نوشته‌ها

سازند

زمین یک سیاره ی پویا و زنده است. همه روزه در دل زمین، بر روی سطح آن و در آسمان اطراف آن که جو نامیده می شود، فرآیندها، فعل و انفعالات و رخدادهای مختلفی در حال انجام است. بر اساس مطالعات دانشمندان علوم زمین، سیاره ی ما عمری بیش از ۴ میلیارد سال دارد و در این عمر به نسبت طولانی، شرایط گوناگونی را از نظر محیطی سپری کرده است.

به نظر طرفداران انگاره ی زمین ساخت صفحه یی، میلیون ها سال قبل، زمین از یک خشکی و یک اقیانوس عظیم اطرافش تشکیل می شده است. از آن زمان تا امروز به صورت مداوم ارتفاعات و خشکی های زمین فرسوده شده و در دریاها و اقیانوس ها نهشته می شده اند. این اتفاق همین الان نیز ادامه دارد. اما چرا این خشکی ها به پایان نرسیده اند؟ چون نیروهای زمین ساختی دائماً رسوبات سنگ شده ی بستر دریاها و اقیانوس ها را چین داده و از زیر آب خارج کرده اند. پس زمین در طول تاریخ خود به طور مداوم با پیشروی ها و پسروی های مداوم دریاها و اقیانوس ها مواجه بوده است.

 

موقعیت سرزمین کشورها، در بیش از ۲۲۰ میلیون سال قبل و زمانی که ابرقاره پانگه آ توسط اقیانوسی احاطه شده بود. سرزمین ایران در آن زمان از دو بخش تشکیل شده بود.

 

هر نقطه یی از کره ی زمین محیط های جغرافیایی مختلفی را در طول تاریخ چند میلیون ساله ی خود تجربه کرده است. هر نقطه یی می توانسته یک زمان، بستر عمیق یک اقیانوس، یک دریای آرام کم عمق، خط ساحلی یک دریا، خشکی درون یک قاره، محیطی جنگلی و مردابی و یا محیط دریاچه یی درون قاره یی بوده باشد، دقیقاً مثل آنچه که امروزه در محیط جغرافیایی دنیای امروز می بینیم.

پس هر نقطه یی از این کره ی خاکی با توجه به اینکه در یک زمان خاص، چه محیط جغرافیایی داشته، رسوبات خاصی را در خود جمع کرده است. دانشمندان علوم زمین با بررسی این رسوبات و نهشته ها پی به محیط رسوبی آن دوره از تاریخ زمین در آن نقطه ی خاص می برند. برای مثال سنگ آهک ها می توانند در محیط های دریاچه یی آب شیرین و یا دریاهای کم عمق و گرم تشکیل شوند که هر کدام نشانه های خاص خود را دارند که از یکدیگر قابل شناسایی هستند. ماسه سنگ ها در محیط های ساحلی و دریاچه یی نهشته می شوند. شیل ها در دریاهای عمیق و یا محیط های مردابی و کولابی با آرامش محیطی بالا رسوب می کنند.

حال ممکن است در یک نقطه، زمانی سنگ آهک، زمان دیگری مارن و شیل و در زمانی جدیدتر ماسه سنگ رسوب کند و یا در یک زمانه خارج از آب بوده و به جای رسوبگذاری، فرسایش در آن نقطه حکمفرما بوده باشد. در نتیجه آن نقطه در طول تاریخ خود نهشته های مختلفی را در خود جای می دهد. دانشمندان علوم زمین برای شناسایی، معرفی و استفاده ی بهتر از داده های مربوط به لایه های زمین در هر منطقه، با توجه به مشخصات مختلف نهشته ها، اقدام به دسته بندی آنها در هر منطقه کرده و نام “سازند” را بر آن نهاده اند.

 

تعریف سازند

سازند به مجموع لایه‌هایی گفته می‌شود که دارای ترکیب سنگ‌شناسی مشخص بوده و در سطح نسبتاً وسیعی گسترش و امتداد داشته، حد فاصل آن با لایه‌های زیرین و بالایی کاملاً مشخص باشد، همچنین زمان رسوب‌گذاری در طول امتداد آن یکسان و قابل نقشه‌برداری باشد.

در واقع سازند مهم‌ترین واحد تقسیمات سنگ‌شناسی و واحد سنگی اصلی چینه‌شناسی است و شامل مجموعه لایه‌هایی است که صفات مشخص سنگ‌شناسی دارند. بالا و پایین یک سازند مشخص است ولی ضخامت آن حد معینی ندارد.

یک سازند ممکن است یک یا چند بخش (عضو) داشته باشد.  همچنین گاهی چند سازند یک گروه را تشکیل می‌دهند.

برخی از ویژگی‌های سازندها مانند سن، نوع فسیل، جنس، پیوستگی، ضخامت، رنگ و … تا حدودی مشترک است. در این میان سن و نوع فسیل سازند از اهمیت بیشتری برخوردار است. ممکن است برخی از این ویژگی‌ها در یک سازند مشترک نباشد.

 

نامگذاری سازندها

نامگذاری سازندها معمولاً بر اساس نام محلی است که برای اولین بار، آن سازند در آنجا مطالعه و معرفی شده است. که می تواند نام یک روستا، یک منطقه و یا یک کوه و … باشد. به عنوان مثال سازند آسماری از نام کوهی به همین نام در جنوب کشور، سازند شمشک از نام روستایی در شمال و سازند کرج از نام شهر کرج اقتباس شده است.

 

برش الگو

مقطعی از لایه های سنگی که با مرز بالا و پایین مشخص و برای اولین بار به عنوان یک سازند مطالعه و پیشنهاد گردیده است، برش الگو (Type section) نامیده می شود. معمولاً نام سازند از نام محل برش الگوی سازند گرفته شده است. مثلاً برش الگوی سازند امیران در کوهی به همین نام در نزدیکی معمولان لرستان مطالعه و معرفی شده است.

برش های الگو لزوماً کامل ترین برش یک سازند نیستند و تنها مزیتشان نسبت به سایر جاهایی که سازند مورد مطالعه قرار گرفته است، اولین بودن آنهاست. به عنوان نمونه سازند شمشک در محل برش الگو به ۴ عضو تقسیم شده و ستبرای لایه های آن ۱۰۲۷ متر گزارش شده است اما در برش های دیگر نام گروه شمشک را به خود گرفته و از چند سازند با ستبرای متنوع و مختلف تشکیل شده است و یا در برخی از برش ها از ستبرای کم و تنها ۲ عضو تشکیل شده است.

 

مرزهای سازند

محل اتصال هر سازند با سازندهای رویی و زیرین خود، مرز سازند گفته می شود. این مرز می تواند به شکل های گوناگون باشد. مرزهای مشخص و ناگهانی، تدریجی، ناپیوستگی، بین انگشتی و … انواع مرزهای سازندها را می سازند.

به عنوان نمونه سازند مارنی پابده دارای مرز تدریجی با سازند آسماری می باشد که به مرور پایان یافتن لایه های مارنی سبز رنگ و شروع سنگ آهک های ستبرلایه مشخص می شود. همچنین مرز پایینی سازند امیران با مارن های خاکستری رنگ سازند گورپی همشیب و تدریجی است. مرز زیرین سازند میلا با سازند لالون ناگهانی و مشخص است و بوسیله ی یک لایه کلیدی کوارتزیت سفید مشخص می گردد. مرز سازندهای گورپی و پابده ناپیوسته است. یعنی در طی زمانی طولانی نهشته های سازند گورپی خارج از آب بوده و سپس با پیشروی مجدد آب، نهشته های سازند پابده بر روی آن تشکیل شده است.

 

مرز سازند های تله زنگ و امیران ناگهانی و مشخص است (آزادراه خرم آباد – پل زال).

 

مرز سازندهای پابده و آسماری تدریجی است (دهدز خوزستان).

 

مرز زیرین سازند پابده با سازند گورپی ناپیوسته موازی و مرز بالایی آن با سازند آسماری تدریجی است (پارسیان استان هرمزگان).

 

مرز سازندهای آغاجاری و بختیاری در مسیر آزادراه پل زال – اندیمشک ناپیوسته و زاویه دار است.

مرز سازند هزاردره با نهشته های روی آن از نوع ناپیوسته زاویه دار است. کنگلومرای هزاردره در البرز نهشته شده، چین خورده و لایه ها از حالت افقی خارج شده و پس از مدتی دوباره رسوبات آبرفتی بر روی آن تشکیل شده است.

 

مرز ناپیوسته و زاویه دار سازند هزار دره با واحد آبرفتی روی آن در تهران

 

دو سازند هم ارز پابده و امیران که در یک زمان تشکیل می شده اند اما دارای محیط های رسوبی متفاوتی بوده اند در مرز مشترکشان به صورت بین انگشتی با هم ادغام شده اند.

به هر حال مرزهای سازندها به هر حالتی که باشند، با سازندهای زیرین و بالایی خود مشخص و قابل تفکیک اند. زمانی که به دلیل شباهت های بسیار دو سازند همجوار نتوان آنها را از هم تفکیک نمود، آنها را می توان با هم نام برد مانند سازندهای آسماری-شهبازان و یا در یک گروه جای داد مانند گروه بنگستان متشکل از سازند های سروک و ایلام.

 

تقسیمات سنگ چینه یی

بر پایه ویژگی‌های عمومی سنگ‌شناختی از قبیل خواص فیزیکی، موقعیت چینه‌شناسی، صفات اختصاصی و سایر خصوصیات سنگ‌شناسی تقسیم بندی واحدهای سنگ چینه یی از کوچک به بزرگ اینگونه خواهد بود:

لایه

لایه (Bed) کوچک‌ترین واحد تقسیمات سنگ‌شناسی است که معمولاً بوسیله سطح جدایشی که به آن لایه بندی گفته می شود از سایر لایه ها مجزا می گردد. ممکن است لایه هایی که روی یکدیگر نهشته شده اند از یک جنس یا جنس های گوناگون باشند.

