تاقدیس خضر

فلات ایران به دلیل جایگاه ویژه و پیچیده خود در چهارچوب زمین ساخت صفحه ای، پدیده های زمین ساختی بی مانند و بیشماری دارد. بلندی های البرز در شمال کشور و رشته کوه زاگرس در باختر و جنوب ایران دو پدیده بسیار تاثیرگذار در طبیعت ایران هستند که در نتیجه عملکرد زمین ساخت پویا پدید آمده و بخش بزرگی از سرزمین ایران را به خود اختصاص داده اند. تاقدیس های پرشمار این رشته کوه ها و هزاران پدیده کوچک و بزرگ دیگر زمین ساخت در سراسر کشور، سرزمین ایران را به گنجینه کاملی از پدیده های زمین ساخت بدل ساخته که از این حیث در جهان بی مانند است. یکی از این پدیده ها و به عبارتی یکی از تاقدیس های پرشمار این مرز و بوم که به خاطر موقعیت قرار گیری آن در نزدیکی شهر قم و نیز وجود یکی از مراکز زیارتی این شهر درست بر روی یکی از یال های آن موقعیتی ویژه ای دارد، “تاقدیس کوه خضر” می باشد.

نمایی از مسجد خضر نبی بر روی تاقدیس خضر

این تاقدیس که در جنوب شهر قم گسترش دارد، تاقدیسی است برگشته با شیب سطح محوری به سمت جنوب. یال برگشته شمالی آن در امتداد گسل طولی خضر خرد شده است و بقایای آن بصورت فلسهای تکتونیکی در درازای چند کیلومتر رخنمون دارد. یال جنوبی آن شیب ۷۰ تا ۹۰ درجه به سمت جنوب دارد که بتدریج به سوی کوه نرداقی به لایه‏ های برگشته با شیب بسیار تند تبدیل می‏شود.

یک یال تاقدیس خضر

هسته این تاقـدیس را سازند قرمز زیرین تشکیل می‏ دهد که در یال شمالی براثـر فعالیـت گسل خضر از بین رفته است. مسجد خضر نبی نیز روی بخشهـای به جای مانده از یال شمالی بنا شده است.

 

کلمات کلیدی: تاقدیس , چین خوردگی , کوه خضر , تاقدیس خضر , استان قم , گسل حضر , سازند قرمز زیرین , کوه نرداقی , مسجد خضر نبی , ژئوتوریسم , زمین گردشگری , زمین شناسی

سازند گچساران

سازند گچساران مجموعه ای از رسوبات تبخیری شامل سنگ نمک، انیدریت، مارن های رنگارنگ، سنگ آهک و مقداری شیل بیتومین دار است که بدون نظم چینه ای بر روی هم قرار گرفته اند. در واقع همزمان با کوهزایی آلپ و پسروی دریا به سمت جنوب باختر دریایی کم عمق و ساحلی گرم میزبان بخش های عمده ای از زاگرس کنونی بوده است. در نتیجه از میوسن پیشین تا پلیوسن چرخه ای از رسوبات تبخیری گچساران تا کنگلومرای بختیاری که نشانه ی پسروی دریا از مناطق گسترده ای از زاگرس است در این منطقه نهشته شده که در لرستان و سکوی فارس ستبرای آنها به ۳۰۰۰ متر و در فروافتادگی دزفول و بندرعباس به ۶۰۰۰ متر می رسد.

سازند گچساران که در محدوده ی وسیعی از زاگرس گسترده شده، به عنوان سنگ پوش میدان نفتی آسماری از لرستان تا حوضه خلیج فارس گسترده شده است. مرز پایینی این سازند با سازند آسماری در حوالی جزیره قشم به سن الیگوسن و یا ائوسن اما در نواحی شمالی میوسن پیشین است. در ناحیه فارس این سازند به سه بخش چهل، چمپه و مول تقسیم می شود اما در نواحی مجاور راندگی زاگرس به سازند رازک تبدیل می شود.

