اثر هنری جنوب میانه، تلفیق رسوبگذاری و تکتونیک

سه هزار رود تنکابن

دره هایی که آب های حاصل از بارش باران و ذوب برف را از دامنه های شمالی البرز به سمت دریای خزر می برند، به خاطر بارندگی و رطوبت بالا از سرسبزی و طراوت خاصی برخوردار اند و تقریباً در تمامی مناطق استان های حاشیه خزر از گیلان تا گلستان به عنوان مناطق توریستی و ییلاقی مورد استفاده قرار می گیرند. یکی از این دره ها دره سه هزار تنکابن است که رودی با همین نام در آن جریان دارد.

دره سه هزار منطقه‌ای بکر، زیبا با چشم اندازهای بدیع، چمنزار، جلگه، رودخانه پرآب سه هزار یک مجموعه زیستی و طبیعی کم نظیر در ایران می‌باشد که در آن اثری از زندگی انسانها در گذشته‌های دور بر جای مانده است. مسیر این دره یک راه ارتباطی تاریخی در البرز بوده که الموت قزوین را به ساحل دریای خزر متصل می کرده است. وجود کاروانسرایی تاریخی در ارتفاعات سه هزار موید این حقیقت تاریخی است. آب و هوای مطبوع به همراه آبشارها و چشمه‌های آب گوارا و آرامش رویایی این منطقه برای گروه‌های توریستی مشتاق آرامش و طبیعت کاملاً ایده آل است.

سه هزار رود تنکابن از به هم پیوستن آبراهه هایی که آب حاصل از ذوب برف را از ارتفاعات علم کوه و تخت سلیمان به پایین می آورند تشکیل شده است و بستری به نسبت بزرگ دارد. پیچ و خم های این رود در ارتفاعات از پیچ و خم های کوهستان پیروی می کند و با رسیدن به دشت، مخروط افکنه ای بزرگ و پهن را تا رسیدن به نوار ساحلی تشکیل می دهد. به خاطر گرادیان شیب بالا و بارش های ناگهانی و قدرتمند و جنس زمین این منطقه، سیل های ویرانگری این دره را در می نوردد و با خود تخته سنگ های غول پیکری را به پایین دره می آورد و در بخش های بالایی مخروط افکنه بر سطح زمین برجا می گذارد. هر چند که برخی از بلوک های سنگی چنان بزرگ اند که انگاره دره یخچالی و رسوبات مورن را در ذهن تقویت می کنند.

رود سه هزار سه سرچشمه اصلی و بزرگ به نام های ” شلف رود ” ، ” گرما رود ” و ” مران رود ” دارد که شلف رود از برف چال های چکاد هفت خوان و تخت سلیمان، گرمارود از برف چال های چکاد خرسان و گردونه کوه و مران رود از کوه نرگس سرازیر می شوند. سه هزار رود در منطقه “چالدره” به رود دوهزار پیوسته و رود ” چشمه کیله ” را تشکیل می دهند. این رود از مرکز شهر تنکابن گذر کرده و به دریای خزر می ریزد. دبی آب این رود ۳۸۰ تا ۴۰۰ میلیون متر مکعب در سال و گاهاً تا ۴۵۰ میلیون متر مکعب هم اندازه گیری شده است. این رود از شهرستان چالوس تا کلاچای پرآب ترین رود  منطقه است.

