سازند

زمین یک سیاره ی پویا و زنده است. همه روزه در دل زمین، بر روی سطح آن و در آسمان اطراف آن که جو نامیده می شود، فرآیندها، فعل و انفعالات و رخدادهای مختلفی در حال انجام است. بر اساس مطالعات دانشمندان علوم زمین، سیاره ی ما عمری بیش از ۴ میلیارد سال دارد و در این عمر به نسبت طولانی، شرایط گوناگونی را از نظر محیطی سپری کرده است.

به نظر طرفداران انگاره ی زمین ساخت صفحه یی، میلیون ها سال قبل، زمین از یک خشکی و یک اقیانوس عظیم اطرافش تشکیل می شده است. از آن زمان تا امروز به صورت مداوم ارتفاعات و خشکی های زمین فرسوده شده و در دریاها و اقیانوس ها نهشته می شده اند. این اتفاق همین الان نیز ادامه دارد. اما چرا این خشکی ها به پایان نرسیده اند؟ چون نیروهای زمین ساختی دائماً رسوبات سنگ شده ی بستر دریاها و اقیانوس ها را چین داده و از زیر آب خارج کرده اند. پس زمین در طول تاریخ خود به طور مداوم با پیشروی ها و پسروی های مداوم دریاها و اقیانوس ها مواجه بوده است.

 

موقعیت سرزمین کشورها، در بیش از ۲۲۰ میلیون سال قبل و زمانی که ابرقاره پانگه آ توسط اقیانوسی احاطه شده بود. سرزمین ایران در آن زمان از دو بخش تشکیل شده بود.

 

هر نقطه یی از کره ی زمین محیط های جغرافیایی مختلفی را در طول تاریخ چند میلیون ساله ی خود تجربه کرده است. هر نقطه یی می توانسته یک زمان، بستر عمیق یک اقیانوس، یک دریای آرام کم عمق، خط ساحلی یک دریا، خشکی درون یک قاره، محیطی جنگلی و مردابی و یا محیط دریاچه یی درون قاره یی بوده باشد، دقیقاً مثل آنچه که امروزه در محیط جغرافیایی دنیای امروز می بینیم.

پس هر نقطه یی از این کره ی خاکی با توجه به اینکه در یک زمان خاص، چه محیط جغرافیایی داشته، رسوبات خاصی را در خود جمع کرده است. دانشمندان علوم زمین با بررسی این رسوبات و نهشته ها پی به محیط رسوبی آن دوره از تاریخ زمین در آن نقطه ی خاص می برند. برای مثال سنگ آهک ها می توانند در محیط های دریاچه یی آب شیرین و یا دریاهای کم عمق و گرم تشکیل شوند که هر کدام نشانه های خاص خود را دارند که از یکدیگر قابل شناسایی هستند. ماسه سنگ ها در محیط های ساحلی و دریاچه یی نهشته می شوند. شیل ها در دریاهای عمیق و یا محیط های مردابی و کولابی با آرامش محیطی بالا رسوب می کنند.

حال ممکن است در یک نقطه، زمانی سنگ آهک، زمان دیگری مارن و شیل و در زمانی جدیدتر ماسه سنگ رسوب کند و یا در یک زمانه خارج از آب بوده و به جای رسوبگذاری، فرسایش در آن نقطه حکمفرما بوده باشد. در نتیجه آن نقطه در طول تاریخ خود نهشته های مختلفی را در خود جای می دهد. دانشمندان علوم زمین برای شناسایی، معرفی و استفاده ی بهتر از داده های مربوط به لایه های زمین در هر منطقه، با توجه به مشخصات مختلف نهشته ها، اقدام به دسته بندی آنها در هر منطقه کرده و نام “سازند” را بر آن نهاده اند.

 

تعریف سازند

سازند به مجموع لایه‌هایی گفته می‌شود که دارای ترکیب سنگ‌شناسی مشخص بوده و در سطح نسبتاً وسیعی گسترش و امتداد داشته، حد فاصل آن با لایه‌های زیرین و بالایی کاملاً مشخص باشد، همچنین زمان رسوب‌گذاری در طول امتداد آن یکسان و قابل نقشه‌برداری باشد.

