دشت آبرفتی کازرون

 

موقعیت دشت کازرون

شهر کازرون در ۱۲۰ کیلومتری باختر شهر شیراز مرکز استان فارس واقع شده است. این شهر در دشتی در میان کوه های بلند زاگرس قرار گرفته است. در واقع این بخش از استان فارس بخشی از ایالت ساختاری رسوبی زاگرس چین خورده به حساب می آید که در آن چین خوردگی های فراوان تاقدیسی و ناودیسی به صورت متناوب با روند شمال باختر – جنوب خاور در کنار یکدیگر کشیده شده اند. در شمال شهر کازرون کوه (تاقدیس) دشتک – فامور و در جنوب آن کوه (تاقدیس) سربالش با ارتفاع بیش از ۱۸۰۰ متر دیده می شوند که در میان خود دشت میزبان شهر کازرون (با ارتفاع حدود ۸۰۰ متر) را محصور کرده اند. در واقع دشت کازرون بخشی از چین خوردگی ناودیسی میان این دو تاقدیس است که با آبرفت های دوره های یخ چالی ایران زمین پوشیده شده است.

 

زاگرس چگونه ایجاد شده و چین خورده است؟

داستان از این قرار است که رشته کوه های زاگرس، از محل گسل اصلی آن، لبه ی شمالی بخش جنوبی ایران به نام گندوانا بوده است. میلیون ها سال قبل سرزمین کنونی ایران دو بخش جدا از یکدیگر بوده که بخش شمالی آن، بخشی از ابر قاره لوراسیا و بخش جنوبی آن لبه ی شمالی ابر قاره گندوانا بوده است. در میان این دو ابر قاره، اقیانوسی به نام تتیس جوان وجود داشته که در زمانه یی حدود ۶۵ میلیون سال قبل بسته شده و دو بخش شمالی و جنوبی ایران به یکدیگر پیوند خورده اند. از این زمان به بعد چین خوردگی رسوبات در محل زاگرس کنونی آغاز شده و حدود ۵ میلیون سال قبل به بیشترین حد خود رسیده است. این در حالی بوده که همچنان در دریاهای محلی رسوبگذاری ادامه داشته است. از حدود ۲ میلیون سال قبل زاگرس به کلی از آب خارج شده و رسوبگذاری تنها به حوضه های دریاچه ای و میانکوهی محدود گردیده است.

 

دشت های آبرفتی چگونه شکل گرفته اند؟

با ادامه ی روند چین خوردن و ارتفاع گرفتن زاگرس که امروزه نیز با نرخ بیش از ۲ میلیمتر در سال ادامه دارد، تاقدیس ها بلندی ها و ناودیس ها پستی های زاگرس را ساخته اند. در نتیجه برای رسیدن به تعادل تاقدیس ها دائما در حال فرسایش اند و آب های جاری رسوبات حاصل را در پستی ها که همان ناودیس ها هستند رسوبگذاری می کنند. این کار در دوره های یخچالی که در عرض های شمالی تر با برف و یخبندان همراه بوده و در عرض های پایین تر با بارش های قوی و فراوان، با قدرت بیشتری انجام پذیرفته است. در نتیجه ستبرای زیادی از رسوبات آبرفتی روی گودی ها را در سراسر ایران پوشانده است که به آنها “دشت آبرفتی” گفته می شود. در زاگرس چین خورده این گودی ها در واقع همان ناودیس ها هستند و می توان به آنها “دشت آبرفتی میانکوهی” اطلاق کرد.

 

دشت آبرفتی چیست؟

دشت آبرفتی که گاهی آن را جلگه ، دشت و هامون نیز می‌گویند، یکی از بومریخت‌های آبرفتی گسترده با خاستگاه رسوبی در ایران است. پهنه‌یی صاف و هموار (باشیب ۱ تا ۵ درصد) که تنها عارضه قابل توجه در آن، شبکه‌های آبراهه‌یی است که سطح آن را خراشیده‌اند. این شبکه آبراهه که در سطح دشت گسترده‌اند، وظیفه تغذیه و رسوبگذاری در دشت آبرفتی را برعهده دارند. دشت آبرفتی، گسترده‌ترین واحد ریختاری بوده و مساحت آن به صدها و گاه هزاران کیلومتر مربع می‌رسد.

موقعیت مکانی دشت آبرفتی در فاصله‌ای به نسبت زیاد از پادامنه‌های کوهستانی و در پایین دست بادزنه‌های آبرفتی قرار دارد و به همین علت، شبکه تغذیه کننده آن، تنها توان ترابری مصالح ریزدانه تا بسیار ریزدانه مانند رس و فورش و ماسه را دارد. با این حال در برخی ترانشه‌ها و چاههای حفر شده، نوارها  (bands) و عدس‌واره­ هایی (lenses) از نهشته‌های شنی را می‌توان در لابه‌لای نهشته‌های ریزدانه مشاهده نمود.

به سوی مرکز، جنوب و خاور ایران، بافت دشت‌های آبرفتی ریزدانه‌تر شده و در بسیاری نقاط تراوایی خود را از دست می‌دهند (اهواز، بندرعباس، جنوب کرمان، مکران و …)

بافت ریزدانه دشت‌های آبرفتی، با تقویت خاصیت موئینه­ گی (Capillary)، موجب انتقال نمک های محلول (به ویزه سدیم کلراید) به سطح زمین و ایجاد پوسته‌یی از نمک بر روی دشت‌های آبرفتی شده است. پوشش گسترده نمک بر رویه‌یی هموار و کم شیب، برخی زمین شناسان و زمین ریخت شناسان را به اشتباه انداخته و دشت آبرفتی با پوسته نمکی را به نادرستی کفه نمکی (salt flat) در نظر می‌گیرند. گاه نمک هایی که به سطح زمین می‌رسند، در رویه دشت‌های آبرفتی شکفته شده و سیمای زمین‌های پف کرده (puffy ground) را به وجود می‌آورند.

در بادزنه‌های آبرفتی که نهشته‌های درشت دانه نیز وجود دارند، پدیده موئینه­ گی کمتر فرصت ایجاد پوسته نمکی بر روی سطح زمین را پیدا می‌کند. این بخش‌های دارای نهشته‌های درشت دانه، مکان مناسبی برای توسعه زمین های کشاورزی و مراکز جمعیتی می‌باشند. شهرهای قزوین، کرمان، رفسنجان، اردکان،یزد و همین شهر کازرون نمونه‌هایی از توسعه شهرها بر بستر دشت آبرفتی‌اند. دشت آبرفتی (جلگه) خوزستان نیز که از شمال شوش آغاز می‌گردد، کیلومترها توسعه یافته و پایانه آن به دشت ساحلی خلیج فارس پیوند می‌خورد. این جلگه همچنین میزبان دشت سیلابی بسیار وسیع رودخانه‌های کرخه و کارون نیز می‌باشد.

 دشت‌های آبرفتی در بیشتر مناطق ایران، دارای آبخانه‌های گسترده می‌باشند. در دشت‌های آبرفتی که در بخش محوری ناودیسها به وجود آمده‌اند، به دلیل جهت گیری دامنه‌های لایه‌ای (dip slope) به سوی دشت، بیشترین آب زیرزمینی را دریافت می‌کنند.