این سازند در سطح زمین برش الگوی کاملی ندارد اما در برش های تلفیقی حاصل از چاه های میدان نفتی گچساران دارای ۷ عضو و ۱۶۰۰ متر ستبراست. ضخامت و سنگ شناسی بخش های هفتگانه برش الگو و عضوهای سه گانه فارس در همه جا ثابت نیست و به همین رو در بیشتر نواحی زاگرس سازند گچساران قابل بخش بندی نیست و با نام کلی گچساران از آن یاد می شود.

سنگواره های جانوری موجود در سازند گچساران متعلق به محیط های کولابی و لب شور است. استراکود و بریوزوآ و همراه تعدادی فسیل های دیگر در تمام سازند گچساران یافت می شوند.

مرز بالایی سازند گچساران با سازند آغاجاری ناگهانی و مشخص است.

تصاویر دیگری از سازند گچساران را می توانید در “زمین نگار” ببینید.

منبع: کتاب زمین شناسی ایران، دکتر علی آقانباتی

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , زمین گشت , سازند , سازند گچساران , زاگرس , میوسن , گروه فارس , گچ , نمک , انیدریت , تبخیری , مارن , سنگ آهک , سنگ پوش

موج نماهای سازند لالون

پس از رخداد کوهزایی کاتانگایی (۷۵۰ تا ۸۰۰ میلیون سال پیش) در دوران پرکامبرین، ایران به صورت سکویی آرام در آمد که شرایط تشکیل رسوب های کم ژرفا بر روی آن فراهم شد. در نتیجه سکوی ایران در زمان پرکامبرین محل مناسبی برای انباشت رسوب های حاصل از فرسایش فرازمین های گرانیتی و سرزمین های دگرگونی حاصل از رخداد کاتانگایی بوده است.

شرایط کولابی – تبخیری پرکامبرین پسین بدون هیچگونه رویداد زمین ساختی تا کامبرین پیشین ادامه داشته و به همین رو رسوبات کامبرین آغازی در ایران بیشتر کولابی – آواری است که با انباشت رسوبات دولومیتی آغاز و با مجموعه های شیلی – ماسه سنگی سرخ رنگ ادامه می یابد. بخش بالایی نهشته های کامبرین پیشین ایران (سازند های زاگون و لالون) به رنگ سرخ ارغوانی و نشانگر محیط بسیار کم ژرفای اکسیدی است.

شواهد زمین شناختی نشان می دهد که در پایان کامبرین پیشین، پس از پسروی کامل دریا، سرزمین ایران به خشکی گسترده ای تبدیل شده و رسوبات اکسیدی تخریبی آواری در آن نهشته می شده است. ولی در کامبرین میانی – بالایی، بار دیگر شرایط دریای کم ژرفا فراهم آمده است که با نهشته شدن رسوبات دولومیتی، شیلی و سنگ آهک (سازند میلا) همراه بوده است.
سازند ماسه سنگی لالون یکی از گسترده ترین سازند های کامبرین پیشین ایران است که به تقریب در همه جا ترکیب سنگ شناسی مشابه دارد. ضخامت این سازند متغیر است و از ۴۰۰ تا ۶۰۰ متر ماسه سنگ های آرکوزی، متوسط دانه، کوارتزی، متراکم، به رنگ سرخ ارغوانی است که چینه بندی متقاطع (Cross bedding) و موج نما (Ripple mark) از شاخصه های ساختی این سازند است.
منشاء این ماسه سنگ های آرکوزی مشخص نیست اما وجود گارنت، آپاتیت،گلوکونیت و فسفات باعث شده تا این ماسه سنگ ها نتیجه ی تخریب توده های گرانیتی و سنگ های دگرگونی پرکامبرین دانسته شوند که در محیط های رودخانه ای اکسیدی انباشته شده اند.
مرز زیرین سازند لالون با سازند زاگون تدریجی است بطوری که گاهی تفکیک این دو از یکدیگر دشوار است. مرز بالایی سازند لالون در همه جا یک ایست رسوبی سراسری را نشان می دهد که به روی آن یک لایه کلیدی کوارتزیتی سفید رنگ به نام “کوارتزیت قاعده ای میلا” نامیده می شود که ردیف های پیشروند ی کامبرین میانی – بالایی (سازند میلا) است.
در تصویر نمونه ای از ماسه سنگ های قرمز ارغوانی سازند لالون مشاهده می شود که آثار موج نما (Ripple mark) بر روی آن دیده می شود. وجود موج نماها و چینه بندی های متقاطع تایید کننده محیط های ساحلی – دلتایی، رودخانه مئاندری و پلایایی سازند لالون در زمانه حدود ۴۵۰ تا ۵۰۰ میلیون سال قبل است.