همانطور که اشاره شد، پیچ و خم های سه هزار رود از پیچ و خم های دره در ارتفاعات پیروی می کند. در واقع آبراهه ها در بدو تشکیل خود، مسیرهایی را می یابند که سست تر و قابل عبورتر باشند. در نتیجه از بخش هایی راه خود را باز می کنند که از سنگ های ضعیف یا مناطق گسلی تشکیل شده اند. به چنین رودهایی “پیچان رود محاط شده” گفته می شود (Intrunched meander). در این منطقه دره عمیق و به شکل عدد ۷ است و این نشانه ی فعال بودن منطقه از نظر زمین ساختی است. کوهستان دائم در حال ارتفاع گرفتن و در نتیجه رودخانه دائم در حال حفر بستر خود برای رسیدن به تعادل است. در این حالت رودخانه، بسترهای قدیمی و مسطح و به نسبت پهن خود را در ارتفاعات بالاتر بر جای می گذارد که به آنها “پادگانه” گفته می شود و امروزه مناطقی مناسب برای گسترش روستاها در کوهستان هستند. در دره سه هزار دو تا سه پله پادگانه بالاتر از سطح سیلابی، در دو طرف دره و جای جای مسیر رود به چشم می خورند که می توانند به سن سنجی تاریخ رود کمک کنند. برخی از این پادگانه ها که بیش از ۵۰ متر رسوبات رودخانه ای را در خود جای داده اند از تخته سنگ، قلوه سنگ های گردشده و شن و ماسه تشکیل شده اند. این رسوبات گاهاً حالتی از لایه بندی و نواری شدن را نشان می دهند که نشانه تغییر رژیم رودخانه در زمان های مختلف است و به راحتی می توان رژیم سیلابی را از ژریم آرام مشخص نمود.

در تصویر بخشی از مسیر سه هزار رود  دیده می شود که علاوه بر بستر کنونی و بستر سیلابی رود، دو پلکان پادگانه ای در دو طرف دره نیز تشکیل شده است. اینکه پادگانه ها به صورت قرینه و روبروی یکدیگر تشکیل نشده اند به خاطر پیچ و خم رودخانه است. در این حالت رود، بخشی از دامنه دره را حفر و در بخش مقابل رسوبگذاری می کند. رشد گیاهان و درختان بر روی پادگانه ها نشان می دهد که این بخش ها زمان های طولانی است که توسط آب اشغال نشده اند و در نتیجه بستری مناسب و ایمن برای گسترش روستاها به شمار می روند.

این تصویر با نگاه به بالادست رود (به سوی جنوب) و در مسیر خاکی روستای سرن گرفته شده است.

برای مشاهده تصویر بر روی نقشه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی: زمین شناسی ، زمین گردشگری ، ژئوتوریسم ، اکوتوریسم ، دره ، سه هزار رود ، تنکابن ، مازندران ، البرز ، پادگانه ، مخروط افکنه ، پهنه سیلابی ، دریای خزر ، دره سه هزار ، دره دو هزار ، علم کوه ، زمین گشت

 

علم کوه

 

علم‌کوه نام کوهی با ارتفاع قله ۴٨۵٠ متر است که در منطقهٔ تخت سلیمان در استان مازندران واقع شده‌است. قلّهٔ علم کوه پس از دماوند دومین قلهٔ مرتفع ایران به شمار می‌رود.

قله علم کوه و قله ی تخت سلیمان در واقع بلندترین بخش های یک توده ی نفوذی گرانیتی هستند که با بریدن لایه های قدیمی تر از خود در میان آنها جایگزین شده است. سن این توده به دوره ی ترشیاری یعنی ۶۳ تا ۲ میلیون سال قبل نسبت داده شده است. جنس این توده ی عظیم آذرین “لوکوگرانیت ریزدانه غنی از کوارتز” می باشد. لوکوگرانیت (Leucogranite) سنگی روشن است که تقریباً فاقد کانی های تیره رنگ است. این سنگ ها عموماً در کوهزایی های ناشی از برخورد دو صفحه ی قاره ای شکل می گیرند. در کمربند کوهزایی آلپ-هیمالیا که البرز نیز جزئی از آن به حساب می آید، به وفور از این توده های لوکوگرانیتی دیده می شود. دیواره های عظیم و بلند این کوه به دلیل سختی و استحکام سنگ آن در برابر عوامل طبیعی از جمله فرسایش است.

