دریاچه حوض سلطان

دریاچه حوض سلطان در شمال شرقی شهرستان قم در استان قم و هشتاد و پنج کیلومتری جنوب تهران در حاشیه بزرگراه خلیج فارس واقع شده است. این دریاچه فروافتادگی نامتقارنی است که از دو چاله جدا از هم به نام های «حوض سلطان» و «حوض مره» تشکیل شده و با آبراهه باریکی به یکدیگر وصل می شوند. حوضه غربی (حوض سلطان) از روان آب های سطحی تغذیه می شود و حوضه شرقی (حوض مره) علاوه بر روان آب ها، از رودهایی مانند رود شور و قره‏ چای نیز بهره می گیرد. مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که آب ابتدا وارد حوض مره شده و پس از پر شدن آن، از مسیل دو حوض گذشته و وارد حوض سلطان می شود و هنگامی که آب در حوض سلطان چند متر بالاتر آمد، به طرف حوض مره باز می گردد و سرریز این دو حوض، به دریاچه نمک تخلیه می شود.

دریاچه حوض سلطان

دریاچه حوض سلطان

این زمین منظر (ژئوسایت) در ارتفاع ۷۱۰ متری از سطح دریا قرار گرفته و مساحت تقریبی آن در حدود ۲۴۰ کیلومترمربع می باشد، اما این میزان و شکل دریاچه بر اساس میزان نزولات جوی و آب هایی که به آن وارد می شوند، متغیر است به طوری که در مواقع بارندگی و ذوب برف های ارتفاعات اطراف، بر میزان آب ورودی افزوده شده و وسعت دریاچه افزایش یافته و آب، اراضی پست و شوره زار باتلاقی پیرامون را می پوشاند و دریاچه بزرگی به طول ۱۸ و عرض ۱۶ کیلومتر را تشکیل می دهد. متوسط بارندگی در این منطقه ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیمتر در سال است و از این نظر جزو مناطق کم باران در کشور محسوب می شود. این منطقه از چهار بخش تشکیل شده است؛ کفه نمکی (بخش اصلی تالاب)، حاشیه باتلاقی، محدوده اکولوژیک و منطقه دشتی.

کفه نمکی دریاچه حوض سلطان

کفه نمکی دریاچه حوض سلطان

در فصل پرآبی (زمستان)، کفه نمکی به زیر آب فرو رفته و حاشیه یا کمربند باتلاقی آن که بیشتر در شمال و شمال غربی این تالاب مشاهده می شود، دارای پوشش گیاهی شده و پرنده های مهاجر نادر به این تالاب می آیند. بر اساس مشاهدات صورت گرفته بالغ بر ۲۴۰ گونه با ارزش مانند جلبکها، باکتریها و قارچها در تالاب وجود دارند که می توانند با توجه به مخزن ژنی خود، شرایط فوق شور را تحمل کنند. در این منطقه بیش از ۴۰ گونه گیاهی ازجمله درمنه بیابانی، اشنان، تاغ زرد و سیاه، سودا و اسفناج وجود دارد. این منطقه زیستگاه هوبره، انواع کبوتر و انواع پرندگان مهاجر نظیر غاز خاکستری، آنقوت، لکلک، انواع عقاب و … می باشد. در این منطقه پستاندارانی از قبیل خرگوش، موش صحرایی، روباه و گاهی آهو دیده می شود. در میان خزندگان منطقه حضور مارها و سوسمارها که در کنترل بیولوژیک آفات نقش دارند، بارز است. انواع عنکبوت، رتیل، موریانه و مورچه های کمیاب در اطراف دریاچه گسترده هستند.