موقعیت این ماسه سنگ های دارای ساخت رسوبی موج نما را بر روی نقشه “زمین نگار” ببینید.

منبع: کتاب زمین شناسی ایران، دکتر علی آقانباتی

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , ایران , البرز , سازند لالون , ماسه سنگ , موج نما , ریپل مارک , چینه بندی متقاطع , کراس بدینگ , کامبرین , پالئوزوئیک , زمین گشت

سازند آواری کشکان

سازند کشکان یکی از سازندهای لرستان در دوره ترشیاری است. در اوایل ترشیاری تمامی حوضه زاگرس با یک دریای پیشرونده پوشیده شد. در نواحی ساحلی این دریا “سازند آواری ساچون” در مناطق کم عمق “سازند کربناتی جهرم” و در نواحی ژرف “سازند شیلی پابده” رسوب می کرد.

در این زمان، در کوه های زاگرس سه دریای موازی لنگه، خوزستان و تتیس وجود داشت که با پشته هایی از یکدیگر جدا شده بودند. مواد فرسایشی این پشته ها که بیشتر از چرت های رادیولاریتی بودند به گودی ها حمل شده و ممکن بود با رسوب های عمیق سازند پابده و یا کربنات های جهرم تداخل داشته باشند. تداخل این رسوبات آواری با سازند پابده “سازند فلیشی امیران” و با سازند جهرم “سازند آواری کشکان” نامیده شدند. در ائوسن میانی همزمان با کوهزایی پیرنئن و با پسروی دریا، نواحی سکویی جهرم از آب بیرون آمد و رسوبگذاری تنها در مناطق مرکزی دریاها (لنگه و خوزستان) ادامه داشت و سازند پابده همچنان در حال تشکیل بود. بدین ترتیب چرخه رسوبی جهرم با یک ناپیوستگی فرسایشی خاتمه یافته است.

در نتیجه در ترشیاری پسین، سازندهای امیران، تله زنگ، کشکان و شهبازان در منطقه لرستان همزمان با سازند پابده در سایر نقاط زاگرس تشکیل شده اند.

سازند آواری کشکان که به داشتن رنگ سرخ و رخساره آواری مشهور استبه طور معمول شامل سیلت، ماسه سنگ و کنگلومرا با قلوه های رادیولاریت به ویژه چرت فراوان است که به سمت بالا دانه درشت می شوند.

نام این سازند از رودخانه کشکان گرفته شده و برش الگوی آن در ۲۵ تا ۳۰ کیلومتری شمال خاوری پلدختر در مسیر جاده ی خرم آباد – اندیمشک به ضخامت ۳۷۰ متر معرفی گردیده است.

مرز پایینی سازند کشکان با سنگ آهک های بیوهرمی سازند تله زنگ ناگهانی و هم شیب است. در نقاطی که تله زنگ وجود ندارد، سازند کشکان به طور مستقیم بر روی سازند امیران قرار می گیرد. مرز بالایی کشکان با کربنات های شهبازان ناپیوسته است و با یک زون هوازده لیمونیتی مشخص می گردد.