 

دشت آبرفتی کازرون

اما دشت آبرفتی کازرون، به دلیل ذخیره مناسب آبرفت و شیب مناسب لایه بندی کوه های مشرف، آبخوان مناسبی برای جمع آوری آب های حاصل از بارش دارد. در نتیجه، کشاورزی در دشت کازرون رونق مناسبی دارد. در بخش جنوب خاوری دشت، دریاچه پریشان (فامور) که آب حاصل از بارش های جوی و چشمه های اطراف را در گودترین بخش ناودیس میزبان دشت، جمع آوری می کند، خود از این دشت آبرفتی تغذیه می شود.

 

 

در سالهای اخیر به دلیل بارش کم، تبخیر زیاد و در نتیجه خشک شدن چشمه های تغذیه کننده، و همچنین حفر چاه های بسیار و برداشت بی رویه آب از دشت کازرون، دریاچه پریشان یکی از زیباترین و بزرگ‌ترین دریاچه‌های آب شیرین ایران با وسعت ۴۳ کیلومتر مربع و عمق آب آن از ۳,۵ تا ۵ متر رو به افول رفت تا اینکه در سال ۹۴ بکلی خشک شد.
ادامه روند خشکسالی و برداشت بی رویه آب از آبخوان ها باعث بروز پدیده نشست در دشت ها و افزایش تراکم آبرفت های میزبان و در نتیجه تخریب آبخوان ها و سفره های زیرزمینی برای همیشه می گردد و این اتفاق می تواند ادامه ی حیات را در هر منطقه یی به خطر اندازد.

در تصویر نمایی از دشت آبرفتی کازرون مشاهده می شود که از روی ارتفاعات تاقدیس سربالش در جنوب شهر کازرون با نگاهی به شمال انداخته شده است. در پسزمینه تاقدیس دشتک – فامور دیده می شود. هر دو تاقدیس با سنگ آهک آسماری به سنگ الیگومیوسن میزبانی می گردند و در هسته ی تاقدیس ها نیز سازند های ایلام و سروک به سن کرتاسه برونزد یافته اند.

 

منابع:

  • کتاب زمین شناسی کواترنر (آبرفت ها) – مهندس ناصر حسین خان ناظر
  • کتاب زمین شناسی ایران – دکتر علی آقانباتی
  • مقاله “بررسی جایگاه مدیریت در اکوسیستم تالاب پریشان” – رقیه و مریم نظری
  • نقشه زمین شناسی چهارگوش کازرون – سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور
  • ویکی پدیا

 

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , دشت آبرفتی , کازرون , تاقدیس , ناودیس , زاگرس چین خورده , دوره یخ چالی , آبخوان , دریاچه پریشان , خشکسالی , حفر چاه , کفه نمکی , زمین پف کرده , موئینگی , استان فارس , تاقدیس دشتک – فامور , تاقدیس سربالش , چین خوردگی , تتیس , کرتاسه , آسماری

غار یخ مراد

یکی از جاذبه های زیبای استان البرز، غاری است با قندیل های یخی که در زمستان تا اوایل بهار در زیباترین حال خود قرار دارد. نام این غار از یک باور قدیمی در میان مردم محلی گرفته شده است. مردم اطراف این غار اعتقاد داشته اند که یخ موجود در این غار حاجت ها و نیاز های آنها را براورده کرده و آنها را به مراد دل خود می رساند. در نتیجه این غار “یخ مراد” نامیده شده است.

چرا یخ مراد؟

گفته می شود، در گذشته مردم بومی بر این باور بوده‌اند که یخ موجود در اعماق غار برای درمان ناباروری زنان خاصیت شفادهنده دارد؛ و وجود کهنه‌های آویخته (دخیل) به دهانه اصلی و درون غار در گذشته که باعث نام‌گذاری روستای مجاور به کهنه ده شده گواه این ادعا است. اما به نظر می رسد که روستای مجاور این غار به دلیل قدمت آن “کهنه ده” نامیده شده است.

 

نمایی از روستای کهنه ده از دهانه غار یخ مراد

چگونه بوجود آمده است؟

غار یخ مراد در سنگ های آهکی سازند لار پدید آمده است. تاریخ تشکیل این سنگ ها به ۱۵۰ تا ۱۳۸ میلیون سال قبل یعنی دوره ژوراسیک برمی گردد. در این زمان با پیشروی دریا در بخش شمالی ایران و تشکیل یک دریای کم عمق، سنگ آهک های سازند لار در محدوده ای که امروزه رشته کوه البرز قرار دارد تشکیل شده اند که با کذشت زمان و فشارهای زمین ساختی وارده از شمال و جنوب، این سنگ ها از دل دریا خارج شده و به شکل امروزی بخشی از کوه های البرز را ساخته اند.

اما تشکیل غار یخ مراد در همین چندصدهزار سال اخیر اتفاق افتاده است و دفعتاً و ناگهانی نبوده و به تدریج در اثر عملکرد جمعی عوامل مختلف از جمله، فرسایش آبی، نیروهای زمین ساختی، زمین لرزه، انحلال، آب و هوا و … به صورت وضعیت کنونی در آمده است. نیروهای زمین ساختی سنگ های سخت را درزه دار می کنند و شکستگی ههای فراوانی را در آنها ایجاد می کنند. در اثر شرایط آب و هوایی و بارش باران و برف، جریان آب از میان درزه ها و ترک ها به بخش های درونی زمین راه می یابند و در مسیر خود بخش هایی از سنگ ها را به مرور زمان حل کرده و با خود می برند. در نتیجه فضا کم کم بازتر می شود و حفرات و فضاهای خالی گسترش می یابند. زمین لرزه نیز با شکستن و انداختن بلوک های سنگی بزرگ به گسترش فضای دالان ها و تالارهای غار کمک می کند و در نتیجه به مرور زمان فضای غار در اثر اندرکنش نیروهای مختلف بزرگتر و بزرگتر می شود. غار یخمراد اینگونه شکل گرفته است و از ۴ طبقه با اختلاف ارتفاع بیش از ۳۰ متر تشکیل شده است.

 

سنگ های آهکی میزبان غار یخ مراد حدود ۱۴۰ میلیون سال قدمت دارند. دهانه غار در تصویر مشخص است.

 

توصیف فضای داخل غار:

دهانه ورودی غار در میانه دامنه ی کوه ی صخره ای مشرف بر روستای کهنه ده قرار دارد. برای رسیده به دهانه ورودی باید از کنار جاده دسترسی به روستای آزادبر حدود ۳۲۰ متر با شیبی به سوی بالا پیاده روی نمود و در نهایت با بالا رفتن از پلکانی به دهانه غار رسید. تالار ورودی غار فضایی نه چندان بزرگ است اما فضایی برای ایستادن ۳۰ تا ۴۰ نفر را دارد. بلوک های سنگی افتاده نشان از یک زمین لرزه اثر گذار می دهد که با توجه به نزدیک بودن غار به گسله ی لزره زای طالقان می تواند به آن نسبت داده شود.

 

دهانه ورودی غار یخ مراد که فضایی محدود برای ایستادن دارد.

 

در سمت راست شیب لایه های سنگی به سمت پایین دست و لغزنده بودن آنها امکان پیمایش را سخت می کند و نیاز به وسایل کمکی و نیروی خبره دارد. اما برای رسیدن به تالارهای دیگر باید از دهانه مستقیماً از روی بلوک های سنگی افتاده عبور کرده و از دالان های مختلفی گذشت. در مسیر کمابیش (با توجه به فصل پیمایش غار) با چکیده ها و چکنده (استالاگمیت و استالاکتیت) های زیبای یخی روبرو می شویم که برخی به صورت ستونی از سقف تا کف غار کشیده شده اند.