نمونه ای از پرندگان دریاچه حوض سلطان

نمونه ای از پرندگان دریاچه حوض سلطان

دریاچه حوض سلطان و نقاط پیرامونی آن از نظر زیست شناسی، بوم شناسی، دیرینه شناسی، اقلیم، اشتغال زایی و تفرجگاهی، قابل تأمل و تحقیق بوده و با توجه به اهمیت حفاظت و حیات تالاب حوض سلطان، این منطقه در سال ۱۳۸۸ خورشیدی به مدت ۵ سال به عنوان «منطقه شکار ممنوع» معرفی شده است.
رسوبات حوض سلطان بیشتر از نوع گچ، نمک، مارن و رس است. بر اساس بررسی های لرزه نگاری و حفاری های صورت گرفته، نمک تا عمق ۴۶ متر و به صورت ۵ لایه جدا از هم وجود دارد که با رس های قهوه ای تا خاکستری، از یکدیگر جدا می شوند.
تاکنون به شیوه های سنتی، تنها از نمک طعام موجود در این عرصه بسیار گسترده، جهت مصارف صنعتی استفاده شده است و این در حالی است که به استناد تحقیقات انجام گرفته درخصوص ترکیبات تشکیل دهنده نمک های دریاچه، موادی از قبیل سدیم کلرید، سدیم سولفات، منیزیم کلرید و منیزیم سولفات، ازجمله بارزترین و مهمترین ترکیبات تشکیل دهنده این منبع عظیم خدادادی به شمار می آید.
منیزیم از نظر فراوانی، هشتمین عنصر در قشر خارجی زمین به شمار می رود و اغلب این فلز به صورت ترکیبهای محلول در آب دریاها و یا به صورت سنگ معدن منیزیم کلرید، در طبیعت یافت می شود. میزان منیزیم به دست آمده از آب دریا تنها ۲ تا ۳ درصد می باشد و نتایج حاصل از تحقیقات انجام گرفته پیرامون ترکیبات منیزیم دریاچه نمک، میزان منیزیم به دست آمده ۳۵ تا ۵۰ برابر منیزیم آب دریا می باشد.

نمای از بلورهای نمکی موجود بر سطح دریاچه حوض سلطان

نمای از بلورهای نمکی موجود بر سطح دریاچه حوض سلطان

بدین ترتیب استخراج منیزیم از دریاچه نمک از لحاظ اقتصادی بسیار باصرفه تر از استخراج منیزیم از آب دریا می باشد. بنابراین شورابه های دریاچه نمک یکی از غنی ترین معادن و منابع عظیم تولید منیزیم به شمار می آید. دریاچه حوض سلطان را به این دلیل که باقیمانده دریای بزرگ ساوه می باشد، با نام دریاچه ساوه نیز می شناسند. از طرفی به دلیل وجود نمک فراوان، اغلب به نام دریاچه نمک نیز شناخته می شود که البته اشتباه است و دریاچه نمک با وسعت بسیار بیشتر، در جنوب شرقی استان قم واقع شده است. دریاچه قم و دریاچه شاهی از دیگر نام های دریاچه حوض سلطان می باشد.

کلمات کلیدی: ایران , دریاچه , زمین چهر , زمین گردشگری , زمین منظر , قم , زمین گشت , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , حوض سلطان

نهشته های لاهار در رودهن

لاهار یا گِل‌رود (انگلیسی: Lahar) نوعی جریان گِلی یا جریان واریزه‌ای است که از ترکیب دوغاب سنگ‌های آذرآواری، واریزه‌های سنگی و آب پدید می‌آید. معمولاً مواد تشکیل‌دهنده لاهار از دهانه آتشفشان و در امتداد دره رودخانه به پایین جاری می‌شود. لاهار بسیار مخرب بوده و می‌تواند با سرعت ده‌ها متر بر ثانیه و با عمق ۱۴۰ متری جریان یابد و در مسیر خود همه سازه‌ها را نابود کند. واژه لاهار از زبان جاوه‌ای (اندونزی) گرفته شده و برای تشریح جریان‌های گِلی یا واریزه‌ای به‌کار می‌رود.

لاهار ممکن است بر اثر چند علت پدید آید:

  • ذوب شدن برف و یخچال طبیعی بر اثر جریان گدازه یا جریان آذرآواری در هنگام فوران آتشفشان
  • خروج جریان گدازه و آمیخته‌شدن آن با خاک و گل بر روی دامنه‌ها و تشکیل لاهار بسیار چسبناک و دارای توان تخریبی بالا
  • سیل ناشی از ذوب یخچال، شکسته‌ شدن دریاچه دهانه آتشفشان یا بارندگی سنگین و تشکیل لاهار
  • ترکیب آب موجود در دریاچه دهانه آتشفشان با مواد آتشفشانی در هنگام فوران
  • بارندگی سنگین بر روی رسوبات ناپیوسته آذرآواری
  • زمین‌لغزش‌های آتشفشانی

آتشفشان دماوند در محدوده ی شرقی استان تهران بزرگترین آتشفشان ایران و آسیاست. این آتشفشان به دلیل خروج گازهای گوگرد و وجود چشمه های آب گرم در اطرافش هنوز جزء آتشفشان های نیمه فعال شناخته می شود. آخرین فعالیت آتشفشانی آن مربوط به ۳۸۵۰۰ سال قبل (بر اساس تعیین سن به روش کربن ۱۴) بوده است. قطر دهانه ی اصلی این آتشفشان ۴۰۰ متر است که یخ و برف دائمی آن را پوشانده است. آثاری از دهانه های فرعی نیز دامنه های آن از جمله دامنه ی جنوبی که محل خروج گازها و دودخان هاست و تپه دودی نامیده می شود، دیده می شود.