در واقع سازند مهم‌ترین واحد تقسیمات سنگ‌شناسی و واحد سنگی اصلی چینه‌شناسی است و شامل مجموعه لایه‌هایی است که صفات مشخص سنگ‌شناسی دارند. بالا و پایین یک سازند مشخص است ولی ضخامت آن حد معینی ندارد.

یک سازند ممکن است یک یا چند بخش (عضو) داشته باشد.  همچنین گاهی چند سازند یک گروه را تشکیل می‌دهند.

برخی از ویژگی‌های سازندها مانند سن، نوع فسیل، جنس، پیوستگی، ضخامت، رنگ و … تا حدودی مشترک است. در این میان سن و نوع فسیل سازند از اهمیت بیشتری برخوردار است. ممکن است برخی از این ویژگی‌ها در یک سازند مشترک نباشد.

 

نامگذاری سازندها

نامگذاری سازندها معمولاً بر اساس نام محلی است که برای اولین بار، آن سازند در آنجا مطالعه و معرفی شده است. که می تواند نام یک روستا، یک منطقه و یا یک کوه و … باشد. به عنوان مثال سازند آسماری از نام کوهی به همین نام در جنوب کشور، سازند شمشک از نام روستایی در شمال و سازند کرج از نام شهر کرج اقتباس شده است.

 

برش الگو

مقطعی از لایه های سنگی که با مرز بالا و پایین مشخص و برای اولین بار به عنوان یک سازند مطالعه و پیشنهاد گردیده است، برش الگو (Type section) نامیده می شود. معمولاً نام سازند از نام محل برش الگوی سازند گرفته شده است. مثلاً برش الگوی سازند امیران در کوهی به همین نام در نزدیکی معمولان لرستان مطالعه و معرفی شده است.

برش های الگو لزوماً کامل ترین برش یک سازند نیستند و تنها مزیتشان نسبت به سایر جاهایی که سازند مورد مطالعه قرار گرفته است، اولین بودن آنهاست. به عنوان نمونه سازند شمشک در محل برش الگو به ۴ عضو تقسیم شده و ستبرای لایه های آن ۱۰۲۷ متر گزارش شده است اما در برش های دیگر نام گروه شمشک را به خود گرفته و از چند سازند با ستبرای متنوع و مختلف تشکیل شده است و یا در برخی از برش ها از ستبرای کم و تنها ۲ عضو تشکیل شده است.

 

مرزهای سازند

محل اتصال هر سازند با سازندهای رویی و زیرین خود، مرز سازند گفته می شود. این مرز می تواند به شکل های گوناگون باشد. مرزهای مشخص و ناگهانی، تدریجی، ناپیوستگی، بین انگشتی و … انواع مرزهای سازندها را می سازند.

به عنوان نمونه سازند مارنی پابده دارای مرز تدریجی با سازند آسماری می باشد که به مرور پایان یافتن لایه های مارنی سبز رنگ و شروع سنگ آهک های ستبرلایه مشخص می شود. همچنین مرز پایینی سازند امیران با مارن های خاکستری رنگ سازند گورپی همشیب و تدریجی است. مرز زیرین سازند میلا با سازند لالون ناگهانی و مشخص است و بوسیله ی یک لایه کلیدی کوارتزیت سفید مشخص می گردد. مرز سازندهای گورپی و پابده ناپیوسته است. یعنی در طی زمانی طولانی نهشته های سازند گورپی خارج از آب بوده و سپس با پیشروی مجدد آب، نهشته های سازند پابده بر روی آن تشکیل شده است.

 

مرز سازند های تله زنگ و امیران ناگهانی و مشخص است (آزادراه خرم آباد – پل زال).

 

مرز سازندهای پابده و آسماری تدریجی است (دهدز خوزستان).

 

مرز زیرین سازند پابده با سازند گورپی ناپیوسته موازی و مرز بالایی آن با سازند آسماری تدریجی است (پارسیان استان هرمزگان).

 

مرز سازندهای آغاجاری و بختیاری در مسیر آزادراه پل زال – اندیمشک ناپیوسته و زاویه دار است.