توده گرانیتی علم کوه یا تخت سلیمان در بخش غربی کوههای البرز مرکزی، محل تمرکز تیپیک ترین یخچالهای ایران است. این توده دارای ده ها قله بالای ۴۰۰۰ متر است و در هیچ نقطه دیگر ایران نمی توان چنین تجمع فشرده ای از کوه های بلند، قله های مرتفع، یخچال، پدیده های زمین شناختی خاص این گونه مناطق نظیر دیواره های مرتفع گرانیتی، و در عین حال دامنه های چمنزار و جنگل پوش را با هم دید. بدلیل شباهت منطقه علم کوه با رشته کوه آلپ، و شهرت آن در میان کوهنوردان اروپایی، این توده را آلپ ایران هم خوانده اند.
در تصویر نمایی از شمال باختری توده گرانیتی علم کوه که از سرچشمه های سه هزار رود تنکابن گرفته شده است دیده می شود. تعدادی از ویلاهای روستای سرن که در ارتفاع ۱۹۵۰ متری از سطح دریا قرار دارد در تصویر دیده می شود. دید تصویر به سوی جنوب خاوری است.

 

کلمات کلیدی: زمین گردشگری , ژئوتوریسم , زمین شناسی , Geotourism , Alborz Mountain , زمین گشت , البرز مرکزی , Geology , علم کوه , بلند ترین دیواره طبیعی , گرانیت , ۴۸۵۰ , قله , Alamkuh , Granite

ماسه سنگ های سرخ صخره ساز در الموت قزوین

 

در دوره میوسن (حدود ۲۰ میلیون سال قبل) در بیشتر نواحی ایران حوضه های رسوبی قاره ای گسترش داشته اند که با پسروی دریا و تبدیل محیط های دریایی به قاره ای رسوبات آواری – تبخیری را نهشته کرده اند. این نهشته ها در حال حاضر در بیشتر فرونشست های ایران مرکزی برونزد دارند و به نام “سازند سرخ بالایی” شناخته می شوند. این ردیف های آواری به این دلیل بالایی نامیده می شوند که در روی سازند قم نهشته شده اند و شباهت زیادی با ردیف های آواری زیر سازند قم دارند که آنها تحت عنوان سازند قرمز زیری نام برده شده اند. در مناطقی که سازند قم وجود ندارد تفکیک این دو سازند از یکدیگر مشکل است و به همه آنها با هم “رسوبات سرخ رنگ نئوژن” گفته می شود.

سازند سرخ بالایی بیشتر از نوع ماسه سنگ، مارن، کنگلومرا و تبخیری هایی مانند گچ و نمک است و فرونشینی تدریجی بستر در زمان نهشت رسوبات، ضخامت این سازند را افزایش داده است. ستبرای این سازند در برخی نقاط تا ۶۰۰۰ متر برآورد شده است.

سازند سرخ بالایی به طور معمول به صورت هم شیب و گاه تدریجی بر روی سازند قم قرار دارد ولی در حاشیه حوضه ها می تواند دگر شیب و با کنگلومرای قاعده ای آغاز شود.

در تصویر ستبرای زیادی از ماسه سنگ های سازند سرخ بالایی دیده می شوند که به صورت صخره ساز در ارتفاعات البرز و در محدوده الموت قزوین استوار مانده اند. این تصویر در نزدیکی معلم کلایه و بادید به سوی شمال خاور گرفته شده است.

کلمات کلیدی: سازند سرخ بالایی ، نئوژن ، البرز ، تخریبی ، ماسه سنگ ، میوسن ، سازند قم ، زمین شناسی ، زمین گردشگری ، ژئوتوریسم ، زمین گشت

گدازه های بازالتی کواترنر ماکو

بازالت های کواترنری آذربایجان حاصل آخرین مرحله آتشفشانی در ایران هستند. این گدازه ها با ترکیب کانی شناسی اولیوین بازالت گسترش متفاوتی در مناطق ماکو، سیه چشمه، اهر، کلیبر، مشکین شهر، باختر ارومیه و … دارند. در منطقه ماکو گدازه های بازالتی بر روی دشت های آبرفتی گسترده شده اند و مساحت زیادی از زمین های پست را پوشانده اند. این گدازه ها تیره رنگ و دارای تخلخل فراوان هستند. گسترش آنها در زمین های هموار و پست به گونه ای است که جریان یافتن آنها را تداعی می کند که نمونه ی امروزی آنها در جزایر هاوایی دیده می شود. انواع ساخت های مرتبط از جمله ساخت های طنابی در این گدازه ها دیده می شود.