دامنه ی کوه بوسیله ی جریان های گدازه ای مکرر که بارها از قله و یا مخروط های فرعی سرازیر شده اند و همچنین مواد آذرآواری شامل پومیس، توف و لاهار پوشیده شده است. گدازه های دماوند گستره ای شامل ۴۰۰ کیلومتر را زیر پوشش دارد. کهن ترین گدازه های کواترنری دماوند از نوع بازالت قلیایی است. به طور کلی سنگ های دماوند از سه نوع بازیک، حدواسط و اسیدی است.انواع بازیک فقط شامل گدازه های بازالتی و تراکی بازالتی است ولی در انواع حدواسط و اسیدی علاوه بر گدازه، سنگ های آذرآواری و اپی کلاستیک نیز وجود دارد. فراوان ترین گدازه های دماوند از نوع تراکیت است.

 یکی از این رسوبات که حاصل عملکرد این آتشفشان با سایر عوامل طبیعی بوده است، لاهار های اطراف شهر رودهن است که در ترانشه های بزرگراه تهران – پردیس خودنمایی می کنند. در تصویر انباشته های این لاهار های ریزدانه (خاکسترهای آتشفشانی) با تخته سنگ ها و قلوه سنگ های درون آنها (گدازه های قدیمی) دیده می شود. لاهار هیچگونه لایه بندی و نظم در رسوبات را از خود نشان نمی دهد. در واقع چون روانه گلی از ارتفاعات به سمت مناطق پست تر جریان یافته و در مسیر خود هر چیزی را با خود حمل می کند در بخش های پست تر انباشته می کند. در نتیجه روانه ی گلی که رسوبات ریزدانه خاکستر مواد اصلی آن هستند، بر اساس قدرت حمل خود سنگ ها را نیز با خود جابجا می کند.

کلمات کلیدی: آتشفشان دماوند , آزادراه تهران پردیس , خاکستر آتشفشانی , رودهن , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , لاهار

طاقدیس کوه منگشت

طاقدیس کوه منگشت در شمال خاور استان خوزستان و در مرز استان های چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویر احمد، از شمال باختر شهر ایذه به سوی جنوب خاور با طول ۱۱۵ کیلومتر گسترده شده است. این چین خوردگی عظیم با میل دوگانه (پلانچ دوبل)، دو بار چین خورده و محوری خمیده دارد. قدیمی ترین سنگ های برونزد یافته در این طاقدیس سنگ آهک های کرتاسه (سازند خانه کت) و جوانترین لایه ها ماسه سنگ ها و مارن های میوسن – پلیوسن (سازند آغاجاری) هستند.

در این ساختار بزرگ، همچنین سازندهای نیریز (مارن، دولومیت و سنگ آهک – ژوراسیک)، سورمه (دولومیت و آهک دولومیتی – ژوراسیک)، سازندهای فهلیان – داریان (سنگ آهک – کرتاسه)، کژدمی (شیل و آهک رسی – کرتاسه)، سازندهای سروک – ایلام (سنگ آهک با میانلایه های مارنی – کرتاسه)، گورپی (مارن و سنگ آهک – کرتاسه)، پابده (مارن، سنگ آهک و شیل – ائوسن)، سازندهای آسماری – جهرم (دولومیت و سنگ آهک – ائوسن تا میوسن) و سازند گچساران (مارن و گچ – میوسن) نیز برونزد یافته اند.

ساختار چین خورده کوه منگشت که در مرز دو بخش از زاگرس چین خورده و زاگرس بلند (چین خورده – رانده شده) قرار گرفته است تاثیرات هر دو بخش را بر پیکره خود دارد. در این ساختار، در اثر فعالیت نیروهای تکتونیکی گسله ها و مه درزه های فراوانی بوجود آمده اند که مهمترین آنها گسله راندگی کوه منگشت است که بخشی از واحد های قدیمی تر را بر روی لایه های جوانتر رانده و بخشی از واحد های میانی را حذف نموده است. در این بخش از زاگرس، همه ی ساختارهای چین خورده و راندگی ها و گسله های بزرگ از روند اصلی زاگرس (شمال باختر – جنوب خاور) پیروی می کنند.

