دریاچه حوض سلطان

دریاچه حوض سلطان در شمال شرقی شهرستان قم در استان قم و هشتاد و پنج کیلومتری جنوب تهران در حاشیه بزرگراه خلیج فارس واقع شده است. این دریاچه فروافتادگی نامتقارنی است که از دو چاله جدا از هم به نام های «حوض سلطان» و «حوض مره» تشکیل شده و با آبراهه باریکی به یکدیگر وصل می شوند. حوضه غربی (حوض سلطان) از روان آب های سطحی تغذیه می شود و حوضه شرقی (حوض مره) علاوه بر روان آب ها، از رودهایی مانند رود شور و قره‏ چای نیز بهره می گیرد. مطالعات صورت گرفته نشان می دهد که آب ابتدا وارد حوض مره شده و پس از پر شدن آن، از مسیل دو حوض گذشته و وارد حوض سلطان می شود و هنگامی که آب در حوض سلطان چند متر بالاتر آمد، به طرف حوض مره باز می گردد و سرریز این دو حوض، به دریاچه نمک تخلیه می شود.

دریاچه حوض سلطان

دریاچه حوض سلطان

این زمین منظر (ژئوسایت) در ارتفاع ۷۱۰ متری از سطح دریا قرار گرفته و مساحت تقریبی آن در حدود ۲۴۰ کیلومترمربع می باشد، اما این میزان و شکل دریاچه بر اساس میزان نزولات جوی و آب هایی که به آن وارد می شوند، متغیر است به طوری که در مواقع بارندگی و ذوب برف های ارتفاعات اطراف، بر میزان آب ورودی افزوده شده و وسعت دریاچه افزایش یافته و آب، اراضی پست و شوره زار باتلاقی پیرامون را می پوشاند و دریاچه بزرگی به طول ۱۸ و عرض ۱۶ کیلومتر را تشکیل می دهد. متوسط بارندگی در این منطقه ۱۰۰ تا ۱۲۰ میلیمتر در سال است و از این نظر جزو مناطق کم باران در کشور محسوب می شود. این منطقه از چهار بخش تشکیل شده است؛ کفه نمکی (بخش اصلی تالاب)، حاشیه باتلاقی، محدوده اکولوژیک و منطقه دشتی.

کفه نمکی دریاچه حوض سلطان

کفه نمکی دریاچه حوض سلطان

در فصل پرآبی (زمستان)، کفه نمکی به زیر آب فرو رفته و حاشیه یا کمربند باتلاقی آن که بیشتر در شمال و شمال غربی این تالاب مشاهده می شود، دارای پوشش گیاهی شده و پرنده های مهاجر نادر به این تالاب می آیند. بر اساس مشاهدات صورت گرفته بالغ بر ۲۴۰ گونه با ارزش مانند جلبکها، باکتریها و قارچها در تالاب وجود دارند که می توانند با توجه به مخزن ژنی خود، شرایط فوق شور را تحمل کنند. در این منطقه بیش از ۴۰ گونه گیاهی ازجمله درمنه بیابانی، اشنان، تاغ زرد و سیاه، سودا و اسفناج وجود دارد. این منطقه زیستگاه هوبره، انواع کبوتر و انواع پرندگان مهاجر نظیر غاز خاکستری، آنقوت، لکلک، انواع عقاب و … می باشد. در این منطقه پستاندارانی از قبیل خرگوش، موش صحرایی، روباه و گاهی آهو دیده می شود. در میان خزندگان منطقه حضور مارها و سوسمارها که در کنترل بیولوژیک آفات نقش دارند، بارز است. انواع عنکبوت، رتیل، موریانه و مورچه های کمیاب در اطراف دریاچه گسترده هستند.

