در اطراف آن جزء آتشفشان های نیمه فعال به حساب می آید. اما آخرین فعالیت آتشفشانی آن مربوط به ۳۸۵۰۰ سال قبل (بر اساس تعیین سن به روش کربن ۱۴) بوده است. قطر دهانه ی اصلی این آتشفشان ۴۰۰ متر است که یخ و برف دائمی آن را پوشانده است. آثاری از دهانه های فرعی نیز دامنه های آن از جمله دامنه ی جنوبی که محل خروج گازها و دودخان هاست و تپه دودی نامیده می شود، دیده می شود.

دامنه ی کوه بوسیله ی جریان های گدازه ای مکرر که بارها از قله و یا مخروط های فرعی سرازیر شده اند و همچنین مواد آذرآواری شامل پومیس، توف و لاهار پوشیده شده است. گدازه های دماوند گستره ای شامل ۴۰۰ کیلومتر را زیر پوشش دارد.

کهن ترین گدازه های کواترنری دماوند از نوع بازالت قلیایی است. به طور کلی سنگ های دماوند از سه نوع بازیک، حدواسط و اسیدی است.انواع بازیک فقط شامل گدازه های بازالتی و تراکی بازالتی است ولی در انواع حدواسط و اسیدی علاوه بر گدازه، سنگ های آذرآواری و اپی کلاستیک نیز وجود دارد. فراوان ترین گدازه های دماوند از نوع تراکیت است.

تصویر فوق از هواپیمای در حال پرواز در مسیر تهران – مشهد و از دامنه ی جنوبی قله ی دماوند توسط م.س.میرکاظمیان گرفته شده است.

کلمات کلیدی: Alborz Mountain , damavand , Iran Geotourism , peak , volcano , آتشفشان , آذرآواری , البرز , ایران , بلندترین آتشفشان آسیا , بلندترین قله ایران , دماوند , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , فوران , گدازه

کوه هزاربند

قله ی هزاربند با ارتفاع ۳۳۵۶ متر یکی از ده ها قله ی بالای ۳۰۰۰ متر در البرز مرکزی به شمار می رود. این قله به دلیل مسیرهای متعدد دسترسی و نزدیکی به جاده ی چالوس مورد توجه کوهنوردان است. این قله درکیلومتر ۶۰ جاده کرج – چالوس و درجنوب خاوری قله کرچان قرار دارد. از جاده ی چالوس و از طریق دره های متعددی می توان به این قله دست یافت. روستاهای همه جا، سرخدر و حسنکدر در کنار آبراهه هایی قرار دارند که از این قله منشاء گرفته اند.

ZG-Hezarband-02

از سه جبهه می توان به این قله صعود کرد. از جبهه شمالی و از طریق روستای حسنکدر، دره آبرو را به سمت باختر و خلاف جهت رودخانه که در مسیر سازندهای میلا، دورود و روته و همچنین سازند شمشک قابل مشاهد هستند. از جبهه جنوبی و از طریق روستای روستای همه جا است. مسیری بسیار دشوار که به دلیل صخره ای و ریزشی بودن کمی سخت تر است. در این مسیر سازند های کرج، سلطانیه، باروت-زاگون و لالون، میلا، دورود و روته در مسیر برونزد دارند. همچنین گسله ی بزرگ و لرزه زای مشا-فشم در مرز دو سازند کرج و سلطانیه را می توان در این مسیر پیگیری نمود که باعث رانده شدن سنگ های پالئوزوئیک بر روی آذرآواری های ائوسن شده است. چین خوردگی لایه ها، دایک ها و سیل های آذرین و سایر ساخت های مرتبط با گسل مشاء از دیگر جاذبه های زمین شناسی در این مسیر است. و نهایتاً از جبهه غربی می توان از طریق روستای کیاسر و گردنه کرچان به هزاربند صعود کرد که با توجه به بهمنگیر بودن مسیر برای صعود زمستانی پیشنهاد نمی گردد. در این مسیر هم سازندهای کرج، سلطانیه، باروت-زاگون، لالون، میلا، جیرود، دورود و شمشک و روته در مسیر رویت می شوند. در این مسیر هم گسله ی مشاء با روند شمال باختری – جنوب خاوری مسیر کوهنوردی را قطع خواهد کرد.

ZG-Hezarband-03

با توجه به مسیرهای ذکر شده بهترین مسیر صعود جبهه شمالی و بهترین زمان صعود اوایل خرداد و مهرماه می باشد. اما با توجه به اعتدال دما در منطقه در تابستان نیز می توان به این قله صعود کرد.
در تصویر، قله ی کوه هزاربند از دره ی سرخدر دیده می شود (دید به سوی باختر). سنگ های قرمز رنگ جلوی تصویر سازند ماسه سنگی لالون است. به سمت بالای دره سازند های آهکی میلا، ماسه سنگی دورود و در بخش های بالایی و روی قله نیز سازند آهکی روته برونزد دارند. سازند های لالون تا میلا مربوط به دوران پالئوزوئیک و دوره کامبرین و سازند های دورود و روته نیز مربوط به دوره پرمین هستند.
همه ی سازند های پالئوزوئیک و مزوزوئیک البرز در این بخش بوسیله ی گسله ی راندگی مشاء بر روی سازند کرج که از آنها جوان تر (ائوسن) است رانده شده اند. گسله های معکوس، با کارکرد خود نه تنها موجب شکل‌گیری واحدهای فیزیوگرافی شده اند. بلکه بلوکهای ساختاری متفاوتی را نیز به وجود آورده اند. وحدتی دانشمند (۱۹۹۹) در فرایند تهیه و تلفیق نقشه زمین شناسی مرزن آباد (با مقیاس ۱:۱۰۰٫۰۰۰) با بهره‌گیری از نامگذاری های اشتوکلین (۱۹۷۴)، کوههای البرز (ازجمله در محدوده جاده چالوس ) را به ۶ بلوک ساختاری تقسیم کرده است که کوه هزاربند و اطراف آن در باریکه “پالئوزوئیک – مزوزوئیک جنوبی” قرار دارد که به وسیله راندگی مشاء (در جنوب) و راندگی طالقان (در شمال) محدود شده است.
ZG-Hezarband-04
سازندهای پالئوزوئیک البرز  که در این محدوده برونزد یافته اند مختصراً به شرح زیر می باشند:

(۱) پالئوزوئیک پیشین

این بخش در همبری با گسله مشاء (۱/۵ کیلومتری جنوب گرماب و یا ۲ کیلومتری شمال (شهرستانک) و با سازند سلطانیه آغاز می‌گردد. رخساره این سازند شامل سنگهای کربناته چهره ساز با رخساره دولومیت – دولومیت های آهکی و سنگ آهکهای سیلیسی خاکستری است که برپایه مطالعه کونودونت های موجود در آنها سن آن به کامبرین پیشین نسبت داده شده است. سازند سلطانیه همچنین با میانلایه هایی از شیل‌های رسی – سیلت دار آهکی با رنگ سبز تیره می‌باشد که با نام «شیل‌های چپقلو» معرفی شده است. دولومیت های موجود در بخش بالایی سازند سلطانیه شامل دولومیت های توده‌یی متبلور و صخره‌ساز است که در آن می‌توان اثرات فسیلی « استروماتولیت» را مشاهده نمود. همانگونه که پیش تر نوشته شد، در امتداد جاده چالوس و در فاصله ۲ کیلومتری شمال سه راه شهرستانک، سازند سلطانیه با رخساره دولومیتی ستبرلایه و رنگ تیره و چهره ساز کاملاً قابل شناسایی است.

سازند سلطانیه به تدریج به مجموعه‌یی از شیل های رسی – سیلتی و ماسه‌ای ریزدانه، دارای میکا با رنگ ارغوانی، تبدیل می‌گردد که در فرهنگ چینه‌شناسی ایران با نام سازند باروت شناخته می‌شود. شیل های سازند باروت همچنین با میانلایه‌هایی از سنگاهک و دولومیت‌ حاوی چرت و استروماتولیت نیز همراهی می‌گردد.

سازند باروت با سن کامبرین همانگونه که با سازند سلطانیه (در پایین) همبری تدریجی دارد، به سوی بالای ردیف رسوبی نیز با سازند جوانتر تعیین سازند زاگون نیز مرز عادی و تدریجی دارد.

پیش از این سازند باروت را به عنوان سازند «اینفراکامبرین» در نظر می‌گرفتند ولی یافته‌های فسیل‌شناسی جدید، جایگاه چینه شناختی آن را کامبرین پیشین تائید کرده‌اند.

سازند باروت به تدریج به مجموعه یی همگن از شیل های آهک دار، ماسه سنگ ریزدانه آرکوزی، سیلتستون میکادار زودفرسا با رنگ متمایل به سرخ ارغوانی تبدیل می‌گردد. این سازند نیز در فرهنگ چینه شناسی ایران به نامه سازند «زاگون» شناخته می‌شود.

یکی از ویژگی های سازند زاگون تغییرات رخساره‌یی جانبی و تبدیل آن به سازند باروت است و به همین علت، ستبرای این سازند در هر نقطه که گزارش شده، متفاوت است. برپایه نظر لاسمی (۱۳۶۹) بخش زیرین این سازند به دلیل داشتن گلسنگ و سیلتستون سرخ رنگ و سایر نشانه ها مربوط به یک محیط قاره یی خشک و به گمان قوی در یک محیط پلایایی تشکیل شده است ولی سنگهای بالایی این سازند معرف محیط رودخانه ماندری (پیچان رود) می‌باشد. برپایه مطالعات فسیل شناسی سن سازند زاگون معادل کامبرین پیشین در نظر گرفته شده است.

به سوی بالای ردیف رسوبی ماسه سنگهای کوارتزی و کواتز آرنایت با لایه بندی نازک تا ستبر و رنگ خاکستری تا سرخ و ارغوانی “سازند لالون” ظاهر می‌گردند (نام روستای سرخدر از رنگ سرخ- ارغوانی این سازند گرفته شده است). این سازند بدلیل سختی و استحکام از جمله سازندهای چهره ساز به شمار می‌آید. در بالاترین بخش این سازند نیز کوارتزیت سفید رنگی است که با نام تاپ کوارتزیت شناخته می‌شود.

سازند میلا با رخساره دولومیتی – سنگ آهک لایه لایه و درشت دانه- سنگاهک گلاکونیت‌دار و انواع سنگاهک متعلق به کامبرین میانی البرز می‌باشد. این سازند برپایه تفاوت های رخساره‌یی به ۵ واحد تفکیک گردیده است. مهمترین فسیل یافت شده در این سازند، تریلوبیت می‌باشد. همراه با لایه های آهکی می‌توان میانلایه هایی از شیل‌های آهکی – مارن نیز وجود دارد.

سازند لشکرک با رخساره شیل – ماسه سنگ همراه با دولومیت و سنگ آهک گرهک دار متعلق به اردوویسین البرز می‌باشد.

سازند جیرود شامل ماسه سنگ – آهک ماسه ای – شیل همراه با گدازه های بازالتی متعلق به دونین البرز می‌باشد.