 

تناوب لایه های شیل و توف سازند کرج (مسیر قزوین – تنکابن)

بخش

بخش (Member)، از تقسیمات کوچکتر سازند است، یک سازند ممکن است از نظر سنگ‌شناختی به واحدهای کوچکتری به نام بخش تقسیم گردد. در یک سازند، مجموعه لایه هایی که شباهت بیشتری به یکدیگر دارند و در کنار هم قرار گرفته اند، بخش یا عضو نامیده می شوند، مانند بخش آهکی گوری در سازند مارنی میشان و یا عضو های چهل، چمپه و مول در سازند گچساران در زاگرس.

 

بخش آهکی سازند گورپی (عضو امام حسن)

 

سازند

سازند (Formation) مهم‌ترین واحد تقسیمات سنگ‌شناسی است. به‌طور کلی سازند به مجموع لایه‌هایی گفته می‌شود که دارای ترکیب سنگ‌شناسی مشخص بوده و در سطح نسبتاً وسیعی گسترش و امتداد داشته، حد فاصل آن با لایه‌های زیرین و بالایی کاملاً مشخص باشد، همچنین زمان رسوب‌گذاری در طول امتداد آن یکسان و قابل نقشه‌برداری باشد (مانند سازند آواری کشکان).

 

سازند کشکان مجموعه یی از ماسه سنگ، کنگلومرا و سیلتستون در مسیر جاده خرم آباد به پلدختر

 

گروه

گروه (Group) به مجموعه دو یا چند سازند گفته می‌شود. گروه معمولاً به وسیله دگرشیبی‌های مشخص ، محدود می‌گردد (مانند گروه فارس که از سازندهای گچساران، میشان و آغاجاری تشکیل شده است).

گروه بنگستان از سازندهای ایلام و سروک تشکیل شده است (آزادراه خرم آباد – پل زال).

ابرگروه

ابرگروه (Super Group) به مجموع دو یا چند گروه گفته می‌شود. کاربرد ابرگروه چندان معمول نیست.

 

پهنه های رسوبی – ساختاری ایران

فرایندهای درونی و بیرونی زمین، در زمان و مکان های متفاوت، در پهنه ی ایران زمین پیامدهای متفاوتی داشته است. در نتیجه الگوی ساختاری، تحولات زمین ساختی، شرایط رسوبی ایران زمین در طول تاریخ خود یکسان نیست. این ناهمسانی رسوبی و زمین ساختی بقدری اثر گذار است که تعیین ویژگی های یکسان را برای کل پهنه ی ایران زمین ناممکن می سازد. پس زمین شناسان ایران را به پهنه های رسوبی – ساختاری گوناگونی تقسیم کرده اند که هر پهنه شاخصه های خود را در طول تاریخ تکوین داشته است. این تقسیم بندی ها در طول تاریخ مطالعات زمین شناختی ایران زمین، بارها توسط دانشمندان مختلف تغییر داده شده است اما آنچه که امروزه مورد توافق قرار دارد به شرح زیر است:

  • ایران جنوبی (زاگرس)
  • ایران میانی
  • سنندج-سیرجان
  • البرز
  • خزر جنوبی
  • کپه داغ
  • خردقاره ایران مرکزی
  • بلوک لوت
  • مکران
  • حوضه فیلیشی خاور ایران
  • بلوک زابل

 

نقشه پهنه های ساختاری – رسوبی ایران زمین (آقانباتی، ۱۳۸۳)

هر کدام از این ایالت های رسوبی – ساختاری در طول زمان حوضه های رسوبی مخصوص به خود داشته اند و در نتیجه واحدهای سنگ چینه یی که در طول تاریخ تکوین ایران زمین در آنها نهشته شده اند، با یکدیگر متفاوت اند. در نتیجه هر ایالت رسوبی – ساختاری سازندهای مختص به خود دارد. در زیر به عمده ترین سازندهای مهمترین ایالت های ساختاری رسوبی ایران زمین اشاره می کنیم.

 

  • ایالت رسوبی ساختاری البرز:

کهر – بایندر – سلطانیه – باروت – زاگون – لالون – میلا – لشکرک – سلطان میدان – پادها – مولی – خوش‌ییلاق – جیرود – ایلانقاره مبارک – باقرآباد – دزده‌بند – قزل‌قلعه – درود – روته – نسن – الیکا – شمشک – طزره – گانو – دلیچای – فارسیان – لار آبنک – شال – تیزکوه – فجن – زیارت – کرج – کند – هزاردره – کهریزک

 

  • ایالت رسوبی ساختاری زاگرس:

هرمز – لیبیک – زردکوه – سیاهو – سرچهان – زکین – فرغان – گروه دهرم ( دالان – کنگان ) – خانه‌کت – گروه کازرون ( دشتک – نیریز ) – موس – آلان – سرگلو – نجمه – گوتنیا – گروه خامی ( سورمه – هیث – فهلیان – گدوان – داریان ) – گروه بنگستان ( کژدمی – سروک – سورگاه – ایلام ) – لفان – گرو – گورپی – تاربور – پابده – ساچون – جهرم – امیرانتله‌زنگکشکان – شهبازان – آسماریرازک – گروه فارس ( گچساران – میشان – آغاجاری ) – بختیاری

 

  • ایالت رسوبی ساختاری ایران مرکزی:

طشک – مراد – دوران – کلمرد – تکنار – ریزو – دسو – داهو – کوهبنان – گروه میلا ) کال‌شانه – درنجال – شیرگشت  – ( نیور – پادها – گروه ازبک‌کوه ) سیب‌زار – بهرام – شیشتو – سردر – ( گچال – جمال – سرخ شیل – شتری – گروه نخلک ) علم – باقرق – عشین ( نایبند – گروه شمشک ) آب‌حاجی – بادامو – ( گروه مگو ) هجدک – پروده ( بغمشاه – اسفندیار – قلعه‌دختر – بیدو – گردو – کرمان – بیابانک – قرمز پایینی – قم – قرمز بالایی

 

  • ایالت رسوبی – ساختاری کپه داغ:

قلی – نیور – سلطان میدان – پادها – خوش‌ییلاق – مبارک – قزل‌قلعه – درود – روته – نسن – غرقیتان – سفیدکوه – نظرکرده – سینا – میان‌کوهی – شمشک – بشکلاته – کشف‌رود – چمن‌بید – مزدوران – شورجه – زرد – تیرگان – سرچشمه – سنگانه – آیتامیر – آب‌دراز – آب‌تلخ – نیزار – کلات – نفته – پستلیق – چهل‌کمان – خانگیران

 

نقشه زمین شناسی ایران (سازمان زمین شناسی کشور). هر رنگ نشانه ی سازندهای یک دوره از تاریخ زمین است.

 

کلمات کلیدی: سازند , گروه , لایه , عضو , بخش , زمین شناسی , سنگ چینه , ایالت رسوبی ساختاری , ایران زمین , البرز , کپه داغ , زاگرس , ایران مرکزی , خرد قاره , بلوک لوت , خزر جنوبی , مکران , شرق ایران

سازند سلطانیه

در زمانه ۸۰۰ تا ۷۵۰ میلیون سال قبل اتفاقی در پهنه ایران زمین افتاد که اثرات قابل توجهی بر سرنوشت سرزمین ایران داشت. عملکرد نیروهای زمین ساختی منجر به کوهزایی بزرگی به نام “کاتانگایی” در ایران شد که اثرات قابل توجهی بر روی قدیمی ترین سنگ های ایران داشت. در پی این رخداد روندهای ساختاری کلی ایران شکل گرفت. گسله های پی سنگی و بزرگ ایران ایجاد شد و حوضه های رسوبی جدید بنیان نهاده شد. این کوهزایی باعث ماگماتیسم ها، دگرگونی ها، دگر شکلی ها و تقسیم پی سنگ یکپارچه ی ایران به بلوک های جدا از هم گردید. هر چند که اثرات این کوهزایی در همه جای ایران یکسان نبوده و در باختر ایران مرکزی و البرز اثرات کمتری داشت.

بعد از رخداد کاتانگایی چه اتفاقی افتاد؟

یکی از پیامدهای کوهزایی کاتانگایی، ایجاد چرخه های رسوبی از نوع برقاره یی یا دریای درون قاره یی (Epicontinental) بوده است که از زمان پرکامبرین (۸۰۰ میلیون سال قبل) تا تریاس میانی (۲۲۷ میلیون سال قبل) در گستره های وسیعی از ایرانزمین چیره بوده و طی آن، پوشش سکویی اپی کاتانگایی ایران شکل گرفته است. در بیشتر نقاط ایران مرز پرکامبرین – کامبرین پیوسته و تدریجی است.

در ردیف های سکویی پالئوزوئیک ایران، شواهد زیادی از ناپیوستگی رسوبی دیده می شود که به جز برخی استثناء ها، به طور عموم از نوع “ناپیوستگی موازی” است. در نتیجه این باور وجود دارد که در پالئوزوئیک شرایط زمین ساختی  به نسبت آرامی بر سرزمین ایران حاکم بوده و تنها در حرکت های تناوبی رو به بالا و پایین زمین، گاهی از وسعت دریا کاسته می شده و زمانی نیز با پسروی کامل دریا، سکوی پالئوزوئیک به خشکی تبدیل می شده است.