جدا از مناطق آذربایجان و کردستان، سنگ های آتشفشانی کواترنری را می توان در گستره های وسیعی از خاور ایران (جنوب طبس، جنوب بیرجند، نهبندان و …) دید که بطور عموم به نام بازالت های کواترنری شناخته می شوند اگر چه برخی از آناه ترکیب های دیگری داشته باشند.

در تصویر، گدازه های بازالتی باختر ماکو به رنگ سیاه دیده می شوند که در دشتی آبرفتی گسترده شده اند. در پسزمینه تصویر قله آتشفشانی آرارات که اکنون در خاک ترکیه واقع شده است دیده می شود.

برای مشاهده تصویر فوق بر روی نقشه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , گدازه , بازالت , کواترنری , آتشفشان , آرارات , ماکو , آذربایجان , زمین گشت

گسلش مارن های پلیوسن زنجان

گود کناردان

طاقدیس گاوبندی

 

طاقدیس گاوبندی چینی با پلانچ دوبل و راستای شمال باختر – جنوب خاور است. شهر پارسیان “روستای گاوبندی سابق” در استان هرمزگان در پای دامنه ی جنوبی این طاقدیس گسترش یافته است. این طاقدیس به طول  ۷۹ کیلومتر و بیشینه عرض ۹ کیلومتر بخشی از ایالت ساختاری زاگرس چین خورده است که به صورت موازی با چین های دیگر در اثر اعمال فشار صفحه ی عربی به صفحه ی ایران شکل گرفته اند.

gavbandi3

قدیمی ترین واحدهای برونزد یافته در هسته ی این طاقدیس سازندهای ایلام (Il) و سروک (Sv) به سن کرتاسه (سنومانین) می باشند که در بخش های فرسایش یافته همانند محدوده ای که از آن عکاسی شده است برونزد یافته اند.  واحدی که بیشترین برونزد را در این طاقدیس دارد، سازند آسماری (As) به سن الیگومیوسن می باشد. سازندهای پابده (Pd)، گورپی (Gu) نیز در بخش هایی از این طاقدیس برونزد یافته اند. جوان ترین واحد برونزد یافته در این چین سازند گچساران (Gs) به سن میوسن است که در یال شمالی برونزد یافته و در تصویر دیده نمی شود.

gavbandi-jpg3

ارتفاعاتی که در افق دیده می شود سازند آغاجاری است که یال شمالی طاقدیس خلفانی را می سازد.

عکس گرفته شده از ارتفاعات شمال روستاهای به ده، دهنو و ملا حسن (در ۳۵ کیلومتری خاور شهر پارسیان) برداشت شده که در کاسه ی فرسایشی ایجاد شده در مرکز طاقدیس گاوبندی با نام “گود کناردان” قرار دارند. اختلاف ارتفاع محل برداشت عکس تا کف گود ۴۰۰ متر است.

در کف گود رسوبات حاصل از فرسایش و واریزه های واحدهای قدیمی به صورت خاک و آبرفت انباشته شده و سنگ های کهن را در زیر خود مدفون کرده اند. این رسوبات به سن کواترنری جوان ترین واحد شکل گرفته در این گود می باشند.

تصویر پانورامای فوق حاصل تلفیق سه عکس گرفته شده با دیدی به سوی جنوب باختر است که به خوبی از بخشی از یال شمالی، محور طاقدیس و بخش های برونزد یافته یال جنوبی طاقدیس گاوبندی را به نمایش می گذارد.

گسلش در سنگ های مستحکم

رفتار سنگ ها در برابر نیروهای وارد به آنها بر اساس مقاومت آنها در برابر نیروهای وارد شده گوناگون است. برخی سنگ ها که مقاومت بسیار کمی دارند، در برابر نیروهای وارده شکل پذیری مناسبی از خود نشان می دهند و در نتیجه چین می خوردند. اما سنگ های مقاوم تر با تحمل نیروهای وارد شده در برابر آنها مقاومت می کنند تا جایی که نیروها از تاب سنگ بیشتر شده و در نتیجه دچار شکستگی، گسیختگی و گسلش می شوند.