نمونه ای از پرندگان دریاچه حوض سلطان

نمونه ای از پرندگان دریاچه حوض سلطان

دریاچه حوض سلطان و نقاط پیرامونی آن از نظر زیست شناسی، بوم شناسی، دیرینه شناسی، اقلیم، اشتغال زایی و تفرجگاهی، قابل تأمل و تحقیق بوده و با توجه به اهمیت حفاظت و حیات تالاب حوض سلطان، این منطقه در سال ۱۳۸۸ خورشیدی به مدت ۵ سال به عنوان «منطقه شکار ممنوع» معرفی شده است.
رسوبات حوض سلطان بیشتر از نوع گچ، نمک، مارن و رس است. بر اساس بررسی های لرزه نگاری و حفاری های صورت گرفته، نمک تا عمق ۴۶ متر و به صورت ۵ لایه جدا از هم وجود دارد که با رس های قهوه ای تا خاکستری، از یکدیگر جدا می شوند.
تاکنون به شیوه های سنتی، تنها از نمک طعام موجود در این عرصه بسیار گسترده، جهت مصارف صنعتی استفاده شده است و این در حالی است که به استناد تحقیقات انجام گرفته درخصوص ترکیبات تشکیل دهنده نمک های دریاچه، موادی از قبیل سدیم کلرید، سدیم سولفات، منیزیم کلرید و منیزیم سولفات، ازجمله بارزترین و مهمترین ترکیبات تشکیل دهنده این منبع عظیم خدادادی به شمار می آید.
منیزیم از نظر فراوانی، هشتمین عنصر در قشر خارجی زمین به شمار می رود و اغلب این فلز به صورت ترکیبهای محلول در آب دریاها و یا به صورت سنگ معدن منیزیم کلرید، در طبیعت یافت می شود. میزان منیزیم به دست آمده از آب دریا تنها ۲ تا ۳ درصد می باشد و نتایج حاصل از تحقیقات انجام گرفته پیرامون ترکیبات منیزیم دریاچه نمک، میزان منیزیم به دست آمده ۳۵ تا ۵۰ برابر منیزیم آب دریا می باشد.

نمای از بلورهای نمکی موجود بر سطح دریاچه حوض سلطان

نمای از بلورهای نمکی موجود بر سطح دریاچه حوض سلطان

بدین ترتیب استخراج منیزیم از دریاچه نمک از لحاظ اقتصادی بسیار باصرفه تر از استخراج منیزیم از آب دریا می باشد. بنابراین شورابه های دریاچه نمک یکی از غنی ترین معادن و منابع عظیم تولید منیزیم به شمار می آید. دریاچه حوض سلطان را به این دلیل که باقیمانده دریای بزرگ ساوه می باشد، با نام دریاچه ساوه نیز می شناسند. از طرفی به دلیل وجود نمک فراوان، اغلب به نام دریاچه نمک نیز شناخته می شود که البته اشتباه است و دریاچه نمک با وسعت بسیار بیشتر، در جنوب شرقی استان قم واقع شده است. دریاچه قم و دریاچه شاهی از دیگر نام های دریاچه حوض سلطان می باشد.

کلمات کلیدی: ایران , دریاچه , زمین چهر , زمین گردشگری , زمین منظر , قم , زمین گشت , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , حوض سلطان

دره – رودخانه قزل اوزن میانه

رودخانه قزل اوزن تنها رودخانه ای است که از زاگرس سرچشمه گرفته و در نهایت به دریای خزر می ریزد. این رودخانه در نزدیکی شهر میانه، با پیوستن رودخانه های زنجان چای و آجی چای به آن پر آب تر می شود و در اطراف شهر میانه سه رودخانه ی دیگر (قرانقو چای، گرمی چای و قوری چای) به آن می پیوندند. رودخانه قزل اوزن بسته به جنس زمین هایی که از آنها عبور می کند، مسیری مستقیم و یا پر پیچ و خم را طی می کند. زمانی که رودخانه از میان سنگ های مستحکم و صخره ساز عبور می نماید، تحت تاثیر مورفولوژی آنها دارای پیچ و خم می گردد. در حقیقت آب مسیر خود را در نقاط ضعف کوهستان مانند بخش های نرم فرسا تر و یا بخش های گسلیده و ضعیف باز می کند. زمانی که مسیر رودخانه تحت تاثیر و کنترل مورفولوژی کوهستان باشد و پیچ و خم آن توسط سختی و نرمی کوهستان کنترل شود، به آن “رودپیچان مهار شده” (Intrunched meander) گفته می شود.

در تصویر بالا بخش هایی از رودخانه قزل اوزن قبل از رسیدن رود به شهر میانه دیده می شود. در این بخش رودخانه از میان سنگ های ریولیتی، بازالتی و تراکی آندزیتی ائوسن عبور می نماید. با توجه به استحکام مناسب سنگ های این بخش از مسیر رودخانه، دره – رودخانه در این بخش پر پیچ و تاب است. دامنه های فرسوده ای که در تصویر دیده می شوند، در واقع سنگ هایی هستند که در اثر دگرسانی ناشی از نفوذی های آذرین به صورت خاکواره در آمده اند.

در تصویر بستر کبیر رودخانه که تنها در مواقع سیلابی از آب لبریز می شود با قلوه سنگ ها و تخته سنگ های درشت دیده می شود. بستر کنونی رودخانه نیز که آب در آن جریان دارد شامل رسوباتی ریزدانه تر شامل قلوه سنگ، شن و ماسه ناپیوسته است و از میان بستر سیلابی رودخانه جریان دارد.