 

 

در مسیر دالان ها چاه هایی حدوداً ۵ تا ۷ متری وجود دارند که ارتباط بین طبقات بالایی و پایینی را فراهم می کنند و برای پیمایش آنها نیاز به طناب و تجهیزات حرفه یی می باشد. اما با عبور از روی آنها می توان به اولین تالار غار دسترسی یافت. با ورود به این تالار مجموعه ی زیبایی از چکیده ها و چکنده ها بستر تالار را پوشانده و از سقف آویزان شده اند. با ورود به تالارها و اعماق بیشتر بر حجم و ابعاد این سازه ای زیبای طبیعی افزوده می گردد و در تالار های پایین تر که دسترسی عموم به آنها کمتر است، این سازه ها از آسیب در امان مانده و زیبایی های بیشتری از خود نشان می دهند.

 

یکی از تالارهای اصلی غار یخمراد

 

چند توصیه برای پیمایش غار:

  • فضای درونی غار سرد و در زمستان سوزی غیر قابل تحمل دارد، پس حتما لباس گرم و مناسب با خود داشته باشید.
  • مسیر درونی غار خیس و در فصول سر یخ بسته است. ضمن آنکه برای رسیدن به دهانه غار باید مسیری را به کوهنوردی بپردازید، پس کفش مناسب به همراه داشته باشید.
  • قندیل های درون غار دلیل اصلی سفر گردشگران برای دیدن این غار هستند، پس بر حفظ آنها بکوشید و مراقب شکستن آنها باشید.
  • فضای این غار و به طور کلی همه ی غارها به صورتی است که ممکن است در مسیرهای آنها گم شوید، پس حتما با یک غارنورد کار بلد به درون غار بروید؛ مخصوصا غار یخمراد که دارای چند چاه خطرناک می باشد.
  • زمانی را برای لذت بردن از سکوت غار و عکاسی از پدیده های زیبای غار اختصاص دهید.

 

 

 

 

چگونه به غار برسیم؟

برای دسترسی به غار یخ مراد کافی است از کرج مسیر جاده ی چالوس را پی بگیرید و پس از عبور از روستای نساء و قبل از رسیدن به گچسر، از خروجی روستای وله به سمت روستای آزادبر جاده ی آسفالته را ادامه دهید. حدوداً با طی مسافت ۴ کیلومتری در دره وله به روستای کهنه ده می رسید و با ادامه جاده حدود ۱ کیلومتر بالاتر از روستا به یک پل می رسید که برای عبور جاده از روی رودخانه احداث شده است.

 

 

در همین جا مسیر پیاده روی به سوی دهانه غار آغاز می شود و شما می توانید وسیله ی نقلیه خود را متوفق نمایید. البته در زمستان و پس از بارش سنگین برف، مسیر بسته است و بهتر است وسیله ی خود را در همان روستای کهنه ده متوقف کرده و از پیاده روی در برف لذت ببرید.

 

 

اگر مسیر شمشک به دیزین باز باشد، نیز می توانید از شرق تهران این مسیر را تا جاده ی چالوس ادامه داده و به سوی جنوب پس از گچسر وارد دره وله شوید.

موقعیت غار یخ مراد را روی نقشه ببینید.

 

 

 

چه پدیده های دیگری در نزدیکی غار می توانیم ببینیم؟

دره وله یک دره ی گسلی و عمیق است، در نتیجه دامنه های پرشیب دارد. در زمستان و پس از بارش برف می توان بهمن های رخ داده فراوانی را بر روی این دامنه ها مشاهده کرد.

همچنین سنگ های سبز سازند کرج (توف)، سنگ های نخودی و صخره ساز سازند لار (سنگ آهک)، سنگ های نازک لایه و تیره رنگ سازند شمشک (شیل و ماسه سنگ)، سنگ های قرمز سازند قرمز بالایی (ماسه سنگ و کنگلومرا) تنوع سنگ شناختی محدوده ی این غار است که می توانید با آنها آشنا شوید.

در بالادست کهنه ده به سمت آزادبر، یک بند گابیونی توسط آبخیزداری برای مهار شدت جریان آب به منظور جلوگیری از سیلاب احداث شده که پشت آن توسط رسوبات رودخانه یی پر شده و آب رودخانه به صورت آبشار به پایین سرازیر می شود و زمین منظری زیبا را در این محدوده پدید آورده است. همچنین در همان محل یک سنگ افت به نسبت بزرگ باعث ریزش بلوک های سنگی در بستر رودخانه شده و عبور آب از میان آن بلوک ها صدایی زیبا ایجاد می کند. احتمال می رود که این سنگ افت هم در اثر زمینلرزه ایجاد شده باشد.

در بالای روستای آزادبر که انتهای این مسیر است، یک معدن قدیمی گچ وجود دارد که زیبایی و جذابیت خاص خود را دارد. البته رسیدن به این معدن نیازمند اجازه از روستاییان و داشتن یک اتومبیل مناسب است.

قبل از ورودی روستای آزادبر نیز یک راه خاکی از جاده ی اصلی جدا می شود که به سمت باختر تا طالقان ادامه دارد. پیمودن این جاده نیز نیازمند شرایط آب و هوایی مناسب و اتومبیل مناسب است.

برای کسب اطلاعات بیشتر این مقاله را بخوانید: سفر به آزادبر

کلمات کلیدی: غار یخمراد , آزادبر , کهنه ده , البرز , قندیل , استالاگمیت , استالاکتیت , چکیده , چکنده , یخ , گچسر , روستای وله , غارنوردی , ژئوتوریسم , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , جاده چالوس

 

گنبد آتشفشانی گئچی قالاسی

 

 

آنهایی که تاکنون مسیر تبریز به مرز بازرگان را طی کرده اند، حتما از دیدن زیبایی های طبیعی و زمین شناختی فراوان این مسیر لذت برده اند. یکی از این زیبایی های طبیعی که در مسیر مرند – ماکو و در حوالی کوشکسرای از دور خودنمایی می کند، یک کوه منفرد است که در زبان محلی “گئچی قالاسی” نامیده می شود که به زبان فارسی “قلعه ی بز” معنا می شود.
این کوه منفرد که در سمت چپ جاده ی مرند – ماکو با ارتفاع ۲۰۵۰ متر از سطح دریا از دور مشخص است در واقع یک “گنبد آتشفشانی” است و اطراف آن را سنگ های رسوبی فرا گرفته اند.
گنبد آتشفشانی (Volcanic dome) در واقع زمانی شکل می گیرد که گدازه ای به سطح زمین برسد و بخاطر چسبندگی و ویسکوزیته بالایش نتواند به راحتی جریان یابد و در اطراف محل خروج و یا دهانه خروجی جمع شود. در نتیجه شکلی گنبد گونه به خود می گیرد. گاهی اوقات گنبدها در اثر خروج های مکرر گدازه های چگال از یک خروجی تولید می شوند و گاهی نیز گدازه بسیار چگال از دهانه آتشفشان به بیرون فشار داده می شود مانند خروج خمیر دندان از تیوب در اثر فشردن آن.
با بالا آمدن گدازه جدید، توده های قدیمی تر شکافته شده و بوسیله ی نیروی اعمال شده از پایین باز می شوند و گدازه های جدید از میان درزه های و شکستگی ها بالا می آیند و از طریق این شکاف ها به سطح رسیده و جریان های کوچک به آهستگی روی دامنه به سمت پایین جریان می یابند و با تکرار این عمل گنبد به آرامی شکل می گیرد. همانطور که گنبد شکل می گیرد، پوسته ی در حال گسترش آن شکسته می شود و به سمت پایین می غلتد تا پشته ای از قطعات سنگی زاویه دار (برش) در دور تا دور دامنه شکل بگیرد. ادامه ی این عمل می تواند به دفن شدن گنبد در میان پشته های واریزه یی منجر شود.