سن سازند کشکان پالئوسن تا ائوسن میانی دانسته شده و فاقد سنگواره ی مشخصی است.

گسترش جغرافیایی سازند کشکان محدود به لرستان است. از محل برش الگو به سوی جنوب باختری، این سازند به صورت بین انگشتی با سازند پابده و به سوی جنوب خاوری به تدریج با آهک های تله زنگ و شهبازان جانشین می شود.

منبع: کتاب زمین شناسی ایران تالیف دکتر علی آقانباتی

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , سازند , کشکان , شهبازان , تله زنگ , امیران , جهرم , پابده , ترشیاری , پالئوسن , ائوسن , ماسه سنگ , سیلتستون ,کنگلومرا ,آواری , سرخ رنگ , زاگرس ,لرستان ,ایران , جاده خرم آباد – اندیمشک , برش الگو , زمین گشت

سازند میلا در البرز مرکزی

سازند میلا، واحد سنگ چینه ای معرف سنگ های کامبرین میانی – بالایی البرز، آذربایجان و دیگر نواحی ایران (به جز کرمان) است. برش الگوی سازند میلا توسط روتنر و همکاران در سال ۱۹۶۳ در میلا کوه دامغان، به ضخامت ۵۸۵ متر اندازه گیری و معرفی شده است. این سازند در برش الگو به دلیل ناهمگونی سنگ های آن به ۵ عضو تقسیم شده است.

عضو ۱: شامل ۱۸۹ متر دولومیت بدون فسیل همراه با میانلایه های مارنی و شیلی زردرنگ

عضو ۲: ۸۹ متر سنگ آهک لایه لایه، کمی ماسه ای به رنگ قهوه یی تا خاکستری تیره با میانلایه های ناچیزی از مارن و آهک مارنی است.

عضو ۳: بارزترین عضو این سازند با ۸۲ متر سنگ آهک دانه درشت روشن رنگ بلورین گلوکونیت دار است.

عضو ۴: شامل ۹۶ متر سیلت سنگ، ماسه سنگ، سنگ آهک درشت دانه گلوکونیت دار و مارن است.

عضو ۵: ۱۲۹ متر شیل بدون فسیل، ماسه سنگ و سنگ آهک های نازک لایه است. این عضو فاقد سنگ واره است و در مقطع تیپ در زمان معرفی سازند جزء سازند میلا در نظر گرفته شده است اما در سایر نقاط ایران تعلق عضو پنجم به زمان اردوویسین حتمی است. فرسایش پس از اردوویسین سبب شده تا این عضو در همه جا وجود نداشته باشد. با توجه به رخساره و محیط رسوبی، این باور وجود دارد که عضو پنجم سازند میلا در دریایی به نسبت ژرف و در پنجه های زیردریایی و دشت حوضه ای نهشته شده است. در نتیجه به دلیل این که همبری عضو پنجم سازند میلا با عضو های دیگر این سازند ناپیوسته و از نوع دگرشیبی موازی است و تعلق آن به سن اردوویسین اثبات شده، به توصیه کمیته ملی چینه شناسی، عضو پنجم میلا امروزه دیگر جزء سازند میلا قلمداد نمی شود.

اما در مرز زیرین سازند میلا ردیف هایی از کوارتزیت سفید رنگ دیده می شود که در گذشته با عنوان “کوارتزیت رویی  Top Quartzite” بخشی از سازند لالون به شمار می آمد ولی امروزه پذیرفته شده که کوارتزیت رویی، مرز ناپیوسته ای با ماسه سننگ های لالون دارد و در واقع ردیف های پیشرونده کامبرین میانی – بالایی است. در نتیجه به توصیه کمیته ملی چینه شناسی، این لایه های کوارتزیتی از سازند لالون حذف و با عنوان “کوارتزیت قاعده یی Base Quartzite” به بخش ابتدایی سازند میلا اضافه گردیده است.