در تصویر همچنین راه اصلی زنجان – میانه و پل راه آهن تهران – تبریز که بر روی رودخانه قزل اوزن ساخته شده است، دیده می شوند (دید عکس تقریباً به سوی جنوب است). در جلوی تصویر نیز پلی آهنی بر روی رودخانه نصب گردیده که کوهنوردان میانه ای را به ارتفاعات گچلیک در جنوب میانه می رساند.

کلمات کلیدی: آجی چای , آذربایجان شرقی , ائوسن٬ البرز , ایران , پیچان رود , دره رود , ریولیت , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , زنجان چای , ژئوتوریسم , قرانقو چای ,  قره چای , قزل اوزن , قوری چای , گچلیک , گرمی چای , مئاندر , میانه

مخروط های آتشفشانی دشت لوت

در محدوده شرق و جنوب شرق ایران در دوره کواترنری (۲میلیون سال قبل تا کنون) به دلیل حاکم بودن رژیم کششی بر منطقه و فرورانش صفحه اقیانوسی دریای عمان به زیر صفحه مکران ایران، فعالیت های آتشفشانی در حجم وسیع منطقه را تحت تاثیر خود قرار داده بوده و دهانه های آتشفشانی متعددی در آن منطقه سر از زیر زمین برآورده اند. بزرگترین و شناخته شده ترین آتشفشان های این ناحیه از ایران زمین، آتشفشان های تفتان و بزمان می باشند که هنوز نیز با خروج گاز و دود از آنها جزء آتشفشان های نیمه فعال به حساب می آیند. البته با تغییر رژیم زمین ساختی منطقه به فشارش، تمامی آتشفشان ها به خاموشی گراییده و در طول زمان دهانه های آنها در اثر فرسایش به سوی خرابی و پست شدن گراییده است.

ZG-Lut-Crater

ZG-Lut-CraterGeo

در باختر دشت لوت و در شمال گندم بریان سه دهانه آتشفشانی مقادیر فراوانی گدازه های الیوین بازالتی را در اثر فوران هایی که در دوره کواترنری داشته اند در سطح دشت پراکنده اند و مخروط هایی کوچک و کوتاه ساخته اند که بلندترین آنها در حال حاضر ۵۹۰ متر ارتفاع دارد. این مخروط های منفرد که در سطح دشت پراکنده اند یکی از زیباترین جلوه های زمین را در این منطقه ایجاد نموده اند.

گسل نایبند دقیقاً از میان این مخروط های آتشفشانی عبور می کند. این گسل با راستای شمالی- جنوبی از جنوبی ترین بخش رشته کوه شتری در جنوب خاور طبس تا باختر شهداد با درازای ۳۵۰ کیلومتر قرار گرفته است. رخنمون گسل نایبند مرکب از چهار قطعه گسلی اصلی هم پوشان، بسیار پرشیب و بیشتر به صورت قائم است و مولفه حرکتی آن راستالغز راست بر می باشد.

عکس بالا نمایی از مخروط آتشفشانی شماره ۱ را از نمای شمال باختری آن به تصویر کشیده است. این عکس توسط “مجید خاتمی” گرفته شده است.

کلمات کلیدی: آتشفشان , الیوین بازالت , ایران , دشت لوت , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , شرق ایران , کراتر , کواترنری , گدازه , گسل نایبند , مخروط , دهانه آتشفشان

رودخانه قزل اوزن

قِزِل‌اوزَن یکی از طولانی‌ترین رودخانه های ایران است که از کوه‌های کردستان و استان آذربایجان شرقی سرچشمه گرفته و پس از پیوستن هیرو چای،زنجان‌رود و شاهرود به آن به دریای خزر می‌ریزد. قزل‌اوزن در جنوب استان گیلان در درون آب دریاچه سد سفیدرود به رودخانه بزرگ شاهرود پیوسته و تشکیل رودخانه‌ای به نام سفیدرود می‌دهد. رودخانه ی قزل اوزن تنها رودی است که از زاگرس سرچشمه گرفته و با عبور از البرز نهایتاً به دریای خزر می ریزد. این طول این رود ۶۷۰ کیلومتر اندازه گیری شده است.

قزل اوزن نامی است ترکی و از دو جزء قزل و اوزن تشکیل شده است و به معنی رودخانه بزرگ و شکوهمند می‌باشد.

