نوشته‌ها

علم کوه

علم‌کوه نام کوهی با ارتفاع قله ۴٨۵٠ متر است که در منطقهٔ تخت سلیمان در استان مازندران واقع شده‌است. قلّهٔ علم کوه پس از دماوند دومین قلهٔ مرتفع ایران به شمار می‌رود.

قله علم کوه و قله ی تخت سلیمان در واقع بلندترین بخش های یک توده ی نفوذی گرانیتی هستند که با بریدن لایه های قدیمی تر از خود در میان آنها جایگزین شده است. سن این توده به دوره ی ترشیاری یعنی ۶۳ تا ۲ میلیون سال قبل نسبت داده شده است. جنس این توده ی عظیم آذرین “لوکوگرانیت ریزدانه غنی از کوارتز” می باشد. لوکوگرانیت (Leucogranite) سنگی روشن است که تقریباً فاقد کانی های تیره رنگ است. این سنگ ها عموماً در کوهزایی های ناشی از برخورد دو صفحه ی قاره ای شکل می گیرند. در کمربند کوهزایی آلپ-هیمالیا که البرز نیز جزئی از آن به حساب می آید، به وفور از این توده های لوکوگرانیتی دیده می شود. دیواره های عظیم و بلند این کوه به دلیل سختی و استحکام سنگ آن در برابر عوامل طبیعی از جمله فرسایش است.

توده گرانیتی علم کوه یا تخت سلیمان در بخش غربی کوههای البرز مرکزی، محل تمرکز تیپیک ترین یخچالهای ایران است. این توده دارای ده ها قله بالای ۴۰۰۰ متر است و در هیچ نقطه دیگر ایران نمی توان چنین تجمع فشرده ای از کوه های بلند، قله های مرتفع، یخچال، پدیده های زمین شناختی خاص این گونه مناطق نظیر دیواره های مرتفع گرانیتی، و در عین حال دامنه های چمنزار و جنگل پوش را با هم دید. بدلیل شباهت منطقه علم کوه با رشته کوه آلپ، و شهرت آن در میان کوهنوردان اروپایی، این توده را آلپ ایران هم خوانده اند.
در تصویر نمایی از شمال باختری توده گرانیتی علم کوه که از سرچشمه های سه هزار رود تنکابن گرفته شده است دیده می شود. تعدادی از ویلاهای روستای سرن که در ارتفاع ۱۹۵۰ متری از سطح دریا قرار دارد در تصویر دیده می شود. دید تصویر به سوی جنوب خاوری است.

 

کلمات کلیدی: زمین گردشگری , ژئوتوریسم , زمین شناسی , Geotourism , Alborz Mountain , زمین گشت , البرز مرکزی , Geology , علم کوه , بلند ترین دیواره طبیعی , گرانیت , ۴۸۵۰ , قله , Alamkuh , Granite

سازند میلا در البرز مرکزی

سازند میلا، واحد سنگ چینه ای معرف سنگ های کامبرین میانی – بالایی البرز، آذربایجان و دیگر نواحی ایران (به جز کرمان) است. برش الگوی سازند میلا توسط روتنر و همکاران در سال ۱۹۶۳ در میلا کوه دامغان، به ضخامت ۵۸۵ متر اندازه گیری و معرفی شده است. این سازند در برش الگو به دلیل ناهمگونی سنگ های آن به ۵ عضو تقسیم شده است.

عضو ۱: شامل ۱۸۹ متر دولومیت بدون فسیل همراه با میانلایه های مارنی و شیلی زردرنگ

عضو ۲: ۸۹ متر سنگ آهک لایه لایه، کمی ماسه ای به رنگ قهوه یی تا خاکستری تیره با میانلایه های ناچیزی از مارن و آهک مارنی است.

عضو ۳: بارزترین عضو این سازند با ۸۲ متر سنگ آهک دانه درشت روشن رنگ بلورین گلوکونیت دار است.

عضو ۴: شامل ۹۶ متر سیلت سنگ، ماسه سنگ، سنگ آهک درشت دانه گلوکونیت دار و مارن است.

عضو ۵: ۱۲۹ متر شیل بدون فسیل، ماسه سنگ و سنگ آهک های نازک لایه است. این عضو فاقد سنگ واره است و در مقطع تیپ در زمان معرفی سازند جزء سازند میلا در نظر گرفته شده است اما در سایر نقاط ایران تعلق عضو پنجم به زمان اردوویسین حتمی است. فرسایش پس از اردوویسین سبب شده تا این عضو در همه جا وجود نداشته باشد. با توجه به رخساره و محیط رسوبی، این باور وجود دارد که عضو پنجم سازند میلا در دریایی به نسبت ژرف و در پنجه های زیردریایی و دشت حوضه ای نهشته شده است. در نتیجه به دلیل این که همبری عضو پنجم سازند میلا با عضو های دیگر این سازند ناپیوسته و از نوع دگرشیبی موازی است و تعلق آن به سن اردوویسین اثبات شده، به توصیه کمیته ملی چینه شناسی، عضو پنجم میلا امروزه دیگر جزء سازند میلا قلمداد نمی شود.