 

در نتیجه یک گنبد آتشفشانی می تواند روزها، ماه ها، سال ها و قرن ها در حال رشد باشد. از درون با تزریق ماگما و از بیرون با سنگ های ناپایدار و شکننده. حتی ممکن است در اثر فشار فزاینده ی گازهای ماگما، یک گنبد آتشفشانی منفجر شده و جریان های آذرآواری، لاهار و سایر فرایندهای یک آتشفشان انفجاری را از خود بروز دهد.
جنس گدازه های خروجی که سازنده ی گنبدهای آتشفشانی هستند می تواند از بازالت تا ریولیت متفاوت باشد، اگر چه اکثر گنبدها از ترکیبات حدواسط مانند داسیت – آندزیت ساخته شده اند. اما مشخصه همه ی این گدازه ها چگالی بالای آنهاست. چگالی بالا از دو روش بدست می آید: سطح بالای سیلیس در ماگما و یا با خروج گاز از ماگمای سیال. از آنجایی که گنبدهای آندزیتی و بازالتی چگال به سرعت هوازده شده و به راحتی با ورود گدازه های بعدی از بین می روند؛ بیشتر گنبدهای باقی مانده کنونی دارای محتوای سیلیس بالا بوده و از جنس ریولیت یا داسیت هستند.

 

جنس گنبد آتشفشانی گچی قلعه سی “داسیتی – تراکی داسیتی” است و در زمانه نئوژن در میان سنگ های رسوبی میوسن نفوذ کرده است. در نتیجه انتظار وجود سنگ های دگرگون شده مجاورتی را نیز می توان در اطراف این کوه داشت. در دامنه های این کوه رگه های زیبایی از سنگ مرمر سبز رنگ وجود دارد که موید دگرگونی سنگ های اطراف این کوه در اثر حرارت درونی آن است. سنگ های در بر دارنده این کوه مارن قرمز، کنگلومرا، ماسه سنگ همراه با گچ و نمک، مارن گچی، ماسه سنگ آهکی و سنگ آهک ست که سن میوسن را به آنها نسبت داده اند.

 

با دگرگونی سنگ های آهکی اطراف کوه در طی زمان، بلورهای درشتی از کلسیت (CaCo3) را بنام مرمر اونیکس (Onyx marble) ایجاد کرده است. در این محل، آب ترش و سرد و گازداری از اعماق زمین خارج می شود که در مسیر جاری شدن خود لایه های زیبایی از رسوبات آهندار قرمز و لیموئی را ایجاد نموده است.
چندین گنبد دیگر نیز در ادامه به سمت مرند و همراستا با گئچی قالاسی و راستای گسله شمالی میشو بیرون زده اند که همجنس با این گنبد هستند اما از بلندای چندانی برخوردار نیستند.
در تصویر قله زیبای گئچی قالاسی از جاده ی مرند – ماکو و در نزدیکی روستای کوشکسرای با نگاه به سوی جنوب باختر به تصویر کشیده شده است. قله ی گنبدی شکل، واریزه های دامنه یی و واحد های مارنی و رسی به خوبی قابل مشاهده اند.

کلمات کلیدی: زمین شناسی ,زمین گردشگری ,ژئوتوریسم ,ژئوپارک ارس ,گئچی قالاسی ,مرند ,کوشکسرای ,آذربایجان , گنبد آتشفشانی ,داسیت ,تراکیت

ساخت های رسوبی حلقوی لیزگانگ

حتماً در سنگ های رسوبی نوارها یا دایره های متحدالمرکز رنگی را دیده اید که با کنکرسیون ها و ندول ها تفاوت دارند. این نوارها در واقع ساخت هایی ثانویه یی هستند که پس از تشکیل سنگ در آنها شکل گرفته اند و بر خلاف کنکرسیون ها فاقد یک هسته ی مرکزی هستند. به این نوارها یا حلقه های رنگی لیزگانگ گفته می شود.

حلقه ها یا نوارهای لیزگانگ (Liesegang rings) به نوارهای سیمانی رنگی در سنگ های رسوبی گفته می شود که معمولاً عمود بر لایه بندی ایجاد شده اند. این ساختارهای رسوبی ثانویه (دیاژنتیک) حاوی نوارهایی از مواد معدنی هستند که در یک الگوی منظم تکرار شده اند. حلقه های لیزگانگ با ظاهر متمرکز و یا حلقوی خود از سایر ساخت های رسوبی قابل تشخیص اند. مکانیزمی که بر اساس آن حلقه های لیزگانگ تشکیل شده است به طور کامل شناخته نشده است و همچنان در مرحله ی تحقیقات قرار دارد.

اگر چه حلقه های لیزگانگ به عنوان یک رخداد شایع در سنگ های رسوبی دیده می شود، اما حلقه های متشکل از اکسید آهن می توانند در سنگ های آذرین و دگرگونی نفوذپذیر که از لحاظ شیمیایی دگرسان شده اند نیز دیده شوند.

تاریخچه

اولین بار در سال ۱۸۹۶ یک دانشمند آلمانی به نام رافائل ای. لیزگانگ مشاهدات خود از نتایج یک آزمایش تشکیل نوارهای لیزگانگ را شرح داد و ویلهلم استوالد اولین توضیح را برای این پدیده ارائه کرد. هدف از آزمایش لیزگانگ این بود که تشکیل رسوب تولید شده از واکنش شیمیایی یک قطره محلول نیترات نقره بر روی ژل دی کرومات پتاسیم را مشاهده کند. رسوب حاصل از این واکنش یک الگوی متحد المرکز از حلقه ها را تشکیل داد که لیزگانگ و همکارانش را متوجه رفتار مشابه تشکیل حلقه ها در سنگ های رسوبی نمود. از این رو این ساختارها، حلقه های لیزگانگ نامیده شدند.

سازوکار تشکیل و توسعه

فرایندی که حلقه های لیزگانگ را توسعه می دهد هنوز به طور کامل فهمیده نشده است. حلقه های لیزگانگ ممکن است در اثر تفریق شیمیایی اکسیدهای آهن و سایر مواد معدنی در خلال دگرسانی و هوازدگی ایجاد شوند. یکی از مقبول ترین نظرات در مورد مکانیزم توسعه ی حلقه های لیزگانگ در بین ژئوشیمیست ها، این است که در اثر نبود جریان همرفتی با تفکیک بین واکنش درونی گونه های مختلف مانند اکسیژن و آهن در باند های جداگانه یک الگوی هندسی نواری یا حلقوی شکل می گیرد.

یک فرایند دیگر نیز با عنوان چرخه فوق اشباع و هسته زایی اسوالد – لیزگانگ توسط جامعه ی زمین شناسی به عنوان مکانیزم احتمالی تشکیل حلقه های لیزگانگ در سنگ های رسوبی شناخته شده است. در این فرایند انتشار واکنشگرها منجر به اشباع بیش از حد و متمرکز شدن آنها حول یک هسته مرکزی در نوارهایی به صورت موضعی و خالی شدن مناطق مجاور از این واکنشگرها می شود. بنابر نظر استوالد شکل گیری موضعی دانه های کریستالی زمانی اتفاق می افتد که سطح بالاتری از فوق اشباع بدست آید و رشد بلورها موجب کاهش سطح اشباع محلول ها در فضاهای خالی اطراف بلورها شده و بنابراین کانی زایی که بعد از رشد اولیه بلور در مناطق اطراف اتفاق می افتد، نوارها یا حلقه ها را توسعه می دهد. یک مثال خوب بر مبنای نظریه استوالد-لیزگانگ، در تعاملات آب و سنگ مشاهده می شود که در آن هیدوکسید آهن از طریق فضاهای بین منفذی در ماسه سنگ نفوذ می کند.