در تصویر (با دید به سوی جنوب) یال شمال خاوری طاقدیس کوه منگشت دیده می شود. ارتفاعات بلند پیشین دولومیت ها و سنگ آهک های صخره ساز سازندهای آسماری – جهرم هستند و پس از یک دره که در تصویر دیده نمی شود و سازندهای زودفرسای پابده و گورپی را میزبانی می کند، ارتفاعات بلند و برفگیری دیده می شوند که سنگ آهک های سازندهای ایلام – سروک را تشکیل داده اند. در جلوی تصویر و تپه های با ارتفاع کم سازند ماسه سنگی و مارنی آغاجاری دیده می شود. پهنه های صاف و هموار با شیب کم نیز تراس های کواترنر هستند که با دامنه های واریزه یی ممذوج شده اند. در تصویر دریاچه سد کارون ۴ که بر روی رودخانه کارون احداث شده است نیز قابل رویت است.

این تصویر در محل روستای سه بلوطک و با دید به سوی جنوب گرفته شده است. با ساختن سد و آبگیری آن راه ارتباطی تعدادی روستاها با ایذه و مرکز شهرستان قطع شده است و مردم برای جابجایی در محل دریاچه از شناورهای بزرگ که وزارت نیرو در اختیار گذاشته است استفاده می کنند. در حال حاضر با ساختن یک پل بزرگ بر روی دریاچه و چند تونل راه جدیدی در حال ایجاد است.

کلمات کلیدی: Iran Geotourism , Zamin gasht , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , ایران , کوه منگشت , طاقدیس , تاقدیس , دهدز , لرستان , خوزستان  , سازند آسماری , دریاچه سد کارون ۴ ,

چین خوردگی لایه های آهکی سازند گورپی

سازند گورپی یک سازند شیلی شناخته می شود که دارای تناوبی از مارن، شیلهای خاکستری مایل به آبی است که میانلایههایی از سنگآهکهای نازک رُسی می باشد. این سازند دارای دو عضو آهکی رسمی (امام حسن، سیمره) و یک عضو غیر رسمی (آهک منصوری) است (مطیعی، ۱۳۷۲).

« عضو آهکی امام حسن » ۱۱۴ متر سنگ‎آهک‎ رُسی، ستبرلایه، ریز دانه و خاکستری به همراه میان‎لایه‎های مارن است. به دلیل سختی بیشتر، در درون شیل‎های گورپی برجستگی دارد. این عضو بیشتر در لرستان و فروافتادگی دزفول دیده شده است، اما در ایلام نیز برونزد دارد.

عضو آهکی امام حسن در میانه ی سری رسوبی سازند گورپی قرار دارد و مرز زیرین گورپی با سازند ایلام (درزیر) تدریجی دانسته شده، ولی سطح هوازده در این مرز میتواند نشانگر دگرشیبی خفیف باشد. مرز بالایی این سازند با سازند پابده نیز ناپیوسته است. سن این سازند کرتاسه بالایی (۶۵ تا ۶۳ میلیون سال قبل) دانسته شده است.

در تصویر، لایه های آهکی چین خورده در محور یک تاقدیس در مسیر آزادراه خرم آباد – پل زال دیده می شود. این لایه های منظم با میانلایه هایی از مارن همراه اند. در پسزمینه تصویر، سازند های پابده و آسماری دیده می شوند.

کلمات کلیدی: folding , Geology , Geotourism , Iran , khorramabad , Limestone٬zagros , zamingasht , چین خوردگی , زاگرس , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند گورپی , سنگ آهک , لایه های منظم

کوه هزاربند

قله ی هزاربند با ارتفاع ۳۳۵۶ متر یکی از ده ها قله ی بالای ۳۰۰۰ متر در البرز مرکزی به شمار می رود. این قله به دلیل مسیرهای متعدد دسترسی و نزدیکی به جاده ی چالوس مورد توجه کوهنوردان است. این قله درکیلومتر ۶۰ جاده کرج – چالوس و درجنوب خاوری قله کرچان قرار دارد. از جاده ی چالوس و از طریق دره های متعددی می توان به این قله دست یافت. روستاهای همه جا، سرخدر و حسنکدر در کنار آبراهه هایی قرار دارند که از این قله منشاء گرفته اند.