مرز سازند هزاردره با نهشته های روی آن از نوع ناپیوسته زاویه دار است. کنگلومرای هزاردره در البرز نهشته شده، چین خورده و لایه ها از حالت افقی خارج شده و پس از مدتی دوباره رسوبات آبرفتی بر روی آن تشکیل شده است.

 

مرز ناپیوسته و زاویه دار سازند هزار دره با واحد آبرفتی روی آن در تهران

 

دو سازند هم ارز پابده و امیران که در یک زمان تشکیل می شده اند اما دارای محیط های رسوبی متفاوتی بوده اند در مرز مشترکشان به صورت بین انگشتی با هم ادغام شده اند.

به هر حال مرزهای سازندها به هر حالتی که باشند، با سازندهای زیرین و بالایی خود مشخص و قابل تفکیک اند. زمانی که به دلیل شباهت های بسیار دو سازند همجوار نتوان آنها را از هم تفکیک نمود، آنها را می توان با هم نام برد مانند سازندهای آسماری-شهبازان و یا در یک گروه جای داد مانند گروه بنگستان متشکل از سازند های سروک و ایلام.

 

تقسیمات سنگ چینه یی

بر پایه ویژگی‌های عمومی سنگ‌شناختی از قبیل خواص فیزیکی، موقعیت چینه‌شناسی، صفات اختصاصی و سایر خصوصیات سنگ‌شناسی تقسیم بندی واحدهای سنگ چینه یی از کوچک به بزرگ اینگونه خواهد بود:

لایه

لایه (Bed) کوچک‌ترین واحد تقسیمات سنگ‌شناسی است که معمولاً بوسیله سطح جدایشی که به آن لایه بندی گفته می شود از سایر لایه ها مجزا می گردد. ممکن است لایه هایی که روی یکدیگر نهشته شده اند از یک جنس یا جنس های گوناگون باشند.

 

تناوب لایه های شیل و توف سازند کرج (مسیر قزوین – تنکابن)

بخش

بخش (Member)، از تقسیمات کوچکتر سازند است، یک سازند ممکن است از نظر سنگ‌شناختی به واحدهای کوچکتری به نام بخش تقسیم گردد. در یک سازند، مجموعه لایه هایی که شباهت بیشتری به یکدیگر دارند و در کنار هم قرار گرفته اند، بخش یا عضو نامیده می شوند، مانند بخش آهکی گوری در سازند مارنی میشان و یا عضو های چهل، چمپه و مول در سازند گچساران در زاگرس.

 

بخش آهکی سازند گورپی (عضو امام حسن)

 

سازند

سازند (Formation) مهم‌ترین واحد تقسیمات سنگ‌شناسی است. به‌طور کلی سازند به مجموع لایه‌هایی گفته می‌شود که دارای ترکیب سنگ‌شناسی مشخص بوده و در سطح نسبتاً وسیعی گسترش و امتداد داشته، حد فاصل آن با لایه‌های زیرین و بالایی کاملاً مشخص باشد، همچنین زمان رسوب‌گذاری در طول امتداد آن یکسان و قابل نقشه‌برداری باشد (مانند سازند آواری کشکان).

 

سازند کشکان مجموعه یی از ماسه سنگ، کنگلومرا و سیلتستون در مسیر جاده خرم آباد به پلدختر

 

گروه

گروه (Group) به مجموعه دو یا چند سازند گفته می‌شود. گروه معمولاً به وسیله دگرشیبی‌های مشخص ، محدود می‌گردد (مانند گروه فارس که از سازندهای گچساران، میشان و آغاجاری تشکیل شده است).

گروه بنگستان از سازندهای ایلام و سروک تشکیل شده است (آزادراه خرم آباد – پل زال).

ابرگروه

ابرگروه (Super Group) به مجموع دو یا چند گروه گفته می‌شود. کاربرد ابرگروه چندان معمول نیست.

