دشت آبرفتی کازرون

 

موقعیت دشت کازرون

شهر کازرون در ۱۲۰ کیلومتری باختر شهر شیراز مرکز استان فارس واقع شده است. این شهر در دشتی در میان کوه های بلند زاگرس قرار گرفته است. در واقع این بخش از استان فارس بخشی از ایالت ساختاری رسوبی زاگرس چین خورده به حساب می آید که در آن چین خوردگی های فراوان تاقدیسی و ناودیسی به صورت متناوب با روند شمال باختر – جنوب خاور در کنار یکدیگر کشیده شده اند. در شمال شهر کازرون کوه (تاقدیس) دشتک – فامور و در جنوب آن کوه (تاقدیس) سربالش با ارتفاع بیش از ۱۸۰۰ متر دیده می شوند که در میان خود دشت میزبان شهر کازرون (با ارتفاع حدود ۸۰۰ متر) را محصور کرده اند. در واقع دشت کازرون بخشی از چین خوردگی ناودیسی میان این دو تاقدیس است که با آبرفت های دوره های یخ چالی ایران زمین پوشیده شده است.

 

زاگرس چگونه ایجاد شده و چین خورده است؟

داستان از این قرار است که رشته کوه های زاگرس، از محل گسل اصلی آن، لبه ی شمالی بخش جنوبی ایران به نام گندوانا بوده است. میلیون ها سال قبل سرزمین کنونی ایران دو بخش جدا از یکدیگر بوده که بخش شمالی آن، بخشی از ابر قاره لوراسیا و بخش جنوبی آن لبه ی شمالی ابر قاره گندوانا بوده است. در میان این دو ابر قاره، اقیانوسی به نام تتیس جوان وجود داشته که در زمانه یی حدود ۶۵ میلیون سال قبل بسته شده و دو بخش شمالی و جنوبی ایران به یکدیگر پیوند خورده اند. از این زمان به بعد چین خوردگی رسوبات در محل زاگرس کنونی آغاز شده و حدود ۵ میلیون سال قبل به بیشترین حد خود رسیده است. این در حالی بوده که همچنان در دریاهای محلی رسوبگذاری ادامه داشته است. از حدود ۲ میلیون سال قبل زاگرس به کلی از آب خارج شده و رسوبگذاری تنها به حوضه های دریاچه ای و میانکوهی محدود گردیده است.

 

دشت های آبرفتی چگونه شکل گرفته اند؟

با ادامه ی روند چین خوردن و ارتفاع گرفتن زاگرس که امروزه نیز با نرخ بیش از ۲ میلیمتر در سال ادامه دارد، تاقدیس ها بلندی ها و ناودیس ها پستی های زاگرس را ساخته اند. در نتیجه برای رسیدن به تعادل تاقدیس ها دائما در حال فرسایش اند و آب های جاری رسوبات حاصل را در پستی ها که همان ناودیس ها هستند رسوبگذاری می کنند. این کار در دوره های یخچالی که در عرض های شمالی تر با برف و یخبندان همراه بوده و در عرض های پایین تر با بارش های قوی و فراوان، با قدرت بیشتری انجام پذیرفته است. در نتیجه ستبرای زیادی از رسوبات آبرفتی روی گودی ها را در سراسر ایران پوشانده است که به آنها “دشت آبرفتی” گفته می شود. در زاگرس چین خورده این گودی ها در واقع همان ناودیس ها هستند و می توان به آنها “دشت آبرفتی میانکوهی” اطلاق کرد.

 

دشت آبرفتی چیست؟

دشت آبرفتی که گاهی آن را جلگه ، دشت و هامون نیز می‌گویند، یکی از بومریخت‌های آبرفتی گسترده با خاستگاه رسوبی در ایران است. پهنه‌یی صاف و هموار (باشیب ۱ تا ۵ درصد) که تنها عارضه قابل توجه در آن، شبکه‌های آبراهه‌یی است که سطح آن را خراشیده‌اند. این شبکه آبراهه که در سطح دشت گسترده‌اند، وظیفه تغذیه و رسوبگذاری در دشت آبرفتی را برعهده دارند. دشت آبرفتی، گسترده‌ترین واحد ریختاری بوده و مساحت آن به صدها و گاه هزاران کیلومتر مربع می‌رسد.