پس از رویداد زمین ساختی کاتانگایی و در زمانه پرکامبرین (۸۰۰ تا ۵۴۰ میلیون سال قبل) یعنی پیش از کامبرین، رسوبات کنار قاره یی ایران بیشتر از انواع آواری کم عمق، گاهی تبخیری و آتشفشانی بودند. شرایط جغرافیایی و حوضه رسوبی آن زمان در گستره ی وسیعی در ایران و حتی کشورهای همجوار یکسان بوده و در نتیجه سنگ ها رخساره ی بسیار همگن دارند. اما بر اساس تغییرات رخساره سنگی در طول زمان، مجموعه ی سنگی به چند واحد سنگ چینه یی تقسیم شده اند. در گذشته سازند های بایندور، سلطانیه، باروت و زاگون جزء سنگ های پرکامبرین البرز دانسته می شدند؛ اما با تکمیل مطالعات و یافتن شواهد فسیلی جدید، امروزه مرز پرکامبرین – کامبرین در البرز را میانه سازند سلطانیه می دانند و این به دلیل آرامش نسبی موجود در حوضه رسوبی در آن زمانه است.

سازندی در مرزهای تاریخ

سازند سلطانیه به دلیل واقع شدن در مرز زمانی دو فصل از تاریخ زمین (پروتروزوئیک و پالئوزوئیک) در البرز از اهمیت دو چندانی برخوردار است. این سازند از ۵ عضو برخوردار است که ۲ عضو زیرین آن سن پرکامبرین و ۳ عضو بالایی آن سن کامبرین دارند.

در برش الگو

این سازند برای اولین بار در کوه های سلطانیه زنجان مطالعه و معرفی شد. در محل برش الگو، این سازند از سه عضو تشکیل شده است:

  • دولومیت پایینی با ستبرای ۱۲۳متر (بعداً تا ۲۵ متر)
  • شیل چپقلو با ستبرای ۲۴۷ متر (بعداً ۱۲۰ متر)
  • دولومیت بالایی (بعداً میانی) با ستبرای ۷۹۰ متر (بعداً ۴۰ تا ۷۲ متر)

عضو شیلی چپقلو در دره کرج

مطالعات تکمیلی

در مطالعات بعدی، دو عضو دیگر به این سازند اضافه گردید:

  • عضو شیل بالایی با ستبرای ۴۰ تا ۲۱۲ متر
  • عضو دولومیت بالایی با ستبرای ۲۵۰ تا ۷۹۰ متر

محیط رسوبی

به نظر می رسد، بخش بیشتر سازند سلطانیه که از سنگ های کربناتی پدید آمده است، در سکو های نوع رمپ نهشته شده است و شامل دو توالی پسرونده بزرگ است. توالی نخست با پیدایش نهشته های پیشرونده کربنات های دولومیت پایینی آغاز و با بالا آمدن سطح آب دریا و ژرف تر شدن حوضه، نهشته های کربناتی جای خود را به شیل های تیره رنگ (بخش شیل زیرین) داده است. پس از پایین افتادن دوباره سطح آب، رخساره های کربناتی سکو (بخش دولومیت میانی) بر جای گذاشته شده اند. توالی دوم با شیل های تیره رنگ و فسفات دار (عضو شیل بالایی) آغاز شده و با دولومیت بالایی پایان می یابد.

عضو های سازند سلطانیه

در نهایت ۵ عضو سازند سلطانیه به این صورت تقسیم بندی شدند:

  • عضو دولومیتی پایینی: شامل تا ۲۵ متر دولومیت لایه یی چرت دار، خاکستری تیره حاوی فسیل های پوسته دار. این عضو در بیشتر نقاط وجود ندارد و سازند سلطانیه با شیل پایینی آغاز می شود.
  • عضو شیل پایینی: شامل ۱۲۰ متر شیل های رسی – سیلتی میکادار و گاهی ماسه ریزدانه که حاوی عدسی هایی از سنگ آهک سیلت دار است.
  • عضو دولومیت میانی: شامل ۴۰ تا ۷۲ متر سنگ های کربناتی چهره ساز است که ۴۰ متر زیرین آن سنگ آهک های سیلیسی خاکستری تیره و بقیه آن دولومیت تا دولومیت آهکی روشن رنگ است.
  • عضو شیل بالایی: شامل ۴۰ تا ۲۱۲ متر شیل های رسی – سیلتی آهکی متمایل به سبز است که به طرف بالا به سنگ آهک های رسی خاکستری تیره رنگ تبدیل می شود. در عضو شیل بالایی اوناع گوناگونی از فسیل های پوسته دار، شکم پایان، اسفنج ها و … وجود دارند.
  • عضو دولومیت بالایی: شامل ۲۵۰ تا ۷۹۰ متر دولومیت های توده یی، متبلور، صخره ساز با رنگ روشن تا خاکستری روشن است. جلبک های استروماتولیتی به فراوانی در این عضو دیده می شوند.

جلبک های استروماتولیتی در عضو دولومیت بالایی سازند سلطانیه

شایان ذکر است که ستبرای سازند سلطانیه در همه جا یکسان نیست. تغییرات شدید ضخامت دولومیت ها و شیل ها در همه جا وجود دارد. در برخی نقاط با کاهش ضخامت دولومیت ها، به ضخامت شیل ها افزوده می شود و حتی ممکن است در برخی نقاط، عضو هایی دیده نشوند و یا به یکدیگر تبدیل شده باشند.

به عنوان مثال ستبرای این سازند که در برش الگو ۱۱۶۰ متر است؛ در دره کرج ۱۰۰۰ متر، در محدوده ی کوه کهار ۴۰ تا ۲۰۰ متر و در محدوده ولی آباد تا ۶۰۰ متر و در جنوب زنجان ۹۸۵ متر گزارش شده است.

در دره کرج،گسله مشاء سازند سلطانیه را بر روی سازند کرج رانده است. در این بخش شیل های چپقلو، عضو دولومیت میانی، شیل های بالایی و عضو دولومیتی بالایی برونزد یافته اند.

نمایی نزدیک تر از شیل های تیره چپقلو، دولومیت میانی، شیل بالایی و دولومیت بالایی در دره کرج

نمایی نزدیک از شیل های تیره رنگ چپقلو در جاده چالوس

نمایی از دولومیت های ستبر لایه و صخره ساز بخش بالایی سازند سلطانیه

مرزهای سازند سلطانیه

مرز زیرین سازند سلطانیه در برش الگو با سازند بایندور هم شیب و پیوسته است. اما گسترش جغرافیایی این سازند محدود به کوه های سلطانیه زنجان و شمال باختری آذربایجان است و در بیشتر نقاط سازند سلطانیه با یک ناپیوستگی تند ناهمزمان مستقیماً بر روی سازند کهار (کهر) قرار می گیرد. سازند کهار قدیمی ترین سنگ های البرز را شامل می شود که مجموعه یی از ردیف های شیلی، توفی، ماسه سنگی سبز رنگ با سن نئوپروتروزوئیک می باشند.

مرز بالایی سازند سلطانیه نیز با سازند باروت تدریجی است. با اینکه بخش عمده سازند باروت شیل های سیلتی – رسی و ماسه یی ریز دانه میکادار به رنگ ارغوانی است اما میانلایه هایی از آهک و دولومیت حاوی چرت و استروماتولیت را همچنان در خود دارد.

گذر تدریجی سازند سلطانیه به سازند باروت در جاده چالوس. در بخش های ابتدایی سازند باروت همچنان میانلایه هایی از دولومیت دیده می شود.

منبع: زمین شناسی ایران – دکتر آقانباتی

برای مطالعه ی بیشتر در مورد سازند سلطانیه در زنجان: مدل دولومیتی شدن سازند سلطانیه در جنوب باختر زنجان

همچنین بخوانید: کوه هزار بند

موقعیت تصاویر بر روی نقشه: زمین نگار

 

سازند مهم‌ترین واحد تقسیمات سنگ‌شناسی و واحد سنگی اصلی چینه‌شناسی است. اطلاعات کامل در مورد این واژه را اینجا بخوانید.

 

کلمات کلیدی: سازند سلطانیه , دولومیت , شیل , چپقلو , پرکامبرین , کامبرین , جاده چالوس , زنجان , سنگ آهک , کاتانگایی , کوهزایی , پالئوزوئیک , گسل مشاء , البرز , آذربایجان , سازند باروت , سازند بایندور , سازند کهار , ناپیوستگی , درون قاره , نهشته , رسوبگذاری , زمین گشت , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم

غار یخ مراد

یکی از جاذبه های زیبای استان البرز، غاری است با قندیل های یخی که در زمستان تا اوایل بهار در زیباترین حال خود قرار دارد. نام این غار از یک باور قدیمی در میان مردم محلی گرفته شده است. مردم اطراف این غار اعتقاد داشته اند که یخ موجود در این غار حاجت ها و نیاز های آنها را براورده کرده و آنها را به مراد دل خود می رساند. در نتیجه این غار “یخ مراد” نامیده شده است.

چرا یخ مراد؟

گفته می شود، در گذشته مردم بومی بر این باور بوده‌اند که یخ موجود در اعماق غار برای درمان ناباروری زنان خاصیت شفادهنده دارد؛ و وجود کهنه‌های آویخته (دخیل) به دهانه اصلی و درون غار در گذشته که باعث نام‌گذاری روستای مجاور به کهنه ده شده گواه این ادعا است. اما به نظر می رسد که روستای مجاور این غار به دلیل قدمت آن “کهنه ده” نامیده شده است.

 

نمایی از روستای کهنه ده از دهانه غار یخ مراد

چگونه بوجود آمده است؟

غار یخ مراد در سنگ های آهکی سازند لار پدید آمده است. تاریخ تشکیل این سنگ ها به ۱۵۰ تا ۱۳۸ میلیون سال قبل یعنی دوره ژوراسیک برمی گردد. در این زمان با پیشروی دریا در بخش شمالی ایران و تشکیل یک دریای کم عمق، سنگ آهک های سازند لار در محدوده ای که امروزه رشته کوه البرز قرار دارد تشکیل شده اند که با کذشت زمان و فشارهای زمین ساختی وارده از شمال و جنوب، این سنگ ها از دل دریا خارج شده و به شکل امروزی بخشی از کوه های البرز را ساخته اند.