اکنون با حذف عضو پنجم و اضافه شده کوارتزیت قاعده یی به سازند میلا، این سازند کماکان دارای پنج عضو خواهد بود.

تصویر بالا برونزد سازند میلا را در جاده ی چالوس و محدوده ی روستای حسنکدر در البرز مرکزی نشان می دهد. مرز زیرین این سازند با سازند لالون ناپیوستگی رسوبی و هم شیب است و لایه کلیدی کوارتزیت سفید رنگ این مرز را مشخص می نماید. مرز بالایی این سازند در این منطقه با عملکرد گسله حسنکدر و برونزد گدازه های سازند جیرود مشخص می گردد. لورنز، همه ضخامت سازند میلا (بدون کوارتزیت) در دره کرج را ۳۹۵ متر اندازه گرفته است. در این منطقه به جز عضو کوارتزیتی تنها سه عضو زیرین سازند میلا شناسایی شده اند.

در تصویر سازند های لالون (La)، میلا (Mi)، روته (Ru)، جیرود (Je)، الیکا (El) و عضو کوارتزیتی سازند میلا (BQ) دیده می شوند. تکتونیک فعال و قدرتمند البرز با گسلش های فراوان لایه ها را جابجا کرده و موقعیت آنها را نسبت به یکدیگر تغییر داده است.

 

کلمات کلیدی: Alborz , Cambrian , Elika formation , Iran Geology , Iran Geotourism , Lalun formation , Limestone , Mila formation , Paleozoic , Quartzite , Ruteh formation , البرز , البرز مرکزی , ایران , بیس کوارتزیت , پالئوزوئیک , تاپ کوارتزیت٬ , حسنکدر , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند الیکا , سازند روته , سازند لالون , سازند میلا , کامبرین , کوارتزیت زیرین , گسل ,گسلش

سازند زاگون

حدود ۵۰۰ میلیون سال قبل یعنی در زمانه ی کامبرین، که شرایط زمین ساختی نسبتاً آرامی بر پهنه ی ایران حکمفرما بوده و تنها در حرکت های تناوبی رو به بالا و پایین زمین، گاهی از وسعت دریا کاسته می شده و با پسروی کامل دریا، سکوی پالئوزوئیک به خشکی تبدیل می شده است، در البرز با پسروی موضعی دریا در پالئوزوئیک پسین و در زمانه کامبرین دو سازند زاگون و لالون در حال تشکیل بوده اند. در حقیقت شرایط کولابی – تبخیری زمانه پرکامبرین پسین در البرز بدون هیچ رخداد زمین ساختی تا کامبرین پیشین ادامه داشته و رسوبات کولابی – آواری را در این زمانه برجا گذاشته است. انباشت رسوبات دولومیتی سلطانیه و باروت در ادامه با مجموعه های شیلی – ماسه سنگی سرخ رنگ ادامه می یابد. این مجموعه سازند های زاگون و لالون را می سازند که بخش بالایی نهشته های کامبرین پیشین ایران هستند. رنگ سرخ ارغوانی این نهشته های نشانگر محیط های بسیار کم ژرفای اکسیدی آنها در زمان تشکیل است.

سازند شیلی زاگون مجموعه ی همگنی از شیل های آهک دار، ماسه سنگ ریزدانه آرکوزی، سیلت سنگ های میکادار زودفرساست که رنگ متمایل به سرخ ارغوانی دارند. ضخامت های متفاوتی برای این سازند در نقاط مختلف ذکر شده ولی در برش الگوی آن که توسط آسرتو در سال ۱۹۶۳ در باختر روستای زاگون در البرز مرکزی معرفی شده ۴۵۳ متر اندازه گیری شده است. دو دلیل برای این تغییر ضخامت ذکر شده است. یکی تغییر رخساره جانبی این سازند به سازند باروت و دیگری فاز فرسایشی آن قبل از سازند بالایی (سازند لالون) است که به نظر می رسد نظر دوم قوی تر باشد.

