ژئوپارک؛ شبکه ملی، شبکه جهانی

یونسکو تعریف کوتاه و روشنی برای ژئوپارک که خود آن را ابداع کرده است دارد: گستره ای با مرزهای کاملاً آشکار و پهنه کافی که دربرگیرنده چند پدیده زمین شناختی کمیاب و برجسته بوده و در آن گستره جاذبه های طبیعی، تاریخی و فرهنگی ارزشمند نیز یافت می شود. این گستره باید از برنامه های مدیریت گسترش و بهره برداری از طرح های حفاظتی برخوردار باشد و توان بالا بردن سطح اقتصادی جامعه محلی و جلب همکاری های مردمی را دارا باشند.

افزون برتعریف رسمی یونسکو، می توان گفت:
ژئوپارک محدوده ای است که ویژگی اصلی آن وجود ژئو سایت های پر اهمیت، طبیعت و محیط زیست غنی، ویژگی های فرهنگی جذاب و از همه مهمتر، مشارکت حضور فعال جامعه محلی در برنامه های توسعه، حفاظت و پایداری است. برخلاف انواع مناطق حفاظت شده طبیعی، ژئوپارک ها نه تنها ورود و حضور بازدید کنندگان را محدود نمی کنند، بلکه برای حضور مردم طراحی شده اند. در ژئوپارک ها گردشگران برای بازدید از ژئو سایت ها و سایت های طبیعی و فرهنگی حضور دارند و این حضور موجب رونق اقتصادی پایدار جوامع محلی خواهد شد. شرط مهم موفقیت یک ژئوپارک، وجود برنامه و راهبردهای مناسب و دقیق در مدیریت ژئوپارک است؛ راهبردهایی برای حفاظت، بهره برداری صحیح، توانمند سازی جامعه محلی و توسعه پایدار ژئوپارک.

واژه نوین ژئوپارک را یونسکو پدید آورد. این واژه ترکیبی از دو زیر واژه Geological (وابسته به زمین شناسی) و Park (پارک در مفهوم کلی) است. این واژه به روشنی، تمرکز و تاکید بر ماهیت و ارزش زمین شناختی یک گستره دارد.
ژئوپارک ها اهداف گسترده ای را دنبال می کنند: توسعه اقتصادی جامعه محلی از راه گسترش ژئوتوریسم، تبیین ارزش و اصالت زمین و طبیعت در اندیشه همگان، جلب مشارکت همگانی در حفاظت و نگهداری میراث زمین شناختی و بالا بردن دانش و آگاهی مردم در مورد علوم زمین، از جمله موارد راهبردی در اندیشه برپاکنندگان شبکه ژئوپارک ها است.
اولین حرکت در رابطه با توجه و حفاظت از ژئوسایت ها و میراث زمین شناختی توسط سازمان ها، گروه ها و انجمن هایی از قبیل، ProGeo، IUGS،IGCP،UNESCO’s Division of Earth Sciences and the Council of Europe ،Malvern Group، صورت گرفت. اما شاید بتوان دیدار و گفتگوی Nicolas Zouros یونانی و Guy Martini فرانسوی در خلال کنگره بین المللی زمین شناسی در چین (۱۹۹۷ میلادی) را نقطه عطف تشکیل شبکه ژئوپارک های۰ اروپایی و پس از آن شبکه ژئوپارک های جهانی دانست. این دو امروزه نقش مهمی درموضوع ژئوپارک ها در جهان به عهده دارند.
شبکه ژئوپارک های جهانی با پشتیبانی یونسکو، در سال ۲۰۰۴ میلادی شکل گرفت و ۱۷ ژئوپارک از اروپا به همراه ۸ ژئوپارک از چین نخستین عضوهای آن بودند. شبکه ژئوپارک های جهانی یا GGN (Global Geoparks Network) اکنون ۹۱ عضو از ۲۸ کشور جهان دارد که “ژئوپارک قشم” تنها ژئوپارک ایران و خاورمیانه در این شبکه است. شبکه دیگری که پیش از این شبکه تشکیل شد، شبکه ژئوپارک های اروپایی یا EGN (European Geoparks Network)  بود که اکنون ۵۲ عضو دارد. شبکه جدید به نام شبکه ژئوپارک های آسیا اقیانوسیه یا APGN(Asia Pacific Geoparks Network) بعنوان دومین شبکه منطقه ای شکل گرفته است.

ZG-GGN-01

کشورهای عضو شبکه جهانی ژئوپارک ها و شمار ژئوپارک های آنها:
آلمان (۵)- آلمان و لهستان (۱)- اتریش (۲)- اسپانیا (۱۰)- اندونزی (۱)- انگلستن (۶)- ایتالیا (۸)- ایران (۱)- ایرلند شمالی/ جمهوری ایرلند (۱)- ایسلند (۱)- برزیل (۱)- پرتغال (۳)- جمهوری ایرلند (۲)- جمهوری چک (۱)- چین (۲۹)- رومانی (۱)- ژاپن (۶)- فرانسه (۴)- فنلاند (۱)- کانادا (۲)- کرواسی (۲)- کره جنوبی (۱)- مالزی (۱)- مجارستان (۱)- مجارستان و اسلوکی (۱)- یونان (۴)- نروژ (۲)- ویتنام (۱) – استرالیا (۱) – دانمارک (۱) – فرانسه(۱)

ZG-GGN_Distribution_2018

معرفی وثبت ژئو پارک ها 
درک مفاهیم، رویکرد و راهبرد در مدیریت، بهره برداری و حفاظت از ژئوپارک ها اهمیت زیادی در ثبت و اداره یک ژئوپارک دارد. این موضوع اکنون تبدیل به یک مسئله جدی در برخی از کشورهای علاقمند به ثبت ژئوپارک شده است. عدم موفقیت در دریافت تاییدیه از شبکه جهانی برای برخی نامزدهای ژئوپارک های جدید و یا دلیل اصلی دریافت کارت زرد و اخطار حذف از شبکه، توسط برخی از ژئوپارک ها، ناشی از درک نادرست مفاهیم اساسی ژئوپارک، عمل نکردن به رویکردهای ضروری و نداشتن راهبردهای عملی در ژئوپارک است.
صرف داشتن پدیده ها و عوارض زیبا و کم نظیر زمین شناختی، برای ثبت یک ژئوپارک کافی نیست. حتی فراهم بودن عواملی مانند: طبیعت بکر و چشمگیر، جاذبه های تاریخی و فرهنگی و امکانات خدماتی و رفاهی نمی تواند موجب تایید یک منطقه بعنوان یکی از اعضای شبکه جهانی ژئوپارک باشد. یک ژئوپارک نیاز به برنامه و راهبردهای عملی برای حفاظت و نگهداری ژئوسایت­ها، ایفای نقش آموزشی و گسترش مفاهیم پایه علوم زمین و عملکرد شبکه های پویا دارد تا بتواند برای پیوستن به شبکه جهانی، یک نامزد به شمار رود.
شبکه جهانی، با انتشار راهنمای ثبت ژئوپارک ها، مسیر مشخص و شفافی را برای علاقمندان به ثبت ژئوپارک های جدید و عضویت در شبکه جهانی آماده ساخته است. اما به نظر می رسد این راهنما آن طور که باید، مورد توجه برخی از متقاضیان پیوستن به شبکه جهانی قرار نمی­گیرد و یا حداقل این که، به مفاهیم اصلی و عمیق آن توجه کافی نمی شود و تنها سعی در پیروی فرمول گونه از دستورالعمل های آن می شود.
در نتیجه، برای پیوستن به شبکه جهانی ژئوپارک ها روش اصولی این است که ابتدا منطقه مورد نظر ماهیت ژئوپارک پیدا کرده و در سطح ملی معرفی شود. پس مدتی تجربه و عملکرد موفق در سطح ملی، درخواست پیوستن به شبکه جهانی را ارائه دهد. در این صورت نه تنها دریافت تایید از شبکه جهانی آسانتر و مسجل خواهد بود، بلکه در ادامه نیز ژئوپارک نگران ارزیابی­های دوره ای بازرسان شبکه و مواجه شدن با اخطار یا حذف از شبکه نخواهد بود. بنابراین نگارنده پیشنهاد تشکیل شبکه ژئوپارک های ملی را در کشوردارد. این شبکه با محوریت سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور و با همکاری سازمان­های حفاظت محیط زیست، میراث فرهنگی و جنگل­ها و مراتع و با هماهنگی کمیسیون ملی یونسکو، وظیفه بررسی و تایید مناطق پیشنهادی برای ژئوپارک های جدید را به عهده داشته و این مناطق را به شبکه ملی ژئوپارک ها پیوند می­دهند. در این شبکه، مناطق توانمند برای معرفی و ثبت ژئوپارک، ضمن تجربه نمودن برخی راهبرد ها و برنامه ها، ارتباطی میان شبکه های با دیگر اعضا خواهد داشت و به این ترتیب تمرینی برای عملکرد درست و مناسب در شبکه جهانی پشت سر خواهند گذاشت. همچنین درخواست پیوستن یک ژئوپارک به شبکه جهانی، نخست زیر نظر این کمیته بررسی خواهد شدو پس از تایید، پرونده برای شبکه جهانی ارسال خواهد شد. به این ترتیب ضمن هماهنگی کامل مناطق در کشور، شانس دریافت تاییدیه از شبکه جهانی افزایش خواهد یافت. شبکه ملی بر عملکرد ژئوپارک های ملی و جهانی خود نظارت مستمر خواهد داشت.

logo

هر ژئوپارک که به عنوان عضو جدید به شبکه جهانی می ­پیوندد، پس از چهار سال مورد بازدید و ارزیابی بازرسان شبکه جهانی قرار می­گیرد. اگر بازرسان تشخیص دهند که رویکردها و راهبردهای آن ژئوپارک همسو با دیدگاه­های شبکه جهانی است، آن ژئوپارک کارت سبز تاییدیه را دریافت نموده و تا چهار سال دیگر در شبکه باقی می ماند. اگر ژئوپارک دارای نواقص آشکار در امور مدیریت، توسعه و حفاظت باشد و امتیاز کافی بدست نیاورد، کارت زرد و اخطار دریافت خواهد کرد و تنها برای دو سال فرصت رفع ایرادات و هماهنگ شدن با سیاست های شبکه جهانی را خواهد داشت. پس از دوسال ارزیابان شبکه مجدداً بازدیدی را از ژئوپارک خواهند داشت و نتیجه این بازدید یا منجر به دریافت کارت سبز و ادامه عضویت خواهد شد و یا ژئوپارک مورد نظر با دریافت کارت قرمز از شبکه اخراج خواهد شد. ژئوپارکی که از شبکه اخراج می شود اگر تمایل به عضویت دوباره در شبکه را داشته باشد، باید همانند ژئوپارک های جدید تمامی مراحل درخواست و تشکیل پرونده را طی نماید و شبکه هیچ امتیاز ویژه یا اولویتی را برای آن قائل نخواهد شد.