موقعیت مکانی دشت آبرفتی در فاصله‌ای به نسبت زیاد از پادامنه‌های کوهستانی و در پایین دست بادزنه‌های آبرفتی قرار دارد و به همین علت، شبکه تغذیه کننده آن، تنها توان ترابری مصالح ریزدانه تا بسیار ریزدانه مانند رس و فورش و ماسه را دارد. با این حال در برخی ترانشه‌ها و چاههای حفر شده، نوارها  (bands) و عدس‌واره­ هایی (lenses) از نهشته‌های شنی را می‌توان در لابه‌لای نهشته‌های ریزدانه مشاهده نمود.

به سوی مرکز، جنوب و خاور ایران، بافت دشت‌های آبرفتی ریزدانه‌تر شده و در بسیاری نقاط تراوایی خود را از دست می‌دهند (اهواز، بندرعباس، جنوب کرمان، مکران و …)

بافت ریزدانه دشت‌های آبرفتی، با تقویت خاصیت موئینه­ گی (Capillary)، موجب انتقال نمک های محلول (به ویزه سدیم کلراید) به سطح زمین و ایجاد پوسته‌یی از نمک بر روی دشت‌های آبرفتی شده است. پوشش گسترده نمک بر رویه‌یی هموار و کم شیب، برخی زمین شناسان و زمین ریخت شناسان را به اشتباه انداخته و دشت آبرفتی با پوسته نمکی را به نادرستی کفه نمکی (salt flat) در نظر می‌گیرند. گاه نمک هایی که به سطح زمین می‌رسند، در رویه دشت‌های آبرفتی شکفته شده و سیمای زمین‌های پف کرده (puffy ground) را به وجود می‌آورند.

در بادزنه‌های آبرفتی که نهشته‌های درشت دانه نیز وجود دارند، پدیده موئینه­ گی کمتر فرصت ایجاد پوسته نمکی بر روی سطح زمین را پیدا می‌کند. این بخش‌های دارای نهشته‌های درشت دانه، مکان مناسبی برای توسعه زمین های کشاورزی و مراکز جمعیتی می‌باشند. شهرهای قزوین، کرمان، رفسنجان، اردکان،یزد و همین شهر کازرون نمونه‌هایی از توسعه شهرها بر بستر دشت آبرفتی‌اند. دشت آبرفتی (جلگه) خوزستان نیز که از شمال شوش آغاز می‌گردد، کیلومترها توسعه یافته و پایانه آن به دشت ساحلی خلیج فارس پیوند می‌خورد. این جلگه همچنین میزبان دشت سیلابی بسیار وسیع رودخانه‌های کرخه و کارون نیز می‌باشد.

 دشت‌های آبرفتی در بیشتر مناطق ایران، دارای آبخانه‌های گسترده می‌باشند. در دشت‌های آبرفتی که در بخش محوری ناودیسها به وجود آمده‌اند، به دلیل جهت گیری دامنه‌های لایه‌ای (dip slope) به سوی دشت، بیشترین آب زیرزمینی را دریافت می‌کنند.

 

دشت آبرفتی کازرون

اما دشت آبرفتی کازرون، به دلیل ذخیره مناسب آبرفت و شیب مناسب لایه بندی کوه های مشرف، آبخوان مناسبی برای جمع آوری آب های حاصل از بارش دارد. در نتیجه، کشاورزی در دشت کازرون رونق مناسبی دارد. در بخش جنوب خاوری دشت، دریاچه پریشان (فامور) که آب حاصل از بارش های جوی و چشمه های اطراف را در گودترین بخش ناودیس میزبان دشت، جمع آوری می کند، خود از این دشت آبرفتی تغذیه می شود.