مرز زیرین این سازند با سازند باروت تدریجی و با سازند لالون با شروع ماسه سنگ های متوسط دانه آرکوزی نیز تدریجی می باشد به گونه ای که گاهی تفکیک این دو سازند از یکدیگر دشوار است. پس از نهشت سازند لالون یک ایست رسوبگذاری سراسری در البرز اتفاق می افتد که وابسته به رخداد میلایین است و پس از آن سازند کربناته میلا شروع به رسوبگذاری می نماید.

در تصویر سیلت سنگ های نازک لایه سازند زاگون مشاهده می شود. شیب لایه ها در این محل نزدیک به قائم است و علیرغم ظاهر ستبرلایه ای که در این سنگ ها مشاهد می شود، لامیناسیون های میلی متری این سازند با رسیدن به سطح و قرار گرفتن در معرض هوازدگی از یکدیگر باز شده و حالت ورقه ای (Paper) به خود می گیرند. از این رو دامنه هایی که برونزدهای سازند زاگون را میزبانی می کنند، انباشته از واریزه های ریز از سیلت سنگ های ارغوانی میکاداری هستند که در زیر نور آفتاب برق می زنند. تصویر بالا از دامنه های دره سرخدر که مشرف بر “باغ لاله های گچسر” در جاده ی چالوس است گرفته شده است.

کلمات کلیدی: البرز , البرز مرکزی , ایران , پالئوزوئیک , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , سازند باروت , سازند زاگون , سازند سلطانیه , سازند لالون , شیل ارغوانی , شیل میکادار , فرسایش ورقه ای , کامبرین

لغزشِ زمین در سازند شمشک

برای ایجاد یک زمین لغزش در یک زمین عوامل مختلفی باید وجود داشته باشند تا در اندرکنش با یکدیگر زمین لغزش را ایجاد نمایند. شیب طبیعی زمین، جنس زمین، وجود آب، گسلش و زمین لرزه، فعالیت های انسانی، و … در ایجاد زمین لغزش ها موثر اند. لغزش ها یکی از انواع حرکات دامنه ای هستند که بسته به نوع حرکت و شکل آن به انواع مختلفی تقسیم می شوند. لغزش های چرخشی و یا لغزش های انتقالی دو نوع اصلی از لغزش ها هستند که با توجه به جنس زمین و نوع حرکت آن دسته بندی شده اند. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد زمین لغزش ها می توانید در بخش آموزش “زمین لغزش و انواع آن” را مطالعه نمایید.

در تصویر، زمین لغزشی که در لایه های شیلی سازند شمشک در مسیر جاده ی پل زنگوله به بلده در البرز مرکزی رخ داده است، دیده می شود. این زمین لغزش از نوع چرخشی است و توده های خاکی دامنه ی میزبان در اثر این رخداد به پایین ریخته و در پای دامنه انباشته شده است. یک پرتگاه چند متری در راس زمین لغزش و پرتگاه های جانبی در طرفین آن دیده می شود. زون های خالیگاه و انباشت در این زمین لغزش به خوبی مشاهده می شوند (دید به سوی جنوب باختر).

فرسودگی پرتگاه ها، پر شدن درز و ترک ها، رویش گیاهان و کم شدن شیب توپوگرافی و مستهلک شدن زاویه ها نشان از گذر زمان زیاد و پایداری نسبی این زمین لغزش دارد. شیب زیاد توپوگرافی، دامنه ی شمالی برفگیر، جنس ریزدانه و نرم فرسای شیل ها و احتمالاً زمینلرزه به کمک یکدیگر در ایجاد این زمین لغزش موثر بوده اند.