ZG-Hezarband-02

از سه جبهه می توان به این قله صعود کرد. از جبهه شمالی و از طریق روستای حسنکدر، دره آبرو را به سمت باختر و خلاف جهت رودخانه که در مسیر سازندهای میلا، دورود و روته و همچنین سازند شمشک قابل مشاهد هستند. از جبهه جنوبی و از طریق روستای روستای همه جا است. مسیری بسیار دشوار که به دلیل صخره ای و ریزشی بودن کمی سخت تر است. در این مسیر سازند های کرج، سلطانیه، باروت-زاگون و لالون، میلا، دورود و روته در مسیر برونزد دارند. همچنین گسله ی بزرگ و لرزه زای مشا-فشم در مرز دو سازند کرج و سلطانیه را می توان در این مسیر پیگیری نمود که باعث رانده شدن سنگ های پالئوزوئیک بر روی آذرآواری های ائوسن شده است. چین خوردگی لایه ها، دایک ها و سیل های آذرین و سایر ساخت های مرتبط با گسل مشاء از دیگر جاذبه های زمین شناسی در این مسیر است. و نهایتاً از جبهه غربی می توان از طریق روستای کیاسر و گردنه کرچان به هزاربند صعود کرد که با توجه به بهمنگیر بودن مسیر برای صعود زمستانی پیشنهاد نمی گردد. در این مسیر هم سازندهای کرج، سلطانیه، باروت-زاگون، لالون، میلا، جیرود، دورود و شمشک و روته در مسیر رویت می شوند. در این مسیر هم گسله ی مشاء با روند شمال باختری – جنوب خاوری مسیر کوهنوردی را قطع خواهد کرد.

ZG-Hezarband-03

با توجه به مسیرهای ذکر شده بهترین مسیر صعود جبهه شمالی و بهترین زمان صعود اوایل خرداد و مهرماه می باشد. اما با توجه به اعتدال دما در منطقه در تابستان نیز می توان به این قله صعود کرد.
در تصویر، قله ی کوه هزاربند از دره ی سرخدر دیده می شود (دید به سوی باختر). سنگ های قرمز رنگ جلوی تصویر سازند ماسه سنگی لالون است. به سمت بالای دره سازند های آهکی میلا، ماسه سنگی دورود و در بخش های بالایی و روی قله نیز سازند آهکی روته برونزد دارند. سازند های لالون تا میلا مربوط به دوران پالئوزوئیک و دوره کامبرین و سازند های دورود و روته نیز مربوط به دوره پرمین هستند.
همه ی سازند های پالئوزوئیک و مزوزوئیک البرز در این بخش بوسیله ی گسله ی راندگی مشاء بر روی سازند کرج که از آنها جوان تر (ائوسن) است رانده شده اند. گسله های معکوس، با کارکرد خود نه تنها موجب شکل‌گیری واحدهای فیزیوگرافی شده اند. بلکه بلوکهای ساختاری متفاوتی را نیز به وجود آورده اند. وحدتی دانشمند (۱۹۹۹) در فرایند تهیه و تلفیق نقشه زمین شناسی مرزن آباد (با مقیاس ۱:۱۰۰٫۰۰۰) با بهره‌گیری از نامگذاری های اشتوکلین (۱۹۷۴)، کوههای البرز (ازجمله در محدوده جاده چالوس ) را به ۶ بلوک ساختاری تقسیم کرده است که کوه هزاربند و اطراف آن در باریکه “پالئوزوئیک – مزوزوئیک جنوبی” قرار دارد که به وسیله راندگی مشاء (در جنوب) و راندگی طالقان (در شمال) محدود شده است.
ZG-Hezarband-04
سازندهای پالئوزوئیک البرز  که در این محدوده برونزد یافته اند مختصراً به شرح زیر می باشند:

(۱) پالئوزوئیک پیشین

این بخش در همبری با گسله مشاء (۱/۵ کیلومتری جنوب گرماب و یا ۲ کیلومتری شمال (شهرستانک) و با سازند سلطانیه آغاز می‌گردد. رخساره این سازند شامل سنگهای کربناته چهره ساز با رخساره دولومیت – دولومیت های آهکی و سنگ آهکهای سیلیسی خاکستری است که برپایه مطالعه کونودونت های موجود در آنها سن آن به کامبرین پیشین نسبت داده شده است. سازند سلطانیه همچنین با میانلایه هایی از شیل‌های رسی – سیلت دار آهکی با رنگ سبز تیره می‌باشد که با نام «شیل‌های چپقلو» معرفی شده است. دولومیت های موجود در بخش بالایی سازند سلطانیه شامل دولومیت های توده‌یی متبلور و صخره‌ساز است که در آن می‌توان اثرات فسیلی « استروماتولیت» را مشاهده نمود. همانگونه که پیش تر نوشته شد، در امتداد جاده چالوس و در فاصله ۲ کیلومتری شمال سه راه شهرستانک، سازند سلطانیه با رخساره دولومیتی ستبرلایه و رنگ تیره و چهره ساز کاملاً قابل شناسایی است.