 

 

در سالهای اخیر به دلیل بارش کم، تبخیر زیاد و در نتیجه خشک شدن چشمه های تغذیه کننده، و همچنین حفر چاه های بسیار و برداشت بی رویه آب از دشت کازرون، دریاچه پریشان یکی از زیباترین و بزرگ‌ترین دریاچه‌های آب شیرین ایران با وسعت ۴۳ کیلومتر مربع و عمق آب آن از ۳,۵ تا ۵ متر رو به افول رفت تا اینکه در سال ۹۴ بکلی خشک شد.
ادامه روند خشکسالی و برداشت بی رویه آب از آبخوان ها باعث بروز پدیده نشست در دشت ها و افزایش تراکم آبرفت های میزبان و در نتیجه تخریب آبخوان ها و سفره های زیرزمینی برای همیشه می گردد و این اتفاق می تواند ادامه ی حیات را در هر منطقه یی به خطر اندازد.

در تصویر نمایی از دشت آبرفتی کازرون مشاهده می شود که از روی ارتفاعات تاقدیس سربالش در جنوب شهر کازرون با نگاهی به شمال انداخته شده است. در پسزمینه تاقدیس دشتک – فامور دیده می شود. هر دو تاقدیس با سنگ آهک آسماری به سنگ الیگومیوسن میزبانی می گردند و در هسته ی تاقدیس ها نیز سازند های ایلام و سروک به سن کرتاسه برونزد یافته اند.

 

منابع:

  • کتاب زمین شناسی کواترنر (آبرفت ها) – مهندس ناصر حسین خان ناظر
  • کتاب زمین شناسی ایران – دکتر علی آقانباتی
  • مقاله “بررسی جایگاه مدیریت در اکوسیستم تالاب پریشان” – رقیه و مریم نظری
  • نقشه زمین شناسی چهارگوش کازرون – سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
  • ویکی پدیا

 

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , دشت آبرفتی , کازرون , تاقدیس , ناودیس , زاگرس چین خورده , دوره یخ چالی , آبخوان , دریاچه پریشان , خشکسالی , حفر چاه , کفه نمکی , زمین پف کرده , موئینگی , استان فارس , تاقدیس دشتک – فامور , تاقدیس سربالش , چین خوردگی , تتیس , کرتاسه , آسماری

زمین‌عکاسی؛ عکس علمی از پدیده های علوم زمین!

زمین‌عکاسی چیست؟

“زمین‌عکاسی” (Geophotography) اصطلاحی است که بواسطه‌ی نقش حیاتی و متفاوت عکاسی در علوم‌زمین از یک سو و از سوی دیگر به جهت گردآوری روش‌ها و دانش عکاسی در زیر یک سرفصل، به‌عنوان یک زیرشاخه یا دیدگاه جدید در علوم‌زمین مطرح شده است. این تعریف به شکلی آزمایشی عنوان شده تا مشخص کند که چه چیزهایی باید شامل این گستره از علم و فن گردد تا بتوان آن را از اصطلاح عمومی” عکاسی” تفکیک کرد: ” زمین‌عکاسی در واقع شامل ضبط واقع‌گرایانه (به طور معمول در بازه نورهای مرئی ، ماورای بنفش و مادون قرمز) تصاویری از عوارض و فرآیندهای طبیعی یا معادل آزمایشگاهی آنها است که به جهت رسیدن به درک و یا مطرح کردن سئوالی علمی از عوارض و فرآیندهای طبیعی با هدفی مفید و خاص مانند پژوهش، آموزش و یا نمایش بهتر این پدیده ها انجام می گردد.” (Magloughlin, 2010, 2011)

در این زمینه شباهت زیادی مابین زمین‌عکاسی و “عکاسی نجومی” – رشته ای شناخته شده و باسابقه – وجود دارد. این رشته بواسطه معمول‌بودن استفاده از تلسکوپ و motor drive برای ثبت عکس‌های با زمان ظهور بالا و همینطور تکنیک‌های فراوان آن، بسیار پیشتر از زمین‌عکاسی جایگاه خود را به‌عنوان یکی از زیرشاخه‌های علم نجوم یافته است.