 

 (۲) پالئوزوئیک پسین

پالئوزوئیک پسین در البرز شامل چندین سازند مهم می‌باشد سازند مبارک ( با سن کربونیفر) شامل سنگاهک‌های تیره رنگ- متوسط لایه همراه با مارن و آهک مارنی می‌باشد که در این محدوده به دلیل عملکرد گسله وجود ندارد.

پرمین نیز شامل سه سازند دورود، روته و نسن می‌باشد.

سازند دورود با رخساره ماسه سنگ و شیل و رنگ قرمز و سن پرمین پیشین ازجمله سازندهای گسترده در البرز می‌باشد. سازند روته (پرمین میانی) شامل سنگ آهک متبلور، سنگ آهک دولومیتی است که گسترش بسیار زیادی در البرز دارد. ولی برعکس، فرصتی برای شکل‌گیری سازند نسن (پرمین پسین) در همه جا میسر نبوده و تنها در چند نقطه از البرز می‌توان سنگ آهکها و یا گدازه های بازالتی این سازند را مشاهده نمود.

 

کلمات کلیدی: البرز , تصویر , دورود , روته , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند , عکس ,کوه , کوه هزار بند , لالون , میلا

سازند میلا در البرز مرکزی

سازند میلا، واحد سنگ چینه ای معرف سنگ های کامبرین میانی – بالایی البرز، آذربایجان و دیگر نواحی ایران (به جز کرمان) است. برش الگوی سازند میلا توسط روتنر و همکاران در سال ۱۹۶۳ در میلا کوه دامغان، به ضخامت ۵۸۵ متر اندازه گیری و معرفی شده است. این سازند در برش الگو به دلیل ناهمگونی سنگ های آن به ۵ عضو تقسیم شده است.

عضو ۱: شامل ۱۸۹ متر دولومیت بدون فسیل همراه با میانلایه های مارنی و شیلی زردرنگ

عضو ۲: ۸۹ متر سنگ آهک لایه لایه، کمی ماسه ای به رنگ قهوه یی تا خاکستری تیره با میانلایه های ناچیزی از مارن و آهک مارنی است.

عضو ۳: بارزترین عضو این سازند با ۸۲ متر سنگ آهک دانه درشت روشن رنگ بلورین گلوکونیت دار است.

عضو ۴: شامل ۹۶ متر سیلت سنگ، ماسه سنگ، سنگ آهک درشت دانه گلوکونیت دار و مارن است.

عضو ۵: ۱۲۹ متر شیل بدون فسیل، ماسه سنگ و سنگ آهک های نازک لایه است. این عضو فاقد سنگ واره است و در مقطع تیپ در زمان معرفی سازند جزء سازند میلا در نظر گرفته شده است اما در سایر نقاط ایران تعلق عضو پنجم به زمان اردوویسین حتمی است. فرسایش پس از اردوویسین سبب شده تا این عضو در همه جا وجود نداشته باشد. با توجه به رخساره و محیط رسوبی، این باور وجود دارد که عضو پنجم سازند میلا در دریایی به نسبت ژرف و در پنجه های زیردریایی و دشت حوضه ای نهشته شده است. در نتیجه به دلیل این که همبری عضو پنجم سازند میلا با عضو های دیگر این سازند ناپیوسته و از نوع دگرشیبی موازی است و تعلق آن به سن اردوویسین اثبات شده، به توصیه کمیته ملی چینه شناسی، عضو پنجم میلا امروزه دیگر جزء سازند میلا قلمداد نمی شود.

اما در مرز زیرین سازند میلا ردیف هایی از کوارتزیت سفید رنگ دیده می شود که در گذشته با عنوان “کوارتزیت رویی  Top Quartzite” بخشی از سازند لالون به شمار می آمد ولی امروزه پذیرفته شده که کوارتزیت رویی، مرز ناپیوسته ای با ماسه سننگ های لالون دارد و در واقع ردیف های پیشرونده کامبرین میانی – بالایی است. در نتیجه به توصیه کمیته ملی چینه شناسی، این لایه های کوارتزیتی از سازند لالون حذف و با عنوان “کوارتزیت قاعده یی Base Quartzite” به بخش ابتدایی سازند میلا اضافه گردیده است.

اکنون با حذف عضو پنجم و اضافه شده کوارتزیت قاعده یی به سازند میلا، این سازند کماکان دارای پنج عضو خواهد بود.

تصویر بالا برونزد سازند میلا را در جاده ی چالوس و محدوده ی روستای حسنکدر در البرز مرکزی نشان می دهد. مرز زیرین این سازند با سازند لالون ناپیوستگی رسوبی و هم شیب است و لایه کلیدی کوارتزیت سفید رنگ این مرز را مشخص می نماید. مرز بالایی این سازند در این منطقه با عملکرد گسله حسنکدر و برونزد گدازه های سازند جیرود مشخص می گردد. لورنز، همه ضخامت سازند میلا (بدون کوارتزیت) در دره کرج را ۳۹۵ متر اندازه گرفته است. در این منطقه به جز عضو کوارتزیتی تنها سه عضو زیرین سازند میلا شناسایی شده اند.

در تصویر سازند های لالون (La)، میلا (Mi)، روته (Ru)، جیرود (Je)، الیکا (El) و عضو کوارتزیتی سازند میلا (BQ) دیده می شوند. تکتونیک فعال و قدرتمند البرز با گسلش های فراوان لایه ها را جابجا کرده و موقعیت آنها را نسبت به یکدیگر تغییر داده است.