این رودخانه از ارتفاعات چهل‌چشمه استان کردستان سرچشمه گرفته و پس از عبور از منطقه گروس (بیجار) و جذب رودخانه‌های متعدد وارد جلگه خمسه شده و رودخانه‌های زنجان‌رود و ابهرچای را ضمیمه خود ساخته و به مسیر خود ادامه داده و در حدود پلدختر وارد تنگه کوهستانی قافلانکوه شده و از کنار این کوهستان گذشته و نرسیده به شهر میانه رودخانه‌های قرانقو، آیدوغموش و هشترود را که بالاخره به میانه‌رود می‌پیوندند و از غرب به شرق جریان دارند ضمیمه خود ساخته و  به مسیر خود ادامه داده و تقریباً در برابر «میانه» بسوی مشرق قوسی زده و از کنار ارتفاعات قافلانکوه در درون دره به سوی خاور جاریست و در محل سد سپیدرود (منجیل) با رود شاهرود که از خاور به سمت باختر جاریست تلاقی داشته و از آنجا به بعد تا دریای خزر “سپیدرود” خوانده می شود.

تصویر فوق نمایی ار دره رودخانه ی قزل اوزن در شمال خاور شهر میانه و در شمال ارتفاعات قافلانکوه را نشان می دهد. در این ناحیه رودخانه قزل اوزن درامتداد خاور – باختر در داخل یک دره عمیق (بیش از ۷۰۰ متر) از باختر بطرف خاور جریان دارد و از پیچ و خم سنگها و لایه های مقاوم گذر دارد. در این منطقه دامنه ها پرشیب‌اند و دیواره های سنگی صخره ساز در بالاترین نقطه به چکاد (قله)‌ های نوک تیز منتهی می‌گردند. در دل این توپوگرافی خشن و ناهنجار، رودخانه قزل اوزن به صورت رود پیچ محصور شده (Entrenched meander) بستر خود را حفر کرده است. لایه های سنگهای آذرین خروجی دراین محدوده اکثراً با لایه بندی منظم ولی خیلی ضخیم با شیب ملایم بطرف جنوب کلیه برجستگیهای منطقه را ساخته است. این بخش از دره رودخانه قزل اوزن ظاهراً در اثر عوامل تکتونیکی و خردشدگی حاصل گردیده که طی زمان طولانی مسیر رودخانه گردیده است.

لایه ها و سنگهای تشکیل دهنده این دره شامل انواع سنگهای آذرین اسیدی و متوسط (انواع آندزیت ها) با بافت های مختلف، ریولیت، داسیت، لاتیت بوده که گروه هایی را به همراه توف های مربوطه تشکیل می‌دهند. بنظر می‌رسد نوعی سنگ آذرین نیمه عمیق نیز به شکل زبانه (دایک) در مجموعه‌های گدازه‌ای وتوفی نفوذ نموده است.

توف های دانه ریز و دانه درشت معمولاً به رنگ سبز آبی تا سبز زیتونی با لایه‌بندی نازک در قاعده مجموعه های آذرین خروجی دیده می‌شوند که بطرف بالا به لایه‌های ضخیم آذرآواری تبدیل گردیده و درنهایت به لایه های متراکم و ضخیم آندزیت های تیره رنگ ختم می شوند. نوعی دیگر از سنگهای آذرآواری ضخیم لایه به رنگ خاکستری با ترکیب و عناصر آندزیتی وجود دارد که بیشتر در بخش باختری مسیر رودخانه رخنمون دارند. این سنگها کاملاً دارای میان لایه‌ی توف دانه ریز به رنگ سبز زیتونی یا توف هائی به رنگ صورتی، سبز و آبی و خاکستری هستند.

همه ی این سنگ های آذرین و آذرآواری به سن ائوسن از نظر توالی رسوبی معادل سازند کرج به حساب می آیند.

آب گل آلود رودخانه به دلیل عبور آن از بستر رسوبات مارنی نئوژن و حمل رسوبات ریزدانه ی معلق توسط آب رودخانه است. این رسوبات برای سد های در دست احداث بر روی این رودخانه مانند سد شهریار و سد پیرتقی مضر و مشکل زا می باشند و با پر کردن دریاچه ی پشت سد از میزان کارایی آنها می کاهند.

دریاچه مهارلو

دریاچه مَهارلو واقع در شهرستان سروستان، از دریاچه‌های استان فارس ایران است. نام این دریاچه، برگرفته از نام روستای مهارلو از توابع شهرستان سروستان است که در مجاورت آن قرار گرفته است و این روستا در بخش ساحلی دریاچه واقع است.