تالیف: مهندس علیرضا امری کاظمی

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , ژئوپارک , زمین بوستان , ژئوسایت , زمین گردشگاه , شبکه جهانی ژئوپارک ها , توسعه جوامع محلی , زمین گشت

گشت و گذار در میراث مشترک علوم زمین

مطرح‌شدن موضوع ژئوپارک‌ها در سال ۲۰۰۰ میلادی از سوی بخش علوم زمین یونسکو، آغازگر جنبشی میان کشورهای گوناگون برای اهمیت‌دادن به میراث زمین‌شناختی‌شان بود. اگرچه این حرکت در اروپا چندسالی زودتر آغاز شده بود، اما پیشنهاد مستقیم یونسکو به سازمان‌های زمین‌شناسی کشورها جهت شناسایی و معرفی نقاط دارای ارزش زمین‌شناختی بی‌همتا، این حرکت را در دیگر کشورها نیز آغاز کرد.

برای آشنایی با مفاهیم میراث زمین‌شناختی ابتدا باید به واحد اولیه و پایه این موضوع یعنی ژئوسایت پرداخت. ژئوسایت (زمین گردشگاه)، مکانی دارای یک پدیده یا عارضه کمیاب و ارزشمند زمین‌شناختی است که ارزش‌ برجسته علمی یا زیبایی‌شناختی داشته و ضمن دارابودن ابزار تفسیری مناسب برای بازدیدکنندگان، شرایط بازدید همگانی را نیز داشته باشد.

ایران از معدود کشورهایی است که به واسطه موقعیت زمین‌شناسی و جغرافیایی، نمایانگر تنوع و گوناگونی بسیار بالایی در پدیده‌ها و عوارض زمین‌شناختی است. در واقع، ایران کشوری با گوناگونی زمین‌شناسی کم‌نظیر است. شاید بتوان گفت از تمام گونه پدیده‌های زمین‌شناختی جهان، کم و بیش نمونه‌ای در ایران به چشم می‌خورد.

زمین‌گردشگری را پژوهشگران مختلف به شکل‌های گوناگون تعریف کرده‌اند، اما به طور کلی می‌توان گفت زمین‌گردشگری گونه‌ای از گردشگری آگاهانه و مسئولانه در طبیعت با هدف تماشا و شناخت پدیده‌ها و فرآیندهای زمین‌شناختی و آموختن نحوه شکل‌گیری و سیر تکامل آنهاست. به این ترتیب، زمین‌گردشگری هم گونه‌ای از گردشگری طبیعت‌گرا و هم گردشگری مسئولانه است و از آن روی که این‌گونه گردشگری نگرش علمی ـ فرهنگی دارد، گردشگری هدفمند و آگاهانه نیز به شمار می‌رود.

در این میان، ژئوپارک (زمین بوستان) واژه‌ای است که توسط یونسکو ابداع شد. صرف‌نظر از تعریف رسمی یونسکو که مشخص و قابل دسترس است، ژئوپارک محدوده‌ای است که ویژگی اصلی آن وجود ژئوسایت‌های پراهمیت، طبیعت و محیط‌زیست غنی، ویژگی‌های فرهنگی جذاب و از همه مهم‌تر، مشارکت و حضور فعال جامعه محلی در برنامه‌های توسعه، حفاظت و پایداری است. نکته جالب این است که برخلاف انواع مناطق حفاظت‌شده طبیعی، ژئوپارک‌ها نه‌تنها ورود و حضور بازدیدکنندگان را محدود نمی‌کنند، بلکه برای حضور مردم طراحی شده‌اند. در ژئوپارک‌ها گردشگران برای بازدید از ژئوسایت‌ها و سایت‌های طبیعی و فرهنگی حضور دارند و این حضور موجب رونق اقتصادی پایدار جوامع محلی خواهد شد. شرط مهم موفقیت یک ژئوپارک، وجود برنامه و راهبردهای مناسب و دقیق در مدیریت ژئوپارک است؛ راهبردهایی برای حفاظت، بهره‌برداری صحیح، توانمندسازی جامعه محلی و توسعه پایدار ژئوپارک.

UNESCOGlobalGeoparks

چالش‌های پیش روی زمین‌بوستان‌های کشور

اولین بار با پیشنهادی که سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور از طریق وزارت صنایع و معادن وقت (سال ۱۳۸۸) به کمیسیون امور زیربنایی محیط‌زیست و صنعت هیات دولت ارسال کرد، بحث میراث زمین‌شناختی عملا در سطح اول اجرایی کشور مطرح شد.

نمایندگان سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی کشور در چندین نشست تخصصی که در این کمیسیون برگزار شد، به توضیح و توجیه موضوع پرداختند و چالش‌هایی را با نمایندگان سازمان‌های میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری، سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان جنگل‌ها و مراتع و نمایندگان دیگر سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها پشت‌سر گذاشتند تا در نهایت، اوایل سال ۱۳۹۰ آیین‌نامه مورد نظر به تصویب کمیسیون و سپس دفتر دولت رسید. براساس این آیین‌نامه، سازمان زمین‌شناسی موظف به شناسایی و بررسی مناطق مستعد برای معرفی ژئوپارک در سراسر کشور شد تا با همکاری دیگر سازمان‌ها به تنظیم آیین‌نامه‌ای برای بهره‌برداری و حفاظت از این مناطق بپردازد.به این ترتیب، ایران در شمار معدود کشورهایی قرار گرفت که موضوع میراث زمین‌شناختی و ژئوپارک‌ها را در سطح اول دولت مورد توجه قرار داده‌اند. همچنین با تصویب این آیین‌نامه، موضوع بررسی‌های مربوط به میراث زمین‌شناختی کشور دارای تمرکز و محوریت مشخص (سازمان زمین‌شناسی) شد.

اگرچه ایران در بیشتر موارد مربوط به میراث زمین‌شناختی از کشورهای پیشگام در جهان بوده است و پیش از بسیاری از کشورهای مترقی بررسی‌های مربوط را آغاز کرده بود، اما متاسفانه با وجود توانمندی‌های بسیار در زمینه پدیده‌ها و عوارض زمین‌شناختی و طبیعت کم‌نظیر، تنها یک ژئوپارک کشور در فهرست جهانی جای دارد که جای سوال دارد.

ZG-IranGeoHeritage-02

چراکه برای مثال، کشور ژاپن که تا سال ۲۰۰۸ هیچ‌گونه ژئوپارک ثبت‌شده‌ای در فهرست جهانی نداشت، اکنون چهار ژئوپارک در شبکه جهانی دارد. این در حالی است که گوناگونی زمین‌شناختی و گستردگی کشور ایران با ژاپن قابل مقایسه نیست و ایران در حال حاضر تنها یک ژئوپارک جهانی دارد. ایراد دیگر، ضعف در درک مفاهیم اصلی و فلسفه تشکیل ژئوپارک و عمل‌نکردن به آن است. این ایراد، قشم ـ تنها ژئوپارک ایران ـ را با اخطار و کارت زرد بازرسان شبکه جهانی روبه‌رو ساخت و آن را در آستانه دریافت کارت قرمز و اخراج از شبکه قرار داد. همین ایراد، موجب عدم‌تائید دومین پرونده پیشنهادی ایران (منطقه ارس) از طرف ارزیابان شبکه جهانی شد. به اعتقاد کارشناسان به طور کلی دلایل این ناکامی‌ها و عدم پیشرفت را می‌توان در موارد متعددی دانست.

بررسی‌های میراث زمین‌شناختی در ایران هرچند تاکنون به صورت عمده توسط سازمان انجام شده، اما معدود افراد، سازمان‌ها و مراکزی هم بوده‌اند که کارهایی گاه ارزشمند را به صورت مستقل و پراکنده انجام داده‌اند. با توجه به تکلیف قانونی محول‌شده به سازمان زمین‌شناسی، انتظار می‌رود این بررسی‌ها از این پس در چارچوبی یکسان، مدون و استاندارد انجام شوند تا نه‌تنها راه‌ها به خطا نروند، بلکه از دوباره‌کاری‌ها و هدررفتن وقت افراد و منابع مالی جلوگیری شود. ازجمله این راهکارها می‌توان به توجه و گسترش آموزش عالی، همکاری و همگرایی مراکز آموزش عالی، همکاری بخش غیردولتی، همکاری کارشناسان در تهیه نقشه و برگزاری کارگاه‌های آموزشی اشاره کرد.

ازجمله این راهکارها می‌توان از تشکیل شبکه ژئوپارک‌های ملی برای حضور قدرتمندانه و موفق در شبکه جهانی ژئوپارک‌ها (GGN) و افزودن مناطق مستعد به فهرست جهانی نام برد. شبکه ژئوپارک‌های ملی باید زیر نظر کمیته یا شورای ژئوپارک‌های ملی هدایت و نظارت شود. این کمیته وظیفه بررسی و تائید مناطق پیشنهادی برای تاسیس ژئوپارک‌­های جدید را به عهده داشته و این مناطق را به شبکه ژئوپارک­‌های ملی پیوند می­‌دهد. در این شبکه، مناطق توانمند برای معرفی و ثبت ژئوپارک، ضمن تجربه‌کردن برخی راهبردها و برنامه­‌ها، ارتباطی میان‌شبکه‌ای با دیگر اعضا خواهند داشت و به این ترتیب، تمرینی برای عملکرد درست و مناسب در شبکه جهانی را پشت‌سر خواهند گذاشت. همچنین درخواست پیوستن یک ژئوپارک به شبکه جهانی، نخست زیر نظر این کمیته بررسی خواهد شد و پس از تائید، پرونده برای شبکه جهانی ارسال خواهد شد. به این ترتیب، ضمن هماهنگی کامل مناطق در کشور، شانس دریافت تائیدیه برای ثبت در شبکه جهانی افزایش خواهد یافت و خطر دریافت کارت زرد و قرمز برای ژئوپارک‌های جهانی کاهش می‌یابد. چراکه به این ترتیب شبکه ملی بر عملکرد ژئوپارک­‌های ملی و جهانی خود نظارت مستمر خواهد داشت.