سازند سلطانیه به تدریج به مجموعه‌یی از شیل های رسی – سیلتی و ماسه‌ای ریزدانه، دارای میکا با رنگ ارغوانی، تبدیل می‌گردد که در فرهنگ چینه‌شناسی ایران با نام سازند باروت شناخته می‌شود. شیل های سازند باروت همچنین با میانلایه‌هایی از سنگاهک و دولومیت‌ حاوی چرت و استروماتولیت نیز همراهی می‌گردد.

سازند باروت با سن کامبرین همانگونه که با سازند سلطانیه (در پایین) همبری تدریجی دارد، به سوی بالای ردیف رسوبی نیز با سازند جوانتر تعیین سازند زاگون نیز مرز عادی و تدریجی دارد.

پیش از این سازند باروت را به عنوان سازند «اینفراکامبرین» در نظر می‌گرفتند ولی یافته‌های فسیل‌شناسی جدید، جایگاه چینه شناختی آن را کامبرین پیشین تائید کرده‌اند.

سازند باروت به تدریج به مجموعه یی همگن از شیل های آهک دار، ماسه سنگ ریزدانه آرکوزی، سیلتستون میکادار زودفرسا با رنگ متمایل به سرخ ارغوانی تبدیل می‌گردد. این سازند نیز در فرهنگ چینه شناسی ایران به نامه سازند «زاگون» شناخته می‌شود.

یکی از ویژگی های سازند زاگون تغییرات رخساره‌یی جانبی و تبدیل آن به سازند باروت است و به همین علت، ستبرای این سازند در هر نقطه که گزارش شده، متفاوت است. برپایه نظر لاسمی (۱۳۶۹) بخش زیرین این سازند به دلیل داشتن گلسنگ و سیلتستون سرخ رنگ و سایر نشانه ها مربوط به یک محیط قاره یی خشک و به گمان قوی در یک محیط پلایایی تشکیل شده است ولی سنگهای بالایی این سازند معرف محیط رودخانه ماندری (پیچان رود) می‌باشد. برپایه مطالعات فسیل شناسی سن سازند زاگون معادل کامبرین پیشین در نظر گرفته شده است.

به سوی بالای ردیف رسوبی ماسه سنگهای کوارتزی و کواتز آرنایت با لایه بندی نازک تا ستبر و رنگ خاکستری تا سرخ و ارغوانی “سازند لالون” ظاهر می‌گردند (نام روستای سرخدر از رنگ سرخ- ارغوانی این سازند گرفته شده است). این سازند بدلیل سختی و استحکام از جمله سازندهای چهره ساز به شمار می‌آید. در بالاترین بخش این سازند نیز کوارتزیت سفید رنگی است که با نام تاپ کوارتزیت شناخته می‌شود.

سازند میلا با رخساره دولومیتی – سنگ آهک لایه لایه و درشت دانه- سنگاهک گلاکونیت‌دار و انواع سنگاهک متعلق به کامبرین میانی البرز می‌باشد. این سازند برپایه تفاوت های رخساره‌یی به ۵ واحد تفکیک گردیده است. مهمترین فسیل یافت شده در این سازند، تریلوبیت می‌باشد. همراه با لایه های آهکی می‌توان میانلایه هایی از شیل‌های آهکی – مارن نیز وجود دارد.

سازند لشکرک با رخساره شیل – ماسه سنگ همراه با دولومیت و سنگ آهک گرهک دار متعلق به اردوویسین البرز می‌باشد.

سازند جیرود شامل ماسه سنگ – آهک ماسه ای – شیل همراه با گدازه های بازالتی متعلق به دونین البرز می‌باشد.

 

 (۲) پالئوزوئیک پسین

پالئوزوئیک پسین در البرز شامل چندین سازند مهم می‌باشد سازند مبارک ( با سن کربونیفر) شامل سنگاهک‌های تیره رنگ- متوسط لایه همراه با مارن و آهک مارنی می‌باشد که در این محدوده به دلیل عملکرد گسله وجود ندارد.

پرمین نیز شامل سه سازند دورود، روته و نسن می‌باشد.

سازند دورود با رخساره ماسه سنگ و شیل و رنگ قرمز و سن پرمین پیشین ازجمله سازندهای گسترده در البرز می‌باشد. سازند روته (پرمین میانی) شامل سنگ آهک متبلور، سنگ آهک دولومیتی است که گسترش بسیار زیادی در البرز دارد. ولی برعکس، فرصتی برای شکل‌گیری سازند نسن (پرمین پسین) در همه جا میسر نبوده و تنها در چند نقطه از البرز می‌توان سنگ آهکها و یا گدازه های بازالتی این سازند را مشاهده نمود.