الگوی حلقه های لیزگانگ به عنوان ساخت های رسوبی ثانویه در نظر گرفته می شوند هر چند که در سنگ های آذرین و دگرگونی دگرسان شده نیز یافت می شوند. دگرسانی شیمیایی سنگ ها منجر به تشکیل حلقه های لیزگانگ در اثر انتشار اکسیژن آب های زیرزمینی به فضای خالی سنگ های حاوی آهن انحلال پذیر می شود. حلقه های لیزگانگ معمولا به صورت لایه لایه در بسیاری از انواع سنگ های رسوبی رخ می دهند که در ماسه سنگ ها و چرت ها فراوان تر اند.

در طبیعت

اگر چه امکان ایجاد حلقه های لیزگانگ در سنگ های رسوبی بسیار زیاد است اما دانشمندان کانی شناسی با مطالعه ی دقیق کانی ها و بافت این ساخت ها، حلقه های لیزگانگ را ناشی از یک خودسازمانی ژئوشیمیایی می دانند به این معنی که توزیع این حلقه ها در سنگ به ویژگی های سنگ میزبان، قبل از تشکیل این حلقه ها مرتبط نیست.

به عنوان مثال در برخی از انواع سنگ های رسوبی مانند فورش سنگ های کربناته (calcisiltites) الگوی حلقه های لیزگانگ می توانند به اشتباه تفسیر شوند. حلقه ها ممکن است یک جدایش (offset) باشند. با این حال خطواره های سنگ، یک الگوی ناشکسته را نشان می دهد، از این رو جدایش مشاهده شده به یک “شکستگی کاذب” نسبت داده می شود. شکستگی های کاذب نتیجه ی توسعه ی حلقه های لیزگانگ درون مناطقی از سنگ هستند که در مجاورت یکدیگر قرار دارند اما در سطوح چینه شناسی مختلف.

حلقه های لیزگانگ می توانند ظاهری شبیه خطواره ها داشته باشند و زمانی که موازی یا نیمه موازی با صفحات لایه بندی قرار می گیرند انسان را به اشتباه بیاندازند؛ اما زمانی که عمود بر لایه ها یا خطواره ها باشند به راحتی قابل تشخیص اند.

در تصویر توسعه ی حلقه های لیزگانگ در ماسه سنگ های سازند شمشک در منطقه رودبار در استان گیلان به خوبی قابل مشاهده است.

منبع: ویکی پدیا (Liesegang rings)

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری  ,ساخت رسوبی,  حلقه های لیزگانگ  ,ساخت ثانویه  ,اکسید آهن  ,سنگ رسوبی  , ماسه سنگ  ,سازند شمشک,  البرز,  ژوراسیک,  استان گیلان,  رودبار,  زمین گشت

سازند شمشک

 

در ۲۲۷ میلیون سال قبل در گستره ای که امروز فلات ایران نامیده می شود، در زمانه ای که در تقویم زمین شناسی تریاس پسین نامیده می شود، در اثر نیروهای زمین ساختی وارده یک کوهزایی بزرگ با نام سیمرین پسین شرایط و نوع حوضه های رسوبی آن زمان را تغییر داد. در اثر نیروهای زمین ساختی دریای تتیس جوان در حال باز شدن و صفحه ی ایران از صفحه ی زاگرس – عربی در حال دور شدن بوده است و این حرکت به سمت شمال باعث برخورد دو صفحه ی ایران و توران و بسته شدن تتیس کهن در تریاس پسین شده است.کوهزایی با بالا آمدن عمومی و سراسری زمین همراه بوده که تا اواسط ژوراسیک میانی یعنی حدود ۱۷۰ میلیون ساحل قبل خشکی های مرتفعی را در ایران مرکزی و بلوک لوت تشکیل می داده است.

 

برونزد سازند شمشک در گردنه لاوشم در مسیر دسترسی پل زنگوله در جاده چالوس به بلده. تناوب ماسه سنگ و شیل در این سازند بر روی ریخت شناسی آن تاثیر مستقیم دارد.

در البرز فرابوم ها با راندگی های فراوان همراه بوده و بالا آمدن زمین و پس نشست دریا همراه بوده است ولی در تریاس پسین با پیشروی دوباره دریا در البرز، این پهنه به یک خلیج به نسبت باریک تبدیل شده که به سوی خاور گسترش زیاد داشته و از سمت باختر با دریای آزاد در ارتباط بوده است. در این خلیج فرونشست بستر زیاد بوده به گونه یی که شرایط برای انباشت مقدار قابل توجهی از گل و لای کاملاً فراهم بوده است. در این زمان با پس نشست دریا، البرز نخست به دشتی آبرفتی – دلتایی و سپس به یک دشت آبرفتی تبدیل شده که گاه در آن مرداب های تورب زا شکل می گرفته اند. به دلیل این شرایط جغرافیایی و شرایط آب و هوایی حاکم در آن زمان، نهشته های به نسبت همگن شیل و ماسه سنگ همراه با لایه های زغال دار شروع به شکل گرفتن در این محیط های مردابی – کولابی می کنند که تا ژوراسیک میانی یعنی حدود ۱۷۰ میلیون سال قبل ادامه پیدا می کند. این یکنواختی در رسوب گذاری در زمانه تریاس پسین تا ژوراسیک میانی چنان است که امکان جداسازی آنها بر اساس سن وجود ندارد و در بسیاری از نقاط البرز از یکدیگر تفکیک نشده اند.

 

برونزد سازند شمشک در جاده قزوین – رشت و مابین دو شهر منجیل و رودبار. تناوب ماسه سنگ، شیل و میانلایه های کنگلومرایی با رنگ خاکستری تیره ویژگی بارز این سازند در این منطقه است.

در سال ۱۹۶۳ دانشمندی به نام آسرتو با مطالعه ی این ردیف رسوبی به مجموعه ی رسوب های زغالدار البرز “سازند شمشک” نام نهاد و سن آن را از اوایل ژوراسیک (لیاس) تا اواسط آن (دوگر) در نظر گرفت اما یافته های بعدی نشان داد که سازند شمشک در واقع خود یک خرچه ی رسوبی است که می تواند خود مشتمل بر چند سازند باشد و سن آن از تریاس پسین تا ژوراسیک میانی است در نتیجه نام “گروه شمشک” برای آن انتخاب شد.

 

ریخت شناسی تپه ماهوری سازند شمشک در محدوده ی شهر رودبار و دره سپیدرود در استان گیلان. تناوب ماسه سنگ و شیل به روشنی قابل تشخیص است.