در البرز که نیروهای وارده در اثر فشارهای تکتونیکی بسیار زیاد است، سنگ های نرم و شکلپذیر چین می خورند اما سنگ های مقاومتر مانند ماسه سنگ های ستبر لایه سازند لالون دچار گسلش و شکستگی های فراوان می شوند. در تصویر نمونه ای از یک دامنه سنگی در البرز مرکزی در جاده چالوس دیده می شود که میزبان آن ماسه سنگ های سازند لالون است. این سنگ ها به دلیل مقاومت بالایی که در برابر تنش های وارد دارند به جای چین خوردن دچار شکستگی و گسلش می شوند. همانطور که در تصویر گویا شده است دامنه ای کوتاه و چندصد متری میزبان چندین گسله و مه درزه شده است.

در تصویر زیر یکی از گسله ها با دقت بالاتری به تصویر کشیده شده است. زون گسله حدود یک متر است و زون خرد شده آن در تصویر دیده می شود. نیروهای وارده آنچنان قوی هستند که ماسه سنگی با مقومت حدود ۱۰۰ مگا پاسکال را خرد و به خاک تبدیل کرده اند.

 

 

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , گسلش , گسل , شکستگی , ماسه سنگ , سازند لالون , گسل , زون خرد شده , زمین گشت

 

سازند گچساران

سازند گچساران مجموعه ای از رسوبات تبخیری شامل سنگ نمک، انیدریت، مارن های رنگارنگ، سنگ آهک و مقداری شیل بیتومین دار است که بدون نظم چینه ای بر روی هم قرار گرفته اند. در واقع همزمان با کوهزایی آلپ و پسروی دریا به سمت جنوب باختر دریایی کم عمق و ساحلی گرم میزبان بخش های عمده ای از زاگرس کنونی بوده است. در نتیجه از میوسن پیشین تا پلیوسن چرخه ای از رسوبات تبخیری گچساران تا کنگلومرای بختیاری که نشانه ی پسروی دریا از مناطق گسترده ای از زاگرس است در این منطقه نهشته شده که در لرستان و سکوی فارس ستبرای آنها به ۳۰۰۰ متر و در فروافتادگی دزفول و بندرعباس به ۶۰۰۰ متر می رسد.

 

 

سازند گچساران که در محدوده ی وسیعی از زاگرس گسترده شده، به عنوان سنگ پوش میدان نفتی آسماری از لرستان تا حوضه خلیج فارس گسترده شده است. مرز پایینی این سازند با سازند آسماری در حوالی جزیره قشم به سن الیگوسن و یا ائوسن اما در نواحی شمالی میوسن پیشین است. در ناحیه فارس این سازند به سه بخش چهل، چمپه و مول تقسیم می شود اما در نواحی مجاور راندگی زاگرس به سازند رازک تبدیل می شود.

این سازند در سطح زمین برش الگوی کاملی ندارد اما در برش های تلفیقی حاصل از چاه های میدان نفتی گچساران دارای ۷ عضو و ۱۶۰۰ متر ستبراست. ضخامت و سنگ شناسی بخش های هفتگانه برش الگو و عضوهای سه گانه فارس در همه جا ثابت نیست و به همین رو در بیشتر نواحی زاگرس سازند گچساران قابل بخش بندی نیست و با نام کلی گچساران از آن یاد می شود.

 

 

سنگواره های جانوری موجود در سازند گچساران متعلق به محیط های کولابی و لب شور است. استراکود و بریوزوآ و همراه تعدادی فسیل های دیگر در تمام سازند گچساران یافت می شوند.

مرز بالایی سازند گچساران با سازند آغاجاری ناگهانی و مشخص است.