اما در مرز زیرین سازند میلا ردیف هایی از کوارتزیت سفید رنگ دیده می شود که در گذشته با عنوان “کوارتزیت رویی  Top Quartzite” بخشی از سازند لالون به شمار می آمد ولی امروزه پذیرفته شده که کوارتزیت رویی، مرز ناپیوسته ای با ماسه سننگ های لالون دارد و در واقع ردیف های پیشرونده کامبرین میانی – بالایی است. در نتیجه به توصیه کمیته ملی چینه شناسی، این لایه های کوارتزیتی از سازند لالون حذف و با عنوان “کوارتزیت قاعده یی Base Quartzite” به بخش ابتدایی سازند میلا اضافه گردیده است.

اکنون با حذف عضو پنجم و اضافه شده کوارتزیت قاعده یی به سازند میلا، این سازند کماکان دارای پنج عضو خواهد بود.

تصویر بالا برونزد سازند میلا را در جاده ی چالوس و محدوده ی روستای حسنکدر در البرز مرکزی نشان می دهد. مرز زیرین این سازند با سازند لالون ناپیوستگی رسوبی و هم شیب است و لایه کلیدی کوارتزیت سفید رنگ این مرز را مشخص می نماید. مرز بالایی این سازند در این منطقه با عملکرد گسله حسنکدر و برونزد گدازه های سازند جیرود مشخص می گردد. لورنز، همه ضخامت سازند میلا (بدون کوارتزیت) در دره کرج را ۳۹۵ متر اندازه گرفته است. در این منطقه به جز عضو کوارتزیتی تنها سه عضو زیرین سازند میلا شناسایی شده اند.

در تصویر سازند های لالون (La)، میلا (Mi)، روته (Ru)، جیرود (Je)، الیکا (El) و عضو کوارتزیتی سازند میلا (BQ) دیده می شوند. تکتونیک فعال و قدرتمند البرز با گسلش های فراوان لایه ها را جابجا کرده و موقعیت آنها را نسبت به یکدیگر تغییر داده است.

 

کلمات کلیدی: Alborz , Cambrian , Elika formation , Iran Geology , Iran Geotourism , Lalun formation , Limestone , Mila formation , Paleozoic , Quartzite , Ruteh formation , البرز , البرز مرکزی , ایران , بیس کوارتزیت , پالئوزوئیک , تاپ کوارتزیت٬ , حسنکدر , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند الیکا , سازند روته , سازند لالون , سازند میلا , کامبرین , کوارتزیت زیرین , گسل ,گسلش

لغزش در سطح لایه بندی

لغزش ها انواع مختلفی دارند که بر اساس جنس زمین، شیب زمین، جهت شیب لایه بندی، جنس مواد جابجا شده، سرعت حرکت مواد و … دسته بندی می شوند. یکی از انواع لغزش ها، لغزش در سطح لایه بندی است. این نوع لغزش  در دسته لغزش بلوکی قرار می گیرد. لغزش بلوکی یک لغزش انتقالی است که توده ی متحرک از یک جنس یا واحدهای بسیار نزدیک به هم تشکیل شده است و به صورت یک توده ی به هم چسبیده بر روی شیب به طرف پایین جابجا می شود. حال اگر شیب لایه بندی همراستا با شیب توپوگرافی باشد به آن ” لغزش در سطح لایه بندی (Bedding Plane Slip)” گفته می شود و لایه ها بر روی لایه های زیرین خود به سمت پایین دامنه سر می خورد.

در تصویر، لغزش لایه های توفی همراه با میانلایه های شیلی نازک بر روی شیب لایه بندی در برونزدهای سنگی سازند کرج در جاده ی چالوس دیده می شود. دید عکس به سوی جنوب است.

برای اطلاعات بیشتر در مورد زمین لغزش ها می توانید به مقاله ” زمین لغزش و انواع آن “ در زمین گشت مراجعه نمایید.

کلمات کلیدی: bedding plane slip , Iran Geology , Iran Geotourism , البرز مرکزی , ایران , توف , جاده چالوس , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند کرج , شیب لایه , لغزش , لغزش در سطح لایه بندی

سازند زاگون

حدود ۵۰۰ میلیون سال قبل یعنی در زمانه ی کامبرین، که شرایط زمین ساختی نسبتاً آرامی بر پهنه ی ایران حکمفرما بوده و تنها در حرکت های تناوبی رو به بالا و پایین زمین، گاهی از وسعت دریا کاسته می شده و با پسروی کامل دریا، سکوی پالئوزوئیک به خشکی تبدیل می شده است، در البرز با پسروی موضعی دریا در پالئوزوئیک پسین و در زمانه کامبرین دو سازند زاگون و لالون در حال تشکیل بوده اند. در حقیقت شرایط کولابی – تبخیری زمانه پرکامبرین پسین در البرز بدون هیچ رخداد زمین ساختی تا کامبرین پیشین ادامه داشته و رسوبات کولابی – آواری را در این زمانه برجا گذاشته است. انباشت رسوبات دولومیتی سلطانیه و باروت در ادامه با مجموعه های شیلی – ماسه سنگی سرخ رنگ ادامه می یابد. این مجموعه سازند های زاگون و لالون را می سازند که بخش بالایی نهشته های کامبرین پیشین ایران هستند. رنگ سرخ ارغوانی این نهشته های نشانگر محیط های بسیار کم ژرفای اکسیدی آنها در زمان تشکیل است.