منبع: بهاره صفوی / روزنامه جام جم

کلمات کلیدی:

زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گردشگاه , زمین بوستان , ژئوتوریسم , ژئوپارک , ژئوسایت , توسعه پایدار , گردشگری آگاهانه , گردشگری مسئولانه , زمین گشت

از اکوتوریسم تا ژئوتوریسم

یک مطالعه ی جدید نشان می دهد که مردم به پنج دلیل سفر می کنند. برای افزایش دانش، برای برآوردن کنجکاوی، برای داشتن یک تجربه ی خاطره انگیز، برای بدست آوردن تمدد اعصاب و برای بازدید از مکانی با مجموعه ای از ویژگی ها و جاذبه های منحصر به فرد.

به تازگی شکل جدیدی از گردشگری به نام “ژئوتوریسم” یا زمین گردشگری در میان مردم رواج یافته که به همه ی جنبه های سفر، و نه فقط محیط زیست، توجه می کند. در این گردشگری تمامی ویژگی های جغرافیایی مکان بازدید شده شامل محیط، فرهنگ، زیبایی شناسی، میراث و رفاه ساکنان آن محل مورد توجه قرار می گیرد.

اکوتوریسمی (گردشگری طبیعت) که امروزه بیشتر شناخته شده است، گردشگری پایدار محیط زیست است که تمرکز اصلی آن بر تجربه بازدید از مناطق طبیعی و بکر و لذت بردن از محیط زیست و تقویت فرهنگ قدردانی و حفاظت از آن است.

اکوتوریسم با گروه های کوچکی شروع شده است که به مناطق نسبتاً دست نخورده سفر می کنند و به دیدن مناظر طبیعی و آشنایی فرهنگ های سنتی آنجا می پردازند. اکنون اکوتوریسم به عنوان بخشی از صنعت عظیم گردشگری جهان دیده می شود. دولت ها و صنعت گردشگری از اکوتوریسم به عنوان یک نام تجاری برای گردشگری “خوب” یا “سبز” استفاده می کنند، هر چند گاه به نظر، همه ی اهداف اصلی خود را فراموش می کنند.

ناکارآمدی اصلی جریان اکوتوریسم این است که خود فعالیت، ممکن است به تدریج موقعیت هایی را که برای اکوتوریسم جذاب است، نابود کند و این یک مشکل مداوم است. در حال حاضر بزرگترین تاثیر گسترش اکوتوریسم، گسترش آلودگی و آسیب محیط زیست به مناطق بکر و دست نخورده است. با این حال فعالیت ژئوتوریسم به عنوان یک منطقه مشخص از گردشگری خاص در سراسر دنیا در حال گسترش و تکامل است. بنابراین ژئوتوریسم به عنوان بخشی از اکوتوریسم یا گردشگری مربوط به سایت ها و ویژگی های زمین شناسی، از جمله مکان های با ویژگی های ژئومورفولوژیکی خاص و زمین منظرها تعریف شده است.

GeoTourism-understanding1

ژئوتوریسم اهداف مشابه با اکوتوریسم دارد اما به صورت ویژه به زیبایی ها و جلوه های زمین می پردازد. آگاهی از نحوه ی تشکیل جلوه های زمین شناسی به همراه دیدن جلوه های طبیعی، گیاهان و حیوانات، زیبایی ژئوتوریسم یک منطقه را تکمیل می کند. ژئوتوریست ها (زمین گردشگرها) با ارائه ی این اطلاعات تکمیلی ارزش تور را دوبرابر می کنند. در واقع ژئوتورها امکان بازدید از مناظر، زمین منظرها و شکل های طبیعی و توضیح فرایندهای سطحی و زیرسطحی که آنها را شکل داده اند را فراهم می کنند. گردشگران با دنبال کردن محیط های طبیعی که برای آنها تفسیر و تعریف می شوند، می توانند با دریافت توضیحات مربوط زمین شناسی و همچنین زندگی گیاهان و جانوران در گذشته و حال دیدگاهی جامع نسبت به اکوسیستم ها پیدا کنند که این خود حمایت آنها را برای حفاظت از اکوسیستم ها برای نسل ما و نسل های آینده تقویت خواهد کرد.

یکی از ویژگی های بارز ژئوتوریسم در مقایسه با اکوتوریسم این است که برای مراجعه به محل آنها نیازی به رجوع به مناظر بکر و دست نخورده نیست. ژئوتوریسم یک گردشگری پایدار از نظر زیست محیطی است که مناظر را با توجه به چگونگی شکل­گیری فرایندهای زمین شناختی انتخاب می نماید. در نتیجه می توان الگو هایی را در شکل های مختلف زمین در بسیاری از مناطق مانند کوه ها، بیابان ها، جزایر، صخره های ساحلی، رودخانه ها، سرچشمه ها، معادن و سایت های معدنی و پارک های ملی یافت که بسیار در دسترس و سهل الوصول باشند و نیازی به حضور گردشگران در مناطق بکر و ترس از آسیب به محیط زیست وجود ندارد. علاوه بر این بیش از ۵۷ منطقه ی جغرافیایی ثبت شده در سراسر دنیا وجود دارند که ویژگی های زمین شناسی و ژئومورفولوژیکی برجسته داشته و به کمک جوامع محلی اداره می شوند و به توسعه ی پایدار کمک می کنند.

ژئوتوریسم با ریزش بیشتر تاثیرات منفی زیست محیطی / فرهنگی اکوتوریسم فرصتی را فراهم می کند تا استفاده ی بیش از حد از مناطق حساس زیست محیطی کاهش یافته و اکوسیستم مناطق بکر کمی تسکین یابند. از این رو ژئوتوریسم به لحاظ محیط زیستی، بیولوژیکی و توسعه ی محلی سودمند و مورد رضایت گردشگران است.

بازار جهانی گردشگری به دنبال تجربیات جدید و محصول های منحصر به فرد است. مشتریان تورها پیچیده تر شده، به خوبی سفر می کنند و سفرهای خوب را تشخیص می دهند. به طور کلی از نظر جمعیت شناسی هر چه مشتریان از نظر اجتماعی و اقتصادی بالاتر می آیند به دنبال سفر های هوشمند و همراه با تفکر می گردند. بنابراین پیوست ژئوتوریسم با گردشگری سنتی طبیعت و عناصر گردشگری فرهنگی یک تجربه ی جامع تر را برای گردشگران فراهم می کند و حرکتی به سوی ارائه مدل جدید گردشگری تجربی است. به طور خلاصه، گردشگران تجربی به دنبال تجربیات خاص و خاطره انگیز هستند و پایداری ژئوتوریسم با ارائه ی تجربه یک سفر با کیفیت بالا و تشویق به بازدید و اشتراک تجربیات با دیگران و جذب مشتریان جدید از طریق انتقال سینه به سینه ی تجربیات شگفت انگیز و تبلیغات فرد به فرد بدست می آید.

نویسنده: Angus M Robinson

کلمات کلیدی: ژئوتوریسم , زمین گردشگری , اکوتوریسم , گردشگری , زمین گردشگر , تور , گردشگر , توسعه پایدار , ژئوتور , محیط زیست , زمین منظر , زمین شناسی , توسعه محلی , جوامع محلی , سفر , ژئوپارک , ژئوسایت , زمین گشت

ژئوتوریسم و مفاهیم آن

 نوعی گردشگری مبتنی بر طبیعت است. می توان گفت سفری است طبیعت محور اما با پیروی از اصول و ضوابطی خاص. بهترین معادلی که در فارسی می توان برای آن به کار برد عبارت “زمین گردشگری” است. یعنی گردشگری که بر بازدید از میراث زمین شناختی تاکید دارد.

در حقیقت می توان ژئوتوریسم را سفری مسئولانه معرفی کرد که در آن به شاخص های زمین شناختی یک منطقه پرداخته می شود و علاوه بر بازدید از آن، بر حفاظت از میراث زمین شناختی، فرهنگ مردم بومی ساکن در آن، ویژگی های زیبایی شناسی و رفاه جوامع محلی  تاکید بسیار می شود . در این میان دیدگاه های مختلفی در مورد واژه ژئوتوریسم مطرح گردیده است. جاناتان تورتلات، کارشناس ژئوتوریسم، این واژه را در مجله نشنال جیوگرافیک مسافرتی تعریف کرده که “هویت جغرافیایی یک مکان را حفظ می کند و یا آن را ارتقاء می دهد“.بر این اساس، هر محلی که به خاطر شرایط جغرافیایی ویژه خود ـ نظیر محیط زیست، پوشش گیاهی، زیبایی های بالقوه و فرهنگ – مورد بازدید قرار گیرد؛ در این تقسیم بندی می‌گنجد. این رویکرد با تاکید بر انتقال “حس منطقه” به گردشگران، سعی در گره زدن طبیعت، فرهنگ وتاریخ یه منطقه خاص دارد.

Untitled-1

نمونه ای از نقشه های نشنال جئوگرافیک برای معرفی جاذبه های ژئوتوریستی

اما در کنار هویت جغرافیایی، لندفرمها، اشکال زمین شناسی و پدیده های زمین شناختی خود دارای اهمیتی دوچندان گردیده و مرکز توجه زمین گردشگران قرار گرفتند. نتیجه چنین توجهی در کشورهایی مانند استرالیا، چین، انگلستان و ..موجب تمرکز بیشتر این نوع گردشگری بر جاذبه های زمین شناسی و جنبه های علمی رخدادهای علوم زمین (” گردشگری در چشم اندازهای زمین شناختی ” ) و تاسیس ژئوپارک ها به عنوان موزه های علوم زمین گردیدند.

در این میان ژئو پارک ها خود مجموعه ای از ژئوسایت های مختلف و بر آمده از اجتماعات محلی تعریف شدند که در آنها میراث زمین شناختی ناحیه، با مدیریتی دقیق و دائمی حفظ و نگهداری می شوند. این ابتکار جدید که قرار است تاریخ ۴ بیلیون ساله زمین شناسی ما را برای آیندگان آماده استفاده کند، روشی عالی برای جلب توجه جامعه بین الملل به پایگاههای مهم زمین شناسی دنیا است.