این دریاچه ۲۸ کیلومتر طول، ۱۰الی۱۵ کیلومتر عرض دارد و به طور کلی مساحت آن ۲۵۷ کیلومتر مربع می باشد و به دریای آزاد راه ندارد. دریاچه مهارلو در حدود ۱۸ کیلومتری جنوب خاوری شیراز در ارتفاع ۱۵۶۰ متری از سطح دریا قرار دارد و در باختر دریاچه بختگان قرار گرفته‌ و خاوری‌ترین بخش جلگه شیراز است. این دریاچه به وسیله سه رودخانه خشک، حمزه و سروستان و همچنین روان آب های کوه های مجاور تغذیه می شود. آب چند چشمه نیز عمدتاً از قسمت‌های غربی و شمالی وارد این دریاچه می‌شوند.

از آنجا که میزان تبخیر در دریاچه مهار لو بالاست، بخشی از بستر آن را لایه ای از نمک می پوشاند و فقط در بخش های شمالی و مرکزی آن با عمق بسیار کم و شوری زیاد، آب وجود دارد. جدا از تبخیر زیاد، نهشته‎هاى گچى سازند ساچون و دو گنبد نمکى واقع در خاور این دریاچه، در شورى بی‎اندازه آن تأثیر به سزایى دارند.

مهارلو دارای آبی بسیار شور است و در فصل‌های خشکی یکی از کانسارهای بزرگ نمک ایران به‌شمار می‌آید. فرآوری نمک از این دریاچه توسط مجتمع استحصال نمک وابسته به پتروشیمی شیراز انجام می‌شود.

یکی از پدیده های جالب این دریاچه وجود پدیده کشند قرمز می باشد. کشندهای قرمز نوعی از جلبک ها می باشند که نسبت به شوری مقاوم بوده و زمانی که شوری آب بالا می رود، این جلبک ها رشد بیشتری می یابند. تکثیر بیش از حد این موجودات سبب می شود که تراکم جلبک ها در سطح آب بالا رفته و به صورت لایه ای قرار گیرند که مانع از تبادل هوا با آب و در نهایت کاهش اکسیژن می شود. در این حالت دریاچه به رنگ قرمز در می آید.

در سال ۱۳۸۵ خ. با تصویب هیأت وزیران، دریاچه مهارلو به عنوان یکی از ۷ منطقه نمونه گردشگری ایران برگزیده‌شده‌است. مهارلو ، محمودآباد ،بکت، برمشور، قنبری، دوبنه (شیراز) ، انجیره و اعلاالدوله از روستاهای گردشگری پیرامون این دریاچه هستند. از کوه‌های مشرف به دریاچه می‌توان به کوه قلعه گریخته، کوه شرقی و کوه شمالی اشاره کرد.این دریاچه به واسطه همجواری با کلانشهر شیراز، از مناطق گردشگری و تفرجگاهی محسوب می شود.

دریاچه مهارلو در یک فرونشست ناودیس مانند با روند شمال باخترى – جنوب خاورى، شکل گرفته که گسل جوان و لرزه‎اى سروستان از آن می‎گذرد. به نظر می‎رسد که حرکات این گسل به ویژه از زمان پلیستوسن پسین به بعد، موجب تشکیل این فرونشست ناودیس گونه شده باشد. به باور کرینسلى (۱۹۷۰) به دلیل نبود سواحل کهن یا پادگانه‎هاى بلند، امکان وجود دریاچه‎اى در زمان پیش از پلیستوسن کم است و اگر دریاچه‎اى هم وجود داشته، در نقاطى بوده که امروزه در حاشیه دریاچه فعلى قرار می‎گیرد.

تصویر فوق از ارتفاعات شمالی مشرف بر دریاچه مهارلو و در کنار روستای چاه شیرین در مسیر جاده ی آسفالته ی شیراز به گشنکان از توابع شهرستان کفترک گرفته شده است. دیوارهای سنگچین که در تصویر دیده می شود محل سابق روستای چاه شیرین در زمانی بوده که سطح آب دریاچه بالا بوده و امروزه با پایین رفتن سطح آب مردم روستا به دشت کناره دریاچه نقل مکان کرده و این ساختمان ها متروکه رها شده اند. دید تصویر به سمت خاور است و در آن بخشی از دریاچه مهارلو، جاده ی شیراز به گشنکان، دشت ساحلی دریاچه و ارتفاعات سنگ آهکی مشرف بر دریاچه که سازند آسماری می باشد دیده می شود. مسیر راه آهن شیراز – بوشهر – عسلویه بر روی همین ارتفاعات در شمال دریاچه ساخته خواهد شد.