اما تشکیل غار یخ مراد در همین چندصدهزار سال اخیر اتفاق افتاده است و دفعتاً و ناگهانی نبوده و به تدریج در اثر عملکرد جمعی عوامل مختلف از جمله، فرسایش آبی، نیروهای زمین ساختی، زمین لرزه، انحلال، آب و هوا و … به صورت وضعیت کنونی در آمده است. نیروهای زمین ساختی سنگ های سخت را درزه دار می کنند و شکستگی ههای فراوانی را در آنها ایجاد می کنند. در اثر شرایط آب و هوایی و بارش باران و برف، جریان آب از میان درزه ها و ترک ها به بخش های درونی زمین راه می یابند و در مسیر خود بخش هایی از سنگ ها را به مرور زمان حل کرده و با خود می برند. در نتیجه فضا کم کم بازتر می شود و حفرات و فضاهای خالی گسترش می یابند. زمین لرزه نیز با شکستن و انداختن بلوک های سنگی بزرگ به گسترش فضای دالان ها و تالارهای غار کمک می کند و در نتیجه به مرور زمان فضای غار در اثر اندرکنش نیروهای مختلف بزرگتر و بزرگتر می شود. غار یخمراد اینگونه شکل گرفته است و از ۴ طبقه با اختلاف ارتفاع بیش از ۳۰ متر تشکیل شده است.

 

سنگ های آهکی میزبان غار یخ مراد حدود ۱۴۰ میلیون سال قدمت دارند. دهانه غار در تصویر مشخص است.

 

توصیف فضای داخل غار:

دهانه ورودی غار در میانه دامنه ی کوه ی صخره ای مشرف بر روستای کهنه ده قرار دارد. برای رسیده به دهانه ورودی باید از کنار جاده دسترسی به روستای آزادبر حدود ۳۲۰ متر با شیبی به سوی بالا پیاده روی نمود و در نهایت با بالا رفتن از پلکانی به دهانه غار رسید. تالار ورودی غار فضایی نه چندان بزرگ است اما فضایی برای ایستادن ۳۰ تا ۴۰ نفر را دارد. بلوک های سنگی افتاده نشان از یک زمین لرزه اثر گذار می دهد که با توجه به نزدیک بودن غار به گسله ی لزره زای طالقان می تواند به آن نسبت داده شود.

 

دهانه ورودی غار یخ مراد که فضایی محدود برای ایستادن دارد.

 

در سمت راست شیب لایه های سنگی به سمت پایین دست و لغزنده بودن آنها امکان پیمایش را سخت می کند و نیاز به وسایل کمکی و نیروی خبره دارد. اما برای رسیدن به تالارهای دیگر باید از دهانه مستقیماً از روی بلوک های سنگی افتاده عبور کرده و از دالان های مختلفی گذشت. در مسیر کمابیش (با توجه به فصل پیمایش غار) با چکیده ها و چکنده (استالاگمیت و استالاکتیت) های زیبای یخی روبرو می شویم که برخی به صورت ستونی از سقف تا کف غار کشیده شده اند.

 

 

در مسیر دالان ها چاه هایی حدوداً ۵ تا ۷ متری وجود دارند که ارتباط بین طبقات بالایی و پایینی را فراهم می کنند و برای پیمایش آنها نیاز به طناب و تجهیزات حرفه یی می باشد. اما با عبور از روی آنها می توان به اولین تالار غار دسترسی یافت. با ورود به این تالار مجموعه ی زیبایی از چکیده ها و چکنده ها بستر تالار را پوشانده و از سقف آویزان شده اند. با ورود به تالارها و اعماق بیشتر بر حجم و ابعاد این سازه ای زیبای طبیعی افزوده می گردد و در تالار های پایین تر که دسترسی عموم به آنها کمتر است، این سازه ها از آسیب در امان مانده و زیبایی های بیشتری از خود نشان می دهند.

 

یکی از تالارهای اصلی غار یخمراد

 

چند توصیه برای پیمایش غار:

  • فضای درونی غار سرد و در زمستان سوزی غیر قابل تحمل دارد، پس حتما لباس گرم و مناسب با خود داشته باشید.
  • مسیر درونی غار خیس و در فصول سر یخ بسته است. ضمن آنکه برای رسیدن به دهانه غار باید مسیری را به کوهنوردی بپردازید، پس کفش مناسب به همراه داشته باشید.
  • قندیل های درون غار دلیل اصلی سفر گردشگران برای دیدن این غار هستند، پس بر حفظ آنها بکوشید و مراقب شکستن آنها باشید.
  • فضای این غار و به طور کلی همه ی غارها به صورتی است که ممکن است در مسیرهای آنها گم شوید، پس حتما با یک غارنورد کار بلد به درون غار بروید؛ مخصوصا غار یخمراد که دارای چند چاه خطرناک می باشد.
  • زمانی را برای لذت بردن از سکوت غار و عکاسی از پدیده های زیبای غار اختصاص دهید.

 

 

 

 

چگونه به غار برسیم؟

برای دسترسی به غار یخ مراد کافی است از کرج مسیر جاده ی چالوس را پی بگیرید و پس از عبور از روستای نساء و قبل از رسیدن به گچسر، از خروجی روستای وله به سمت روستای آزادبر جاده ی آسفالته را ادامه دهید. حدوداً با طی مسافت ۴ کیلومتری در دره وله به روستای کهنه ده می رسید و با ادامه جاده حدود ۱ کیلومتر بالاتر از روستا به یک پل می رسید که برای عبور جاده از روی رودخانه احداث شده است.

 

 

در همین جا مسیر پیاده روی به سوی دهانه غار آغاز می شود و شما می توانید وسیله ی نقلیه خود را متوفق نمایید. البته در زمستان و پس از بارش سنگین برف، مسیر بسته است و بهتر است وسیله ی خود را در همان روستای کهنه ده متوقف کرده و از پیاده روی در برف لذت ببرید.

 

 

اگر مسیر شمشک به دیزین باز باشد، نیز می توانید از شرق تهران این مسیر را تا جاده ی چالوس ادامه داده و به سوی جنوب پس از گچسر وارد دره وله شوید.

موقعیت غار یخ مراد را روی نقشه ببینید.

 

 

 

چه پدیده های دیگری در نزدیکی غار می توانیم ببینیم؟

دره وله یک دره ی گسلی و عمیق است، در نتیجه دامنه های پرشیب دارد. در زمستان و پس از بارش برف می توان بهمن های رخ داده فراوانی را بر روی این دامنه ها مشاهده کرد.

همچنین سنگ های سبز سازند کرج (توف)، سنگ های نخودی و صخره ساز سازند لار (سنگ آهک)، سنگ های نازک لایه و تیره رنگ سازند شمشک (شیل و ماسه سنگ)، سنگ های قرمز سازند قرمز بالایی (ماسه سنگ و کنگلومرا) تنوع سنگ شناختی محدوده ی این غار است که می توانید با آنها آشنا شوید.

در بالادست کهنه ده به سمت آزادبر، یک بند گابیونی توسط آبخیزداری برای مهار شدت جریان آب به منظور جلوگیری از سیلاب احداث شده که پشت آن توسط رسوبات رودخانه یی پر شده و آب رودخانه به صورت آبشار به پایین سرازیر می شود و زمین منظری زیبا را در این محدوده پدید آورده است. همچنین در همان محل یک سنگ افت به نسبت بزرگ باعث ریزش بلوک های سنگی در بستر رودخانه شده و عبور آب از میان آن بلوک ها صدایی زیبا ایجاد می کند. احتمال می رود که این سنگ افت هم در اثر زمینلرزه ایجاد شده باشد.

در بالای روستای آزادبر که انتهای این مسیر است، یک معدن قدیمی گچ وجود دارد که زیبایی و جذابیت خاص خود را دارد. البته رسیدن به این معدن نیازمند اجازه از روستاییان و داشتن یک اتومبیل مناسب است.

قبل از ورودی روستای آزادبر نیز یک راه خاکی از جاده ی اصلی جدا می شود که به سمت باختر تا طالقان ادامه دارد. پیمودن این جاده نیز نیازمند شرایط آب و هوایی مناسب و اتومبیل مناسب است.

برای کسب اطلاعات بیشتر این مقاله را بخوانید: سفر به آزادبر

کلمات کلیدی: غار یخمراد , آزادبر , کهنه ده , البرز , قندیل , استالاگمیت , استالاکتیت , چکیده , چکنده , یخ , گچسر , روستای وله , غارنوردی , ژئوتوریسم , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , جاده چالوس

 

ساخت های رسوبی حلقوی لیزگانگ

حتماً در سنگ های رسوبی نوارها یا دایره های متحدالمرکز رنگی را دیده اید که با کنکرسیون ها و ندول ها تفاوت دارند. این نوارها در واقع ساخت هایی ثانویه یی هستند که پس از تشکیل سنگ در آنها شکل گرفته اند و بر خلاف کنکرسیون ها فاقد یک هسته ی مرکزی هستند. به این نوارها یا حلقه های رنگی لیزگانگ گفته می شود.

حلقه ها یا نوارهای لیزگانگ (Liesegang rings) به نوارهای سیمانی رنگی در سنگ های رسوبی گفته می شود که معمولاً عمود بر لایه بندی ایجاد شده اند. این ساختارهای رسوبی ثانویه (دیاژنتیک) حاوی نوارهایی از مواد معدنی هستند که در یک الگوی منظم تکرار شده اند. حلقه های لیزگانگ با ظاهر متمرکز و یا حلقوی خود از سایر ساخت های رسوبی قابل تشخیص اند. مکانیزمی که بر اساس آن حلقه های لیزگانگ تشکیل شده است به طور کامل شناخته نشده است و همچنان در مرحله ی تحقیقات قرار دارد.