 

همانطور که اشاره شد با اعمال نیروهای زمین ساختی و ایجاد کوهزایی و تغییر محیط رسوبی در آن زمانه، در البرز شمالی نهشت رسوبات آهنی – بوکسیتی و رس های فلینیتی به رنگ سرخ – قهوه یی آغاز گروه شمشک را نشان می دهند ولی در البرز جنوبی آغاز این گروه با بازالت های تیره رنگ زیردریایی است که با رسوب های زغالدار ادامه می یابد. گروه شمشک در واقع یک چرخه رسوبی است که نهشته های آن نشانگر و جود جلگه های پهناور و حوضه های مردابی – رودخانه یی و گاه دریایی کم ژرفا است. این واحد سنگ چینه یی یکی از شاخص ترین واحدهای سنگ چینه ای ایران است که به طور عمومی سیمایی فرسوده شده و رنگ تیره دارد. داشتن زغالسنگ، سنگواره های جانوری و گیاهی فراوان سبب شده تا مطالعات زیادی بر روی آن انجام شود. در محل برش الگوی این سازند که آسرتو در بالادست دره روته در شمال گردنه لازیم انتخاب کرده است، سازند شمشک را به چهار زون سنگی تقسیم نموده است:

  • ماسه سنگ پایینی: با ستبرای ۷۰ تا ۱۰۰ متر شامل تناوبی از ماسه سنگ های کوارتزی متمایل به سفید به همراه لایه های نازک از شیل و شیل های زغالدار
  • سری زغالدار پایینی: شامل ۲۵۰ تا ۳۰۰ متر شیل و آرژیلیتبا تناوب های زغالسنگی قابل استخراج
  • ماسه سنگ بالایی: ۵۰۰ تا ۶۰۰ متر ماسه سنگ های ستبرلایه همراه با لایه های سیلتی میکادار و به طور ناحیه ای شیل و افق های آهکی آمونیت دار
  • سری زغالدار بالایی: نهشته های آرژیلی و لایه های زغالدار که در بخش پایینی زغالسنگ فراوان و در بخش بالایی سیلت سنگ های مارنی و شیل های خاکستری فراوان تر اند.

در محل برش الگو ستبرای سازند شمشک ۱۰۲۷ متر اندازه گیری شده اما تغییرات جانبی ضخامت در جای جای البرز بسیار زیاد است.

 

تناوب ماسه سنگ ستبر لایه و کوارتز کنگلومرای سازند شمشک در جاده دسترسی شهر رودبار به طارم 

برونزد سازند شمشک در محدوده روستای نساء در جاده ی چالوس. تفاوت در فرسایش پذیری ماسه سنگ ها و شیل های تیره در سازند شمشک باعث شده تا لایه های مستحکم ماسه سنگی مانند تیغه هایی از میان بخش های فرسوده شیلی خودنمایی کنند.

لایه های ستبر کوارتز کنگلومرا با دانه های سفید رنگ کوارتز در بخش هایی از سازند شمشک در دره سپیدرود در استان گیلان

نمایی نزدیک از تناوب ماسه سنگ ها و شیل های سازند شمشک در برونزدهای مسیر جاده چالوس در البرز مرکزی

نمایی از لایه های سیاهرنگ شیل زغالدار در مسیر رودبار به منجیل در استان گیلان

شکل پذیری مناسب شیل ها و اعمال نیروهای تکتونیکی در البرز باعث ایجاد چین های فراوان در سازند شمشک شده است.

یک نمونه از فسیل های گیاهی سازند شمشک در محدوده ی دره سپیدرود در استان گیلان

نمونه دیگری از فسیل گیاهی سازند شمشک در جاده دسترسی بلده به رویان در استان مازندران

نمونه ای از ساخت های رسوبی ماسه سنگ های سازند شمشک در دره سپیدرود در استان گیلان

پایان نهشت گروه شمشک در البرز با کوهزایی سیمرین میانی در حدود زمانه ۱۷۰ میلیون سال قبل همراه شده و با پیشروی دریا بر روی این رسوبات مردابی – کولابی، ردیف های دریایی شامل نهشته های مارنی – آهکی سازند دلیچای و سازند آهکی لار بر روی آن نهشته شده اند که مربوط به زمان ژوراسیک میانی بالایی می شوند. مرز بالایی سازند شمشک در همه جا یکسان نیست. در بیشتر مناطق سازند دلیچای با یک افق کنگلومرای کوارتزی سفید رنگ بر روی شمشک قرار می گیرد. گاهی لایه های آغازین سازند دلیچای دارای قلوه های لیمونیتی و ترک های گلی فراوان است. در برخی نقاط دگرشیبی موازی و یا زاویه دار گزارش شده است که نشان می دهد مرز شمشک و دلیچای ناپیوسته است.

منبع: زمین شناسی ایران (دکتر علی آقانباتی)

کلمات کلیدی: سازند شمشک , ماسه سنگ , شیل زغالدار , زغالسنگ , واحد سنگی , تریاس , ژوراسیک , محیط رسوبی , کولابی , رودخانه یی , مردابی , تتیس , البرز , ایران , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتورسم , کوهزایی , سیمرین , واحد سنگ چینه یی , زمین گشت

کلوت های شهداد، جاذبه های دشت لوت

در شمال خاور استان کرمان و در خاور بخش مرکزی دشت لوت، زمین منظرهایی به شکل اشکالی خطی به طول ۱۲۰ کیلومتر و عرض بیش از ۶۵ کیلومتر کشیده شده اند که جنسی از ماسه، رس، گلسنگ و رسوبات ریزدانه دارند در زبان محلی به آنها کلوت گفته می شود.

 

 

واژه کَل در مناطق خراسان، مرکز ایران و سواحل دریای خزر معانی مختلفی دارد. در خراسان و سیستان و بلوچستان ریشه کلاته و کلات است که قلعه و دژ نیز از آن مشتق می‌گردد و به معنای آبادی یا روستایی است که در بلندی قرار گرفته و به محیط اطراف مشرف باشد. واژه کلاته به معنای کلات کوچک است و عموماً در پی اسامی مالک کلات استفاده می‌شده‌است. در مرکز ایران کلات به معنای روستایی محصور است و در دشت کویر و بیابان لوت هم‌معنی با دره یا شوره‌زار دارای درخت استفاده می‌شده‌است. در مناطق شمالی ایران (آبادی های ساحلی دریای خزر) به صورت کلا بکار می‌رود و در گیلان کاله به معنای بوته‌زار است.

 

 

کلوت ها که یاردانگ نیز نامیده می شوند اغلب در رسوبات نرم دریاچه‌ای گذشته به وجود می‌آیند و در برخی بیابان‌های دنیا از جمله بیابان غربی مصر و بیابان لوت در ایران وجود دارند. کلوت‌ها اغلب در رسوبات نرم دریاچه‌ایگذشته به وجود می‌آیند و اشکال تپه‌های فرسایشی حاصل فرسایش بادی کلوت‌ها در مناطق خشک دنیا ازقبیل ایران، امریکا، چاد، مصر، و پرو در سطح وسیعی گسترش یافته‌اند و فرآیندهای موجود تا حدی مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. کلوت های ایران بر اساس مطالعات دانشمندان علوم زمین بین ۲ تا ۷ میلیون سال عمر دارند. یعنی از زمان نهشته شدن رسوبات در این منطقه تا امروزه که بر اثر فرسایش های بادی و آبی به این شکل در آمده اند ۲ تا ۷ میلیون سال می گذرد. کلوت‌های بزرگ حاصل فرسایش آبی-بادی و کلوت‌های کوچک تحت تأثیر فرسایش بادی شکل گرفته‌است.