 

کلمات کلیدی: Alborz , Cambrian , Elika formation , Iran Geology , Iran Geotourism , Lalun formation , Limestone , Mila formation , Paleozoic , Quartzite , Ruteh formation , البرز , البرز مرکزی , ایران , بیس کوارتزیت , پالئوزوئیک , تاپ کوارتزیت٬ , حسنکدر , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند الیکا , سازند روته , سازند لالون , سازند میلا , کامبرین , کوارتزیت زیرین , گسل ,گسلش

سازند زاگون

حدود ۵۰۰ میلیون سال قبل یعنی در زمانه ی کامبرین، که شرایط زمین ساختی نسبتاً آرامی بر پهنه ی ایران حکمفرما بوده و تنها در حرکت های تناوبی رو به بالا و پایین زمین، گاهی از وسعت دریا کاسته می شده و با پسروی کامل دریا، سکوی پالئوزوئیک به خشکی تبدیل می شده است، در البرز با پسروی موضعی دریا در پالئوزوئیک پسین و در زمانه کامبرین دو سازند زاگون و لالون در حال تشکیل بوده اند. در حقیقت شرایط کولابی – تبخیری زمانه پرکامبرین پسین در البرز بدون هیچ رخداد زمین ساختی تا کامبرین پیشین ادامه داشته و رسوبات کولابی – آواری را در این زمانه برجا گذاشته است. انباشت رسوبات دولومیتی سلطانیه و باروت در ادامه با مجموعه های شیلی – ماسه سنگی سرخ رنگ ادامه می یابد. این مجموعه سازند های زاگون و لالون را می سازند که بخش بالایی نهشته های کامبرین پیشین ایران هستند. رنگ سرخ ارغوانی این نهشته های نشانگر محیط های بسیار کم ژرفای اکسیدی آنها در زمان تشکیل است.

سازند شیلی زاگون مجموعه ی همگنی از شیل های آهک دار، ماسه سنگ ریزدانه آرکوزی، سیلت سنگ های میکادار زودفرساست که رنگ متمایل به سرخ ارغوانی دارند. ضخامت های متفاوتی برای این سازند در نقاط مختلف ذکر شده ولی در برش الگوی آن که توسط آسرتو در سال ۱۹۶۳ در باختر روستای زاگون در البرز مرکزی معرفی شده ۴۵۳ متر اندازه گیری شده است. دو دلیل برای این تغییر ضخامت ذکر شده است. یکی تغییر رخساره جانبی این سازند به سازند باروت و دیگری فاز فرسایشی آن قبل از سازند بالایی (سازند لالون) است که به نظر می رسد نظر دوم قوی تر باشد.

مرز زیرین این سازند با سازند باروت تدریجی و با سازند لالون با شروع ماسه سنگ های متوسط دانه آرکوزی نیز تدریجی می باشد به گونه ای که گاهی تفکیک این دو سازند از یکدیگر دشوار است. پس از نهشت سازند لالون یک ایست رسوبگذاری سراسری در البرز اتفاق می افتد که وابسته به رخداد میلایین است و پس از آن سازند کربناته میلا شروع به رسوبگذاری می نماید.

در تصویر سیلت سنگ های نازک لایه سازند زاگون مشاهده می شود. شیب لایه ها در این محل نزدیک به قائم است و علیرغم ظاهر ستبرلایه ای که در این سنگ ها مشاهد می شود، لامیناسیون های میلی متری این سازند با رسیدن به سطح و قرار گرفتن در معرض هوازدگی از یکدیگر باز شده و حالت ورقه ای (Paper) به خود می گیرند. از این رو دامنه هایی که برونزدهای سازند زاگون را میزبانی می کنند، انباشته از واریزه های ریز از سیلت سنگ های ارغوانی میکاداری هستند که در زیر نور آفتاب برق می زنند. تصویر بالا از دامنه های دره سرخدر که مشرف بر “باغ لاله های گچسر” در جاده ی چالوس است گرفته شده است.

کلمات کلیدی: البرز , البرز مرکزی , ایران , پالئوزوئیک , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , سازند باروت , سازند زاگون , سازند سلطانیه , سازند لالون , شیل ارغوانی , شیل میکادار , فرسایش ورقه ای , کامبرین

چین خوردگی لایه ها در جاده چالوس

جاده چالوس که قطر کوهستان البرز را می پیماید عمری کمتر از ۱۰۰ سال دارد. در واقع تا اواخر دوره قاجار مسیری مالرو و خاکی برای دسترسی به روستاهای محلی وجود داشت که بسیار باریک و صعب العبور بود. این جاده که در سال ۱۳۱۲ به همت و تلاش کارگران ایرانی و طراحی و مدیریت مهندسان آلمانی ساخته شد در حقیقت موزه ای از پدیده های زیبای زمین شناسی اعم از گسلش و چین خوردگی، لغزش ها و رانش ها، انواع سنگ ها و دامنه ها ست. البرز که در حال حاضر تنهایت دوران پختگی خود را طی می کند در زمان تریاس و با برخورد دو ورقه ایران و توران، حیات فلات قاره در آن پایان می یابد و پدیده های فراخاست (uplifting)، دگرگونی، جایگیری توده های گرانیتوئیدی در آن آغاز و حوضه های رسوبی پیش خشکی (foreland) تریاس پسین- ژوراسیک میانی در آن به تشکیل رسوباتی دیگر می انجامد. از سنوزوئیک به بعد، شرایط دیرینه جغرافیا تغییر عمده کرده و در حالی که در دامنه شمالی، گسلش راندگی و فراخاست روی داده، در دامنه جنوبی البرز، دریای پسرونده، کم‌ژرفا و در حال فرونشستی وجود داشته است که در آن چند هزار متر انباشته‌های آذر آواری – تخریبی همزمان با کوهزایی (سازند کرج) برجای نهاده شده است.