 

چشمه و آبشار شوراب

در مسیر جاده ی فیروزکوه به قائم شهر، پس از عبور از گدوک و درست در محل خروجی تونل راه آهن گدوک در دامنه ی خاوری رودخانه و پایین دست روستای شورآب، چشمه ای ظهور یافته است که به آن چشمه ی شورآب می گویند. آب این چشمه به دلیل گذر از لایه های گوگرد دار زیر زمین قابل استفاده نبوده و به همین دلیل شوراب نام دارد. آب چشمه با خروج از دل زمین بر روی شیب دامنه به سمت رودخانه روان می شود و در مسیر خود املاح محلول را به صورت نهشته هایی رنگین به جای می گذارد. در نتیجه انباشت این رسوبات رنگین، آبشاری پلکانی تا انتهای دره شکل گرفته است. رنگ های زرد، خاکستری، قرمز و سیاه نهشته ها نشان از تغییر املاح موجود در آب چشمه در زمان های مختلف است. زیبایی و شگفتی این چشمه و آبشار، جای کار علمی و زمین گردشگری فراوانی دارد.

چشمه و آبشار شورآب در موقعیت ”Zone 39: 3970399.11 N , 676928.51 E ” در استان مازندران واقع است.

تصویر فوق توسط “بهرام محقق” از محل جاده ی فیروزکوه – قائم شهر و با دید به سوی خاور گرفته شده است.

شهر رودبار و سپیدرود

شهر رودبار بر روی دامنه های طرفین دره-رودخانه سپیدرود گسترش یافته است. سنگ های میزبان این دامنه ها شامل تناوبی از کنگلومرا، شیل و ماسه سنگ با درصد های مختلف مربوط به سازند شمشک به سن ژوراسیک می باشند.

دامنه ی خاوری مشرف بر شهر تحت تاثیر یک زمین لغزش قدیمی قرار گرفته است که هنوز هم نشانه هایی از فعالیت را از خود نشان می دهد.

جاده ی موجود قزوین – رشت و راه آهن در حال احداث قزوین – رشت – انزلی در دامنه ی خاوری و از پای همین دامنه ی فعال عبور می کنند.

بخش احداث نشده ی آزادراه قزوین – رشت در محدوده ی منجیل – رودبار از دامنه ی باختری که از امنیت بالاتری برخوردار است با احداث ۴ تونل دوقلو و دور زدن شهر رودبار عبور خواهد کرد.

دره-رودخانه سپیدرود که از به هم پیوستن رودخانه های قزل اوزن و شاهرود ایجاد شده است با پیچ و خم های فراوان از میان کوهستان البرز عبور کرده و در نزدیکی دریای خزر با کم شدن شیب توپوگرافی دلتای بسیار بزرگی را از خود به جا گذاشته است که شهر رشت و سایر آبادی های اطراف بر روی آن تشکیل شده اند.

این رود در محل شهر رودبار تخته سنگ هایی با قطر چندین متر را در ساحل خود بر جای گذاشته است که نشان از قدرت بالای حمل آن در مواقع سیلابی دارد. البته احداث سد منجیل در بالادست رود، سیلاب این رودخانه را کنترل کرده اما حجم بالای آب این رود بخصوص در مواقع پر باران و باز شدن دریچه های سد همچنان رسوبات را از تخته سنگ، قلوه سنگ، شن و ماسه به پایین دست حمل می کند و به مرور در مسیر برجای می گذارد.

شهر رودبار در زمینلرزه سال ۱۳۶۹ به کلی ویران شد و تعداد زیادی از مردم این شهر و روستاهای اطراف در اثر زمینلرزه جان خود را از دست دادند. زمینلرزه ی ۷/۳ ریشتری در شهرهای اطراف از جمله تهران به خوبی احساس شد و بسیاری از روستاهای منطقه ی رودبار به کلی ویران و غیر قابل سکونت شد. امروزه زندگی در شهر و روستاهای اطراف روند عادی خود را طی می کند اما زخم حاصل از این زلزله همچنان التیام نیافته است.

تصویر بالا از شهر رودبار و از فراز ارتفاعات مشرف بر شهر (دید به سوی شمال) گرفته شده است.

کوهستان البرز و دشت تهران

کسانی که در تهران زندگی می کنند و علاقه به طبیعت دارند حتماً بارها و بارها دره های سرسبز و زیبای کوهستان شمالی تهران را به سمت ارتفاعات طی کرده اند و در روزهای تعطیل آخر هفته از زیبایی و آرامش کوهستان البرز لذت برده اند. دره سوهانک، دارآباد، گلاب دره، دربند، درکه و … دره های زیبا و سرسبز شمال تهران هستند که مسیرهای کوهنوردی سالم و مناسبی به سمت ارتفاعات بلندترین قله ی شمال تهران یعنی قله ی توچال را برای کوهنوردان فراهم می سازند.