سازند شیلی زاگون مجموعه ی همگنی از شیل های آهک دار، ماسه سنگ ریزدانه آرکوزی، سیلت سنگ های میکادار زودفرساست که رنگ متمایل به سرخ ارغوانی دارند. ضخامت های متفاوتی برای این سازند در نقاط مختلف ذکر شده ولی در برش الگوی آن که توسط آسرتو در سال ۱۹۶۳ در باختر روستای زاگون در البرز مرکزی معرفی شده ۴۵۳ متر اندازه گیری شده است. دو دلیل برای این تغییر ضخامت ذکر شده است. یکی تغییر رخساره جانبی این سازند به سازند باروت و دیگری فاز فرسایشی آن قبل از سازند بالایی (سازند لالون) است که به نظر می رسد نظر دوم قوی تر باشد.

مرز زیرین این سازند با سازند باروت تدریجی و با سازند لالون با شروع ماسه سنگ های متوسط دانه آرکوزی نیز تدریجی می باشد به گونه ای که گاهی تفکیک این دو سازند از یکدیگر دشوار است. پس از نهشت سازند لالون یک ایست رسوبگذاری سراسری در البرز اتفاق می افتد که وابسته به رخداد میلایین است و پس از آن سازند کربناته میلا شروع به رسوبگذاری می نماید.

در تصویر سیلت سنگ های نازک لایه سازند زاگون مشاهده می شود. شیب لایه ها در این محل نزدیک به قائم است و علیرغم ظاهر ستبرلایه ای که در این سنگ ها مشاهد می شود، لامیناسیون های میلی متری این سازند با رسیدن به سطح و قرار گرفتن در معرض هوازدگی از یکدیگر باز شده و حالت ورقه ای (Paper) به خود می گیرند. از این رو دامنه هایی که برونزدهای سازند زاگون را میزبانی می کنند، انباشته از واریزه های ریز از سیلت سنگ های ارغوانی میکاداری هستند که در زیر نور آفتاب برق می زنند. تصویر بالا از دامنه های دره سرخدر که مشرف بر “باغ لاله های گچسر” در جاده ی چالوس است گرفته شده است.

کلمات کلیدی: البرز , البرز مرکزی , ایران , پالئوزوئیک , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , سازند باروت , سازند زاگون , سازند سلطانیه , سازند لالون , شیل ارغوانی , شیل میکادار , فرسایش ورقه ای , کامبرین

چین خوردگی لایه ها در جاده چالوس

جاده چالوس که قطر کوهستان البرز را می پیماید عمری کمتر از ۱۰۰ سال دارد. در واقع تا اواخر دوره قاجار مسیری مالرو و خاکی برای دسترسی به روستاهای محلی وجود داشت که بسیار باریک و صعب العبور بود. این جاده که در سال ۱۳۱۲ به همت و تلاش کارگران ایرانی و طراحی و مدیریت مهندسان آلمانی ساخته شد در حقیقت موزه ای از پدیده های زیبای زمین شناسی اعم از گسلش و چین خوردگی، لغزش ها و رانش ها، انواع سنگ ها و دامنه ها ست. البرز که در حال حاضر تنهایت دوران پختگی خود را طی می کند در زمان تریاس و با برخورد دو ورقه ایران و توران، حیات فلات قاره در آن پایان می یابد و پدیده های فراخاست (uplifting)، دگرگونی، جایگیری توده های گرانیتوئیدی در آن آغاز و حوضه های رسوبی پیش خشکی (foreland) تریاس پسین- ژوراسیک میانی در آن به تشکیل رسوباتی دیگر می انجامد. از سنوزوئیک به بعد، شرایط دیرینه جغرافیا تغییر عمده کرده و در حالی که در دامنه شمالی، گسلش راندگی و فراخاست روی داده، در دامنه جنوبی البرز، دریای پسرونده، کم‌ژرفا و در حال فرونشستی وجود داشته است که در آن چند هزار متر انباشته‌های آذر آواری – تخریبی همزمان با کوهزایی (سازند کرج) برجای نهاده شده است.