با چنین مقدمه ای می توان به راحتی به ارزش ژئوسایت ها یا زمین گردشگاه ها به عنوان پایه ای ترین هسته زمین گردشگری و ژئوتوریسم پی برد. در واقع مکانی که دارای یک پدیده کمیاب و ارزشمند زمین شناختی یا زمین ریخت شناختی است را ژئوسایت یا زمین گردشگاه می نامند. این نقاط باید ارزش های زیبایی شناسی و علمی داشته و امکان بازدید از آن برای همگان فراهم باشد. بر اساس ( Cowie & Wimbledon (1994 “زمین گردشگاه ها مکان هایی با نمونه های شاخص از تاریخ و فرآیندهای برجسته زمین شناختی است که در توسعه اشکال زمین موثر بوده اند و از نظر زمین شناسی ارزش جهانی دارند”

Untitled-1نقل از کتاب ژئوتوریسم، تالیف راس دالینگ و دیوید نیوسام

همزمان یونسکو، سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد،شبکه بین المللی ژئوپارک ها را جهت توسعه قلمروهایی که در برگیرنده اثرات راهبرد های علوم زمین و دانش زمین شناسی برای توسعه پایدار  منطقه ای است، در سراسر جهان ایجاد کرده است. این نهاد توجه ویژه ای به مسئله محافظت و توسعه میراث زمین شناسی از طریق ژئوپارک ها دارد، زیرا ژئوپارک ابزاری مناسب جهت آموزش گسترده با “روشی ساده” در مورد محیط زیست و علوم زمین است و علاوه بر آن، ثبت تاریخچه زمین به دلایل زیبایی شناختی، فرهنگی، علمی، اهمیت و پتانسیل آن برای تولید از طریق توسعه اقتصادی پایدار، ضروری است.

geopark

صفحه شبکه جهانی ژئوپارک ها در یونسکو

در ایران از سال ۱۳۸۲ سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی به همکاری پایگاه ملی داده های علوم زمین کشور برنامه گسترده ای را برای شناسایی و معرفی پدیده ها و عوارض زمین شناختی کشور آغاز نمودند. کوشش های این دو مجموعه منجر به ثبت اولین ژئوپارک ایران به نام “ژئوپارک قشم” در فهرست ژئوپارک های جهانی یونسکو و تهیه اطلس ژئوتوریسم قشم گردید. ژئوپارک قشم درغرب جزیره قشم قرار دارد و در حقیقت محدوده‌ای طولی است که شرق آن به روستای طبل صلخ، غرب آن به روستای گوریکانی، از شمال به ساحل شمالی و از جنوب به ساحل جنوبی منتهی می‌شود. این ژئوپارک دارای هفت سایت اصلی تنگه چاه کوه، دره ستاره افتاده، دره تندیس‌ها، دره شور، نمکدان، دولاب وکورکوراکوه است.

Untitled-1

نقشه زمین گردشگاه های ژئوپارک قشم

اگر چه جزیره قشم، ‌اولین ژئوپارک تائید شده توسط یونسکو در ایران است؛ اما کشور ما  همانگونه که از نظر تنوع زیستی و اقلیمی کشوری متنوع است از نظر گوناگونی پدیده های زمین شناختی (ژئودایورسیتی) نیز در جهان کم نظیر و چشمگیر است و کم و بیش می توان گفت که از هر گونه پدیده وابسته به دانش زمین شناسی، نمونه ای در ایران به چشم می خورد. ” بهشت زمین شناسان” و “موزه یک و نیم میلیون کیلومتری ” از لقب هایی است که برخی کارشناسان در مورد ایران بکار می برند. پدیده هایی مانند چشمه زیبای باداب سورت، دشت لوت، منطقه ارس، جزیره هرمز و … نمونه های اندکی از این طبیعت بی‌نظیر است که می‌تواند زمین گردشگاه ها و ژئوپارک های بسیار بیشتری را در لیست یونسکو به خود اختصاص دهد.

ZG-Hormoz-15

ساحل زیبای جزیره هرمز

امروزه در بیشتر کشورهای دنیا ، ژئوتوریسم ، واژه ای شناخته شده است. گردشگران داخلی و خارجی از پدیده های منحصر به فرد و دیدنی های مربوط به علوم زمین دیدن می‌کنند و لحظات شاد و مفرحی را در کنار خانواده و دوستان سپری می‌نمایند. به خصوص کودکان و نوجوانان از این نوع گردشها لذت فراوان برده و درسهای بسیار می آموزند. آنچه تا کنون از گردشگری در ذهن ما خطور می کرد ، دیدن بناهای تاریخی و آثار باستانی است که تنها بخش کوچکی از گردشگری به شمار می‌آید، ولی آیا میدانید که دیدنی های زمین شناسی هم یکی از جذاب ترین زمینه های گردشگری و جذب گردشگر است ؟

چنین گشت هایی هم برای افراد محلی و هم برای بازدیدکنندگان ، منافع مشترک دارد: اقتصادهای کوچک محلی فعال شده و از سوی دیگر بازدیدکنندگان با مجموعه ای از فرهنگ و آداب و سنن متفاوت آشنا می شوند. در این رابطه، امتیازات دیگری را هم می توان برشمرد که حفاظت از منابع طبیعی یکی از آنها است . پاکیزه نگهداشتن طبیعت و حفظ آن به همان شکلی که به دست ما رسیده ، بسیار حائز اهمیت است . متاسفانه گاه به گاه ملاحظه میشود به دلایل فقرفرهنگی و نا آشنایی با استانداردهای اخلاق و رفتار گردشگری، بازدید کنندگان ، ناخواسته یا ندانسته، به تخریب طبیعت و آثار منحصربه فرد آن می پردازندو با نوشتن یادگاری یا ریختن زباله ، محل را به صورتی غیر قابل استفاده در می آورند. از طرفی توسعه بی برنامه و بی رویه شهری و امکانات رفاهی نظیر جاده ها ، رستورانها و نیزعدم توجه به ظرفیت پذیرش یک محل از جذابیت های آن به‌شدت می‌کاهد و سود کوتاه مدت، جایگزین برنامه ای اصولی در دراز  مدت می‌شود.

ژئوتوریسم مورد علاقه قشر وسیعی از گردشگران است؛ هم آنهایی که دانشی از علوم زمین دارند و هم گردشگران عادی که به علوم زمین شناسی علاقمند هستند. علاقمندان به این رشته، ژئوپارک ها و پدیده های زمین شناسی را برای ماجراجویی های خود انتخاب می کنند.

پدیده های طبیعی مانند لندفرمها، رخنمون ها و اشکال زمین که در نتیجه فرسایش، فعالیت های آتشفشانی، چین خوردگی ها و گسلها، تپه های مرجانی و فرایندهای کوه زایی به وجود آمده اند، مورد علاقه ژئوتوریست ها هستند. اشکال مختلف زمین شناسی در نتیجه تغییرات اقلیمی و فعالیت های زمین، چشم اندازهای بی نظیری را به وجود می آورد.

مبانی ژئوتوریسم بسیار شبیه به مبانی “اکوتوریسم” است، تنها تفاوت در نوع و ماهیت مکان و منطقه ای است که مورد بازدید قرار می گیرد. ژئوتوریسم درست همانند همتای خود “اکوتورسم” بر توسعه پایدار تاکید دارد و بهبود وضعیت اقتصادی، طبیعی و فرهنگی را با استفاده صحیح از منابع موجود و در نظر گرفتن منافع نسل های بعدی، به دنبال دارد.  گردشگران در ژئوتوریسم، پدیده های زمین شناسی را مورد بازدید قرار می دهند، هویت جوامع بومی را در نظر می گیرند و با حفظ منابع برای نسل های بعد، از تجربه سفر خود لذت می برند.

منابع

“ژئوتوریسم چیست” سایت : https://blog.eravel.com/

وب سایت رسمی ژئوپارک قشم : http://qeshmgeopark.ir

“درآمدی بر ژئودایورسیتی، به عنوان پایه ای برای توسعه ژئوتوریسم”، عبدالله یزدی

کلمات کلیدی: اکوتوریسم , ایران , توریسم , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , گردشگری , ژئوپارک , ژئوتوریست , توسعه پایدار , ژئوسایت , مسافرت مسئولانه , میراث زمین شناختی , زمین گشت

کوهستان البرز

تصویر بالا، ارتفاعات کوهستانی مشرف به شهر تهران را نشان می دهد. کوهستانی که از شمال تهران تا دریای خزر را پوشانده است با نام ” البرز “ شناخته می شود. این عکس توسط “امیر حسین عزیزیان” در یک روز بهاری و از معدود ایامی که تهران دارای هوایی پاک بوده است،از فراز برج میلاد تهران گرفته شده است. در منتهی الیه سمت راست عکس قله دماوند خودنمایی می کند.

کوهستان البرز شامل بلندی‌های شمال صفحه ایران است که به شکل تاقدیسی مرکب (Anticlinorium) در یک راستای عمومی خاوری – باختری از آذربایجان تا خراسان امتداد دارد.

از دیدگاه زمین ریخت شناسی، مرز شمالی البرز منطبق بر تپه – ماهورهای متشکل از نهشته های ترشیری و دشت ساحلی خزر است. از نگاه زمین شناختی نیز مرز شمالی البرز محدود به زمین‌ درز (suture zone) تتیس کهن است که از برخورد لیتوسفر قاره‌یی البرز با لیتوسفر توران، در تریاس پسین به وجود آمده است. ولی حد جنوبی البرز چندان روشن نیست. برخی پژوهشگران مرز جنوبی البرز را گسله های مختلف مانند گسله تبریز، گسله عطاری، گسله گرمسار، گسله سمنان در نظر گرفته‌اند. ولی چنین به نظر می‌رسد که مرز شاخصی در جنوب البرز وجود نداشته باشد. به بیان دیگر مرز بین پهنه البرز با ایران مرکزی را باید تدریجی در نظر گرفت.

برپایه مطالعات انجام شده، مشخص گردیده که بسیاری از واحدهای سنگچینه‌ای البرز و ایران مرکزی از دیدگاه رخساره و شرایط تشکیل همانند یکدیگرند، به گونه ای که البرز را می‌توان چین های حاشیه ای ایران مرکزی دانست که در شکل‌گیری آن، برخورد دو صفحه ایران و توران و پیامدهای آن نقش اساسی داشته اند. همسانی البرز با ایران مرکزی به ویژه در دامنه جنوبی بیشتر است، ولی در دامنه شمالی تقاوت‌هایی گزارش شده است.

سرگذشت ساختاری و چینه‌ای البرز در همه‌ جا یکسان نیست. به همین‌ رو جدا از واژه‌های جغرافیایی مانند البرز باختری، البرز مرکزی و یا البرز شمالی، از نظر زمین شناسی نیز تفاوت هایی وجود دارد. برای نمونه می‌توان از زون رشت – گرگان نام برد که شامل مناطق جنوبی دریای خزر می‌باشد.