 

پهنه های رسوبی – ساختاری ایران

فرایندهای درونی و بیرونی زمین، در زمان و مکان های متفاوت، در پهنه ی ایران زمین پیامدهای متفاوتی داشته است. در نتیجه الگوی ساختاری، تحولات زمین ساختی، شرایط رسوبی ایران زمین در طول تاریخ خود یکسان نیست. این ناهمسانی رسوبی و زمین ساختی بقدری اثر گذار است که تعیین ویژگی های یکسان را برای کل پهنه ی ایران زمین ناممکن می سازد. پس زمین شناسان ایران را به پهنه های رسوبی – ساختاری گوناگونی تقسیم کرده اند که هر پهنه شاخصه های خود را در طول تاریخ تکوین داشته است. این تقسیم بندی ها در طول تاریخ مطالعات زمین شناختی ایران زمین، بارها توسط دانشمندان مختلف تغییر داده شده است اما آنچه که امروزه مورد توافق قرار دارد به شرح زیر است:

  • ایران جنوبی (زاگرس)
  • ایران میانی
  • سنندج-سیرجان
  • البرز
  • خزر جنوبی
  • کپه داغ
  • خردقاره ایران مرکزی
  • بلوک لوت
  • مکران
  • حوضه فیلیشی خاور ایران
  • بلوک زابل

 

نقشه پهنه های ساختاری – رسوبی ایران زمین (آقانباتی، ۱۳۸۳)

هر کدام از این ایالت های رسوبی – ساختاری در طول زمان حوضه های رسوبی مخصوص به خود داشته اند و در نتیجه واحدهای سنگ چینه یی که در طول تاریخ تکوین ایران زمین در آنها نهشته شده اند، با یکدیگر متفاوت اند. در نتیجه هر ایالت رسوبی – ساختاری سازندهای مختص به خود دارد. در زیر به عمده ترین سازندهای مهمترین ایالت های ساختاری رسوبی ایران زمین اشاره می کنیم.

 

  • ایالت رسوبی ساختاری البرز:

کهر – بایندر – سلطانیه – باروت – زاگون – لالون – میلا – لشکرک – سلطان میدان – پادها – مولی – خوش‌ییلاق – جیرود – ایلانقاره مبارک – باقرآباد – دزده‌بند – قزل‌قلعه – درود – روته – نسن – الیکا – شمشک – طزره – گانو – دلیچای – فارسیان – لار آبنک – شال – تیزکوه – فجن – زیارت – کرج – کند – هزاردره – کهریزک

 

  • ایالت رسوبی ساختاری زاگرس:

هرمز – لیبیک – زردکوه – سیاهو – سرچهان – زکین – فرغان – گروه دهرم ( دالان – کنگان ) – خانه‌کت – گروه کازرون ( دشتک – نیریز ) – موس – آلان – سرگلو – نجمه – گوتنیا – گروه خامی ( سورمه – هیث – فهلیان – گدوان – داریان ) – گروه بنگستان ( کژدمی – سروک – سورگاه – ایلام ) – لفان – گرو – گورپی – تاربور – پابده – ساچون – جهرم – امیرانتله‌زنگکشکان – شهبازان – آسماریرازک – گروه فارس ( گچساران – میشان – آغاجاری ) – بختیاری

 

  • ایالت رسوبی ساختاری ایران مرکزی:

طشک – مراد – دوران – کلمرد – تکنار – ریزو – دسو – داهو – کوهبنان – گروه میلا ) کال‌شانه – درنجال – شیرگشت  – ( نیور – پادها – گروه ازبک‌کوه ) سیب‌زار – بهرام – شیشتو – سردر – ( گچال – جمال – سرخ شیل – شتری – گروه نخلک ) علم – باقرق – عشین ( نایبند – گروه شمشک ) آب‌حاجی – بادامو – ( گروه مگو ) هجدک – پروده ( بغمشاه – اسفندیار – قلعه‌دختر – بیدو – گردو – کرمان – بیابانک – قرمز پایینی – قم – قرمز بالایی

 

  • ایالت رسوبی – ساختاری کپه داغ:

قلی – نیور – سلطان میدان – پادها – خوش‌ییلاق – مبارک – قزل‌قلعه – درود – روته – نسن – غرقیتان – سفیدکوه – نظرکرده – سینا – میان‌کوهی – شمشک – بشکلاته – کشف‌رود – چمن‌بید – مزدوران – شورجه – زرد – تیرگان – سرچشمه – سنگانه – آیتامیر – آب‌دراز – آب‌تلخ – نیزار – کلات – نفته – پستلیق – چهل‌کمان – خانگیران

 

نقشه زمین شناسی ایران (سازمان زمین شناسی کشور). هر رنگ نشانه ی سازندهای یک دوره از تاریخ زمین است.