در پالئوزوئیک تا تریاس همزمان با کوهزایی کانانگایی البرز تحت تاثیر فعالیت های خشکی زایی بوده اما کوهزایی های سیمرین پیشین و لارامید باعث چین خوردگی ها و گسلش های فراوان و راندگی های قدرتمند شده اند. کوهزایی بعدی در آغاز الیگوسن باعث ماگماتیسم درونی، از آب خارج شدن البرز و گسترش حوضه های میان کوهی شده است. آخرین فاز کوهزایی آلپی (پاسادنین) در اواخر پلیوسن و اوایل پلئیستوسن صورت گرفته که حاصل آن گسلش، راندگی، مرتفع شدن البرز و شکل گیری سیمای کنونی آن است. اما کوهزایی ای که باعث چین خوردگی لایه های سنگی البرز جنوبی شده است کوهزایی آتیکن است که در زمانه میوسن پسین – پلیوسن اتفاق افتاده است. در ۵ میلیون سال پیش و همزمان با دومین مرحله باز شدن دریای سرخ و خلیج عدن و آغاز فشارس به صفحه ایران از طرف صفحه عربی، تمام صفحه ایران تحت تاثیر حرکات کوهزایی مهمی قرار گرفته است و در البرز تغییر رژیم برخی از گسله های بزرگ از کششی به فشاری و چین خوردگی های متنوع را باعث گردیده است.

در تصویر، چین خوردگی لایه های شیل و توف سازند کرج در مجاورت جاده چالوس دیده می شود. از این دست چین خوردگی ها شامل چین های فشرده و خوابیده و بریده شد، ناودیس های معلق، لایه های با چین خوردگی های مکرر و … در اندازه های چند متری تا چندصد متری به فراوانی دیده می شوند. در واقع البرز آزمایشگاهی صحرایی برای علاقه مندان به تکتونیک است تا به اکتشاف و مشاهده ساختارهای زمین ساختی در البرز بپردازند و از دیدن آنها لذت ببرند.

کلمات کلیدی: البرز , البرز مرکزی , جاده چالوس , چین خوردگی , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند کرج , کوهزایی البرز

سازندهای باروت و زاگون در البرز مرکزی

در امتداد جاده چالوس و در فاصله ۲ کیلومتری شمال سه راه شهرستانک، سازندهای پالئوزوئیک البرز با گسله راندگی معروف “مشاء – فشم” بر روی سری های سبز ائوسن “سازند کرج” رانده شده اند. قدیمی ترین سازند پالئوزوئیک در این بخش از البرز مرکزی سازند سلطانیه است. سازند سلطانیه با رخساره دولومیتی ستبرلایه – رنگ تیره و چهره ساز کاملاً قابل شناسایی است.

سازند سلطانیه به تدریج به مجموعه‌یی از شیل های رسی – سیلتی و ماسه‌ای ریزدانه، دارای میکا با رنگ ارغوانی، تبدیل می‌گردد که در فرهنگ چینه‌شناسی ایران با نام “سازند باروت” شناخته می‌شود. شیلهای سازند باروت همچنین با میان‌لایه‌هایی از سنگ آهک و دولومیت‌، حاوی چرت واستروماتولیت، نیز همراهی می‌گردد.

سازند باروت با سن کامبرین همانگونه که با سازند سلطانیه (در پایین) همبری تدریجی دارد، به سوی بالای ردیف رسوبی نیز با سازند جوانتر یعنی “سازند زاگون” نیز مرز عادی و تدریجی دارد. پیش از این سازند باروت را به عنوان سازند «اینفراکامبرین» درنظر می‌گرفتند ولی یافته‌های فسیل‌شناسی جدید، جایگاه چینه شناختی آن را کامبرین پیشین تائید کرده‌اند.

سازند باروت به تدریج به مجموعه یی همگن از شیل های آهک دار، ماسه سنگ ریزدانه آرکوزی، سیلتستون میکادار زودفرسا با رنگ متمایل به سرخ ارغوانی تبدیل می‌گردد. این سازند نیز در فرهنگ چینه شناسی ایران به نامه “سازند زاگون” شناخته می‌شود.

یکی از ویژگی های سازند زاگون تغییرات رخساره‌یی جانبی و تبدیل آن به سازند باروت است و به همین علت، ستبرای این سازند در هر نقطه که گزارش شده، متفاوت است. برپایه نظر لاسمی (۱۳۶۹) بخش زیرین این سازند به دلیل داشتن گلسنگ و سیلتستون سرخ رنگ و سایر نشانه ها مربوط به یک محیط قاره یی خشک و به گمان قوی در یک محیط پلایایی تشکیل شده است. ولی سنگ های بالایی این سازند معرف محیط رودخانه ماندری (پیچان رود) می‌باشد. برپایه مطالعات فسیل شناسی سن سازند زاگون معادل کامبرین پیشین در نظر گرفته شده است.

به سوی بالای ردیف رسوبی ماسه سنگهای کوارتزی و کواتز آرنایت با لایه بندی نازک تا ستبر و رنگ خاکستری تا سرخ و ارغوانی (سازند لالون) ظاهر می‌گردند (نام روستای سرخدر از رنگ سرخ- ارغوانی این سازند گرفته شده است). این سازند بدلیل سختی و استحکام از جمله سازندهای چهره ساز به شمار می‌آید. در بالاترین بخش این سازند نیز کوارتزیت سفید رنگی است که با نام “تاپ کوارتزیت” شناخته می‌شود که مرز این سازند با آخرین سازند کامبرین البرز به نام “سازند میلا” است.