کلمات کلیدی: بلده , پل زنگوله , جاده چالوس , زمین گردشگری , زمین گشت , زمین لرزه , زمین لغزش , زمین لغزش انتقالی , زمین لغزش چرخشی , ژئوتوریسم , سازند شمشک , شیل

چین خوردگی لایه ها در جاده چالوس

جاده چالوس که قطر کوهستان البرز را می پیماید عمری کمتر از ۱۰۰ سال دارد. در واقع تا اواخر دوره قاجار مسیری مالرو و خاکی برای دسترسی به روستاهای محلی وجود داشت که بسیار باریک و صعب العبور بود. این جاده که در سال ۱۳۱۲ به همت و تلاش کارگران ایرانی و طراحی و مدیریت مهندسان آلمانی ساخته شد در حقیقت موزه ای از پدیده های زیبای زمین شناسی اعم از گسلش و چین خوردگی، لغزش ها و رانش ها، انواع سنگ ها و دامنه ها ست. البرز که در حال حاضر تنهایت دوران پختگی خود را طی می کند در زمان تریاس و با برخورد دو ورقه ایران و توران، حیات فلات قاره در آن پایان می یابد و پدیده های فراخاست (uplifting)، دگرگونی، جایگیری توده های گرانیتوئیدی در آن آغاز و حوضه های رسوبی پیش خشکی (foreland) تریاس پسین- ژوراسیک میانی در آن به تشکیل رسوباتی دیگر می انجامد. از سنوزوئیک به بعد، شرایط دیرینه جغرافیا تغییر عمده کرده و در حالی که در دامنه شمالی، گسلش راندگی و فراخاست روی داده، در دامنه جنوبی البرز، دریای پسرونده، کم‌ژرفا و در حال فرونشستی وجود داشته است که در آن چند هزار متر انباشته‌های آذر آواری – تخریبی همزمان با کوهزایی (سازند کرج) برجای نهاده شده است.

در پالئوزوئیک تا تریاس همزمان با کوهزایی کانانگایی البرز تحت تاثیر فعالیت های خشکی زایی بوده اما کوهزایی های سیمرین پیشین و لارامید باعث چین خوردگی ها و گسلش های فراوان و راندگی های قدرتمند شده اند. کوهزایی بعدی در آغاز الیگوسن باعث ماگماتیسم درونی، از آب خارج شدن البرز و گسترش حوضه های میان کوهی شده است. آخرین فاز کوهزایی آلپی (پاسادنین) در اواخر پلیوسن و اوایل پلئیستوسن صورت گرفته که حاصل آن گسلش، راندگی، مرتفع شدن البرز و شکل گیری سیمای کنونی آن است. اما کوهزایی ای که باعث چین خوردگی لایه های سنگی البرز جنوبی شده است کوهزایی آتیکن است که در زمانه میوسن پسین – پلیوسن اتفاق افتاده است. در ۵ میلیون سال پیش و همزمان با دومین مرحله باز شدن دریای سرخ و خلیج عدن و آغاز فشارس به صفحه ایران از طرف صفحه عربی، تمام صفحه ایران تحت تاثیر حرکات کوهزایی مهمی قرار گرفته است و در البرز تغییر رژیم برخی از گسله های بزرگ از کششی به فشاری و چین خوردگی های متنوع را باعث گردیده است.

در تصویر، چین خوردگی لایه های شیل و توف سازند کرج در مجاورت جاده چالوس دیده می شود. از این دست چین خوردگی ها شامل چین های فشرده و خوابیده و بریده شد، ناودیس های معلق، لایه های با چین خوردگی های مکرر و … در اندازه های چند متری تا چندصد متری به فراوانی دیده می شوند. در واقع البرز آزمایشگاهی صحرایی برای علاقه مندان به تکتونیک است تا به اکتشاف و مشاهده ساختارهای زمین ساختی در البرز بپردازند و از دیدن آنها لذت ببرند.