بر اساس تعریف فوق، علوم‌زمین‌شناسان زمین‌عکاسی می کنند، زمانی که آنها درک و فهمی (و یا سئوالی) در مورد پدیده‌های زمین‌شناسی و جغرافیایی و فرآیندهای مرتبط با آنها داشته باشند. آنها زمین‌عکاسی می کنند زمانی که قصد خاصی از تصویرهای برداشت‌شده در ذهن داشته و همینطور زمانی که بخواهند حقیقت موضوعی در طبیعت را در طی یک فرآیند، ثبت و ضبط نمایند. زمین‌عکاسان می‌بایست از دانش علوم‌زمین آگاه باشند همچنانکه باید از مهارت و روش‌های عکاسی اطلاع داشته باشند. (Goetz, 2009)

چنین شاخص‌هایی موجب کنار رفتن ابعادی از عکاسی مانند عکاسی گاه‌به‌گاه و اتفاقی، عکاسی از چشم اندازها و عکاسی هنری می گردد. در نتیجه زمین‌عکاسی شامل بسیاری از روش‌ها و موضوعاتی است که در مورد پدیده‌ها و فرآیندهای زمین‌شناسی و جغرافیایی طبیعی و مصنوعی، در فضای باز و بسته، در بازه طیف ماورای بنفش تا مادون قرمز و با روش‌هایی متنوعی مانند عکاسی برگشتی (Rephotography)، عکاسی ساکن و متحرک (فیلمبرداری) انجام می‌پذیرد.

از آنجاکه از بسیاری جهات و در بسیاری از زیرشاخه‌های علوم‌زمین، عکاسی نیز فرآیندی مبنایی و پایه‌ای محسوب می‌گردد و از طرفی با توجه به اینکه دانشمندان علوم‌زمین ماموریت دشوار شناخت زمین را بر عهده دارند، مشخص است که بیشتر متخصصان علوم زمین نمی‌توانند عکاسان ماهری باشند. البته این قابل فهم است زیرا عکاسی حرفه‌ای نیازمند تمرین برای بدست آوردن مهارت لازمه بوده و به عنوان مثال زمین‌شناسان فرصتی برای آشنایی با آخرین مدل‌های دوربین‌های عکاسی و لنزهای مرتبط با آنها و همینطور روش‌های عکاسی ندارند. با این وجود اکثر زمین‌شناسان می‌توانند عکاسان بهتری باشند بدون اینکه یک عکاس حرفه‌ای تلقی گردند که در‌نتیجه آن تمام جامعه علوم‌زمین از تصویربردای بهتر آنها استفاده ببرند، چه آنهایی که با قصد پژوهش و مقاصد علمی تصویربرداری می‌کنند و چه آنهایی که برای تفریح و سرگرمی اقدام به این کار می‌کنند.

نکته دیگر اینکه بعید به نظر می‌رسد که زمین‌شناسان و جغرافیدانان، تاثیرات شگرف تصاویر با موضوع طبیعت را در ایجاد اشتیاق برای یادگیری این شاخه‌های علمی را فراموش کرده باشند و شاهد این مطلب هم‌اکنون نیز مدرسان رشته‌های علوم زمین می‌توانند قدرت جذب تصاویر مناسب و عالی را در کلاس‌های درس امتحان کنند. همچنین هنگامیکه از عوامل موثر در جذب افراد در رشته‌های علوم‌زمین مانند زمین‌شناسی نام برده می‌شود عواملی مانند :” فرصت کار کردن در محیط باز، کار صحرایی، مشاهده طبیعت، سفر، استفاده دوستانه از طبیعت ” ذکر می‌گردند که قطعا نمایش این جذابیت‌ها (در قالب تصاویر) نیز یکی دیگر از این عوامل تاثیر‌گذار است.

فرآیند زمین‌عکاسی

یکی از شاخه‌های اصلی سرفصل زمین‌عکاسی، زمین‌عکاسی در سرِزمین است که به عنوان واضح‌ترین و معمول‌ترین نماد زمین‌عکاسی مطرح است. این بخش شامل طیفی از روش‌های عکاسی مانند عکاسی ماکرو (عکاسی ماکرو یا تصویر‌برداری ماکرو نوعی عکاسی از نمای نزدیک، بطور معمول از سوژه‌های کوچک است. بطور کلاسیک سوژه موجود در یک تصویرماکرو بزرگ‌تر از اندازه آن در طبیعت بر روی نگاتیو بوده‌است. به هر شکل امروزه تصویر برداری ماکرو، تهیه تصویر از سوژه در ابعاد بزرگتر و واضح‌تر از آن چیزی است که در طبیعت دیده می‌شود) تا عکاسی با دید باز، عکاسی پانورامیک، ۳۶۰ درجه و عکاسی گیگاپیکسل است. در این سبک عکاسی از مقدماتی ترین و عمومی ترین ابزارها و روش های عکاسی تا حرفه ای ترین سطح آن استفاده می گردد. بطور کلی فرآیند زمین‌عکاسی را می توان در چهار بخش تقسیم نمود: انتخاب ابزار و دستگاه، برنامه ریزی برای یک سفر خاص، ترکیب و سرهم سازی تمام شرایط در سر زمین و فرآوری و تولید.