تصویر گرفته شده مربوط به دامنه جنوبی ارتفاعات باختری مشرف به دره و آبراهه روستای سرخدر در جاده ی چالوس است. در این محدوده سازندهای باروت و زاگون برونزد یافته اند و در خط الراس نیز ماسه سنگ های سازند لالون دیده می شوند. همان طور که در تصویر دیده می شود نفوذی هایی به صورت دایک های دیابازی لایه های این سازندها را قطع کرده و سنگ های آنها را در اطراف خود دگرسان نموده اند. عکس دیدی رو به شمال دارد و در اسفندماه ۹۵ گرفته شده است. در این فصل از سال به دلیل بارش برف دامنه های البرز مرکزی پوشیده از برف است اما در بخش های جنوبی تر، تابش آفتاب به سرعت برف دامنه های رو به جنوب را آب می کند.

کلیدواژه: البرز , البرز مرکزی , ایران , پالئوزوئیک , تاپ کوارتزیت , جاده چالوس , دایک دیابازی , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , سازند باروت , سازند زاگون , سازند سلطانیه , سازند لالون , سازند میلا , سرخدر , کامبرین

جاده چالوس و سازند کرج در یک روز برفی

بارش برف در ارتفاعات زیبایی خاصی به کوهستان می دهد. اما برای زمین شناسان که نیاز به دسترسی به برونزدهای سنگی دارند، پوشیده شدن آنها توسط برف به معنی تعطیلی کار و فعالیت روزانه است. در چنین موقعیتی تنها می توان با طبیعت و زیبایی های خلقت پروردگار همراه شده و با لذت بردن از هنر عکاسی، تصاویری زیبا و ناب از طبیعت زمستانی کوهستان بدست آورد.

در عکس یک روز زمستانی در جاده ی چالوس و کناره ی دریاچه ی سد امیرکبیر به تصویر کشیده شده است. جایی که لایه های شیلی و توفی سازند کرج در اثر چین خوردگی ها و نیروهای قدرتمند تکتونیکی شیب هایی نزدیک به قائم یافته و سر به آسمان می سایند. در تصویر واحد شیلی آسارا شامل شیل با میانلایه های ماسه سنگ توفی و سیلتستون (فورش سنگ) دیده می شود که لایه های آن شیبی حدود ۶۰ درجه به سمت جنوب باختر دارند. نگاه تصویر به سوی جنوب خاور است.

کلمات کلیدی: البرز , البرز مرکزی , برف , توف , جاده چالوس , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند کرج , سد امیرکبیر , شیب , شیل , کوهستان , لایه بندی

بلندترین دیواره ی طبیعی ایران

علم‌کوه نام کوهی با ارتفاع قله ۴٨۵٠ متر است که در منطقهٔ تخت سلیمان در استان مازندران واقع شده‌است. قلّهٔ علم کوه پس از دماوند دومین قلهٔ مرتفع ایران به شمار می‌رود. بیشتر شهرت این قله به خاطر دیواره‌ایست که در دامنهٔ شمالی آن واقع است و دارای فنّی‌ترین و سخت‌ترین مسیرهای سنگ‌نوردی و دیواره‌نوردی در ایران است. این دیواره در ایران، جایگاهی مانند کی۲ در جهان را داراست.

در جبههٔ شمالی این قله، دیواره‌ای به طول ۶۵۰ متر وجود دارد که یکی از زیباترین و مشکل‌ترین دیواره‌های دنیا به شمار می‌رود. منطقهٔ علم کوه دارای ۴۷ قلّهٔ بالای ۴۰۰۰متر است. جبههٔ شمال-شمال شرقی قلهٔ علم کوه از یک دیوارهٔ تقریباً ۵۵۰ متری گرانیتی تشکیل شده. اگر جایی ارتفاع ۸۰۰ متر برای این دیواره ذکر شده، اشتباه نیست چرا که یخچال علم چال به ارتفاع تقریبی ۴۰۵۰ متر در پای این دیواره با شیب نسبتاً تندی به آن رسیده‌است. در نتیجه ارتفاع تقریبی ۸۰۰ متر که بعضاً در منابع ذکر شده با احتساب این قسمت می‌باشد.

از دیر باز قلهٔ علم کوه و دیوارهٔ آن مورد توجه کوهنوردان بوده‌است. نه تنها کوهنوردان ایرانی، بلکه کوهنوردان آلمانی، فرانسوی، انگلیسی، ایتالیایی و… نیز بر روی مسیرهای متعدد این دیواره صعود انجام داده‌اند. مسیر گردهٔ آلمان‌ها-فرانسوی‌ها از اولین مسیرهای گشوده شده روی این دیواره می‌باشد.