در پالئوزوئیک تا تریاس همزمان با کوهزایی کانانگایی البرز تحت تاثیر فعالیت های خشکی زایی بوده اما کوهزایی های سیمرین پیشین و لارامید باعث چین خوردگی ها و گسلش های فراوان و راندگی های قدرتمند شده اند. کوهزایی بعدی در آغاز الیگوسن باعث ماگماتیسم درونی، از آب خارج شدن البرز و گسترش حوضه های میان کوهی شده است. آخرین فاز کوهزایی آلپی (پاسادنین) در اواخر پلیوسن و اوایل پلئیستوسن صورت گرفته که حاصل آن گسلش، راندگی، مرتفع شدن البرز و شکل گیری سیمای کنونی آن است. اما کوهزایی ای که باعث چین خوردگی لایه های سنگی البرز جنوبی شده است کوهزایی آتیکن است که در زمانه میوسن پسین – پلیوسن اتفاق افتاده است. در ۵ میلیون سال پیش و همزمان با دومین مرحله باز شدن دریای سرخ و خلیج عدن و آغاز فشارس به صفحه ایران از طرف صفحه عربی، تمام صفحه ایران تحت تاثیر حرکات کوهزایی مهمی قرار گرفته است و در البرز تغییر رژیم برخی از گسله های بزرگ از کششی به فشاری و چین خوردگی های متنوع را باعث گردیده است.

در تصویر، چین خوردگی لایه های شیل و توف سازند کرج در مجاورت جاده چالوس دیده می شود. از این دست چین خوردگی ها شامل چین های فشرده و خوابیده و بریده شد، ناودیس های معلق، لایه های با چین خوردگی های مکرر و … در اندازه های چند متری تا چندصد متری به فراوانی دیده می شوند. در واقع البرز آزمایشگاهی صحرایی برای علاقه مندان به تکتونیک است تا به اکتشاف و مشاهده ساختارهای زمین ساختی در البرز بپردازند و از دیدن آنها لذت ببرند.

کلمات کلیدی: البرز , البرز مرکزی , جاده چالوس , چین خوردگی , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند کرج , کوهزایی البرز

کوهستان البرز

تصویر بالا، ارتفاعات کوهستانی مشرف به شهر تهران را نشان می دهد. کوهستانی که از شمال تهران تا دریای خزر را پوشانده است با نام ” البرز “ شناخته می شود. این عکس توسط “امیر حسین عزیزیان” در یک روز بهاری و از معدود ایامی که تهران دارای هوایی پاک بوده است،از فراز برج میلاد تهران گرفته شده است. در منتهی الیه سمت راست عکس قله دماوند خودنمایی می کند.

کوهستان البرز شامل بلندی‌های شمال صفحه ایران است که به شکل تاقدیسی مرکب (Anticlinorium) در یک راستای عمومی خاوری – باختری از آذربایجان تا خراسان امتداد دارد.

از دیدگاه زمین ریخت شناسی، مرز شمالی البرز منطبق بر تپه – ماهورهای متشکل از نهشته های ترشیری و دشت ساحلی خزر است. از نگاه زمین شناختی نیز مرز شمالی البرز محدود به زمین‌ درز (suture zone) تتیس کهن است که از برخورد لیتوسفر قاره‌یی البرز با لیتوسفر توران، در تریاس پسین به وجود آمده است. ولی حد جنوبی البرز چندان روشن نیست. برخی پژوهشگران مرز جنوبی البرز را گسله های مختلف مانند گسله تبریز، گسله عطاری، گسله گرمسار، گسله سمنان در نظر گرفته‌اند. ولی چنین به نظر می‌رسد که مرز شاخصی در جنوب البرز وجود نداشته باشد. به بیان دیگر مرز بین پهنه البرز با ایران مرکزی را باید تدریجی در نظر گرفت.

برپایه مطالعات انجام شده، مشخص گردیده که بسیاری از واحدهای سنگچینه‌ای البرز و ایران مرکزی از دیدگاه رخساره و شرایط تشکیل همانند یکدیگرند، به گونه ای که البرز را می‌توان چین های حاشیه ای ایران مرکزی دانست که در شکل‌گیری آن، برخورد دو صفحه ایران و توران و پیامدهای آن نقش اساسی داشته اند. همسانی البرز با ایران مرکزی به ویژه در دامنه جنوبی بیشتر است، ولی در دامنه شمالی تقاوت‌هایی گزارش شده است.

سرگذشت ساختاری و چینه‌ای البرز در همه‌ جا یکسان نیست. به همین‌ رو جدا از واژه‌های جغرافیایی مانند البرز باختری، البرز مرکزی و یا البرز شمالی، از نظر زمین شناسی نیز تفاوت هایی وجود دارد. برای نمونه می‌توان از زون رشت – گرگان نام برد که شامل مناطق جنوبی دریای خزر می‌باشد.

از دیدگاه چینه شناسی، از نظر برخی کارشناسان کهن‌ترین سنگهای البرز، دگرگونی‌های جنوب گرگان (شیست‌های گرگان) است. ولی امروزه مشخص شده که کهن‌ترین سنگ ها در پهنه البرز، سازند کهر با سن نوپروتروزوئیک پسین می‌باشد.

علوی (۱۹۹۱) با تکیه بر سنگ رخساره‌ها به ویژه نقش زمین ساخت برحوضه رسوبی البرز، همه سنگ های البرز را به چند واحد زمین ساختی- چینه نگاشتی بزرگ به شرح زیر تقسیم کرده است:

  • توالی سکوی پرکامبرین پسین – اردوویسین
  • سنگ های ماگمایی (درونی و بیرونی) اردوویسین میانی – دونین
  • توالی فلات قاره دونین – تریاس میانی
  • نهشته های پیش خشکی تریاس بالایی – ژوراسیک میانی
  • توالی فلات قاره ژوراسیک میانی – کرتاسه با دو رخساره ناهمسان در البرز جنوبی و شمالی
  • مجموعه ماگمایی البرز به سن سنوزوئیک
  • رسوبات همزمان با کوهزایی سنوزوئیک با دو رخساره ناهمسان در البرز شمالی و جنوبی.