از دیدگاه چینه شناسی، از نظر برخی کارشناسان کهن‌ترین سنگهای البرز، دگرگونی‌های جنوب گرگان (شیست‌های گرگان) است. ولی امروزه مشخص شده که کهن‌ترین سنگ ها در پهنه البرز، سازند کهر با سن نوپروتروزوئیک پسین می‌باشد.

علوی (۱۹۹۱) با تکیه بر سنگ رخساره‌ها به ویژه نقش زمین ساخت برحوضه رسوبی البرز، همه سنگ های البرز را به چند واحد زمین ساختی- چینه نگاشتی بزرگ به شرح زیر تقسیم کرده است:

  • توالی سکوی پرکامبرین پسین – اردوویسین
  • سنگ های ماگمایی (درونی و بیرونی) اردوویسین میانی – دونین
  • توالی فلات قاره دونین – تریاس میانی
  • نهشته های پیش خشکی تریاس بالایی – ژوراسیک میانی
  • توالی فلات قاره ژوراسیک میانی – کرتاسه با دو رخساره ناهمسان در البرز جنوبی و شمالی
  • مجموعه ماگمایی البرز به سن سنوزوئیک
  • رسوبات همزمان با کوهزایی سنوزوئیک با دو رخساره ناهمسان در البرز شمالی و جنوبی.

سنگ های ماگمایی اردوویسین – دونین معرف یک مرحله بازشدگی و جدایش سکوی پرکامبرین پسین – پالئوزوئیک پشین البرز اند.

در تریاس پسین نیز لیتوسفر قاره یی البرز و ورق توران با یکدیگر برخورد کرده و در اثر این برخورد، ضمن پایان گرفتن حیات فلات قاره، پدیده های فراخاست (uplifting)، دگرگونی، جایگیری توده های گرانیتوئیدی انجام و حوضه های رسوبی پیش خشکی (foreland) تریاس پسین- ژوراسیک میانی شکل گرفته اند. بررسی جغرافیایی دیرینه البرز نشان می دهد که رسوبات پالئوزوئیک دامنه شمالی، ستبرای بیشتری داشته و در پاره‌یی نقاط همچون کندوان، ناپیوستگی رسوبی میان سنگ های پرمین و تریاس در کمترین اندازه است. در ضمن، ستبرای رسوبات زغالدار تریاس بالا – ژوراسیک میانی در دامنه شمالی، چندین برابر دامنه جنوبی است و با سنگ های کرتاسه بالایی حجم قابل توجهی از سنگ های آتشفشانی برونزد دارند. این نکته‌ها نشان می‌دهد که در زمان های پالئوزوئیک – مزوزوئیک حوضه رسوبی دامنه شمالی البرز عمیق‌تر از دامنه جنوبی بوده است. در حالی که در سنوزوئیک به بعد، شرایط دیرینه جغرافیا تغییر عمده کرده و در حالی که در دامنه شمالی، گسلش راندگی و فراخاست روی داده، در دامنه جنوبی البرز، دریای پسرونده، کم‌ژرفا و در حال فرونشستی وجود داشته است که در آن چند هزار متر انباشته‌های آذر آواری – تخریبی همزمان با کوهزایی برجای نهاده شده است.

هم شیبی نسبی و حتی تدریجی بودن احتمالی گذر سازند کهر به ردیف‌های جوانتر مانند سازند سلطانیه نشان می‌دهد که شواهدی روشن از عملکرد رویداد «کاتانگایی» در کوه های البرز دیده نشده است. در بیشتر نواحی البرز، رسوبات پالئوزوئیک – تریاس میانی به رغم نبودهای چینه‌ای فراوان، هم شیب اند که نشانگر حرکت های زمین ساختی از نوع بوم زا (epeirogeny) است. در تریاس پسین، همزمان با رویداد کوهزایی سیمرین پیشین، اگرچه رویدادهای ناشی از برخورد حاشیه قاره‌ای فعال و پویای توران با حاشیه قاره‌ای ناپویای البرز، موجب شکل‌گیری گسله‌های راندگی و فرارانش مجموعه‌ های اقیانوسی تتیس کهن بر روی لبه شمالی البرز شده، ولی نخستین کوهزایی آلپی واقعی در پالئوسن، همزمان با رویداد لارامید (Laramide)، رخ داده که با گسلش راندگی چین خوردگی و فراخاست (Uplifting)، پیدایش حوضه های رسوبی میان کوهی، انباشت آواری‌های همزمان با کوهزایی و مهاجرت پیش خشکی به سمت جنوب همراه بوده است.

کوهزایی بعدی در آغاز اولیگوسن روی داده، که پیامدهای آن ماگماتیسم درونی، از آب خارج شدن گسترده زمین و گسترش حوضه های میان کوهی بوده است. آخرین فاز کوهزایی آلپی نیز در اواخر پلیوسن یا اوایل پلئیستوسن صورت گرفته که حاصل آن گسلش، راندگی، مرتفع شدن و شکل‌گیری  سیمای امروزی البرز است.

در البرز ساختارهای زمین‌شناسی بیشتر از نوع چین‌های ملایم و ناهماهنگ (Dis-harmonic) با روند عمومی خاوری – باختری است. در بخش باختری البرز، ساختارها روند شمال باختری- جنوب خاوری دارند. ولی در بخش خاوری روند ساختارها بیشتر شمال خاوری – جنوب باختری است. این دو روند ناهمسان در البرز مرکزی به یکدیگر می‌رسند.

لازم به یادآوری است که در شکل گیری ساختارهای چین خورده البرز، عواملی مانند برخورد صفحه ایران و توران، عملکرد گسله ها (راندگی) و بالاخره عملکرد گسله های امتداد لغز شمال باختری – جنوب خاوری جدا از چین خوردگی- راندگی نیز نقش مهمی در ساختار البرز بازی کرده اند. برپایه مطالعات انجام شده، در دامنه شمالی البرز شیب راندگی ها به سوی جنوب بوده و فرادیواره به سمت شمال حرکت می‌کند. در حالی که در دامنه جنوبی، شیب راندگیها به سوی شمال و حرکت فرادیواره به سوی جنوب می‌باشد.

البته بررسی های اخیر علوی (۱۹۹۱) در چند منطقه مانند بینالود- جنوب گرگان، کیاسر، شمال تهران و تالش، نتایجی را د رمورد سازوکار و نقش راندگیها بدست آورده که به چند مورد آن در زیر اشاره می‌گردد:

  • الگوی ساختاری چیره در البرز از نوع گسلش راندگی است، که موجب حمل ورقه‌های ساختاری فراوان شده و سیستم‌های دوپلکس (Duplex) را به وجود آورده است. سیستم های دوپلکس محصول دو نسل گسلش راندگی می‌باشند: سن نسل اول راندگی ها متعلق به ژوراسیک میانی و در ارتباط با رویدادهای برخوردی سیمرین پیشین می‌باشد. ولی سن نسل دوم راندگی ها مربوط به سنوزوئیک و در ارتباط با کوهزایی آلپی است.
  • مهمترین ویژگی راندگی‌های سیمرین شکل‌پذیر بودن آنهاست ولی راندگیهای سنوزوئیک (راندگیهای آلپی) سرشتی شکننده دارند.
  • هر دو نسل گسلش شیبی به سوی شمال خاوری دارند و روند آنها شمال باختر – جنوب خاور یعنی موازی روند البرز است.
  • در نتیجه عملکرد دو نسل راندگی مورد نظر، ورقه های گونه‌گون از پس خشکی (hinterland) شمال باختر به سمت پیش خشکی (Foreland) جنوب باختر جابه‌جا شده‌اند. در اثر این راندگی‌ها سنگ های کهن بر روی سنگ های جوانتر رانده شده‌اند ولی گاهی سنگ های جوانتر نیز بر روی سنگ های قدیمی تر رانده شده‌اند.

چندین گسله طولی موازی (بیشتر با سازوکار معکوس) در تکوین روند ساختاری کوه های البرز، نقشی بسیار مهم داشته اند. برخی از این گسله ها  از جمله گسله های مهم ایران نیز شمرده می‌شوند. گسله های مشاء فشم، طالقان، کندوان، خزر  و … از این دسته اند.

گذر چندین گسله طولی و موازی با روند ساختاری کوه های البرز، موجب تفکیک البرز به چندین بخش ساختاری شده است. این بخش بندی برپایه نظر پژوهشگران، نامگذاری های متفاوتی پیدا کرده اند. رایج ترین این بخش بندی ها مربوط به اشتوکلین است .

۰۰۱

این بخش‌بندی‌ها به شرح زیر می‌باشد (از جنوب به شمال):

الف: باریکه (زون) ترشیری جنوبی

مرز جنوبی این باریکه از کرج، جنوب تهران و جنوب گرمسار گذشته و از سوی شمال به وسیله گسله راندگی مشاء – فشم محدود گردیده است. برخی از پژوهشگران، بخش جنوبی این باریکه را به بخش شمالی ایران مرکزی نسبت داده و برخی دیگر نیز آن را مرز تدریجی البرز به ایران مرکزی می‌دانند.

سنگ های این باریکه از نوع آتشفشانی ائوسن با ستبرای زیاد می‌باشد و بر روی آن نیز سنگ های نئوژن که محصول محیط خشکی اند قراردارد. این باریکه که با راندگی های ملایم به سوی جنوب مشخص است، در ناحیه پروژه آنجا که گسله مشاء – فشم سنگ های پرکامبرین را بر روی سنگ های آتشفشانی تر شیری جنوبی رانده است، ظاهر شده و قابل پی‌گیری است. کیلومترهای ابتدایی گالری موردمطالعه (قطعه اول بهسازی) از این باریکه آغاز می‌گردد.

ب: باریکه جنوبی – مرکزی

در این باریکه رسوبات کم‌ژرفای پیش از ائوسن همراه با حجم زیادی از سنگ های آتشفشانی ائوسن پوشیده شده است. وجود راندگی های پس از ائوسن از جمله ویژگی های این باریکه می‌باشد. در مقیاس بزرگتر، باریکه جنوبی – مرکزی به دوبخش تفکیک گردیده است:

(۱) باریکه پالئوزوئیک – مزوزوئیک جنوبی

در این باریکه، سنگ های پالئوزوئیک به وسیله گسله معکوس «حسنکدر» در همبری با سنگهای مزوزئیک (تریاس و ژوراسیک) قرار گرفته اند.