از مسیرهای روی دیوارهٔ اصلی می‌توان به مسیرهای زیر اشاره کرد:

هاری روست، فرانسوی‌ها ۴۸، لهستانی‌ها ۵۰، لهستانی‌ها ۵۲، همدانی‌ها، آرش، کرمانشاهی‌ها، ایتالیایی‌ها، قزوینی‌ها، تبریزی‌ها، کرجی‌ها و اراکی‌ها

معروف ترین قلل منطقه ی تخت سلیمان عبارتند از: علمکوه (۴۸۵۰ متر)، تخت سلیمان (۴۶۵۹متر)، سیاه کمان (۴۶۰۴متر)، سیاه سنگ (۴۷۸۲متر)، چالون، دندان اژدها،رستم نیشت، سیاه گوک، کرماکوه  و …

در سال ۱۹۰۲ میلادی (۱۲۸۱ خورشیدی) برای اولین بار، برادران برن مولر ، گیاه شناسان آلمانی به کلاردشت آمدند و وارد منطقه ی کوهستانی تخت سلیمان شدند و از یال شمال شرقی به قله ی    علم کوه رسیدند و علم کوه را به عنوان بلندترین قله ی منطقه معرفی نمودند. در ادامه ی کار برادران برن مولر، در سال ۱۳۱۲ خورشیدی یک گروه از کوهنوردان انگلیسی شامل زمین شناس ،جغرافی دان و گیاه شناس به سرپرستی داگلاس باسک از طریق طالقان به منطقه ی حصارچال وارد شده و پس از عبور از یال مرجی کش به قله ی علم کوه رسیدند. یک سال بعد همین گروه به همراه پروفسور اتریشی به نام هانزبوبک استاد جغرافیای دانشگاه برلین و وین با انتخاب مسیر کلاردشت ، نقشه ای از منطقه و یخچال های آن تهیه کردند.

در سال ۱۳۱۵ یک گروه آلمانی از طریق طالقان صعود خود به علم کوه را انجام دادند که مسیر صعود فنی آن ها به مسیر گرده آلمان ها معروف است.

در سال ۱۳۱۹ یک گروه ایرانی نیز از طریق طالقان ، قله ی علم کوه را فتح نمود و بعد از آن راه برای کوهنوردان ایرانی گشوده شد و کوهنوردان دریافتند که از طریق کلاردشت بهتر و آسانتر می توان به قلل منطقه و به ویژه دیواره ی علم کوه صعود کرد. پس از آن گروه های بسیاری از ایران و سایر کشورهای جهان برای صعود فنی از دیواره ی علم کوه به منطقه آمده و مسیرهای گوناگونی را نیز روی دیواره ، بنام کشور و گروه خود ثبت کرده اند.

قله علم کوه و قله ی تخت سلیمان در واقع بلندترین بخش های یک توده ی نفوذی گرانیتی هستند که با بریدن لایه های قدیمی تر از خود در میان آنها جایگزین شده است. سن این توده به دوره ی ترشیاری یعنی ۶۳ تا ۲ میلیون سال قبل نسبت داده شده است. جنس این توده ی عظیم آذرین “لوکوگرانیت ریزدانه غنی از کوارتز” می باشد. لوکوگرانیت (Leucogranite) سنگی روشن است که تقریباً فاقد کانی های تیره رنگ است. این سنگ ها عموماً در کوهزایی های ناشی از برخورد دو صفحه ی قاره ای شکل می گیرند. در کمربند کوهزایی آلپ-هیمالیا که البرز نیز جزئی از آن به حساب می آید، به وفور از این توده های لوکوگرانیتی دیده می شود. دیواره های عظیم و بلند این کوه به دلیل سختی و استحکام سنگ آن در برابر عوامل طبیعی از جمله فرسایش است.

ZG-Alamkuh-01

نقشه و مقطع زمین شناسی توده ی گرانیتی علم کوه

توده گرانیتی علم کوه یا تخت سلیمان در بخش غربی کوههای البرز مرکزی، محل تمرکز تیپیک ترین یخچالهای ایران است. این توده دارای ده ها قله بالای ۴۰۰۰ متر است و در هیچ نقطه دیگر ایران نمی توان چنین تجمع فشرده ای از کوه های بلند، قله های مرتفع، یخچال، پدیده های زمین شناختی خاص این گونه مناطق نظیر دیواره های مرتفع گرانیتی، و در عین حال دامنه های چمنزار و جنگل پوش را با هم دید. بدلیل شباهت منطقه علم کوه با رشته کوه آلپ، و شهرت آن در میان کوهنوردان اروپایی، این توده را آلپ ایران هم خوانده اند.
اسامی مناطق یخچالی تخت سلیمان (علم کوه):
۱٫ یخچال علم چال
۲٫ یخچال تخت سلیمان
۳٫ یخچال شمال قله تخت سلیمان
۴٫ یخچال غربی (اسپیلت)
۵٫ یخچال هفت خوان
۶٫ یخچال خرسان
۷٫ یخچال مرجیکش

یخچال سرچال

این یخجال درارتفاع تقریبی ۴۰۵۰متر تا ۴۲۳۰متر در حدفاصل دو قله میان سه چال و تخت سلیمان قراردارد و سطح آن توسط سنگلاخ ها و ریزش های کوه پوشیده شده است.