اگر چه حلقه های لیزگانگ به عنوان یک رخداد شایع در سنگ های رسوبی دیده می شود، اما حلقه های متشکل از اکسید آهن می توانند در سنگ های آذرین و دگرگونی نفوذپذیر که از لحاظ شیمیایی دگرسان شده اند نیز دیده شوند.

تاریخچه

اولین بار در سال ۱۸۹۶ یک دانشمند آلمانی به نام رافائل ای. لیزگانگ مشاهدات خود از نتایج یک آزمایش تشکیل نوارهای لیزگانگ را شرح داد و ویلهلم استوالد اولین توضیح را برای این پدیده ارائه کرد. هدف از آزمایش لیزگانگ این بود که تشکیل رسوب تولید شده از واکنش شیمیایی یک قطره محلول نیترات نقره بر روی ژل دی کرومات پتاسیم را مشاهده کند. رسوب حاصل از این واکنش یک الگوی متحد المرکز از حلقه ها را تشکیل داد که لیزگانگ و همکارانش را متوجه رفتار مشابه تشکیل حلقه ها در سنگ های رسوبی نمود. از این رو این ساختارها، حلقه های لیزگانگ نامیده شدند.

سازوکار تشکیل و توسعه

فرایندی که حلقه های لیزگانگ را توسعه می دهد هنوز به طور کامل فهمیده نشده است. حلقه های لیزگانگ ممکن است در اثر تفریق شیمیایی اکسیدهای آهن و سایر مواد معدنی در خلال دگرسانی و هوازدگی ایجاد شوند. یکی از مقبول ترین نظرات در مورد مکانیزم توسعه ی حلقه های لیزگانگ در بین ژئوشیمیست ها، این است که در اثر نبود جریان همرفتی با تفکیک بین واکنش درونی گونه های مختلف مانند اکسیژن و آهن در باند های جداگانه یک الگوی هندسی نواری یا حلقوی شکل می گیرد.

یک فرایند دیگر نیز با عنوان چرخه فوق اشباع و هسته زایی اسوالد – لیزگانگ توسط جامعه ی زمین شناسی به عنوان مکانیزم احتمالی تشکیل حلقه های لیزگانگ در سنگ های رسوبی شناخته شده است. در این فرایند انتشار واکنشگرها منجر به اشباع بیش از حد و متمرکز شدن آنها حول یک هسته مرکزی در نوارهایی به صورت موضعی و خالی شدن مناطق مجاور از این واکنشگرها می شود. بنابر نظر استوالد شکل گیری موضعی دانه های کریستالی زمانی اتفاق می افتد که سطح بالاتری از فوق اشباع بدست آید و رشد بلورها موجب کاهش سطح اشباع محلول ها در فضاهای خالی اطراف بلورها شده و بنابراین کانی زایی که بعد از رشد اولیه بلور در مناطق اطراف اتفاق می افتد، نوارها یا حلقه ها را توسعه می دهد. یک مثال خوب بر مبنای نظریه استوالد-لیزگانگ، در تعاملات آب و سنگ مشاهده می شود که در آن هیدوکسید آهن از طریق فضاهای بین منفذی در ماسه سنگ نفوذ می کند.

الگوی حلقه های لیزگانگ به عنوان ساخت های رسوبی ثانویه در نظر گرفته می شوند هر چند که در سنگ های آذرین و دگرگونی دگرسان شده نیز یافت می شوند. دگرسانی شیمیایی سنگ ها منجر به تشکیل حلقه های لیزگانگ در اثر انتشار اکسیژن آب های زیرزمینی به فضای خالی سنگ های حاوی آهن انحلال پذیر می شود. حلقه های لیزگانگ معمولا به صورت لایه لایه در بسیاری از انواع سنگ های رسوبی رخ می دهند که در ماسه سنگ ها و چرت ها فراوان تر اند.

در طبیعت

اگر چه امکان ایجاد حلقه های لیزگانگ در سنگ های رسوبی بسیار زیاد است اما دانشمندان کانی شناسی با مطالعه ی دقیق کانی ها و بافت این ساخت ها، حلقه های لیزگانگ را ناشی از یک خودسازمانی ژئوشیمیایی می دانند به این معنی که توزیع این حلقه ها در سنگ به ویژگی های سنگ میزبان، قبل از تشکیل این حلقه ها مرتبط نیست.

به عنوان مثال در برخی از انواع سنگ های رسوبی مانند فورش سنگ های کربناته (calcisiltites) الگوی حلقه های لیزگانگ می توانند به اشتباه تفسیر شوند. حلقه ها ممکن است یک جدایش (offset) باشند. با این حال خطواره های سنگ، یک الگوی ناشکسته را نشان می دهد، از این رو جدایش مشاهده شده به یک “شکستگی کاذب” نسبت داده می شود. شکستگی های کاذب نتیجه ی توسعه ی حلقه های لیزگانگ درون مناطقی از سنگ هستند که در مجاورت یکدیگر قرار دارند اما در سطوح چینه شناسی مختلف.

حلقه های لیزگانگ می توانند ظاهری شبیه خطواره ها داشته باشند و زمانی که موازی یا نیمه موازی با صفحات لایه بندی قرار می گیرند انسان را به اشتباه بیاندازند؛ اما زمانی که عمود بر لایه ها یا خطواره ها باشند به راحتی قابل تشخیص اند.

در تصویر توسعه ی حلقه های لیزگانگ در ماسه سنگ های سازند شمشک در منطقه رودبار در استان گیلان به خوبی قابل مشاهده است.

منبع: ویکی پدیا (Liesegang rings)

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری  ,ساخت رسوبی,  حلقه های لیزگانگ  ,ساخت ثانویه  ,اکسید آهن  ,سنگ رسوبی  , ماسه سنگ  ,سازند شمشک,  البرز,  ژوراسیک,  استان گیلان,  رودبار,  زمین گشت

سازند شمشک

 

در ۲۲۷ میلیون سال قبل در گستره ای که امروز فلات ایران نامیده می شود، در زمانه ای که در تقویم زمین شناسی تریاس پسین نامیده می شود، در اثر نیروهای زمین ساختی وارده یک کوهزایی بزرگ با نام سیمرین پسین شرایط و نوع حوضه های رسوبی آن زمان را تغییر داد. در اثر نیروهای زمین ساختی دریای تتیس جوان در حال باز شدن و صفحه ی ایران از صفحه ی زاگرس – عربی در حال دور شدن بوده است و این حرکت به سمت شمال باعث برخورد دو صفحه ی ایران و توران و بسته شدن تتیس کهن در تریاس پسین شده است.کوهزایی با بالا آمدن عمومی و سراسری زمین همراه بوده که تا اواسط ژوراسیک میانی یعنی حدود ۱۷۰ میلیون ساحل قبل خشکی های مرتفعی را در ایران مرکزی و بلوک لوت تشکیل می داده است.

 

برونزد سازند شمشک در گردنه لاوشم در مسیر دسترسی پل زنگوله در جاده چالوس به بلده. تناوب ماسه سنگ و شیل در این سازند بر روی ریخت شناسی آن تاثیر مستقیم دارد.

در البرز فرابوم ها با راندگی های فراوان همراه بوده و بالا آمدن زمین و پس نشست دریا همراه بوده است ولی در تریاس پسین با پیشروی دوباره دریا در البرز، این پهنه به یک خلیج به نسبت باریک تبدیل شده که به سوی خاور گسترش زیاد داشته و از سمت باختر با دریای آزاد در ارتباط بوده است. در این خلیج فرونشست بستر زیاد بوده به گونه یی که شرایط برای انباشت مقدار قابل توجهی از گل و لای کاملاً فراهم بوده است. در این زمان با پس نشست دریا، البرز نخست به دشتی آبرفتی – دلتایی و سپس به یک دشت آبرفتی تبدیل شده که گاه در آن مرداب های تورب زا شکل می گرفته اند. به دلیل این شرایط جغرافیایی و شرایط آب و هوایی حاکم در آن زمان، نهشته های به نسبت همگن شیل و ماسه سنگ همراه با لایه های زغال دار شروع به شکل گرفتن در این محیط های مردابی – کولابی می کنند که تا ژوراسیک میانی یعنی حدود ۱۷۰ میلیون سال قبل ادامه پیدا می کند. این یکنواختی در رسوب گذاری در زمانه تریاس پسین تا ژوراسیک میانی چنان است که امکان جداسازی آنها بر اساس سن وجود ندارد و در بسیاری از نقاط البرز از یکدیگر تفکیک نشده اند.

 

برونزد سازند شمشک در جاده قزوین – رشت و مابین دو شهر منجیل و رودبار. تناوب ماسه سنگ، شیل و میانلایه های کنگلومرایی با رنگ خاکستری تیره ویژگی بارز این سازند در این منطقه است.

در سال ۱۹۶۳ دانشمندی به نام آسرتو با مطالعه ی این ردیف رسوبی به مجموعه ی رسوب های زغالدار البرز “سازند شمشک” نام نهاد و سن آن را از اوایل ژوراسیک (لیاس) تا اواسط آن (دوگر) در نظر گرفت اما یافته های بعدی نشان داد که سازند شمشک در واقع خود یک خرچه ی رسوبی است که می تواند خود مشتمل بر چند سازند باشد و سن آن از تریاس پسین تا ژوراسیک میانی است در نتیجه نام “گروه شمشک” برای آن انتخاب شد.

 

ریخت شناسی تپه ماهوری سازند شمشک در محدوده ی شهر رودبار و دره سپیدرود در استان گیلان. تناوب ماسه سنگ و شیل به روشنی قابل تشخیص است.