 

کلمات کلیدی: البرز , تصویر , دورود , روته , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند , عکس ,کوه , کوه هزار بند , لالون , میلا

بستر ماسه ای رودخانه قزل اوزن

بستر رودخانه قزل اوزن از رسوبات غیر چسبنده با اندازه ها و ابعاد مختلف پوشیده شده است. تراس های قدیمی تر از رسوبات بسیار ریزدانه رس و لای تشکیل شده اند. در بخش هایی رسوبات ماسه ای و در بخش هایی نیز شن و قلوه سنگ های ریز تا درشت بستر را میزبانی می کنند. تخته سنگ های کوچک تا نسبتاً بزرگ هم در جای جای بستر رود خودنمایی می کنند که نمایانگر رژیم های سیلابی رودخانه در ادوار گذشته اند.

شناسایی و مطالعه ی دقیق بستر رودخانه ها، اطلاعات بسیار ذی قیمتی از زمین شناسی دوره کواترنر و عهد حاضر در اختیار زمین شناسان قرار می دهد. در تصویر اثر پای یک زمین شناس بر روی ماسه های بستر رودخانه قزل اوزن در میانه آذربایجان شرقی مشاهده می شود. در پایان تابستان و اوایل پاییز به دلیل کم شدن نزولات جوی بستر رودخانه تقریباً خشک و بی آب است و زمان بسیار مناسبی برای مطالعه بستر این رود می باشد.

کلمات کلیدی: ایران , بستر رود , رودخانه , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , قزل اوزن , قلوه سنگ , ماسه

کوه ارنان

کوه ارنان (ارنون) قله ای منفرد با ارتفاع ۲۸۹۲ متر از سطح دریا و اختلاف ارتفاع ۸۰۰ متری از روستایی که به همین نام در پای آن وجود دارد، در دشت جنوبی شیرکوه یزد قد برافراشته است. این کوه که جاده ی مهریز به دهشیر از پای آن عبور می کند در ۴۳ کیلومتری جنوب باختری مهریز و ۱۰۰ کیلومتری یزد قرار دارد.

ZG-Ernan-03

جنس این کوه منفرد که با ریخت شناسی خشن و ستیغ ساز در میان دشتی کم عارضه و البته مرتفع (نسبت به سطح دریا) از فواصل دور قابل رویت می باشد، از نوع گنبدهای داسیتی و سن آن مربوط به پلیو – پلئیستوسن (حدود ۲ میلیون سال قبل) می باشد. دامنه ی واریزه ای و آبرفتی اطراف این کوه منفرد، بسان دامنی دایره وار دور تا دور این کوه را پوشانده است.

در بسیاری از مطالب منتشر شده در مورد این کوه در فضای اینترنت،  سنگهای کوه از جنس سنگ های رسوبی آهکی دوره نئوژن از دوران سوم زمین شناسی معرفی شده اند که کاملا اشتباه است.

ZG-Ernan-02

رسوبات دشت میزبان این کوه مربوط به رسوبات دشت آبرفتی و پادگانه های کهن و جوان می باشد اما در بخش شمال خاوری این کوه کفه های رسی و نمکی نیز گسترش محدودی دارند. همگی این رسوبات مربوط به دوران کواترنزی و عهد حاضر می باشند.

تعدادی قنات برای دسترسی به سفره های آب زیرزمینی که توسط این کوه تغذیه می گردند توسط مردم محلی در آبرفت های دشت حفر شده که آب باغ ها و زمین های کشاورزی آن محدوده را هر چند به صورت محدود تامین کند.

ZG-Ernan-04

بر روی سنگ های دامنه ی این کوه سنگ نگاره هایی یافت شده که بر اساس بررسی های انجام شده توسط باستان شناسان قدیمی ترین آنها به هزاره چهارم قبل از میلاد باز می گردد، اما از دوران پس از اسلام نیز سنگ نبشته هایی وجود دارد که بر اساس بررسی ها توسط چوپانان محلی در دوران کهن حجاری شده اند. این نقوش شامل انواع مختلف بز کوهی، آهو، پرندگان، انسانهای سوار بر اسب ، الاغ و استر و تیر و کمان به دست و همچنین انسان نیزه به دست و گرز به دست است. محوطه سنگ نگاره‌های کوه ارنان در تاریخ ۱۷ اردیبهشت ۱۳۷۸ با شمارهٔ ثبت ۲۳۶۱ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

کلمات کلیدی: استان یزد , داسیت , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , کوه ارنان

 