منبع: کتاب زمین شناسی ایران، دکتر علی آقانباتی

 

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , زمین گشت , سازند , سازند گچساران , زاگرس , میوسن , گروه فارس , گچ , نمک , انیدریت , تبخیری , مارن , سنگ آهک , سنگ پوش

موج نماهای سازند لالون

پس از رخداد کوهزایی کاتانگایی (۷۵۰ تا ۸۰۰ میلیون سال پیش) در دوران پرکامبرین، ایران به صورت سکویی آرام در آمد که شرایط تشکیل رسوب های کم ژرفا بر روی آن فراهم شد. در نتیجه سکوی ایران در زمان پرکامبرین محل مناسبی برای انباشت رسوب های حاصل از فرسایش فرازمین های گرانیتی و سرزمین های دگرگونی حاصل از رخداد کاتانگایی بوده است.

شرایط کولابی – تبخیری پرکامبرین پسین بدون هیچگونه رویداد زمین ساختی تا کامبرین پیشین ادامه داشته و به همین رو رسوبات کامبرین آغازی در ایران بیشتر کولابی – آواری است که با انباشت رسوبات دولومیتی آغاز و با مجموعه های شیلی – ماسه سنگی سرخ رنگ ادامه می یابد. بخش بالایی نهشته های کامبرین پیشین ایران (سازند های زاگون و لالون) به رنگ سرخ ارغوانی و نشانگر محیط بسیار کم ژرفای اکسیدی است.

شواهد زمین شناختی نشان می دهد که در پایان کامبرین پیشین، پس از پسروی کامل دریا، سرزمین ایران به خشکی گسترده ای تبدیل شده و رسوبات اکسیدی تخریبی آواری در آن نهشته می شده است. ولی در کامبرین میانی – بالایی، بار دیگر شرایط دریای کم ژرفا فراهم آمده است که با نهشته شدن رسوبات دولومیتی، شیلی و سنگ آهک (سازند میلا) همراه بوده است.
سازند ماسه سنگی لالون یکی از گسترده ترین سازند های کامبرین پیشین ایران است که به تقریب در همه جا ترکیب سنگ شناسی مشابه دارد. ضخامت این سازند متغیر است و از ۴۰۰ تا ۶۰۰ متر ماسه سنگ های آرکوزی، متوسط دانه، کوارتزی، متراکم، به رنگ سرخ ارغوانی است که چینه بندی متقاطع (Cross bedding) و موج نما (Ripple mark) از شاخصه های ساختی این سازند است.
منشاء این ماسه سنگ های آرکوزی مشخص نیست اما وجود گارنت، آپاتیت،گلوکونیت و فسفات باعث شده تا این ماسه سنگ ها نتیجه ی تخریب توده های گرانیتی و سنگ های دگرگونی پرکامبرین دانسته شوند که در محیط های رودخانه ای اکسیدی انباشته شده اند.
مرز زیرین سازند لالون با سازند زاگون تدریجی است بطوری که گاهی تفکیک این دو از یکدیگر دشوار است. مرز بالایی سازند لالون در همه جا یک ایست رسوبی سراسری را نشان می دهد که به روی آن یک لایه کلیدی کوارتزیتی سفید رنگ به نام “کوارتزیت قاعده ای میلا” نامیده می شود که ردیف های پیشروند ی کامبرین میانی – بالایی (سازند میلا) است.
در تصویر نمونه ای از ماسه سنگ های قرمز ارغوانی سازند لالون مشاهده می شود که آثار موج نما (Ripple mark) بر روی آن دیده می شود. وجود موج نماها و چینه بندی های متقاطع تایید کننده محیط های ساحلی – دلتایی، رودخانه مئاندری و پلایایی سازند لالون در زمانه حدود ۴۵۰ تا ۵۰۰ میلیون سال قبل است.

 

منبع: کتاب زمین شناسی ایران، دکتر علی آقانباتی

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , ایران , البرز , سازند لالون , ماسه سنگ , موج نما , ریپل مارک , چینه بندی متقاطع , کراس بدینگ , کامبرین , پالئوزوئیک , زمین گشت