سنگ‌های ناپیوسته مانند لای، رس به علت چسبندگی، به‌طور نامحسوسی تحت تأثیر فرسایش بادی قرار می‌گیرند و در حالت مرطوب، باد تأثیری ناچیزی دارد. در حالت خشک، هنگامی باد از دشت رسی می‌گذرد، با حمل دانه‌های ماسه، سطح دشت را شیار داده در این صورت به آن کلوت می‌گویند.

ناهمواری‌ها و اشکال فرسایش بادی ازجمله کلوت‌ها در مناطقی واقع هستند که باد سرعت کافی برای بادکندگی و سایش داشته باشد که در الگوی فرسایش بادی برخلاف فرسایش آبی حرکت مواد درهمه جهات امکان پذیراست. در نواحی با باد مداوم شدید و اقلیم خشک و بستر مناسب فرسایش باعث ایجاد شیارهای به صورت آرایه‌های موازی می‌شود که این شیارها (دالان‌ها) بر اثر افزایش فرسایش بادی-آبی گسترش می‌یابند. بدین نحو که عامل رطوبت باعث نرمی و سستی سطح منطقه می‌گردد. پس از خشکیدگی به سهولت با کوچکترین حرکت باد مواد برداشته می‌شود.

درحد فاصل این شیارها تپه‌های موازی و دوکی شکل کلوت‌ها هم جهت با باد غالب منطقه باقی می‌مانند: حالت دوکی‌شکل آن به نحو عمل فرسایش بادی مربوط می‌شود به‌طوری که شیب روبه باد بیش از قسمت پشت به باد است.

در تصویر که توسط “مهران خواجه زاده” گرفته شده است، بستر رودخانه شور در منطقه شهداد کرمان که از میان کلوت های دشت لوت عبور می کند دیده می شود. رودخانه های این بخش فصلی بوده و عموماً پس از بارندگی های فصول پر باران آبدار می شوند و پس از آن بستر آنها خشک و به بدبوم هایی غیر قابل استفاده تبدیل می گردد که تا زمان بارندگی بعدی ترک های گلی چندضلعی و زمین های پف کرده رسی و نمکی جای آب را در بستر این رودها اشغال می کنند.

 

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , صحرا نوردی , یاردانگ , کلوت , شهداد , استان کرمان , دشت لوت , رسوبات ریزدانه , بیابان , کویر , فرسایش آبی , فرسایش بادی , زمین گشت

ناودیس معلق تنگه پیرزال

در مسیر جاده دهدشت به سرفاریاب در استان کهگیلویه و بویر احمد، پس از عبور از تنگه پیرزال در کوه سیاه و وارد شدن به دشت میان دو کوه سیاه و موندون مقطع یک ناودیس زیبا که به موازات این دو تاقدبس با راستای شمال باختر – جنوب خاور کشیده شده خودنمایی می کند. این ناودیس زیبا که برخی آن را با نام “دالی مامو” می شناسند در هسته ی خود سنگ آهک های متوسط تا ستبرلایه سازند آسماری و در لایه های قدیمی تر تناوب مارن و آهک سازند پابده را میزبانی می کند. ارتفاعات دو تاقدیس دربرگیرنده این ناودیس زیبا برونزد سنگ های آهکی سازند سروک است و برونزد نازکی از سازند گورپی نیز میان سازندهای پابده و سروک قابل مشاهده است.

هسته ی مستحکم و دامنه های زودفرسای این ناودیس باعث شده تا این ناودیس به صورت یه کاسه معلق در هوا به نظر بیاید که برخی آن را یک ناودیس معلق می دانند. سن تشکیل این ناودیس همزمان با چین خوردن زاگرس چین خورده و مربوط به میلیون ها سال قبل است اما ریختار امروزی آن پس از عملکرد فازهای فرسایشی و مربوط به چند صد هزار سال اخیر است.

در تصویر نمایی زیبا از این ناودیس در مسیر جاده دهدشت به سرفاریاب دیده می شود که توسط “مهندس محمد صادق زنگنه” با دید به سوی شمال گرفته شده است. در هسته ی ناودیس سازند آسماری به سن الیگومیوسن و ارتفاعات پسزمینه تصویر سازند سروک در یال جنوبی تاقدیس موندون دیده می شوند.

کلماات کلیدی: ناودیس معلق ,  تاقدیس موندون , تاقدیس کوه سیاه , تنگه پیرزال , دالی مامو , استان کهگیلویه و بویر احمد , سرفاریاب , دهدشت , زاگرس , چین خوردگی , سازند آسماری , سازند سروک , سازند پابده , سازند گورپی , زمین گشت , زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم

گنبد نمکی خواجه

گنبد نمکی خواجه در استان آذربایجان شرقی، در جنوب غربی بخش خواجه و شمال خاوری شهر تبریز واقع شده است که یکی از بخش های تابعه شهرستان هریس می باشد.
این پدیده زمین شناسی به دلیل داشتن رنگ های زیبا و متنوع از رسوبات که حاوی طبقات نمکی به رنگ قرمز، ارغوانی، عسلی و خاکستری است دارای ارزش ژئوتوریسمی می باشد. منطقه مورد مطالعه به علت برونزد واحدهای سنگی میوسن (سازند قرمزفوقانی) که فرسایش بسیار زیادی دارند سیمای تپه ماهوری و توپوگرافی نسبتا همواری دارد و عمدتا از نمک با میان لایه های مارن وتناوبی از ژیپس و مارن که روباره گنبد نمکی را تشکیل می دهند. از جمله رخنمون های زیبا و تماشایی که در نتیجه فعالیت گنبد نمکی حاصل شده است می توان به انواع گسل ها و چین ها اشاره کرد. در این مقاله گنبد نمکی خواجه به همراه ساختارهای متنوع موجود از منظر ژئوتوریسم مورد مطالعه قرار گرفته است.

این گنبد نمکی جوان بوده و امروزه نیز در حال صعود است و مدل سازی تحلیلی عمر آن را ۳۱۰۰۰ سال به دست داده است که این سن با آثار نئوتکتونیکی محدوده گنبد نمکی نیز سازگاری دارد.
این گنبد نمکی از لحاظ میزان خلوص، دارای درصد NaCl بالا بوده و فاقد ناخالصی‌های KCl و MgCl2 است. در اثر صعود این گنبد نمکی ساختارهای بسیار متنوعی همچون گسل‌های معکوس حاشیه‌ای، گسل‌های نرمال شعاعی، چین‌ها و کارست توسعه یافته‌اند.
در بخش‌ شمالی گسل تبریز زنجیره‌ای از ساختارهای حوضه و گنبد وجود دارد که همگی دارای کشیدگی با روند شمال باختری – جنوب خاوری هستند. گنبد نمکی خواجه نیز در حاشیه جنوبی یکی از همین حوضه‌ها تشکیل شده است.
عوامل مختلفی در صعود این گنبد مؤثر بوده‌اند که از مهم‌ترین آنها رژیم تکتونیکی فشاری حاکم بر منطقه است که منجر به تشکیل این حوضه‌ها شده و در ضمن آن در محل تقاطع شاخه فرعی گسل تبریز و شاخه فرعی (شمال باختری- جنوب خاوری) گسل نهند پهنه ضعیف و مناسبی برای صعود و تشکیل گنبد نمکی خواجه فراهم کرده است. عوامل دیگری همچون نیروی شناوری، تداوم تنش‌های فشارشی و بارگذاری تفاضلی نیز عامل تداوم صعود گنبد نمکی بوده‌اند.