(۲) باریکه ترشیری مرکزی

این باریکه از شمال راندگی طالقان آغاز شده و تا راندگی کندوان ادامه می‌یابد. در این محدوده همانگونه که از نامش بر می‌آید، محل رخنمون سنگ های ترشیری شامل سنگ های سازند کرج (با سن پالئوسن- ائوسن) و سنگ های الیگومیوسن می باشد.

باریکه ترشیری مرکزی، خود میزبان گسله های معکوس گچسر، وارنگه رود و چندین گسله متوسط و کوچک نیز می‌باشد.

پ: باریکه مرکزی – شمالی

در این زون که رسوبات پایاب با سن پرکامبرین پسین تا کرتاسه بالایی انباشته شده اند در مطالعات بزرگ مقیاس نیز به دو بخش تفکیک شده است.

(۱) باریکه مزوزوئیک شمالی

از جنوب به وسیله راندگی کندوان و از شمال به وسیله گسله معکوس دونا- سیاه بیشه محدوده گردیده و محل رخنمون سنگهای مزوزوئیک (بیشتر تریاس و ژوراسیک) می‌باشد.

(۲) باریکه پالئوزوئیک مرکزی

حدفاصل گسله معکوس دونا – سیاه بیشه تا راندگی دشت نظیر – تاتر، محدوده رخنمون سنگ های پرکامبرین و پالئوزوئیک (سازندهای کهر، باروت، زایگون، میلا، مبارک، روته) می‌باشد.

ت: زون مزوزوئیک شمالی

از راندگی دشت نظیر –تاتر به سوی شمال محدوده رخنمون سنگ های مزوزوئیک همراه با سنگهای نئوژن می‌باشند. مرز شمالی این باریکه، گسله خزر می‌باشد که در جنوب آن دشت ساحلی خزر (Khazar coastal plain) واقع است.

در شمال خاوری این باریکه نیز برآمدگی (spur) گرگان میزبان سنگ های دگرگونی و سنگ های مزوزئیک می‌باشد. برآمدگی یا پیش‌آمدگی گرگان دارای روند خاوری – باختری بوده و به نظر می‌رسد که بخشی از منشور فزاینده (accretionary prism) تتیس کهن باشد.

کلمات کلیدی: اشتوکلین , البرز , برج میلاد , تکتونیک البرز , تهران , چینه شناسی البرز , دماوند , راندگی , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم,  علوی , فراخاست , کوهزایی , گسلش , لارامید

زیروکی، اولین گودال برخوردی در ایران

با وجود مطالعات گسترده انجام شده درباره پدیده های ژئومورفولوژی ایران، تا کنون بررسی گودال های برخوردی مورد توجه قرار نگرفته است. تنها دو گزارش قدیمی و فراموش شده وجود دارند که معطوف به ساختارهای شبه برخوردی در ایران بوده اند. یک مورد توسط اسکرین (Skrine) انگلیسی در سال ۱۹۳۱ به عنوان چاله احتمالاً شهابسنگی گوهرکوه (Gwar-Kuh) و به قطر ۴۵ متر در جنوب شرقی ایران معرفی گردید، که در مطالعات بعدی توسط اسپنسر (Spencer) بریتانیایی به کلی رد شد و امروزه مشخص شده که احتمالاً مربوط به یک چاله شبه کارستی (Sinkhole) بوده است. مورد دیگر نیز گزارشی درباره گودال قلعه حسنعلی (Qal’eh-Hasanali) به قطر ۱٫۱ کیلومتر به همراه ۱۴ گودال کوچک دیگر پیرامون آن در منطقه راین استان کرمان بود که ابتدا توسط گویکوویچ (Gojković) زمین شناس یوگسلاوی در سال ۱۹۷۳ به عنوان گودال برخوردی شناسایی گردید اما با مطالعات کامل تر میلتون (Milton) آمریکایی در سال ۱۹۷۶ به عنوان دهانه آتشفشانی (Maar) معرفی شد.

در این نوشتار بر اساس روش های سنجش از دور و برداشت های میدانی، یک ساختار دایره ای شکل با نام زیروکی (Zirouki) در دشت سمسور (Samsour) استان سیستان و بلوچستان در جنوب شرق ایران شناسایی گردید که پیش از این توسط منصوری دانشور (Mansouri Daneshvar) و همکاران در سال های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۳ به ترتیب در دومین کنفرانس گودال های برخوردی و اختر زمین شناسی کشورهای عرب و مجله پردازش اطلاعات علوم زمین به عنوان یک گودال احتمالی حاصل از برخورد شهاب سنگی معرفی شده است. پس از آن، این گودال توسط باراتوکس (Baratoux) و همکاران هم در سال ۲۰۱۲ به عنوان یک سایت دارای پتانسیل برخورد معرفی شد. در آگوست ۲۰۱۳ هم به عنوان تنها گودال برخوردی شهابسنگی امکان پذیر (Probable) و قابل تأیید در ایران در پایگاه تخصصی ساختارهای برخوردی جهان (دانشنامه مخاطرات طبیعی دانشگاه نووسی بیرسک، روسیه) ثبت گردید.

ساختار دایره ای شکل زیروکی در دشت سمسور استان سیستان و بلوچستان و در جنوب خاور ایران واقع شده است. این ساختار با قطر ۳ تا ۵/۳ کیلومتری و عمق ۳۰ تا ۵۰ متری در مختصات جغرافیایی ۲۸۲۸۲۸ عرض شمالی و ۶۰۰۰۴۱ طول شرقی و در ارتفاع ۸۵۰ تا ۹۰۰ متری از سطح دریاهای آزاد قرار گرفته است. این گودال به لحاظ تقسیمات کشوری در باختر استان سیستان و بلوچستان و در شهرستان ایرانشهر، بخش بزمان و دهستان آب رییس قرار دارد.

fig_3

جایگاه گودال زیروکی بر روی تصویر ماهواره ای

خلاصه نتایج بررسی های صورت گرفته در مورد این گودال در طی دو سال گذشته نیز بارها در وبلاگ ژئومورفولوژی و برنامه ریزی محیطی منعکس شده است. ارزیابی گودال زیروکی با استفاده از تفسیرهای سنجش از دور ژئومورفولوژیکی و در سطوح مختلف مطالعات توپوگرافی، ژئوفیزیک، زمین شناسی، و پتروگرافی به انجام رسیده است.

مورفولوژی گودالی شکل ساختار مورد مطالعه به طور کامل و با اختلاف ارتفاع مشخصی، مشهود است. علاوه بر این استخراج پروفیل های توپوگرافیکی از DEM نشان داد که در چهار جهت مختلف، علاوه بر ساختار گودالی شکل با لبه های برآمده، برجستگی مرکزی نیز به وضوح دیده می شود. داده های ژئوفیزیک هوابرد نیز وجود یک ساختار دایره ای شکل با بی هنجاری گرانشی منفی را به شکل متمرکز بر روی این ساختار نشان داد که این موضوع خود یکی از شواهد ارزشمند در ارزیابی گودال های برخوردی به شمار می رود.

نقشه ژئوفیزیک هوابرد محدودهی مطالعاتی؛ محصول پردازش ترازهای میدان مغناطیسی برگردان به قطب

این گودال با پوشش رسوبات حجیم آبرفتی و سیمای ظاهری خود شباهتی به یک ساختار آتشفشانی ندارد و با توجه به شرایط زمین شناسی آن و قرارگیری نهشته های آبرفتی بر روی زمینه پلئیستوسن – میوسن می توان گفت که سن زمین شناسی این پدیده در مقایسه با سایر گودال های مشابه مثل بارینگر در آمریکا  در حدود دوره کواترنر قابل تخمین است.

نقشه زمین شناسی مقیاس 1:100000 محدوده مطالعاتی

نقشه زمین شناسی مقیاس ۱:۱۰۰۰۰۰ محدوده مطالعاتی

نتایج مطالعات پترولوژی انجام شده نشان دهنده سنگی وابسته به سنگ های بازالتی- آندزیتی غنی از اکسید تیتانیوم TiO2 (از اجزای کمیاب زمینی) است که دارای مقادیر معنی داری از اجزای سیلیکات، اکسید آلومینیوم، کربنات و اکسید آهن می باشد. همچنین نتایج آزمایش XRF نشان دهنده وجود عناصر کمیاب گروه سیدروفیل شامل نیکل Ni، کبالت Co و کروم Cr نیز می باشد.

همه شواهد به دست آمده نشان دهنده رویارویی ما با یک گودال برخوردی احتمالی است لذا امروز می توان گفت که این منطقه اولین گودال احتمالی حاصل از برخورد شهابسنگ در ایران است و از این رو ارزش علمی و حفاظت محیط زیستی دارد.

نمایی از گودال زیروکی در دشت سمسور استان سیستان و بلوچستان

نمایی از گودال زیروکی در دشت سمسور استان سیستان و بلوچستان

برداشت های میدانی هم علاوه بر ابعاد زمین شناسی، ارزش اکولوژیکی گودال را نشان می داد که گونه های زیستی متراکم و متنوع شوری پسند، وجود چشمه های آب شور متعدد در لبه های گودال و شکل گیری تالاب فصلی در محل گودال بخشی از آن بود.

این گودال اگر به عنوان یک ساختار برخورد شهابسنگی مورد تأیید قطعی قرار گیرد، اولین نمونه در ایران و سومین نمونه در خاورمیانه پس از گودال وبار (Wabar) در عربستان و گودال جبل وقف الصوان (Jebel Waqf as Suwwan) در اردن هاشمی خواهد بود.

دکتر محمدرضا منصوری دانشور

 

کلمات کلیدی: استان سیستان و بلوچستان , ایران , ایرانشهر , بزمان , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت ,زیروکی , شهاب سنگ ,گودال برخوردی , ژئوتوریسم , زمین گشت

 

منابع:

Mansouri Daneshvar, M.R., Bagherzadeh, Ali. 2011. Investigation of possible evidence for an impact structure (Zirouki crater) in Samsour desert, SE Iran. Proceedings of Second Arab Impact Cratering and Astrogeology Conference, Casablanca, Morocco. pp 62–۶۳٫

Mansouri Daneshvar, M.R., Bagherzadeh, A., 2013. Geomorphological investigation of possible impact evidences for the crater-shaped structure of Zirouki in Samsour Desert, SE Iran. Earth Science Informatics 6(4), 241–۲۵۲٫

tsun.sscc.ru/nh/impact.php (Expert Database on Earth Impact Structures: EDEIS)

http://www.mrmd.blogfa.com (Geomorphology and Environmental Planning)

زاگرس؛ ۶۵ میلیون سال

در زمانه ای ما بین ۶۵ تا ۲ میلیون سال قبل که در تقویم زمین شناسی ترشیاری نامیده می شود، در محدوده ی زاگرس کنونی، چند محیط جغرافیایی و رسوبی مختلف وجود داشته است. پس از حرکات کرتاسه ی پسین (۱۳۸ تا ۹۶ میلیون سال قبل) و در اوایل ترشیاری تمامی زاگرس در زیر آب دریا قرار داشت. در نتیجه در مناطق ساحلی این دریا رسوبات آواری (سازند ساچون) و در مناطق کم عمق آن  رسوبات کربناته (سازند جهرم) و در مناطق عمیق آن رسوبات ریز دانه شیلی (سازند پابده) در حال تشکیل و نهشت بوده اند.