یخچال علم چال

این یخچال بزرگ که در ارتفاع تقریبی ۴۰۰متری واقع است به علت آن که در گودی قرار گرفته و قلل اطراف عمدتاً از۴۲۰۰ تا ۴۸۰۰متر ارتفاع دارد از نظر پنهان است. ابتدای یخچال اصلی در ۴۲۰۰متری و دیواره شمالی علم کوه بر افراز آن برافراشته شده است. سطح یخچال توسط میزهای سنگی یخچالی و خرد شده در نواحی کناره آن پوشیده شده است.

یخچال تخت سلیمان

این یخچال با شیبی تند از پایتخت درجناح شمالی قله تخت سلیمان در ارتفاع ۴۳۵۰ متری تانزدیکی قله ۴۶۵۵ متری تخت سیلمان به صورت یک مرکز نسبتاً عریض یخچال با دو زبانه شرقی و غربی کشیده شده است و شیب آن در قسمت های شمالی تر بیشتر است.

یخچال مرجیکش

این یخچال در ارتفاع ۴۳۴۰متری در گودی حدفاصل دو یال قلل سیاه سنگ   و مرجیکش قرارگرفته و زبانه شمالی آن تا ارتفاع ۴۵۰۰متر ارتفاع می گیرد. سطح یخچال پوشیده از سنگلاخ است و ریزش مدوام سنگ از سمت قله مرجیکش بر روی آن جریان دارد.

یخچال خرسان

این یخچال بزرگ در حدفاصل قلل مرجیکش و علم کوه در جناح جنوبی این قلل واقع شده و از ارتفاع تقریبی ۴۱۵۰ تا۴۵۰۰متر، با عرض نسبتاً زیاد تا زیرقله علم کوه به پیش می رود و قلل سوزنی و دیواره ای خرسان شمالی و میانی و جنوبی در جناح غربی آن قرار گرفته اند.

یخچال هفت خوان

مجموعه بزرگ و طویل یخچال هفت خوان از ارتفاع ۳۹۵۰متر تا۴۴۰۰متر بر روی گردنه هفت خوان امتدادیافته و در بستر خود تشکیل زبانه های کوچک یخچال به داخل دره های قلل هفت خوان را می دهد. بعضی از این زبانه های تا نزدیکی قلل با شکوه هفت خوان ارتفاع می گیرد.

وجود آبگیرهای متعدد در بستر یخچال دارای اهمیت خاصی برخوردار است. درجناح شمالی این یخچال قلل نگین و تخت سلیمان و در سراسر امتداد جنوبی آن قلل مضرس و دندانه دار هفت خوان از ارتفاع ۴۰۰۰متر تا ۴۵۳۷متر قراردارند.

یخچال چالون

این یخچال حد فاصل دو قله سیاه سنگ و در چالون درارتفاع ۳۹۰۰ تا ۴۲۰۰متری قرار دارد و میان این قله مرتفع را می پوشاند.

یخچال شانه کوه

این یخچال متصل به یخچال علم چال از ارتفاع ۴۲۳۰متر در نزدیکی قله ۴۴۰۰متری شانه کوه امتداد دارد. وجه تسمیه این یخچال عمدتاً به دلیل نزدیک بودن آن به قله شانه کوه می باشد.

یخچال اسپیلت

زبانه عظیم و مرتفع یخچال اسپیلت به ارتفاع ۶۰۰متری زبانه فرعی از مجموعه یخچال های بزرگ هفت خوان و یکی از زیباترین یخچال ایران می باشد. این یخچال به صورت ۳ زبانه فرعی از جناح شمالی قله نگین برروی دیواره غربی علم کوه تا سوزنی اسپیلت در ارتفاع ۴۶۰۰متری امتداد دارد.

روز زمستانی البرز مرکزی

البرز مرکزی بخاطر جاذبه های طبیعی و زیبایی های کوهستانی اش در همه ی ایام سال مورد وثوق و توجه گردشگران قرار دارد. عبور جاده ی چالوس از این منطقه ی کوهستانی زیبایی های فراوانی را در معرض دید مسافران قرار می دهد. دریاچه سد کرج، کوه های سر به فلک کشیده، چین خوردگی و گسلش لایه های سنگی، تنوع سنگ شناسی و … از جاذبه های این مسیر است. بهار و تابستان، پاییز و زمستان در این منطقه دیدنی و لذت بخش است.

تصویر گرفته شده عصر یک روز برفی زمستانی را در البرز مرکزی و در ورودی روستای کوشکک (نرسیده به گچسر) به تصویر کشیده است. دید عکس به سوی جنوب است و در آن رودخانه کرج و جاده ی چالوس دیده می شود. ارتفاعات صخره ی جلوی تصویر، سنگ آهک های اربیتولین دار تیزکوه (به سن کرتاسه) و سنگ آهک های سازند لار (ژوراسیک) است و در پسزمینه ی عکس سازند روته (پرمین)  کوه های مرتفع را ساخته است.