تناوب مارن و فورش سنگ در جزیره قشم

در تصویر، مجموعه ای از مارن های سبزرنگ و فورش سنگ (Siltstone) های قرمز رنگ نازک لایه دیده می شوند که با نظم خاصی بر روی یکدیگر قرار گرفته اند. مجموعه ی این سنگ ها به همراه ماسه سنگ های ستبر لایه تر سازندی را در جنوب ایران تشکیل می دهند که اولین بار در میدان نفتی آغاجاری شناسایی و بر اساس نام همان میدان نامگذاری شد. در جزیره ی زیبای قشم برونزدهای زیبایی از این سازند در نقاط مختلف دیده می شود که به دلیل مقاومت متفاوت سنگ های آن در برابر فرسایش، اشکال طبیعی بسیار قشنگی را ایجاد نموده اند. سن این سازند به میوسن – پلیوسن یعنی ۱۰ تا ۲ میلیون سال قبل باز می گردد. در این زمانه فرونشینی حوضه رسوبی در جنوب ایران متوقف و همزمان با کوهزایی، رسوبگذاری رسوبات تخریبی – آواری آغاز می گردد. این سازند در جزیره قشم ویژگی های دریایی دارد و مارن فراوانی در آن زمان در این منطقه نهشته شده است. هر چند که با تغییرات دوره ای فورش سنگ و ماسه سنگ نیز به صورت متناوب با مارن نهشته شده اند.

برای اطلاعات بیشتر می توانید “سازند آغاجاری در جزیره قشم” و “سازند آغاجاری در سواحل خلیج فارس” را نیز مطالعه نمایید.

کلمات کلیدی: Aghajari formation , Iran Geology , Iran Geotourism , Marl٬Miocene , Persian gulf٬Pliocene , Qeshm Island٬Sandstone , Siltstone  , ایران , پلیوسن , جزیره قشم , خلیج فارس , زاگرس , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند آغاجاری , سیلت سنگ , فارس ساحلی , فورش سنگ , مارن , ماسه سنگ , میوسن

سازند تیرگان مرز بین دشت و کوه

سازند تیرگان از سازندهای زمین‌شناسی ایران در حوضه رسوبی کپه‌داغ با سن کرتاسه پیشین (بارمین – آپتین زیرین) است. این سازند از سنگ‌آهک‌های ستبر لایه تا توده‌ای ائولیتی و زیست‌آواری با میان‌لایه‌های اندکی از سنگ‌آهک مارنی، مارن وشیل آهکی تشکیل شده است. مرز پایینی سازند تیرگان با سازند مزدوران و مرز بالایی آن با سازند سرچشمه است. شاخص‌ترین سنگواره سازند تیرگان اوربیتولین است که بیشتر هسته اوولیت‌ها را تشکیل می‌دهد.

تصویر فوق مرز بین آهک های سازند تیرگان و همینطور آبرفت ها را نشان می دهد که توسط گسلی جدا شده است

Geology

 

کلمات کلیدی: ایران , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , سازند , تیرگان , کپه داغ , کرتاسه , سنگ آهک , مزدوران , سرچشمه , اربیتولین

درزه داری توف های سازند کرج

درزه داری سنگ ها نمودی از اثرگذاری نیروهای تکتونیکی بر روی سنگ های هر منطقه هستند. هر چه سنگ درزه های بیشتری داشته باشد نشانه ای از قدرت عملکرد نیروهای فشارشی و یا کششی در منطقه را در خود دارد. سنگ های ضعیفتر در برابر نیروهای اعمالی دچار چین خوردگی های محلی می شوند ولی اثر نیرو بر روی سنگ های مقاوم تر به صورت گسلش و درزه داری خود را نشان می دهد.

در تصویر، نمایی از درزه داری سنگ های توفی سازند کرج در جاده ی چالوس را مشاهده می کنید. به همراه سطح لایه بندی حداقل سه دسته درزه سنگ را به صورت مکعب هایی در آورده اند که به نظر بر روی یکدیگر چیده شده اند. گاهی وجود چند دسته درزه می تواند یک زمین شناس را در تشخیص لایه بندی و سطح زیرین و بالایی لایه ها دچار مشکل و اشتباه کند. در چنین مواردی باید دلیل مستدل و مستحکمی برای انتخاب یک سطح به عنوان سطح لایه بندی داشته باشیم.

برای کسب اطلاعات بیشتر به مقاله ” درزه داری “ در بخش آموزش سایت زمین گشت مراجعه نمایید.

برای مشاهده این تصویر بر روی نقشه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی: Alborz , Chaloos road , Iran Geology , Iran Geotourism , Jointing , Karaj formation , ایران , توف , جاده چالوس , درزه داری , دسته درزه , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند کرج