از دیدگاه پهنه بندی ساختاری – رسوبی، تهران و پیرامون آن در مزر دو پهنه ساختاری – رسوبی البرز و ایران مرکزی واقع است. مرز بین این دو پهنه مهم، گسله شمال تهران است که مهمترین ویژگی آن ایجاد فروافتادگی نئوژن (در محل دشت تهران تا حوض سلطان) می باشد.  این حوضه فروافتاده میزبان توالی ضخیمی از ماسه شن و مارن است که در مرحله بعدی توسط نهشته های جوان کوارترنر پوشیده شده است. این حوضه به تدریج ژرفای خود را از دست داده و در انتهای میوسن خشک شده است (نهشته های این حوضه با مرز ناپیوسته توسط نهشته های جوان پوشیده شده اند). محدوده شمالی گسله شمال تهران در حاشیه شمال خاوری منطقه در زیر پهنه ترشیری جنوبی پهنه البرز مرکزی قرار داشته است. این حوضه میزبان توالی های ضخیم از سنگهای رسوبی آتشفشانی ائوسن و راندگی و بالاآمدگی آن در امتداد زون راندگی جنوبی ارتفاعات البرز می باشد. در ائوسن میانی، این ریزپهنه به صورت یک حوضه رسوبی نسبتا عمیق بوده است که در آن واحدهای رسوبی آتشفشانی مختلف سازند کرج در محیط متلاطم زیردریایی تشکیل شده اند. مجموعه نهشته های البرز در زمان کواترنر به وسیله آبرفتهای جوان کوارترنر پوشیده شده اند.

یکی از مهمترین ویژگیهای سیستم کوارترنر، نوسانات آب و هوایی است که به صورت دوره های یخ چالی و بین یخ چالی ظاهر گشته است. دوره های یخ چالی (Glacial stages) به زمانه چیرگی هوای سرد و یخ بندان های شدید و شکل گیری یخ چالهاست. دوره های یخ چالی همچنین زمانه آرامش پوسته زمین است.

بر پایه مطالعات انجام شده در سیستم کوارترنر ۴ دوره یخچالی اصلی وجود داشته است که در هر منطقه نام و ویژگی خود را دارد. در ایران نامگذاری اروپای باختری رایج تر است. از سوی دیگر، این ۴ دوره یخچالی در ایران نیز شناسایی و نامگذاری شده اند. این ۴ دوره از قدیم به جدید به شرح زیر می باشد:

گونز (Gunz) و یا عصر یخ جاجرود، میندل (Mindel) یا عصر یخ توچال، ریس (Riss) یا عصر یخ تهرانشمال و بالاخره وورم (Wurm) یا عصر یخ آبعلی.

دوره های یخ چالی به وسیله ۳ دوره بین یخ چالی (Interglacial Stages) از یکدیگر جدا شده اند. در دوره های بین یخ چالی، سرما و یخبندان کاهش یافته و یخ چالها نیز عقب نشینی کرده اند. دوره های بین یخ چالی همچنین زمانه بی قراریهای پوسته زمین نیز می باشند.

در ایران اگرچه یخ چالها در دره های کوهستانی ( تا ارتفاع ۱۶۰۰ متر) به وجود آمده اند؛ ولی در سایر نقاط دوره های یخچالی که با فراوانی باران و کاهش دما و تبخیر همراه بوده است، بارشهای جوی سیلابها را بوجود آورده و سیلابها نیز به نوبه خود مصالح تخریبی و واریزه ها را با خود حمل و به نقاط پایین دست منتقل کرده و در صورت شرایط مناسب بار جامد خود را بر زمین گذارده و به این ترتیب آبرفتهای با ریخت زمین شناسی متفاوت و گونه گون در سراسر ایران گسترده شده اند. به همین علت دوره های یخ چالی در ایران را می توان دوره های آبرفت گذاری (alluviation Periods) نامید. در محدوده دشت تهران و کرج آبرفت ها از گسترش قابل توجهی برخوردار اند.

دشت تهران از چندین مخروط افکنه که راس آنها در محل دره – آبراهه های کوهستان شمال تهران و پنجه ی آنها در جنوب تهران گسترده شده است و آبرفت های حاصل از فرسایش سنگ ها در کوهستان را از درشت دانه در بالا و ریزدانه در بخش های انتهایی دشت گسترده اند تشکیل شده است. این آبرفت ها به دلیل مصالح خوبی که دارند محل گسترش بهترین باغستان ها و زمین های کشاورزی از شمال تهران تا بخش های جنوبی در اسلامشهر تا رباط کریم شده اند. آبرفت های تهران به چهار سازند تقسیم شده اند که از قدیم به جدید هزار دره، کهریزک، تهران و آبرفت های کنونی هولوسن می باشند که در زمانی مناسب در مورد آنها توضیح داده خواهد شد.