در همین زمان در مناطق پست، سه دریای موازی وجود داشتند به نام های لنگه، خوزستان و تتیس که با کوه های مرتفعی از یکدیگر جدا می شدند. مواد فرسایشی این کوه ها وقتی به درون گودی ها که سه دریای اشاره شده بودند، حمل می شد، تداخل هایی با سازندهای در حال تشکیل پابده و جهرم ایجاد می کرد. در نتیجه رسوبات آواری که با سازند پابده همراه هستند، “سازند امیران” و در نقاطی که با سازند جهرم تداخل دارند “سازند کشکان” نامیده شدند.

در مناطق مرکز و شمالی لرستان سازندهای امیران، تله زنگ، کشکان و شهبازان جایگزین پابده شده اند که نشانگر تغییرات حوضه رسوبی در این منطقه در طول زمان پالئوسن تا الیگوسن در این منطقه است.

در مناطق مرکز و شمالی لرستان سازندهای امیران، تله زنگ، کشکان و شهبازان جایگزین پابده شده اند که نشانگر تغییرات حوضه رسوبی در طول زمان پالئوسن تا الیگوسن در این منطقه است.

در ائوسن میانی (حدود ۴۵ میلیون سال قبل) همزمان با کوهزایی پیرنئن و در اثر نیروهای آن و افزایش ارتفاع، آب دریا عقب نشینی کرده و زاگرس از آب بیرون آمد. تنها در بخش های مرکزی و عمیق تر دریاها که هنوز باقی مانده بودند، یعنی در لنگه و خوزستان، رسوبگذاری سازند پابده همچنان ادامه داشته است. در نتیجه در جاهایی که سازند جهرم نهشته شده مرز این سازند با سازند بالایی ناپیوسته و فرسایشی است.

در ائوسن پسین – الیگوسن (حدود ۴۰ تا ۲۲٫۵ میلیون سال قبل) لرستان و فارس از آب بیرون بوده ولی در دریاهای خوزستان و لنگه رسوبات دریای عمیق سازند پابده در حال تشکیل بوده است. در پایان الیگوسن (۲۲٫۵ میلیون سال قبل) دریا به آرامی شروع به پیشروی می کند. در نتیجه رسوبات “سازند آسماری” در بخش هایی از زاگرس شروع به نهشته شدن می کنند. در مرز دوره های الیگوسن و میوسن (۲۲٫۵ میلیون سال قبل) یعنی در زمانی که در اکثر نقاط زاگرس رسوبات سازند آسماری در حال تشکیل بوده اند، در اهواز لایه های ماسه سنگی در حال تشکیل بوده اند (بخش ماسه سنگی اهواز) و در لرستان رسوبات تبخیری (بخش کلهر) نهشته می شده اند. در سایر نقاط زاگرس دریا کم عمق و نهشته های کربناتی آسماری در حال تشکیل بوده اند.

 

با شروع دوران سنوزوئیک، بیشتر نقاط زاگرس در زیر دریایی عمیق و سازند شیل و مارنی پابده در حال نهشته شدن بوده و این رسوبگذاری تا زمان الیگوسن که دریا کم عمق شده و سازند کربناته آسماری شروع به تشکیل نموده، ادامه داشته است. ردیف رسوبی این دو سازند در گود کناردان در استان هرمزگان در تصویر دیده می شود.

با شروع دوران سنوزوئیک، بیشتر نقاط زاگرس در زیر دریایی عمیق قرار داشته و سازند شیل و مارنی پابده در حال نهشته شدن بودهاست. این رسوبگذاری تا زمان الیگوسن که دریا کم عمق شده و سازند کربناته آسماری شروع به تشکیل نموده، ادامه داشته است. ردیف رسوبی این دو سازند در گود کناردان در استان هرمزگان در تصویر دیده می شود.

 

توالی رسوبی پابده و آسماری در استان فارس، جنوب کوار - سنگ آهک های ستبر لایه آسماری بر روی مارن و شیل های سازند پابده نشسته اند.

توالی رسوبی پابده و آسماری در استان فارس، جنوب کوار – سنگ آهک های ستبر لایه آسماری بر روی مارن و شیل های سازند پابده نشسته اند.

در اوایل میوسن (حدود ۲۰ میلیون سال قبل) با پیشروی گسترده ی دریا تمام لرستان و بخش اعظم خوزستان نیز به زیر آب رفته و رسوبگذاری سازند آسماری تا اواخر میوسن پسین (حدود ۱۶٫۶ میلیون سال قبل) ادامه یافته است. در این زمان با افت سطح دریا و ایجاد شرایط ساحلی و بسیار کم عمق، رسوبات تبخیری ایجاد و نهشته می شود. این رسوبات “سازند گچساران” را در دریای خوزستان ساخته اند که گسترش آن در بیشتر مناطق زاگرس دیده می شود. در همین زمان “سازند آواری رازک” در فارس و “سازند کربناتی میشان” در فروافتادگی خوزستان در حال نهشته شدن بوده اند.

توالی رسوبی سازند های آسماری، گچساران و بختیاری در کنار دریاچه سد کارون 4 در این تصویر سازند آغاجاری وجود نداشته و سازند بختیاری مستقیماً بر روی گچساران نشسته است.

توالی رسوبی سازند های آسماری، گچساران و بختیاری در کنار دریاچه سد کارون ۴ – در این تصویر سازند آغاجاری وجود نداشته و سازند بختیاری مستقیماً بر روی گچساران نشسته است.

 

درست در زمانی که سازند تبخیری گچساران در بیشتر نقاط زاگرس در حال تشکیل بوده، در فارس محیط رسوبی متفاوتی وجود داشته و سازند آواری رازک با سیلت و ماسه سنگ و مارن در حال تشکیل بوده است. تصویر فوق مربوط به جنوب کوار و برونزد سازند رازک در ناودیس رودخانه ی قره آغاج بر روی سازند آسماری است.

درست در زمانی که سازند تبخیری گچساران در بیشتر نقاط زاگرس در حال تشکیل بوده، در فارس محیط رسوبی متفاوتی وجود داشته و سازند آواری رازک با سیلت و ماسه سنگ و مارن در حال تشکیل بوده است. تصویر فوق مربوط به جنوب کوار و برونزد سازند رازک در ناودیس رودخانه ی قره آغاج بر روی سازند آسماری است.

 

در فروافتادگی خوزستان به جای سازند تبخیری گچساران، عضو آهکی سازند میشان یعنی آهک گوری در حال تشکیل بوده است. در تصویر آهک ریفال گوری در شمال فیروزآباد فارس دیده می شود.

در فروافتادگی خوزستان به جای سازند تبخیری گچساران، عضو آهکی سازند میشان یعنی آهک گوری در حال تشکیل بوده است. در تصویر آهک ریفال گوری در شمال فیروزآباد فارس دیده می شود.

 

با تغییر محیط رسوبی و پیشروی دریا نهشت رسوبات کربناته سازند میشان در خوزستان بر روی رسوبات تبخیری گچساران ادامه داشته اما در لرستان رسوبگذاری نهشته های آواری سازند آغاجاری آغاز شده است. این نهشت رسوبات آواری از میوسن میانی تا پلیستوسن (۱۱ تا ۱ میلیون سال قبل) در زاگرس ادامه داشته و پس از آن رسوبات آبرفتی – کوهپایه ای حاصل از فرسایش ارتفاعات (سازند بختیاری) روی آنها را پوشانده است.

در لرستان، سازند آغاجاری مستقیماً بر روی سازند گچساران نشسته است اما در سایر نقاط زاگرس بر روی سازند میشان قرار دارد. پس از پایان رسوبگذاری سازند آغاجاری و چین خوردگی لایه های آن سازند بختیاری با یک ناپیوستگی بر روی آن قرار گرفته است. در تصویر این ناپیوستگی در منطقه پل زال دیده می شود.

در لرستان، سازند آغاجاری مستقیماً بر روی سازند گچساران نشسته است اما در سایر نقاط زاگرس بر روی سازند میشان قرار دارد. پس از پایان رسوبگذاری سازند آغاجاری و چین خوردگی لایه های آن سازند بختیاری با یک ناپیوستگی بر روی آن قرار گرفته است. در تصویر این ناپیوستگی در منطقه پل زال دیده می شود.

در دوره کواترنری (از ۱٫۸ میلیون سال قبل تاکنون) زاگرس از آب بیرون بوده است. در این زمان کوهزایی ها شکل کنونی زاگرس را شکل داده اند و رسوبات و نهشته های این زمانه محدود به آبرفت هاست.

برگرفته از کتاب “زمین شناسی ایران” دکتر آقانباتی

 

کلیدواژه: Aghajari formation , Amiran formation , Asmari formation , Bakhtiyari formation , Gachsaran formation , Iran Geology , Iran Geotourism , Kashkan , ترشیاری , خوزستان , زاگرس , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند , سازند آسماری , سازند آغاجاری , سازند امیران , سازند بختیاری , سازند پابده , سازند تله زنگ , سازند جهرم , سازند رازک , سازند شهبازان , سازند کشکان , سازند گچساران , سازند میشان , سنوزوئیک , فارس , لرستان

گلفشان

گلفشان ها (Mud volcano) مخروط هایی شبیه آتشفشان هستند که از آنها به جای گدازه، گل فوران می کند. این مخروط ها اغلب یک تا دو متر ارتفاع دارند اما گاهی ارتفاع آنها تا ۷۰۰ متر نیز می رسد. البته گلفشان های بسیار کوچک هم هستند که به آنها “گلدان گل” می گویند.

برای ایجاد این ساختارهای طبیعی باید آب و گاز همزمان باهم وجود داشته باشند. در نتیجه گلفشان ها اغلب در نزدیکی مناطق فرورانش (مانند مکران) و یا در نزدیکی منابع نفت و گاز و در برخی موارد در نزدیکی برخی از آتشفشان های فعال یا نیمه فعال یافت می شوند.