سنگ های ماگمایی اردوویسین – دونین معرف یک مرحله بازشدگی و جدایش سکوی پرکامبرین پسین – پالئوزوئیک پشین البرز اند.

در تریاس پسین نیز لیتوسفر قاره یی البرز و ورق توران با یکدیگر برخورد کرده و در اثر این برخورد، ضمن پایان گرفتن حیات فلات قاره، پدیده های فراخاست (uplifting)، دگرگونی، جایگیری توده های گرانیتوئیدی انجام و حوضه های رسوبی پیش خشکی (foreland) تریاس پسین- ژوراسیک میانی شکل گرفته اند. بررسی جغرافیایی دیرینه البرز نشان می دهد که رسوبات پالئوزوئیک دامنه شمالی، ستبرای بیشتری داشته و در پاره‌یی نقاط همچون کندوان، ناپیوستگی رسوبی میان سنگ های پرمین و تریاس در کمترین اندازه است. در ضمن، ستبرای رسوبات زغالدار تریاس بالا – ژوراسیک میانی در دامنه شمالی، چندین برابر دامنه جنوبی است و با سنگ های کرتاسه بالایی حجم قابل توجهی از سنگ های آتشفشانی برونزد دارند. این نکته‌ها نشان می‌دهد که در زمان های پالئوزوئیک – مزوزوئیک حوضه رسوبی دامنه شمالی البرز عمیق‌تر از دامنه جنوبی بوده است. در حالی که در سنوزوئیک به بعد، شرایط دیرینه جغرافیا تغییر عمده کرده و در حالی که در دامنه شمالی، گسلش راندگی و فراخاست روی داده، در دامنه جنوبی البرز، دریای پسرونده، کم‌ژرفا و در حال فرونشستی وجود داشته است که در آن چند هزار متر انباشته‌های آذر آواری – تخریبی همزمان با کوهزایی برجای نهاده شده است.

هم شیبی نسبی و حتی تدریجی بودن احتمالی گذر سازند کهر به ردیف‌های جوانتر مانند سازند سلطانیه نشان می‌دهد که شواهدی روشن از عملکرد رویداد «کاتانگایی» در کوه های البرز دیده نشده است. در بیشتر نواحی البرز، رسوبات پالئوزوئیک – تریاس میانی به رغم نبودهای چینه‌ای فراوان، هم شیب اند که نشانگر حرکت های زمین ساختی از نوع بوم زا (epeirogeny) است. در تریاس پسین، همزمان با رویداد کوهزایی سیمرین پیشین، اگرچه رویدادهای ناشی از برخورد حاشیه قاره‌ای فعال و پویای توران با حاشیه قاره‌ای ناپویای البرز، موجب شکل‌گیری گسله‌های راندگی و فرارانش مجموعه‌ های اقیانوسی تتیس کهن بر روی لبه شمالی البرز شده، ولی نخستین کوهزایی آلپی واقعی در پالئوسن، همزمان با رویداد لارامید (Laramide)، رخ داده که با گسلش راندگی چین خوردگی و فراخاست (Uplifting)، پیدایش حوضه های رسوبی میان کوهی، انباشت آواری‌های همزمان با کوهزایی و مهاجرت پیش خشکی به سمت جنوب همراه بوده است.

کوهزایی بعدی در آغاز اولیگوسن روی داده، که پیامدهای آن ماگماتیسم درونی، از آب خارج شدن گسترده زمین و گسترش حوضه های میان کوهی بوده است. آخرین فاز کوهزایی آلپی نیز در اواخر پلیوسن یا اوایل پلئیستوسن صورت گرفته که حاصل آن گسلش، راندگی، مرتفع شدن و شکل‌گیری  سیمای امروزی البرز است.

در البرز ساختارهای زمین‌شناسی بیشتر از نوع چین‌های ملایم و ناهماهنگ (Dis-harmonic) با روند عمومی خاوری – باختری است. در بخش باختری البرز، ساختارها روند شمال باختری- جنوب خاوری دارند. ولی در بخش خاوری روند ساختارها بیشتر شمال خاوری – جنوب باختری است. این دو روند ناهمسان در البرز مرکزی به یکدیگر می‌رسند.

لازم به یادآوری است که در شکل گیری ساختارهای چین خورده البرز، عواملی مانند برخورد صفحه ایران و توران، عملکرد گسله ها (راندگی) و بالاخره عملکرد گسله های امتداد لغز شمال باختری – جنوب خاوری جدا از چین خوردگی- راندگی نیز نقش مهمی در ساختار البرز بازی کرده اند. برپایه مطالعات انجام شده، در دامنه شمالی البرز شیب راندگی ها به سوی جنوب بوده و فرادیواره به سمت شمال حرکت می‌کند. در حالی که در دامنه جنوبی، شیب راندگیها به سوی شمال و حرکت فرادیواره به سوی جنوب می‌باشد.