دریاچه تار و هویر

دریاچه ی تار در ۳۰ کیلومتری خاور شهر دماوند و در ارتفاعات البرز مرکزی قرار دارد. مساحت این دریاچه که در ارتفاع ۲۹۰۵ متری از دریای آزاد شکل گرفته است ۳۶۸ هزار متر مربع بوده و آب شیرین آن حاصل جمع آوری آبهای سطحی توسط آبراهه هایی است که به این دریاچه منتهیمی شوند. بیشینه طول این دریاچه یک کیلومتر در راستای شمار باختر – جنوب خاور و بیشینه عرض آن ۶۰۰ متر در راستای خاوری – باختری است.

در خاور دریاچه ی تار، و به فاصله ی یک کیلومتری از آن دریاچه ی دیگری با نام “دریاچه هویر” قرار دارد که با ۸۶ هزار متر مربع و در ارتفاع ۲۸۸۰ متری از سطح دریای آزاد شکل گرفته است. بیشینه طول این دریاچه ۵۰۰ متر در راستای شمال – جنوب و بیشینه عرض آن ۱۸۰ متر در راستای خاوری – باختری است. این دریاچه نیز آبی شیرین دارد و آب انباشته شده در آن حاصل جمع آوری آب های سطحی از ارتفاعات شمالی توسط آبراهه ها می باشد.

تمامی آبراهه هایی که از ارتفاعات شمالی و جنوبی منشاء گرفته اند به درون دره ای با راستای باختری – خاوری تخلیه می شوند. این دره که از شهر دماوند به طول ۴۰ کیلومتر به طرف خاور ادامه دارد و در نهایت به جاده ی فیروزکوه می رسد، میزبان رودخانه ای است که از محل دریاچه سمت باختر، “رودخانه ی هویر” و به سمت خاور “رودخانه ی دلیچای” نامیده می شود. این دره – رودخانه در محل عبور گسله دهنار – مشاء شکل گرفته است.

گسله ی راندگی دهنار – مشاء با طول بیش از ۴۰ کیلومتر سنگ های پالئوزوئیک و مزوزوئیک را بر روی سنگ های آذرآواری و گدازه های ائوسن (سازند کرج) رانده است. راستای این گسله باختر شمال باختر – خاور جنوب خاور است و شیب صفحه ی آن به سمت شمال می باشد. سازند کرج در محل عبور این گسله شامل مجموعه ای از توف های سبز رنگ و جریان گدازه های آندزیتی بازالتی قرمز رنگ و گدازه های برشی هستند. این بخش از سازند کرج دارای دگرسانی پیشرفته بوده و تحت تاثیر زون گسله به شدت خرد شده هستند. در نتیجه سنگ ها استحکام خود را از دست داده اند و به مجموعه ای نسبتاً ناپایدار از سنگ و خاک بدل شده اند که هر لحظه آماده ی لغزش و ریزش اند. این همان اتفاقی است که باعث ایجاد دو دریاچه ی تار و هویر شده است.

zg-taarlake-03

در دامنه ی شمالی ارتفاعات جنوبی مشرف به دریاچه ها (زرین کوه) زمین لغزشی رخ داده است که باعث تخلیه ی خاک و سنگ در کف دره، ایجاد سدی طبیعی و بسته شدن راه تخلیه ی آب های سطحی  و در نتیجه جمع شدن آب و ایجاد دو دریاچه تار و هویر شده است. طول تاج این لغزش قاشقی ۲/۵ کیلومتر و مساحت کاسه لغزش ۱/۳۲ کیلومتر مربع و مساحت زون انباشت آن ۱/۸۴ کیلومتر مربع است. این زمین لغزش بزرگ که در سنگ های ناپایدار سازند کرج و در محل عبور گسله ایجاد شده است دلیل اصلی ایجاد دو دریاچه است و مواد خاکی و سنگی آن جبهه جنوبی دو دریاچه را اشغال کرده اند. سنگ های سست، دامنه ی شمالی آبدار، و احتمالاً زمینلرزه ای کهن همگی در ایجاد این زمین لغزش با یکدیگر مشارکت داشته اند.

zg-taarlake-02

عکس ارائه شده، تصویری پانوراما از دریاچه ی تار را با دیدی به سمت شمال نشان می دهد. در تصویر از نزدیک به دور سازندهای میلا، مبارک و جیرود، شمشک دیده می شوند. سازندهای دلیچای و لار ارتفاعات پس زمینه عکس را تشکیل داده اند.

از چند مسیر می توانید خود را به این دو دریاچه برسانید: یک مسیر از شهر دماوند، آبادی چنار عربها، جاده معدن، آخر جاده خاکی تا دریاچه تار است. مسیر دوم از طریق جاده ای که از راه  اصلی تهران – فیروزکوه و روستای دلیچای منشعب شده و از روستاهای یهر، مومج، دهنار و هویر عبور کرده و در ۲۸ کیلومتری به دریاچه تار می رسد. این جاده از ضلع جنوبی دریاچه عبور کرده به جاده ای که از طریق دماوند به دریاچه منتهی می شود متصل می گردد. مسیر سوم هم از شهر دماوند، جاده فیروزکوه، جاده آسفالته آبادی آرو، پل دلیچای و دهنار و دریاچه هویر است.