 

همانطور که اشاره شد با اعمال نیروهای زمین ساختی و ایجاد کوهزایی و تغییر محیط رسوبی در آن زمانه، در البرز شمالی نهشت رسوبات آهنی – بوکسیتی و رس های فلینیتی به رنگ سرخ – قهوه یی آغاز گروه شمشک را نشان می دهند ولی در البرز جنوبی آغاز این گروه با بازالت های تیره رنگ زیردریایی است که با رسوب های زغالدار ادامه می یابد. گروه شمشک در واقع یک چرخه رسوبی است که نهشته های آن نشانگر و جود جلگه های پهناور و حوضه های مردابی – رودخانه یی و گاه دریایی کم ژرفا است. این واحد سنگ چینه یی یکی از شاخص ترین واحدهای سنگ چینه ای ایران است که به طور عمومی سیمایی فرسوده شده و رنگ تیره دارد. داشتن زغالسنگ، سنگواره های جانوری و گیاهی فراوان سبب شده تا مطالعات زیادی بر روی آن انجام شود. در محل برش الگوی این سازند که آسرتو در بالادست دره روته در شمال گردنه لازیم انتخاب کرده است، سازند شمشک را به چهار زون سنگی تقسیم نموده است:

  • ماسه سنگ پایینی: با ستبرای ۷۰ تا ۱۰۰ متر شامل تناوبی از ماسه سنگ های کوارتزی متمایل به سفید به همراه لایه های نازک از شیل و شیل های زغالدار
  • سری زغالدار پایینی: شامل ۲۵۰ تا ۳۰۰ متر شیل و آرژیلیتبا تناوب های زغالسنگی قابل استخراج
  • ماسه سنگ بالایی: ۵۰۰ تا ۶۰۰ متر ماسه سنگ های ستبرلایه همراه با لایه های سیلتی میکادار و به طور ناحیه ای شیل و افق های آهکی آمونیت دار
  • سری زغالدار بالایی: نهشته های آرژیلی و لایه های زغالدار که در بخش پایینی زغالسنگ فراوان و در بخش بالایی سیلت سنگ های مارنی و شیل های خاکستری فراوان تر اند.

در محل برش الگو ستبرای سازند شمشک ۱۰۲۷ متر اندازه گیری شده اما تغییرات جانبی ضخامت در جای جای البرز بسیار زیاد است.

 

تناوب ماسه سنگ ستبر لایه و کوارتز کنگلومرای سازند شمشک در جاده دسترسی شهر رودبار به طارم 

برونزد سازند شمشک در محدوده روستای نساء در جاده ی چالوس. تفاوت در فرسایش پذیری ماسه سنگ ها و شیل های تیره در سازند شمشک باعث شده تا لایه های مستحکم ماسه سنگی مانند تیغه هایی از میان بخش های فرسوده شیلی خودنمایی کنند.

لایه های ستبر کوارتز کنگلومرا با دانه های سفید رنگ کوارتز در بخش هایی از سازند شمشک در دره سپیدرود در استان گیلان

نمایی نزدیک از تناوب ماسه سنگ ها و شیل های سازند شمشک در برونزدهای مسیر جاده چالوس در البرز مرکزی

نمایی از لایه های سیاهرنگ شیل زغالدار در مسیر رودبار به منجیل در استان گیلان

شکل پذیری مناسب شیل ها و اعمال نیروهای تکتونیکی در البرز باعث ایجاد چین های فراوان در سازند شمشک شده است.

یک نمونه از فسیل های گیاهی سازند شمشک در محدوده ی دره سپیدرود در استان گیلان

نمونه دیگری از فسیل گیاهی سازند شمشک در جاده دسترسی بلده به رویان در استان مازندران

نمونه ای از ساخت های رسوبی ماسه سنگ های سازند شمشک در دره سپیدرود در استان گیلان

پایان نهشت گروه شمشک در البرز با کوهزایی سیمرین میانی در حدود زمانه ۱۷۰ میلیون سال قبل همراه شده و با پیشروی دریا بر روی این رسوبات مردابی – کولابی، ردیف های دریایی شامل نهشته های مارنی – آهکی سازند دلیچای و سازند آهکی لار بر روی آن نهشته شده اند که مربوط به زمان ژوراسیک میانی بالایی می شوند. مرز بالایی سازند شمشک در همه جا یکسان نیست. در بیشتر مناطق سازند دلیچای با یک افق کنگلومرای کوارتزی سفید رنگ بر روی شمشک قرار می گیرد. گاهی لایه های آغازین سازند دلیچای دارای قلوه های لیمونیتی و ترک های گلی فراوان است. در برخی نقاط دگرشیبی موازی و یا زاویه دار گزارش شده است که نشان می دهد مرز شمشک و دلیچای ناپیوسته است.

منبع: زمین شناسی ایران (دکتر علی آقانباتی)

 

سازند مهم‌ترین واحد تقسیمات سنگ‌شناسی و واحد سنگی اصلی چینه‌شناسی است. اطلاعات کامل در مورد این واژه را اینجا بخوانید.

 

کلمات کلیدی: سازند شمشک , ماسه سنگ , شیل زغالدار , زغالسنگ , واحد سنگی , تریاس , ژوراسیک , محیط رسوبی , کولابی , رودخانه یی , مردابی , تتیس , البرز , ایران , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتورسم , کوهزایی , سیمرین , واحد سنگ چینه یی , زمین گشت

بلندترین قله آتشفشانی آسیا

قله دماوند با ۵۶۰۹/۲ متر ارتفاع بلندترین قله ی ایران و بلندترین قله ی آتشفشانی آسیاست. قله ی دماوند نقطه ی عطف رشته کوه البرز به حساب می آید. این رشته کوه در خاور دماوند راستای شمال خاور – جنوب باختر و در باختر آن راستای شمال باختر – جنوب خاور دارد.

آتشفشان دماوند که از نوع مطبق (چینه ای) می باشد هنوز خاموش نشده و به دلیل خروج گازهای گوگردی و وجود چشمه های آب گرم در اطراف آن جزء آتشفشان های نیمه فعال به حساب می آید. اما آخرین فعالیت آتشفشانی آن مربوط به ۳۸۵۰۰ سال قبل (بر اساس تعیین سن به روش کربن ۱۴) بوده است. قطر دهانه ی اصلی این آتشفشان ۴۰۰ متر است که یخ و برف دائمی آن را پوشانده است. آثاری از دهانه های فرعی نیز دامنه های آن از جمله دامنه ی جنوبی که محل خروج گازها و دودخان هاست و تپه دودی نامیده می شود، دیده می شود.

دامنه ی کوه بوسیله ی جریان های گدازه ای مکرر که بارها از قله و یا مخروط های فرعی سرازیر شده اند و همچنین مواد آذرآواری شامل پومیس، توف و لاهار پوشیده شده است. گدازه های دماوند گستره ای شامل ۴۰۰ کیلومتر را زیر پوشش دارد.

کهن ترین گدازه های کواترنری دماوند از نوع بازالت قلیایی است. به طور کلی سنگ های دماوند از سه نوع بازیک، حدواسط و اسیدی است.انواع بازیک فقط شامل گدازه های بازالتی و تراکی بازالتی است ولی در انواع حدواسط و اسیدی علاوه بر گدازه، سنگ های آذرآواری و اپی کلاستیک نیز وجود دارد. فراوان ترین گدازه های دماوند از نوع تراکیت است.

تصویر فوق از هواپیمای در حال پرواز در مسیر تهران – مشهد و از دامنه ی جنوبی قله ی دماوند توسط م.س.میرکاظمیان گرفته شده است.

کلمات کلیدی: Alborz Mountain , damavand , Iran Geotourism , peak , volcano , آتشفشان , آذرآواری , البرز , ایران , بلندترین آتشفشان آسیا , بلندترین قله ایران , دماوند , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , فوران , گدازه

موج نماهای سازند لالون

پس از رخداد کوهزایی کاتانگایی (۷۵۰ تا ۸۰۰ میلیون سال پیش) در دوران پرکامبرین، ایران به صورت سکویی آرام در آمد که شرایط تشکیل رسوب های کم ژرفا بر روی آن فراهم شد. در نتیجه سکوی ایران در زمان پرکامبرین محل مناسبی برای انباشت رسوب های حاصل از فرسایش فرازمین های گرانیتی و سرزمین های دگرگونی حاصل از رخداد کاتانگایی بوده است.

شرایط کولابی – تبخیری پرکامبرین پسین بدون هیچگونه رویداد زمین ساختی تا کامبرین پیشین ادامه داشته و به همین رو رسوبات کامبرین آغازی در ایران بیشتر کولابی – آواری است که با انباشت رسوبات دولومیتی آغاز و با مجموعه های شیلی – ماسه سنگی سرخ رنگ ادامه می یابد. بخش بالایی نهشته های کامبرین پیشین ایران (سازند های زاگون و لالون) به رنگ سرخ ارغوانی و نشانگر محیط بسیار کم ژرفای اکسیدی است.