البته بررسی های اخیر علوی (۱۹۹۱) در چند منطقه مانند بینالود- جنوب گرگان، کیاسر، شمال تهران و تالش، نتایجی را د رمورد سازوکار و نقش راندگیها بدست آورده که به چند مورد آن در زیر اشاره می‌گردد:

  • الگوی ساختاری چیره در البرز از نوع گسلش راندگی است، که موجب حمل ورقه‌های ساختاری فراوان شده و سیستم‌های دوپلکس (Duplex) را به وجود آورده است. سیستم های دوپلکس محصول دو نسل گسلش راندگی می‌باشند: سن نسل اول راندگی ها متعلق به ژوراسیک میانی و در ارتباط با رویدادهای برخوردی سیمرین پیشین می‌باشد. ولی سن نسل دوم راندگی ها مربوط به سنوزوئیک و در ارتباط با کوهزایی آلپی است.
  • مهمترین ویژگی راندگی‌های سیمرین شکل‌پذیر بودن آنهاست ولی راندگیهای سنوزوئیک (راندگیهای آلپی) سرشتی شکننده دارند.
  • هر دو نسل گسلش شیبی به سوی شمال خاوری دارند و روند آنها شمال باختر – جنوب خاور یعنی موازی روند البرز است.
  • در نتیجه عملکرد دو نسل راندگی مورد نظر، ورقه های گونه‌گون از پس خشکی (hinterland) شمال باختر به سمت پیش خشکی (Foreland) جنوب باختر جابه‌جا شده‌اند. در اثر این راندگی‌ها سنگ های کهن بر روی سنگ های جوانتر رانده شده‌اند ولی گاهی سنگ های جوانتر نیز بر روی سنگ های قدیمی تر رانده شده‌اند.

چندین گسله طولی موازی (بیشتر با سازوکار معکوس) در تکوین روند ساختاری کوه های البرز، نقشی بسیار مهم داشته اند. برخی از این گسله ها  از جمله گسله های مهم ایران نیز شمرده می‌شوند. گسله های مشاء فشم، طالقان، کندوان، خزر  و … از این دسته اند.

گذر چندین گسله طولی و موازی با روند ساختاری کوه های البرز، موجب تفکیک البرز به چندین بخش ساختاری شده است. این بخش بندی برپایه نظر پژوهشگران، نامگذاری های متفاوتی پیدا کرده اند. رایج ترین این بخش بندی ها مربوط به اشتوکلین است .

۰۰۱

این بخش‌بندی‌ها به شرح زیر می‌باشد (از جنوب به شمال):

الف: باریکه (زون) ترشیری جنوبی

مرز جنوبی این باریکه از کرج، جنوب تهران و جنوب گرمسار گذشته و از سوی شمال به وسیله گسله راندگی مشاء – فشم محدود گردیده است. برخی از پژوهشگران، بخش جنوبی این باریکه را به بخش شمالی ایران مرکزی نسبت داده و برخی دیگر نیز آن را مرز تدریجی البرز به ایران مرکزی می‌دانند.

سنگ های این باریکه از نوع آتشفشانی ائوسن با ستبرای زیاد می‌باشد و بر روی آن نیز سنگ های نئوژن که محصول محیط خشکی اند قراردارد. این باریکه که با راندگی های ملایم به سوی جنوب مشخص است، در ناحیه پروژه آنجا که گسله مشاء – فشم سنگ های پرکامبرین را بر روی سنگ های آتشفشانی تر شیری جنوبی رانده است، ظاهر شده و قابل پی‌گیری است. کیلومترهای ابتدایی گالری موردمطالعه (قطعه اول بهسازی) از این باریکه آغاز می‌گردد.

ب: باریکه جنوبی – مرکزی

در این باریکه رسوبات کم‌ژرفای پیش از ائوسن همراه با حجم زیادی از سنگ های آتشفشانی ائوسن پوشیده شده است. وجود راندگی های پس از ائوسن از جمله ویژگی های این باریکه می‌باشد. در مقیاس بزرگتر، باریکه جنوبی – مرکزی به دوبخش تفکیک گردیده است:

(۱) باریکه پالئوزوئیک – مزوزوئیک جنوبی

در این باریکه، سنگ های پالئوزوئیک به وسیله گسله معکوس «حسنکدر» در همبری با سنگهای مزوزئیک (تریاس و ژوراسیک) قرار گرفته اند.

(۲) باریکه ترشیری مرکزی

این باریکه از شمال راندگی طالقان آغاز شده و تا راندگی کندوان ادامه می‌یابد. در این محدوده همانگونه که از نامش بر می‌آید، محل رخنمون سنگ های ترشیری شامل سنگ های سازند کرج (با سن پالئوسن- ائوسن) و سنگ های الیگومیوسن می باشد.

باریکه ترشیری مرکزی، خود میزبان گسله های معکوس گچسر، وارنگه رود و چندین گسله متوسط و کوچک نیز می‌باشد.

پ: باریکه مرکزی – شمالی

در این زون که رسوبات پایاب با سن پرکامبرین پسین تا کرتاسه بالایی انباشته شده اند در مطالعات بزرگ مقیاس نیز به دو بخش تفکیک شده است.

(۱) باریکه مزوزوئیک شمالی

از جنوب به وسیله راندگی کندوان و از شمال به وسیله گسله معکوس دونا- سیاه بیشه محدوده گردیده و محل رخنمون سنگهای مزوزوئیک (بیشتر تریاس و ژوراسیک) می‌باشد.

(۲) باریکه پالئوزوئیک مرکزی

حدفاصل گسله معکوس دونا – سیاه بیشه تا راندگی دشت نظیر – تاتر، محدوده رخنمون سنگ های پرکامبرین و پالئوزوئیک (سازندهای کهر، باروت، زایگون، میلا، مبارک، روته) می‌باشد.

ت: زون مزوزوئیک شمالی

از راندگی دشت نظیر –تاتر به سوی شمال محدوده رخنمون سنگ های مزوزوئیک همراه با سنگهای نئوژن می‌باشند. مرز شمالی این باریکه، گسله خزر می‌باشد که در جنوب آن دشت ساحلی خزر (Khazar coastal plain) واقع است.