خوانندگان محترم را برای بدست آوردن اطلاعاتی در مورد بخش اول این فرآیند، یعنی کسانی که ابزار تصویر برداری در اختیار ندارند و برای آنهایی که ابزارهایی در اختیار دارندو سعی در ارتقا ظرفیت تصویر برداری خود هستند به مقاله “(Magloughlin, J.F. (2011 ” ارجاع می دهیم. طبیعی است چنین راهنمایی هایی مربوط به زمان تولید این مقاله بوده که با پیشرفت های سریع فن آوری در زمینه های عکاسی می بایست شرایط زمان کنونی را در آن لحاظ نمود.

هنگامی که انتخاب ابزار مناسب صورت پذیرفت یک زمین‌عکاس چه اقداماتی را می بایست انجام دهد تا بتواند بهترین عکس و تصویر ممکن را در شرایط موجود بگیرد؟ بعضی از عکاسان توصیه می کنند که در زمانی که شرایط نورپردازی و محیطی بهینه نیست، خود را برای برداشت عکس های مناسب به زحمت نیندازید. با این وجود اکثر دانشمندان علوم زمین در بیشتر مواقع امکان کنترل شرایط و زمان تصویر برداری از موضوعات خود را ندارند. علوم زمین شناسان می بایست در برنامه هایی شرکت کنند که زمان آن در روز و ساعت مشخصی تعیین شده و آنها مجبور به پیروی از زمان تعیین شده می باشند. آنها در مواردی مشغول رانندگی هستند که توجهشان را بریدگی های کنار جاده جلب می کند و یا مواردی که فرآیندهای در حال انجام و رخدادی از علوم زمین را مشاهده می کنند. در واقع نکته در اینجاست که دانشمندان علوم زمین دلایلی متعدد و درستی در اختیار دارند که از پدیده های پیرامونشان تصویر برداری کنند اما قدرت کنترل اندکی بر تعیین زمان این تصویر برداری دارند که در نتیجه قدرت کنترل اندکی بر شرایط محیطی تصویر برداری خواهند داشت.

اگرچه برنامه ریزی برای سفر می تواند مفید باشد و در جایی که امکان داشته باشد موجب افزایش شانس حضور در مکان مناسب با شرایط محیطی بهینه گردد. اما بر خلاف بسیاری از عکاسان حرفه ای که برای برداشت تصاویر مناسب ، بارها به مکانِ تصویربرداری باز می گردند تا بتوانند شرایط بهینه محیطی را تجربه کنند؛ رویکرد عملیاتی و واقع گرایانه اینست که یک زمین‌عکاس بهترین عکس ممکن را در شرایط پیش آمده ضبط و ثبت نماید. همانند بسیاری از ورزشکاران فعال در رشته های صحرایی، زمین‌عکاسان نیز می بایست با انواع شرایط و موقعیت های محیطی کنار آمده و تصاویر موفقی را ذخیره کنند. چه آسمان صاف باشد و چه ابری، چه بارانی و چه بادی و …

طبیعتا پیشنهادات فوق مربوط به فرآیندهای صحرایی و سرِزمین بسته به ابزار ها و توانایی های موجود، ممکن است اجرایی و یا غیرقابل اجرا باشند که نهایتا هر چه گزینه ها بیشتر باشد فرصت های گرفتن تصاویر با کیفیت تر افزایش خواهد یافت.