شواهد زمین شناختی نشان می دهد که در پایان کامبرین پیشین، پس از پسروی کامل دریا، سرزمین ایران به خشکی گسترده ای تبدیل شده و رسوبات اکسیدی تخریبی آواری در آن نهشته می شده است. ولی در کامبرین میانی – بالایی، بار دیگر شرایط دریای کم ژرفا فراهم آمده است که با نهشته شدن رسوبات دولومیتی، شیلی و سنگ آهک (سازند میلا) همراه بوده است.
سازند ماسه سنگی لالون یکی از گسترده ترین سازند های کامبرین پیشین ایران است که به تقریب در همه جا ترکیب سنگ شناسی مشابه دارد. ضخامت این سازند متغیر است و از ۴۰۰ تا ۶۰۰ متر ماسه سنگ های آرکوزی، متوسط دانه، کوارتزی، متراکم، به رنگ سرخ ارغوانی است که چینه بندی متقاطع (Cross bedding) و موج نما (Ripple mark) از شاخصه های ساختی این سازند است.
منشاء این ماسه سنگ های آرکوزی مشخص نیست اما وجود گارنت، آپاتیت،گلوکونیت و فسفات باعث شده تا این ماسه سنگ ها نتیجه ی تخریب توده های گرانیتی و سنگ های دگرگونی پرکامبرین دانسته شوند که در محیط های رودخانه ای اکسیدی انباشته شده اند.
مرز زیرین سازند لالون با سازند زاگون تدریجی است بطوری که گاهی تفکیک این دو از یکدیگر دشوار است. مرز بالایی سازند لالون در همه جا یک ایست رسوبی سراسری را نشان می دهد که به روی آن یک لایه کلیدی کوارتزیتی سفید رنگ به نام “کوارتزیت قاعده ای میلا” نامیده می شود که ردیف های پیشروند ی کامبرین میانی – بالایی (سازند میلا) است.
در تصویر نمونه ای از ماسه سنگ های قرمز ارغوانی سازند لالون مشاهده می شود که آثار موج نما (Ripple mark) بر روی آن دیده می شود. وجود موج نماها و چینه بندی های متقاطع تایید کننده محیط های ساحلی – دلتایی، رودخانه مئاندری و پلایایی سازند لالون در زمانه حدود ۴۵۰ تا ۵۰۰ میلیون سال قبل است.

موقعیت این ماسه سنگ های دارای ساخت رسوبی موج نما را بر روی نقشه “زمین نگار” ببینید.

منبع: کتاب زمین شناسی ایران، دکتر علی آقانباتی

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , ایران , البرز , سازند لالون , ماسه سنگ , موج نما , ریپل مارک , چینه بندی متقاطع , کراس بدینگ , کامبرین , پالئوزوئیک , زمین گشت

قله دماوند

قله دماوند

قله دماوند با ۵۶۷۰ متر ارتفاع بلندترین قله ی ایران و بلندترین قله ی آتشفشانی آسیاست. قله ی دماوند نقطه ی عطف رشته کوه البرز به حساب می آید. این رشته کوه در خاور دماوند راستای شمال خاور – جنوب باختر و در باختر آن راستای شمال باختر – جنوب خاور دارد.

آتشفشان دماوند که از نوع مطبق (چینه ای) می باشد هنوز خاموش نشده و به دلیل خروج گازهای گوگردی و وجود چشمه های آب گرم در اطراف آن جزء آتشفشان های نیمه فعال به حساب می آید. اما آخرین فعالیت آتشفشانی آن مربوط به ۳۸۵۰۰ سال قبل (بر اساس تعیین سن به روش کربن ۱۴) بوده است. قطر دهانه ی اصلی این آتشفشان ۴۰۰ متر است که یخ و برف دائمی آن را پوشانده است. آثاری از دهانه های فرعی نیز دامنه های آن از جمله دامنه ی جنوبی که محل خروج گازها و دودخان هاست و تپه دودی نامیده می شود، دیده می شود.

دامنه ی کوه بوسیله ی جریان های گدازه ای مکرر که بارها از قله و یا مخروط های فرعی سرازیر شده اند و همچنین مواد آذرآواری شامل پومیس، توف و لاهار پوشیده شده است. گدازه های دماوند گستره ای شامل ۴۰۰ کیلومتر را زیر پوشش دارد.

کهن ترین گدازه های کواترنری دماوند از نوع بازالت قلیایی است. به طور کلی سنگ های دماوند از سه نوع بازیک، حدواسط و اسیدی است.انواع بازیک فقط شامل گدازه های بازالتی و تراکی بازالتی است ولی در انواع حدواسط و اسیدی علاوه بر گدازه، سنگ های آذرآواری و اپی کلاستیک نیز وجود دارد. فراوان ترین گدازه های دماوند از نوع تراکیت است.

تصویر فوق از هواپیمای در حال پرواز در مسیر تهران – مشهد و از دامنه ی جنوبی قله ی دماوند توسط م.س.میرکاظمیان گرفته شده است.

کلمات کلیدی: Alborz Mountain , damavand , Iran Geotourism , peak٬volcano , آتشفشان , آذرآواری , البرز , ایران , بلندترین آتشفشان آسیا , بلندترین قله ایران , دماوند , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , فوران , گدازه

کوه هزاربند

قله ی هزاربند با ارتفاع ۳۳۵۶ متر یکی از ده ها قله ی بالای ۳۰۰۰ متر در البرز مرکزی به شمار می رود. این قله به دلیل مسیرهای متعدد دسترسی و نزدیکی به جاده ی چالوس مورد توجه کوهنوردان است. این قله درکیلومتر ۶۰ جاده کرج – چالوس و درجنوب خاوری قله کرچان قرار دارد. از جاده ی چالوس و از طریق دره های متعددی می توان به این قله دست یافت. روستاهای همه جا، سرخدر و حسنکدر در کنار آبراهه هایی قرار دارند که از این قله منشاء گرفته اند.

ZG-Hezarband-02

از سه جبهه می توان به این قله صعود کرد. از جبهه شمالی و از طریق روستای حسنکدر، دره آبرو را به سمت باختر و خلاف جهت رودخانه که در مسیر سازندهای میلا، دورود و روته و همچنین سازند شمشک قابل مشاهد هستند. از جبهه جنوبی و از طریق روستای روستای همه جا است. مسیری بسیار دشوار که به دلیل صخره ای و ریزشی بودن کمی سخت تر است. در این مسیر سازند های کرج، سلطانیه، باروت-زاگون و لالون، میلا، دورود و روته در مسیر برونزد دارند. همچنین گسله ی بزرگ و لرزه زای مشا-فشم در مرز دو سازند کرج و سلطانیه را می توان در این مسیر پیگیری نمود که باعث رانده شدن سنگ های پالئوزوئیک بر روی آذرآواری های ائوسن شده است. چین خوردگی لایه ها، دایک ها و سیل های آذرین و سایر ساخت های مرتبط با گسل مشاء از دیگر جاذبه های زمین شناسی در این مسیر است. و نهایتاً از جبهه غربی می توان از طریق روستای کیاسر و گردنه کرچان به هزاربند صعود کرد که با توجه به بهمنگیر بودن مسیر برای صعود زمستانی پیشنهاد نمی گردد. در این مسیر هم سازندهای کرج، سلطانیه، باروت-زاگون، لالون، میلا، جیرود، دورود و شمشک و روته در مسیر رویت می شوند. در این مسیر هم گسله ی مشاء با روند شمال باختری – جنوب خاوری مسیر کوهنوردی را قطع خواهد کرد.

ZG-Hezarband-03

با توجه به مسیرهای ذکر شده بهترین مسیر صعود جبهه شمالی و بهترین زمان صعود اوایل خرداد و مهرماه می باشد. اما با توجه به اعتدال دما در منطقه در تابستان نیز می توان به این قله صعود کرد.
در تصویر، قله ی کوه هزاربند از دره ی سرخدر دیده می شود (دید به سوی باختر). سنگ های قرمز رنگ جلوی تصویر سازند ماسه سنگی لالون است. به سمت بالای دره سازند های آهکی میلا، ماسه سنگی دورود و در بخش های بالایی و روی قله نیز سازند آهکی روته برونزد دارند. سازند های لالون تا میلا مربوط به دوران پالئوزوئیک و دوره کامبرین و سازند های دورود و روته نیز مربوط به دوره پرمین هستند.
همه ی سازند های پالئوزوئیک و مزوزوئیک البرز در این بخش بوسیله ی گسله ی راندگی مشاء بر روی سازند کرج که از آنها جوان تر (ائوسن) است رانده شده اند. گسله های معکوس، با کارکرد خود نه تنها موجب شکل‌گیری واحدهای فیزیوگرافی شده اند. بلکه بلوکهای ساختاری متفاوتی را نیز به وجود آورده اند. وحدتی دانشمند (۱۹۹۹) در فرایند تهیه و تلفیق نقشه زمین شناسی مرزن آباد (با مقیاس ۱:۱۰۰٫۰۰۰) با بهره‌گیری از نامگذاری های اشتوکلین (۱۹۷۴)، کوههای البرز (ازجمله در محدوده جاده چالوس ) را به ۶ بلوک ساختاری تقسیم کرده است که کوه هزاربند و اطراف آن در باریکه “پالئوزوئیک – مزوزوئیک جنوبی” قرار دارد که به وسیله راندگی مشاء (در جنوب) و راندگی طالقان (در شمال) محدود شده است.
ZG-Hezarband-04
سازندهای پالئوزوئیک البرز  که در این محدوده برونزد یافته اند مختصراً به شرح زیر می باشند:

(۱) پالئوزوئیک پیشین

این بخش در همبری با گسله مشاء (۱/۵ کیلومتری جنوب گرماب و یا ۲ کیلومتری شمال (شهرستانک) و با سازند سلطانیه آغاز می‌گردد. رخساره این سازند شامل سنگهای کربناته چهره ساز با رخساره دولومیت – دولومیت های آهکی و سنگ آهکهای سیلیسی خاکستری است که برپایه مطالعه کونودونت های موجود در آنها سن آن به کامبرین پیشین نسبت داده شده است. سازند سلطانیه همچنین با میانلایه هایی از شیل‌های رسی – سیلت دار آهکی با رنگ سبز تیره می‌باشد که با نام «شیل‌های چپقلو» معرفی شده است. دولومیت های موجود در بخش بالایی سازند سلطانیه شامل دولومیت های توده‌یی متبلور و صخره‌ساز است که در آن می‌توان اثرات فسیلی « استروماتولیت» را مشاهده نمود. همانگونه که پیش تر نوشته شد، در امتداد جاده چالوس و در فاصله ۲ کیلومتری شمال سه راه شهرستانک، سازند سلطانیه با رخساره دولومیتی ستبرلایه و رنگ تیره و چهره ساز کاملاً قابل شناسایی است.