در شمال خاوری این باریکه نیز برآمدگی (spur) گرگان میزبان سنگ های دگرگونی و سنگ های مزوزئیک می‌باشد. برآمدگی یا پیش‌آمدگی گرگان دارای روند خاوری – باختری بوده و به نظر می‌رسد که بخشی از منشور فزاینده (accretionary prism) تتیس کهن باشد.

کلمات کلیدی: اشتوکلین , البرز , برج میلاد , تکتونیک البرز , تهران , چینه شناسی البرز , دماوند , راندگی , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم,  علوی , فراخاست , کوهزایی , گسلش , لارامید

دره – رودخانه قزل اوزن میانه

رودخانه قزل اوزن تنها رودخانه ای است که از زاگرس سرچشمه گرفته و در نهایت به دریای خزر می ریزد. این رودخانه در نزدیکی شهر میانه، با پیوستن رودخانه های زنجان چای و آجی چای به آن پر آب تر می شود و در اطراف شهر میانه سه رودخانه ی دیگر (قرانقو چای، گرمی چای و قوری چای) به آن می پیوندند. رودخانه قزل اوزن بسته به جنس زمین هایی که از آنها عبور می کند، مسیری مستقیم و یا پر پیچ و خم را طی می کند. زمانی که رودخانه از میان سنگ های مستحکم و صخره ساز عبور می نماید، تحت تاثیر مورفولوژی آنها دارای پیچ و خم می گردد. در حقیقت آب مسیر خود را در نقاط ضعف کوهستان مانند بخش های نرم فرسا تر و یا بخش های گسلیده و ضعیف باز می کند. زمانی که مسیر رودخانه تحت تاثیر و کنترل مورفولوژی کوهستان باشد و پیچ و خم آن توسط سختی و نرمی کوهستان کنترل شود، به آن “رودپیچان مهار شده” (Intrunched meander) گفته می شود.

در تصویر بالا بخش هایی از رودخانه قزل اوزن قبل از رسیدن رود به شهر میانه دیده می شود. در این بخش رودخانه از میان سنگ های ریولیتی، بازالتی و تراکی آندزیتی ائوسن عبور می نماید. با توجه به استحکام مناسب سنگ های این بخش از مسیر رودخانه، دره – رودخانه در این بخش پر پیچ و تاب است. دامنه های فرسوده ای که در تصویر دیده می شوند، در واقع سنگ هایی هستند که در اثر دگرسانی ناشی از نفوذی های آذرین به صورت خاکواره در آمده اند.

در تصویر بستر کبیر رودخانه که تنها در مواقع سیلابی از آب لبریز می شود با قلوه سنگ ها و تخته سنگ های درشت دیده می شود. بستر کنونی رودخانه نیز که آب در آن جریان دارد شامل رسوباتی ریزدانه تر شامل قلوه سنگ، شن و ماسه ناپیوسته است و از میان بستر سیلابی رودخانه جریان دارد.

در تصویر همچنین راه اصلی زنجان – میانه و پل راه آهن تهران – تبریز که بر روی رودخانه قزل اوزن ساخته شده است، دیده می شوند (دید عکس تقریباً به سوی جنوب است). در جلوی تصویر نیز پلی آهنی بر روی رودخانه نصب گردیده که کوهنوردان میانه ای را به ارتفاعات گچلیک در جنوب میانه می رساند.

کلمات کلیدی: آجی چای , آذربایجان شرقی , ائوسن٬ البرز , ایران , پیچان رود , دره رود , ریولیت , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , زنجان چای , ژئوتوریسم , قرانقو چای ,  قره چای , قزل اوزن , قوری چای , گچلیک , گرمی چای , مئاندر , میانه

چین خوردگی لایه های توفی

بخش توف بالایی با ۹۱۷ متر ستبرا، شامل لایه های نازک تا متوسط از توف سبزرنگ، همراه با توف بلورین، توف ماسه ای، توف آهکی و میانلایه هایی از شیل و مارن به همراه گدازه های آتشفشانی به عنوان جدیدترین عضو از سازند کرج با غلبه آذرآواری ها شناخته می شود. سازند کرج گسترده ترین سازند البرز با بیش از ۳۰۰۰ متر رسوبات آذرآواری – سنگ های رسوبی و گدازه های آتشفشانی شناخته می شود. سن این سازند ائوسن دانسته شده و در برش الگوی آن در دره چالوس مستقیماً بر روی سازند شمشک قرار گرفته است و مرز بالایی آن کنگلومرای سرخ رنگ نئوژن است. اما در بیشتر نقاط البرز جنوبی، مرز زیرین سازند البرز با سنگ آهک های نومولیت دار سازند زیارت هم شیب است و گاهی بدون حضور سنگ آهک زیارت ردیف های کنگلومرایی فجن هم مرز با سازند کرج اند.

این سازند با توجه به غلبه شیل ها و توف ها به ۵ عضو چینه ای تقسیم شده است. عضو های شیل پایینی، توف میانی، شیل آسارا، توف بالایی و شیل کندوان (که عده ای آن را دارای ارتباط ناپیوسته ای با سازند کرج می دانند) بخش های مختلف سازند کرج را تشکیل می دهند.

در تصویری که مشاهده می کنید لایه های بخش توف بالایی سازند کرج به دلیل نازک لایه و شکل پذیر بودن در برابر نیروهای وارده مقاومت چندانی نکرده و چین خورده اند. در ترانشه های جاده ی در دست احداث الموت – تنکابن، مناظری بدیع و زیبا از چین خوردگی این لایه ها را می توان مشاهده نمود.

کلمات کلیدی: استان قزوین , البرز , الموت , ایران , توف بالایی , چین خوردگی , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , سازند کرج , ژئوتوریسم