گنبد نمکی خواجه در جنوب غرب بخش خواجه درون مارنهای میوسن میانی قرار گرفته که در آن معدن فعال روبازی وجود دارد . بهره برداری از این معدن توسط بخش خصوصی صورت گرفته و نمک آن مورد مصرف مردم یا کارخانجات آذربایجان خاوری و باختری قرار میگیرد . دسترسی به این گنبد نمکی از طریق جاده ارتباطی تبریز به اهر قبل از روستای خواجه امکانپذیر است.

در تصویر گنبد نمکی خواجه دیده می شود و شورابه ای روان از دل این گنبد روان است. نمک رسوب کرده در اطراف شورابه و میانلایه های مارن و تناوبی از ژیپس و مارن واحدهای سنگی میوسن (سازند قرمز فوقانی) نیز در تصویر دیده می شوند.

 برای مشاهده تصویر بر روی نقشه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , گنبد نمکی خواجه , استان آذربایجان شرقی , هریس , نمک , مارن میوسن , سازند قرمز بالایی
منابع:
بررسی ساختاری گنبد نمکی خواجه در شمال خاور تبریز با هدف ارزیابی امکان‌پذیری ذخیره‌سازی گازو مدل‌سازی تحلیلی دیاپیریسم
سایت گردشگرها

اثر هنری جنوب میانه، تلفیق رسوبگذاری و تکتونیک

سه هزار رود تنکابن

دره هایی که آب های حاصل از بارش باران و ذوب برف را از دامنه های شمالی البرز به سمت دریای خزر می برند، به خاطر بارندگی و رطوبت بالا از سرسبزی و طراوت خاصی برخوردار اند و تقریباً در تمامی مناطق استان های حاشیه خزر از گیلان تا گلستان به عنوان مناطق توریستی و ییلاقی مورد استفاده قرار می گیرند. یکی از این دره ها دره سه هزار تنکابن است که رودی با همین نام در آن جریان دارد.

دره سه هزار منطقه‌ای بکر، زیبا با چشم اندازهای بدیع، چمنزار، جلگه، رودخانه پرآب سه هزار یک مجموعه زیستی و طبیعی کم نظیر در ایران می‌باشد که در آن اثری از زندگی انسانها در گذشته‌های دور بر جای مانده است. مسیر این دره یک راه ارتباطی تاریخی در البرز بوده که الموت قزوین را به ساحل دریای خزر متصل می کرده است. وجود کاروانسرایی تاریخی در ارتفاعات سه هزار موید این حقیقت تاریخی است. آب و هوای مطبوع به همراه آبشارها و چشمه‌های آب گوارا و آرامش رویایی این منطقه برای گروه‌های توریستی مشتاق آرامش و طبیعت کاملاً ایده آل است.

سه هزار رود تنکابن از به هم پیوستن آبراهه هایی که آب حاصل از ذوب برف را از ارتفاعات علم کوه و تخت سلیمان به پایین می آورند تشکیل شده است و بستری به نسبت بزرگ دارد. پیچ و خم های این رود در ارتفاعات از پیچ و خم های کوهستان پیروی می کند و با رسیدن به دشت، مخروط افکنه ای بزرگ و پهن را تا رسیدن به نوار ساحلی تشکیل می دهد. به خاطر گرادیان شیب بالا و بارش های ناگهانی و قدرتمند و جنس زمین این منطقه، سیل های ویرانگری این دره را در می نوردد و با خود تخته سنگ های غول پیکری را به پایین دره می آورد و در بخش های بالایی مخروط افکنه بر سطح زمین برجا می گذارد. هر چند که برخی از بلوک های سنگی چنان بزرگ اند که انگاره دره یخچالی و رسوبات مورن را در ذهن تقویت می کنند.

رود سه هزار سه سرچشمه اصلی و بزرگ به نام های ” شلف رود ” ، ” گرما رود ” و ” مران رود ” دارد که شلف رود از برف چال های چکاد هفت خوان و تخت سلیمان، گرمارود از برف چال های چکاد خرسان و گردونه کوه و مران رود از کوه نرگس سرازیر می شوند. سه هزار رود در منطقه “چالدره” به رود دوهزار پیوسته و رود ” چشمه کیله ” را تشکیل می دهند. این رود از مرکز شهر تنکابن گذر کرده و به دریای خزر می ریزد. دبی آب این رود ۳۸۰ تا ۴۰۰ میلیون متر مکعب در سال و گاهاً تا ۴۵۰ میلیون متر مکعب هم اندازه گیری شده است. این رود از شهرستان چالوس تا کلاچای پرآب ترین رود  منطقه است.

همانطور که اشاره شد، پیچ و خم های سه هزار رود از پیچ و خم های دره در ارتفاعات پیروی می کند. در واقع آبراهه ها در بدو تشکیل خود، مسیرهایی را می یابند که سست تر و قابل عبورتر باشند. در نتیجه از بخش هایی راه خود را باز می کنند که از سنگ های ضعیف یا مناطق گسلی تشکیل شده اند. به چنین رودهایی “پیچان رود محاط شده” گفته می شود (Intrunched meander). در این منطقه دره عمیق و به شکل عدد ۷ است و این نشانه ی فعال بودن منطقه از نظر زمین ساختی است. کوهستان دائم در حال ارتفاع گرفتن و در نتیجه رودخانه دائم در حال حفر بستر خود برای رسیدن به تعادل است. در این حالت رودخانه، بسترهای قدیمی و مسطح و به نسبت پهن خود را در ارتفاعات بالاتر بر جای می گذارد که به آنها “پادگانه” گفته می شود و امروزه مناطقی مناسب برای گسترش روستاها در کوهستان هستند. در دره سه هزار دو تا سه پله پادگانه بالاتر از سطح سیلابی، در دو طرف دره و جای جای مسیر رود به چشم می خورند که می توانند به سن سنجی تاریخ رود کمک کنند. برخی از این پادگانه ها که بیش از ۵۰ متر رسوبات رودخانه ای را در خود جای داده اند از تخته سنگ، قلوه سنگ های گردشده و شن و ماسه تشکیل شده اند. این رسوبات گاهاً حالتی از لایه بندی و نواری شدن را نشان می دهند که نشانه تغییر رژیم رودخانه در زمان های مختلف است و به راحتی می توان رژیم سیلابی را از ژریم آرام مشخص نمود.

در تصویر بخشی از مسیر سه هزار رود  دیده می شود که علاوه بر بستر کنونی و بستر سیلابی رود، دو پلکان پادگانه ای در دو طرف دره نیز تشکیل شده است. اینکه پادگانه ها به صورت قرینه و روبروی یکدیگر تشکیل نشده اند به خاطر پیچ و خم رودخانه است. در این حالت رود، بخشی از دامنه دره را حفر و در بخش مقابل رسوبگذاری می کند. رشد گیاهان و درختان بر روی پادگانه ها نشان می دهد که این بخش ها زمان های طولانی است که توسط آب اشغال نشده اند و در نتیجه بستری مناسب و ایمن برای گسترش روستاها به شمار می روند.

این تصویر با نگاه به بالادست رود (به سوی جنوب) و در مسیر خاکی روستای سرن گرفته شده است.

برای مشاهده تصویر بر روی نقشه اینجا کلیک کنید

کلمات کلیدی: زمین شناسی ، زمین گردشگری ، ژئوتوریسم ، اکوتوریسم ، دره ، سه هزار رود ، تنکابن ، مازندران ، البرز ، پادگانه ، مخروط افکنه ، پهنه سیلابی ، دریای خزر ، دره سه هزار ، دره دو هزار ، علم کوه ، زمین گشت