تصویر فوق در یک صبح پاییزی از درون هواپیمای در حال برخاستن از دشت تهران و ارتفاعات شمالی آن (البرز) گرفته شده است. یکی از جاذبه های زمین گردشگری تماشای ساختارهای زمین شناسی، تکتونیکی و مورفولیژیکی از درون هواپیماست. اگر در کنار پنجره باشید و دوربین به دست و البته شانس داشته باشید و آفتاب به شما اجازه دهد و شیشه ی پنجره تمیز باشد و البته بال هواپیما دید شما را کور نکرده باشد می توانید تصاویر زیبایی از زمین تهیه فرمائید.

کوهستان زیبای میانه

مسیر راه آهن میانه – اردبیل که از میانه آغاز می شود٬ در کنار رودخانه ی قزل اوزن از منطقه ای کوهستانی با دامنه های پرشیب و دره های ژرف و قله های برافراشته همراه با دیواره های سنگی که از دو طرف رودخانه را دربر گرفته اند عبور می کند.

سنگ های میزبان در این ناحیه سنگ های آتشفشانی و نیمه ژرف هستند که به دلیل مقاومت و استحکام زیاد٬ ارتفاعات ناحیه را بوجود آورده اند. همچنین سنگ های آذرآواری زودفرسا٬ بخش های پایین دستی قله ها و ستیغ ها و دامنه های کم شیب را میزبانی می کنند.

این سنگ ها به سن ائوسن ادامه ی باختری سازند کرج محسوب می شوند و شامل انواع توف سنگی٬ توف بلوری٬ توف های شیلی – ماسه ای و توف برش با ترکیب داسیتی همراه با گدازه های آندزیتی و گدازه های زیردریایی می باشند. بخش های ستیغ ساز که در عکس دیده می شود گدازه ها و بخش های فرسوده تر توف برش ها می باشند.

سد سپید رود

سد سپیدرود (منجیل) در محل تلاقی دو رودخانه ی بزرگ قزل اوزن و شاهرود که از باختر و خاور به یکدیگر می رسند ساخته شده است. کار ساخت این سد از ۱۳۳۵ شروع شد و در سال ۱۳۴۰ به پایان رسید و بهره‌برداری از آن در ۲۹ اردیبهشت سال ۱۳۴۱ آغاز شد. ارتفاع سد از کف رودخانه ۹۲ متر و طول تاج آن ۴۲۵ متر است.

ساختگاه سد بر روی یک توده ی سفید رنگ تراکی آندزیت ساخته شده که از استحکام مناسب برخوردار است. سن این توده به ائوسن نسبت داده شده و همراه با آن توف ها و توف برش های سازند کرج دیده می شوند.

سد سفیدرود یکی از رسوب‌گیرترین سدهای جهان است. اکنون بیش از نیمی از ظرفیت سد را رسوبات پر کرده است. از سال ۱۳۵۹ تاکنون عملیات رسوب زدایی و تغییر زمان‌بندی پر و خالی کردن سد برای رفع این مشکل به کار گرفته شده است. همچنین احداث چند سد انحرافی برای رسوب‌گیری آب رودهای شاهرود و قزل‌اوزن در دست اقدام است.

رودخانه ی قزل اوزن یکی از طولانی‌ترین رودخانه های ایران است که از کوه‌های کردستان و استان آذربایجان شرقی سرچشمه گرفته و پس از پیوستن هیرو چای، زنجان‌رود به آن، در محل دریاچه ی سد منجیل به رودخانه ی شاهرود می رسد. رودخانه ی شاهرود نیز به طول ۱۷۵ کیلومتر از کوه‌های تخت سلیمان (مازندران) در رشته کوه البرز جنوبی، از پیوستن دو رود الموت رود و طالقان رود ایجاد شده و پس از گذشتن از منطقه الموت استان قزوین و شهرستان طالقان در استان البرز، به محل دریاچه سد منجیل می رسد. از تلاقی دو رود بزرگ قزل اوزن و شاهرود، رودخانه ی پر آبی شکل می گیرد که سپیدرود نامیده می شود و در نهایت پس از ایجاد یک دلتای بزرگ و حاصلخیز به دریای خزر می ریزد.

تصویر فوق از ارتفاعات شمالی مشرف به سد برداشته شده و نگاه تصویر به سوی جنوب باختر می باشد. در تصویر سد، دریاچه و رودخانه ی سپیدرود، همچنین دامنه های ساختگاه سد دیده می شود. سنگ های تراکی آندزیتی میزبان سد به رنگ روشن در تصویر دیده می شوند.