در انتها هدف از این مقاله گردآوری اطلاعاتی است که بتواند مدرسان علوم زمین را برای ایجاد مسیری مشخص در آموزش زمین‌عکاسی به عنوان یکی از دروس و فعالیت های علوم زمین ترغیب کند و همچنین ضمن فراهم آوردن اطلاعاتی پایه ای در این زمینه، پیشنهاداتی در مورد نقطه شروع و نحوه شروع این فعالیت را ارائه دهد. دومین هدف ارائه اطلاعاتی به دانشمندان علوم زمین است تا بتوانند در زمینه ارتقا مهارت های زمین‌عکاسی اقدام کنند. اما سومین هدف اینست که بتوان متخصصان علوم زمین را در گرد دیدگاه نوین زمین‌عکاسی به گونه ای در کنار یکدیگر قرار داد تا بتوان به کمک دانش و مهارت و اطلاعات آنها مجموعه ای از منابع مفید را در این زمینه گردآوری کرده و روش و دیدگاه زمین‌عکاسی را گسترش داد.

عکاسی علمی در عصر جدید

اما تحولات فن آوری، امروزه عکاسی را به سمت عکاسی با موبایل تغییر جهت داده است. گوشی‌های هوشمند تقریبا در دسترس همگان قرار دارند و در نتیجه آیفون و انواع گوشی‌های اندرویدی و ویندوزی به محبوب‌ترین ابزار برای عکاسی تبدیل‌شده‌اند. از این گذشته، پیشرفت روزافزون تکنولوژی و پیدایش فناوری‌های نوینی مانند عکاسی محاسباتی (Computational Photography) با بالا بردن کیفیت تصویربرداری و فیلم‌برداری گوشی‌های هوشمند باعث شده نیاز افرادی عادی به دوربین‌های عکاسی حرفه‌ای روز به روز کمتر شود. چنین امکانی می تواند فرصتی طلایی برای نه تنها دانشمندان علوم زمین بلکه برای علاقه مندان شناخت طبیعت فراهم آورد تا با صرف زمان و زحمت کمتر ، تصاویری گویا از پدیده ها و عوارض و فرآیندهای پیرامون ثبت و ضبط گردد.

بر همین اساس سرویس عکس علوم زمین تار نمای زمین گشت (زمین نگار) در نظر دارد ضمن دعوت از تمامی علاقه مندان عکاسی علمی و زمین‌عکاسی، تصاویری گویا ،واقع گرایانه،کاربردی و زیبا از پدیده ها و عوارض (طبیعی و غیر طبیعی) و فرایندهای پیرامون را با موضوعاتی مانند زمین شناسی، جغرافیا، زیست شناسی،نجوم، فیزیک و… گردآوری و با بهره گیری از روش های علمی مرسوم و با حفظ حقوق معنوی کاربران به اشتراک بگذارد . زمین گشت تلاش می کند با برانگیختن کاربران به گشت و گذار در طبیعت، همزمان آنان را به دقت در پدیده ها و عوارض پیرامون توجه داده تا از این مسیر، بهره ای دوچندان از حضور در کلاس بی مانند طبیعت نصیب همگان گردد.

منابع:

Magloughlin, J.F. 2011. Geophotography as a subfield within the geosciencesGeological Society of America Abstracts with Programs. ۴۳ (۵): ۲۵

Goetz, E. 2009. The digital explosion in science education. Geological Society of America Abstracts with Programs, 41:91

زمین مرجع

زمین مرجع یا Georefrence از ۲ بخش Geo به معنای زمین و Reference به معنای مرجع تشکیل یافته است و هدف از انجام آن انتقال هر نوع تصویر، نقشه و یا داده اولیه یک پروژه GIS به مختصات حقیقی آن بر روی زمین است و تنها کاری که باید انجام گردد، انتقال طول و عرض جغرافیایی چندین نقطه کنترلی (ترجیحاً گرید نقشه) به نقاطی که طول و عرض جغرافیایی مشخص دارند.

قبل از انجام هر عملیاتی بر روی تصاویر، ابتدا باید سیستم تصویر درخور آنها را مشخص نمایید. پس از انجام این مرحله، زمین مرجع نمودن تصاویر لازم می باشد. این کار برای انجام هر پروژه GIS و سنجش از دور ضروری است. در حقیقت، پردازش های بعدی شما به این مهم وابسته است و برای انجام هر نوع عمل دیگری، نرم افزار به تصویر ژئورفرنس شده نیاز دارد.