سازند سلطانیه به تدریج به مجموعه‌یی از شیل های رسی – سیلتی و ماسه‌ای ریزدانه، دارای میکا با رنگ ارغوانی، تبدیل می‌گردد که در فرهنگ چینه‌شناسی ایران با نام سازند باروت شناخته می‌شود. شیل های سازند باروت همچنین با میانلایه‌هایی از سنگاهک و دولومیت‌ حاوی چرت و استروماتولیت نیز همراهی می‌گردد.

سازند باروت با سن کامبرین همانگونه که با سازند سلطانیه (در پایین) همبری تدریجی دارد، به سوی بالای ردیف رسوبی نیز با سازند جوانتر تعیین سازند زاگون نیز مرز عادی و تدریجی دارد.

پیش از این سازند باروت را به عنوان سازند «اینفراکامبرین» در نظر می‌گرفتند ولی یافته‌های فسیل‌شناسی جدید، جایگاه چینه شناختی آن را کامبرین پیشین تائید کرده‌اند.

سازند باروت به تدریج به مجموعه یی همگن از شیل های آهک دار، ماسه سنگ ریزدانه آرکوزی، سیلتستون میکادار زودفرسا با رنگ متمایل به سرخ ارغوانی تبدیل می‌گردد. این سازند نیز در فرهنگ چینه شناسی ایران به نامه سازند «زاگون» شناخته می‌شود.

یکی از ویژگی های سازند زاگون تغییرات رخساره‌یی جانبی و تبدیل آن به سازند باروت است و به همین علت، ستبرای این سازند در هر نقطه که گزارش شده، متفاوت است. برپایه نظر لاسمی (۱۳۶۹) بخش زیرین این سازند به دلیل داشتن گلسنگ و سیلتستون سرخ رنگ و سایر نشانه ها مربوط به یک محیط قاره یی خشک و به گمان قوی در یک محیط پلایایی تشکیل شده است ولی سنگهای بالایی این سازند معرف محیط رودخانه ماندری (پیچان رود) می‌باشد. برپایه مطالعات فسیل شناسی سن سازند زاگون معادل کامبرین پیشین در نظر گرفته شده است.

به سوی بالای ردیف رسوبی ماسه سنگهای کوارتزی و کواتز آرنایت با لایه بندی نازک تا ستبر و رنگ خاکستری تا سرخ و ارغوانی “سازند لالون” ظاهر می‌گردند (نام روستای سرخدر از رنگ سرخ- ارغوانی این سازند گرفته شده است). این سازند بدلیل سختی و استحکام از جمله سازندهای چهره ساز به شمار می‌آید. در بالاترین بخش این سازند نیز کوارتزیت سفید رنگی است که با نام تاپ کوارتزیت شناخته می‌شود.

سازند میلا با رخساره دولومیتی – سنگ آهک لایه لایه و درشت دانه- سنگاهک گلاکونیت‌دار و انواع سنگاهک متعلق به کامبرین میانی البرز می‌باشد. این سازند برپایه تفاوت های رخساره‌یی به ۵ واحد تفکیک گردیده است. مهمترین فسیل یافت شده در این سازند، تریلوبیت می‌باشد. همراه با لایه های آهکی می‌توان میانلایه هایی از شیل‌های آهکی – مارن نیز وجود دارد.

سازند لشکرک با رخساره شیل – ماسه سنگ همراه با دولومیت و سنگ آهک گرهک دار متعلق به اردوویسین البرز می‌باشد.

سازند جیرود شامل ماسه سنگ – آهک ماسه ای – شیل همراه با گدازه های بازالتی متعلق به دونین البرز می‌باشد.

 

 (۲) پالئوزوئیک پسین

پالئوزوئیک پسین در البرز شامل چندین سازند مهم می‌باشد سازند مبارک ( با سن کربونیفر) شامل سنگاهک‌های تیره رنگ- متوسط لایه همراه با مارن و آهک مارنی می‌باشد که در این محدوده به دلیل عملکرد گسله وجود ندارد.

پرمین نیز شامل سه سازند دورود، روته و نسن می‌باشد.

سازند دورود با رخساره ماسه سنگ و شیل و رنگ قرمز و سن پرمین پیشین ازجمله سازندهای گسترده در البرز می‌باشد. سازند روته (پرمین میانی) شامل سنگ آهک متبلور، سنگ آهک دولومیتی است که گسترش بسیار زیادی در البرز دارد. ولی برعکس، فرصتی برای شکل‌گیری سازند نسن (پرمین پسین) در همه جا میسر نبوده و تنها در چند نقطه از البرز می‌توان سنگ آهکها و یا گدازه های بازالتی این سازند را مشاهده نمود.

 

کلمات کلیدی: البرز , تصویر , دورود , روته , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند , عکس ,کوه , کوه هزار بند , لالون , میلا

سازند میلا در البرز مرکزی

سازند میلا، واحد سنگ چینه ای معرف سنگ های کامبرین میانی – بالایی البرز، آذربایجان و دیگر نواحی ایران (به جز کرمان) است. برش الگوی سازند میلا توسط روتنر و همکاران در سال ۱۹۶۳ در میلا کوه دامغان، به ضخامت ۵۸۵ متر اندازه گیری و معرفی شده است. این سازند در برش الگو به دلیل ناهمگونی سنگ های آن به ۵ عضو تقسیم شده است.

عضو ۱: شامل ۱۸۹ متر دولومیت بدون فسیل همراه با میانلایه های مارنی و شیلی زردرنگ

عضو ۲: ۸۹ متر سنگ آهک لایه لایه، کمی ماسه ای به رنگ قهوه یی تا خاکستری تیره با میانلایه های ناچیزی از مارن و آهک مارنی است.

عضو ۳: بارزترین عضو این سازند با ۸۲ متر سنگ آهک دانه درشت روشن رنگ بلورین گلوکونیت دار است.

عضو ۴: شامل ۹۶ متر سیلت سنگ، ماسه سنگ، سنگ آهک درشت دانه گلوکونیت دار و مارن است.

عضو ۵: ۱۲۹ متر شیل بدون فسیل، ماسه سنگ و سنگ آهک های نازک لایه است. این عضو فاقد سنگ واره است و در مقطع تیپ در زمان معرفی سازند جزء سازند میلا در نظر گرفته شده است اما در سایر نقاط ایران تعلق عضو پنجم به زمان اردوویسین حتمی است. فرسایش پس از اردوویسین سبب شده تا این عضو در همه جا وجود نداشته باشد. با توجه به رخساره و محیط رسوبی، این باور وجود دارد که عضو پنجم سازند میلا در دریایی به نسبت ژرف و در پنجه های زیردریایی و دشت حوضه ای نهشته شده است. در نتیجه به دلیل این که همبری عضو پنجم سازند میلا با عضو های دیگر این سازند ناپیوسته و از نوع دگرشیبی موازی است و تعلق آن به سن اردوویسین اثبات شده، به توصیه کمیته ملی چینه شناسی، عضو پنجم میلا امروزه دیگر جزء سازند میلا قلمداد نمی شود.

اما در مرز زیرین سازند میلا ردیف هایی از کوارتزیت سفید رنگ دیده می شود که در گذشته با عنوان “کوارتزیت رویی  Top Quartzite” بخشی از سازند لالون به شمار می آمد ولی امروزه پذیرفته شده که کوارتزیت رویی، مرز ناپیوسته ای با ماسه سننگ های لالون دارد و در واقع ردیف های پیشرونده کامبرین میانی – بالایی است. در نتیجه به توصیه کمیته ملی چینه شناسی، این لایه های کوارتزیتی از سازند لالون حذف و با عنوان “کوارتزیت قاعده یی Base Quartzite” به بخش ابتدایی سازند میلا اضافه گردیده است.

اکنون با حذف عضو پنجم و اضافه شده کوارتزیت قاعده یی به سازند میلا، این سازند کماکان دارای پنج عضو خواهد بود.

تصویر بالا برونزد سازند میلا را در جاده ی چالوس و محدوده ی روستای حسنکدر در البرز مرکزی نشان می دهد. مرز زیرین این سازند با سازند لالون ناپیوستگی رسوبی و هم شیب است و لایه کلیدی کوارتزیت سفید رنگ این مرز را مشخص می نماید. مرز بالایی این سازند در این منطقه با عملکرد گسله حسنکدر و برونزد گدازه های سازند جیرود مشخص می گردد. لورنز، همه ضخامت سازند میلا (بدون کوارتزیت) در دره کرج را ۳۹۵ متر اندازه گرفته است. در این منطقه به جز عضو کوارتزیتی تنها سه عضو زیرین سازند میلا شناسایی شده اند.

در تصویر سازند های لالون (La)، میلا (Mi)، روته (Ru)، جیرود (Je)، الیکا (El) و عضو کوارتزیتی سازند میلا (BQ) دیده می شوند. تکتونیک فعال و قدرتمند البرز با گسلش های فراوان لایه ها را جابجا کرده و موقعیت آنها را نسبت به یکدیگر تغییر داده است.

 

سازند مهم‌ترین واحد تقسیمات سنگ‌شناسی و واحد سنگی اصلی چینه‌شناسی است. اطلاعات کامل در مورد این واژه را اینجا بخوانید.

 

کلمات کلیدی: Alborz , Cambrian , Elika formation , Iran Geology , Iran Geotourism , Lalun formation , Limestone , Mila formation , Paleozoic , Quartzite , Ruteh formation , البرز , البرز مرکزی , ایران , بیس کوارتزیت , پالئوزوئیک , تاپ کوارتزیت٬ , حسنکدر , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند الیکا , سازند روته , سازند لالون , سازند میلا , کامبرین , کوارتزیت زیرین , گسل ,گسلش