 

کلمات کلیدی: سازند , گروه , لایه , عضو , بخش , زمین شناسی , سنگ چینه , ایالت رسوبی ساختاری , ایران زمین , البرز , کپه داغ , زاگرس , ایران مرکزی , خرد قاره , بلوک لوت , خزر جنوبی , مکران , شرق ایران

گنبد نمکی

تعریف

گنبد نمکی یک زمین ­ساختار گنبدی شکل است که نسبت به اطراف خود از ارتفاع بیشتری برخوردار است. همانطور که از اسم این ساختار مشخص است، جزء اصلی آن را نمک تشکیل می دهد اما سایر سنگ ها و کانی ها هم در گنبدهای نمکی یافت می شوند. گنبدهای نمکی برای ژئوتوریسم، استخراج منابع معدنی و اکتشاف نفت و گاز از اهمیت زیادی برخوردار اند.

زمین ریخت شناسی

یک گنبد نمکی می تواند دایره کامل باشد و یا به صورت بیضی و یا اشکال نامتقارن در سطح زمین برونزد یابد. معمولاً بلندترین بخش یک گنبد نمکی در مرکز آن قرار دارد و دامنه ها از مرکز به سمت اطراف شیب دارند. شیب دامنه ها معمولاً تند و بیش از ۶۰ درجه است.

 

تصاویر هوایی تعدادی از گنبدهای برونزد یافته در پهنه ی ایران زمین

 

ابعاد گنبدهای نمکی بسیار متفاوت است. در سراسر دنیا گنبدهایی با قطر ۵۰۰ متر تا بیش از ۱۰ کیلومتر نیز گزارش شده است. ارتفاع گنبدهای نمکی هم بسیار متنوع است. ارتفاع کمتر از ۱۰۰۰ متر تا بیش از ۳۰۰۰ متر از سطح زمین برای گنبدهای نمکی گزارش شده است. بیشتر گنبدهای نمکی ایران کمتر از ۱۰۰۰ متر از اطراف خود بلندتر هستند.

در گنبدهای نمکی انواع ریختار فرسایشی، انحلالی و زمین ساختی دیده می شود. فروچاله ها و شیارهای انحلالی، گسله ها و درزه های تکتونیکی، آبروهای اشباع از نمک همراه با بلورهای نمکی، لایه های نمکی دگرریخت شده در اثر انحلال، لایه های چین خورده، شکسته شده و … از جمله ریختارهای قابل مشاهده در گنبدهای نمکی هستند.

 

شیارهای انحلالی بر روی سنگ نمک که در اثر بارش باران و جریان آب ایجاد شده است.

 

بلورهای زیبای نمک که از انحلال و رسوبگذاری مجدد نمک در مسیر آبراهه ها ایجاد شده است.

 

حفره های انحلالی در اثر حل شدن بخش های نمکی ایجاد شده اند.

 

گنبدهای نمکی خود جزء بدبوم ها دسته بندی می شوند و زمین های اطراف نیز که از شورابه های جاری از آنها پوشیده می شوند، تبدیل به کفه های نمکی شده و غیر قابل استفاده می گردند.

گنبد نمکی کجا شکل می گیرد؟

گنبدهای نمکی در مکان هایی شکل می گیرند که در اعماق زمین لایه های نمک وجود داشته باشد. یعنی در زمان های دور محیط گرم و تبخیری دریاهای کم عمق باعث نهشته شدن ستبرای زیادی از لایه های نمکی شده باشد. هر چند که ممکن است امروز چنین محیط و آب و هوایی در آن منطقه حاکم نباشد. مثلاً در محدوده ی زاگرس که امروز کوهستانی و مرتفع است در زمانه ی ۵۷۰ میلیون سال قبل، محیط گرم و ساحلی باعث نهشته شدن بیش از چند هزار متر نهشته های تبخیری نمک و گچ و انیدریت (سری هرمز) شده که امروزه در زیر بیش از چند هزار متر از نهشته های پس از آن مدفون هستند. ویا در محدوده کویر مرکزی ایران از سمنان تا قم در زمانه ای از ۳۸ تا ۵ میلیون سال قبل دریای گرم و کم عمقی وجود داشته که نهشته های تبخیری زیادی از نمک و گچ برجای گذاشته است.