کلمات کلیدی: البرز , البرز مرکزی , جاده چالوس , چین خوردگی , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند کرج , کوهزایی البرز

سازند ایلام

سازند آهکی ایلام با سن کرتاسه بالایی (۸۵ تا ۷۰ میلیون سال قبل) شامل سنگ آهک های رسی دانه ریز پلاژیک خاکستری رنگ با لایه بندی منظم و میانلایه های نازک شیلی است. این سازند با یک ناپیوستگی رسوبی بر روی سازند سروک و یا سورگاه قرار می گیرد اما مرز بالایی آن با سازند گورپی همساز است. این سازند در لرستان رخساره ی عمیق و در فارس و خوزستان رخساره کم عمق دارد.

در ناحیه لرستان یک واحد شیلی دو سازند سروک (در زیر) و ایلام (در بالا) را از یکدیگر جدا می کند. این واحد سنگی سازند سورگاه است و شامل شیل های خاکستری روشن و یا تیره نرم فرسا در تناوب با لایه های آهکی است.

در تصویر برونزد سازند ایلام در حاشیه جاده ی خرم آباد به پلدختر دیده می شود. رخساره سازند ایلام در لرستان شامل آهکهای نازک لایه و خوب لایه بندی شده است که با میانلایه‌هایی نازک تا بسیار نازک از شیل همراهی می‌گردد. نظم لایه‌بندی یکی از ویژگیهای دیداری مهم در سازند ایلام می‌باشد. رنگ عمومی این سازند خاکستری روشن است. آهکها، بیشتر مارنی می‌باشند. سازند ایلام از جمله سازندهای چهره ساز بوده و معمولاً در هسته تاقدیس‌ها، ارتفاعات بلندی را در لرستان ایجاد کرده است.

همچنین در تصویر سازند شیلی و نرم فرسای سورگا نیز در زیر سنگ آهک های سازند ایلام دیده می شود.

کلمات کلیدی: Cretaceous , Ilam formation , Iran Geology , Iran Geotourism , Lorestan , Mesozoic٬ , Surgah formation , Zagros Mountain ,  zamingasht , ایران , پلدختر , خرم آباد , زاگرس , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند ایلام , سازند سورگاه , سنگ آهک , لرستان

 

عضو آهکی امام حسن

سازند گورپی یک سازند شیلی شناخته می شود که دارای تناوبی از مارن، شیلهای خاکستری مایل به آبی است که میانلایههایی از سنگآهکهای نازک رُسی می باشد. این سازند دارای دو عضو آهکی رسمی (امام حسن، سیمره) و یک عضو غیر رسمی (آهک منصوری) است (مطیعی، ۱۳۷۲).

« عضو آهکی امام حسن » ۱۱۴ متر سنگ‎آهک‎ رُسی، ستبرلایه، ریز دانه و خاکستری به همراه میان‎لایه‎های مارن است. به دلیل سختی بیشتر، در درون شیل‎های گورپی برجستگی دارد. این عضو بیشتر در لرستان و فروافتادگی دزفول دیده شده است، اما در ایلام نیز برونزد دارد.

تصویر فوق برونزدهای سنگ آهکی عضو امام حسن را در طاقدیس انجیر در جنوب شهر ایلام نشان می دهد. سنگ آهک های ستبرلایه و خوب لایه بندی شده با میانلایه هایی از مارن در تصویر دیده می شوند.

عضو آهکی امام حسن در میانه ی سری رسوبی سازند گورپی قرار دارد و مرز زیرین گورپی با سازند ایلام (درزیر) تدریجی دانسته شده، ولی سطح هوازده در این مرز میتواند نشانگر دگرشیبی خفیف باشد. مرز بالایی این سازند با سازند پابده نیز ناپیوسته است. سن این سازند کرتاسه بالایی (۶۵ تا ۶۳ میلیون سال قبل) دانسته شده است.

کلیدواژه: Cretaceous , Emam Hasan member , Gurpi formation٬Ilam , Iran Geology , Iran Geotourism , Zagros Mountain , Zamin gasht , ایلام , تاقدیس , زاگرس , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند گورپی , طاقدیس , طاقدیس انجیر , عضو امام حسن , کرتاسه