ژئورفرنس کردن بر روی تصاویر رستری (تصاویری که از پیکسل ها یا همان مربعات کوچک هم اندازه تشکیل شده اند) و (یا داده های رقومی  انجام می گیرد). در واقع در طی این فرآیند داده ای که اطلاعات مکان برای آن نامشخص می باشد بوسیله نقاط مشخص و مکان دار در طی فرآیند ژئورفرنس مکان دار می گردد.

تصاویر رستری به طور معمول از اسکن نقشه ها و یا برداشت عکس های هوایی و یا تصاویر ماهواره ای بدست می آیند. نقشه های اسکن شده نیز معمولا دارای اطلاعات مکانی نمی باشند و همچنین در مورد تصاویر ماهواره ای ویا عکس های هوایی داده های برداشت شده، ممکن است در مواردی با سایر داده ها و اطلاعات موجود همخوانی مناسب را نداشته و نیاز به تصحیحات بیشتر و با دقت بالاتری باشند. در چنین مواردی برای همخوان نمودن و همراه نمودن داده های برداشت شده و یا اسکن شده با داده های قبلی ، از فرآیند زمین مرجع نمودن استفاده می گردد.

به طور کلی فرآیند زمین مرجع نمودن در نرم افزار ARC MAP به چهار دسته عمده تقسیم می باشد:

  1. اضافه نمودن داده رستری در محیط نرم افزار
  2. اضافه نمودن نقاط کنترلی برای انتقال رستر دلخواه به مکان واقعی آن در روی زمین
  3. ذخیره سازی اطلاعات زمین مرجع پس از اطمینان از درستی جانمایی صورت گرفته
  4. انتقال پایدار رستر به مکان خود بر روی زمین و ذخیره سازی آن

همانطور که در بالا به آن اشاره گردید شما داده های رستری خود را با استفاده از اطلاعات مکان دار که می تواند ارتباط بین رستر شما و مختصات واقعی آن بر روی زمین را برقرار کند ، زمین مرجع می نمایید. در واقع نقاط کنترلی ، مکان هایی هستند که می توان مختصات آن ها را با دقت مناسب از روی دادگان مکان دار (مانند نقشه و یا تصاویر ماهواره ای) و یا  از روی مکان آن در جهان واقعی (برداشت های انجام شده توسط GPS در بازدیدهای میدانی ) به دست آورد.

این نقاط در تبدیلات چند جمله ای خاصی بکار گرفته می شوند تا بتوانند داده رستری مورد نظر را به مکان صحیح آن بر روی زمین انتقال دهند ، ارتباطی که بین هر نقطه مشخص شده بر روی رستر و مکان متناظر با آن نقطه بر روی زمین وجود دارد یک ارتباط (link) نامیده می شود.

مثال زیر ارتباط یک نقطه کنترلی بر روی نقشه مکان دار مقصد (با رنگ زرد) و نقطه متناظر آن بر روی تصویر رستری مبدا (با رنگ سبز) را نمایش می دهد، خط آبی نیز نمایش دهنده ارتباط این دو می باشد.

تعداد نقاط مورد نیاز برای انجام این فرآیند بستگی به میزان پیچیدگی فرآیند زمین مرجع دارد و برای تبدیلات پیچیده تر نیازمند نقاط کنترلی بیشتری خواهیم بود با این وجود استفاده از نقاط کنترلی بیشتر لزوما به معنی دقیقتر شدن جانمایی رستر مورد نظرمان نخواهد بود. در این بین بهتر است نقاط کنترلی را در تمام سطح نقشه پراکنده نمود تا اینکه نقاط بر روی منطقه خاصی متمرکز شده باشند. در واقع وجود حداقل ۱ نقطه کنترلی به ازای هر یک از گوشه ها و همینطور تعدادی از آنها در داخل نقشه، می توانند بهترین نتیجه را در بر داشته باشد.

به این نکته حتما توجه داشته باشید که دقت مکان رستر شما حداکثر می تواند در حد دقت داده های کنترلی شما (به عنوان مثال داده های GPS) باشند و نه بیشتر. لذا برای افزایش دقت زمین مرجع نمودن داده هایتان می بایست از نقاط کنترلی با بالاترین دقت استفاده نمایید .