برخی از گلفشان های ایران در ارتباط با زون فرورانش مکران شکل گرفته اند

برخی از گلفشان های ایران در ارتباط با زون فرورانش مکران شکل گرفته اند

عامل اصلی فوران گل، فشار گاز از زیر زمین و راندن روانه های گلی از طریف درز و شکاف ها و یا گسله ها به سمت بالا و سطح زمین است. در نتیجه گلفشان ها گاهی اوقات با شدت فوران کرده و گل را تا ارتفاع زیادی به بالا پرتاب کرده و در اطراف پراکنده می کنند و اما در اکثر مواقع آرام می باشند و فوران آنها به آهستگی با خروج گل غلیظ و یا رقیق به صورت قل قل کردن صورت می گیرد. گلفشان ها می توانند یک مجرا و یا چند مجرا برای خروج گل داشته باشند. اگر گل بیرون ریخته غلیظ باشد، مخروط گلفشان رشد می کند، اما اگر رقیق باشد گلفشان به شکل یک حوضچه گل در می آید.

تصویر ماهواره ای و مقطع عرضی یک گلفشان در آذربایجان

تصویر ماهواره ای و مقطع عرضی یک گلفشان در آذربایجان

با گذشت زمان و فرا رسیدن مرحله پیری گل فشان، فاصله و تناوب فعالیت های آن کمتر می شود و غلظت گل آن افزایش می یابد. در نتیجه گسترش افقی مخروط کاهش یافته و به ارتفاع آن افزوده می شود. از آن پس زمان خاموشی و مرگ گل فشان فرا می رسد و فرسایش بر آن غالب می گردد. عمل فرسایش در برخی موارد منجر به محو کامل گل فشان می گردد و اثری از آن بر جای نمی گذارد.

نمونه گیری از گازهای خروجی از گلفشان ها نشان داده است که ترکیب آنها در حدود هشتاد و شش درصد متان و مقادیر جزئی دی اکسید کربن و نیتروژن است و مایعات همراه گل بیشتر آب و گاه شامل مواد اسیدی و یا آب شور و یا سیالات هیدروکربنی است.

دمای گل خروجی از گلفشان ها بین ۱۰۰ تا ۲ درجه ی سانتیگراد متفاوت است و در برخی موارد برای “حمام گل” بسیار مناسب می باشد.

گلفشانی در کشور آذربایجان

گلفشانی در کشور آذربایجان

گلفشان ها در اقیانوس ها و خشکی ها دیده می شوند. تعداد ثبت شده ی آنها از ۱۱۰۰ مورد در خشکی فراتر نمی رود اما پیش بینی می شود بیش از ۱۰ هزار مورد در اعماق دریاها و اقیانوس ها وجود داشته باشند. جنوب شرق اکراین، سیسیل در ایتالیا، آذربایجان، اطراف دریای سیاه، پاکستان، منطقه ژینگ جیان در چین، اندونزی و هندوستان، آمریکا، ونزوئلا و منطقه آمریکای مرکزی میزبان گلفشان ها هستند.

نقشه پراکندگی گلفشان ها در جهان

نقشه پراکندگی گلفشان ها در جهان

در ایران نیز گلفشانها در دو منطقه جنوبی و شمالی دیده می شوند. در جنوب خاور کشور در محدوده ی زون فرورانش مکران در استان سیستان و بلوچستان خصوصا در منطقه چابهار و در استان هرمزگان در راستای گسل میناب مجموعاً بیش از  ۲۰ مورد شناخته شده (۵ مورد بین بندر جاسک و میناب، ۹ مورد بین چابهار و بندر جاسک و ۶ مورد دیگر هم بین چابهار و مرز ایران و پاکستان به‌ویژه شمال خلیج گواتر قرار گرفته است.) و در شمال ایران نیز در استان گلستان و در منطقه گمیشان در مناطق با پتانسیل هیدروکربوری ۳ مورد گلفشان دیده می شود. علاوه بر اینها در منطقه خاش و در نزدیکی آتشفشان بزمان نیز یک نمونه گلفشان وجود دارد. این گلفشان که حدود ۳۰۰ کیلومتر تا ساحل دریا فاصله و ۱۶۵۳ متر از سطح دریای آزاد ارتفاع دارد تنها نمونه مرتبط با آتشفشان در ایران است.

ZG-MudVolcano-01

نقشه پراکندگی گلفشان ها در ایران

 

گلفشانی در سواحل جنوبی ایران در خلیج فارس

گلفشانی در سواحل جنوبی ایران در خلیج فارس

 

منشورهای بازالتی چگونه شکل گرفته اند؟

تنگ ها و گودهای زاگرس چگونه تشکیل شده اند؟

به تصاویر زیر نگاه کنید. این تصاویر مربوط به تنگه ها و گودهایی است که در چین خوردگی های زاگرس ایجاد شده اند. اگر در نرم افزار گوگل ارث بر روی زاگرس چین خورده به دنبال چنین ساختارهای مورفولوژیکی بگردید به وفور آنها را در طاقدیس های این منطقه از ایران خواهید یافت. کسانی هم که به این مناطق سفر کرده اند حتماً در طول سفر خود از جاده های زیادی عبور کرده اند که از میان این تنگه ها گذر می­ کرده اند.

zg-010-1

تا به حال از خود سئوال کرده اید که این ساختارها چگونه شکل گرفته و گسترش یافته اند؟ و عامل موثر در تشکیل آنها چه بوده است؟ در این نوشتار سعی می شود به این سئوال ها پاسخ داده شود. اما ابتدا به چند وجه مشترک در مورد این ساختارها اشاره می شود.

    • تقریباً از میان همه ی این تنگه ها و گودها آبراهه ای جریان دارد.
    • اکثر قریب به اتفاق این ساختار ها در یال جنوبی چین خوردگی ها ایجاد شده اند.
    • راستای این ساختارها عمود بر راستای چین است.
    • این ساختارها در طاقدیس هایی ایجاد شده اند که جوانترین واحد آن از سنگ های مستحکم مانند سنگ آهک تشکیل شده اند.

 

با این حساب می توان حدث زد که عوامل مختلفی به کمک هم این تنگه ها و گودها را ایجاد نموده اند.

    • شرایط تکتونیکی چین ها و درزه داری سنگ ها
    • شیب لایه های سنگی
    • آب و هوا، جریان آبراهه ها و فرسایش آبی
    • اختلاف دمای روز و شب
    • مقاومت مختلف سنگ ها در برابر فرسایش

 

این عوامل مختلف، چگونه به کمک هم این ساختارها چگونه شکل می دهند؟

زمانی که لایه های سنگی در حال چین خوردن و بالا آمدن توسط نیروهای تکتونیکی هستند. دسته درزه های متعدد و مختلفی در اثر اعمال نیرو در آنها ایجاد می شود. یکی از مهم ترین درزه هایی که بر روی یک طاقدیس ایجاد می شود، درزه هایی عمود بر محور چین است که موازی با راستای اعمال نیرو ایجاد می شوند و به خاطر سرشتشان “درزه های کششی” نامیده می شوند. این درزه ها محل ضعف سنگ های مستحکم هستند و بارندگی ها به مرور زمان، آبراهه هایی را بر روی آنها ایجاد می کنند. آبراهه ها بر روی شیب لایه بندی و در محل درزه ها با سرعت به پایین جریان می­یابند و بستر خود را حفر می کنند. به مرور زمان در محل این شیارهای باریک، فضای خالی بر روی سطح گسترش می یابد و بلوک های سنگی از محل درزه های سیستماتیک سنگ بکر به دلیل اختلاف دمای روز و شب توسط فرایند فرسایش مکانیکی جدا شده و بر روی شیب دامنه به سمت پایین حرکت می کنند. این گونه، فضای فرسایش یافته گسترش پیدا کرده و شیارهای باریک به فضاهای کاسه مانند تبدیل می شوند. حفر بستر سنگی توسط آبراهه باعث نمایان شدن سنگ های نرم فرساتر و گسترش سرعت فرسایش آبی و مکانیکی می گردد. جریان آب سنگ های نرم فرساتر مانند مارنها را شسته و از محل خارج می کند و سرعت حفر بستر آبراهه افزایش می یابد. در نتیجه زیر سنگ های مستحکم اما درزه دار خالی شده و بلوک های سنگی آنها از بالا به درون تنگه ی ایجاد شده سقوط می­کنند. این فرایند ده ها هزار سال ادامه می­یابد و تنگه از طرفین به گسترش جانبی خود ادامه می دهد و به یک گود فرسایشی تبدیل می شود.

تصاویر زیر که از یال جنوبی طاقدیس چناران به موازات جاده ی خرم آباد – اندیمشک گرفته شده، نمایانگر مراحل مختلف ایجاد یک تنگه است. در حال حاضر چندین تنگ و گود بزرگ در این طاقدیس ایجاد شده و آبراهه های عمیق بر روی یال های این چین در حال گسترش اند. رودخانه ی زال در میان یکی از تنگه ها و گودهای ایجاد شده در این طاقدیس  جریان دارد که با عبور از آزادراه خرم آباد – پل زال می توانید این تنگه ها را ببینید. همچنین با عبور از جاده ی خرم آباد – اندیمشک بعد از تنگ فنی نیز می توانید دو گود و تنگ ایجاد شده در این طاقدیس را که یکی از آنها تنگ لیلم نامیده می شود ببینید.

 

tang01-zg

بلوک های سنگی در از محل درزه های تکتونیکی از پیکره توده سنگ جدا شده و بر اثر نیروی وزن بر روی شیب دامنه به پایین می غلتند.

 

tang02-zg

درزه های کششی عمود بر محور چین نقطه ی ضعف سنگ ها و محل ایجاد آبراهه ها هستند.

 

tang03-zg

حفر بستر سنگی توسط آبراهه ها باعث گسترش فرسایش در سنگ ها می گردد.

 

tang04-zg

آبراهه بستر خود را حفر می کند تا به سنگ های نرم فرساتر برسد. بلوک های سنگی از طرفین سقوط کرده و تنگه را گسترش می دهند.

 

tang05-zg

آبراهه به کف بستر رسیده و تنگه را ایجاد می کند. شسته شدن سنگ های نرم فرسا و افتادن بلوک های سنگی مستحکم از بالا به گسترش تنگه کمک می کند.

 

  • نویسنده: سید مجید میرکاظمیان
  • بازنشر این مطلب تنها با ذکر نام نویسنده و منبع آن بلامانع است.