 

مقطع تهیه شده از یک گنبد نمکی بوسیله تفسیر داده های ژئوفیزیکی

 

گنبد نمکی چگونه شکل می گیرد؟

ستبرای زیاد سنگ ها بر روی لایه های نمک انباشه شده در اعماق زمین، فشار زیادی بر این لایه ها وارد می کند. از طرف دیگر، نیروهای زمین ساختی نیز بر لایه های نمک فشار وارد می کنند و لایه های نمک را وادار به حرکت به سمت بالا و سطح زمین می کنند. نمک از محل ضعف زمین، مثل شکستگی ها و گسله ها به سمت بالا حرکت می کند و در مسیر خود، سنگ های بالایی (سنگ پوش) را شکسته، خرد کرده و با خود به بالا می آورد. این حرکت تا زمانی که نمک به سطح زمین رسیده و از این فشار همه جانبه رهایی یابد، ادامه خواهد داشت. پس لایه های نمکی از اعماق بسیار زیاد (گاهی تا ۱۰ هزار متر) خود را به سطح زمین می رسانند و مانند یک آتشفشان در سطح زمین پخش می شوند، البته با سرعتی بسیار کندتر (حدود نیم تا ۱۰ میلیمتر در سال).

 

 

چرا نمک به بالا حرکت می کند؟

وزن مخصوص نمک ۲/۶ گرم بر سانتی متر مکعب است. وقتی که سنگهای رسوبی اطراف و روی نمکها تحت فشار قرارگیرد، چگالی کلی آنها بطور قابل ملاحظه ای افزایش می یابد.اگر سنگ های رویی حداقل ۳۰۰ تا ۷۰۰ متر ضخامت داشته باشد فشار حاصل از بار سبب می شود چگالی آنها به ۲/۲ یعنی بیش از چگالی نمک برسد. در نتیجه با توجه به اینکه قابلیت فشردگی نمک بسیار ناچیز و چگالی آن از سنگ های اطراف کمتر است، برای فرار از فشار همه جانبه، حالت خمیری پیدا کرده و به سمت بالا حرکت می کند. به این حرکت دیاپیریسم (تراشکافتگی) گفته می شود.

نمک چگونه خود را به سطح می رساند؟

دانشمندان معتقد اند که  نمک در نتیجه فشار نهشته های ضخیم رویی خود که ممکن است به بیش از ده هزار متر نیز برسد، تنها در یک مرحله خمیری شکل عمل نمی نماید، بلکه لزوماً در شرایط ترمودینامیکی خاصی که حاصل عملکرد تدریجی حوزه های رسوبی فرو رفته می باشد، بصورت چند مرحله ای نمایان می شود.

بدین معنی که بلورهای اولیه نمک که در حوضه های تبخیری شکل گرفته اند، در مراحل دیاژنز (سنگ شدگی) در اثر تحت فشار طبقات رویی ابتدا بصورت خمیری شکل در می آید. در اثر افزایش تدریجی حرارت، قسمتی از نمک ذوب و بصورت محلولهای گرم، ابتدا در شکستگی ها و شکاف های مجاور قرار می گیرد. در اثر ادامه ی افزایش درجه حرارت، نمک در شرایط بحرانی به حالت گازی شکل در می آید. در نتیجه در حرارت بیش از ۲۵۰ درجه سانتیگراد بصورت مواد فرار با استفاده از شکستگی ها حرکت خود را به طرف بالا آغاز می کند.

در طی این حرکت، گاز کلر در جریان صعودی از خلال شکاف ها عبور می نماید و از طرفی همزمان با آن، مواد رسوبی و غیر رسوبی شکسته و خرد شده در اثر فشارهای تکتونیکی، در امتداد شکستگی ها و گسله ها به طرف بالا رانده می شوند. محلولهای داغ نمک و حرکت گاز کلر از لابلای آنها و جوش دادن این قطعات خرد شده به یکدیگر به هنگام سرد شدن، سرانجام محموله های نمکی را تشکیل داده و بالاخره حرارت تکتونیکی گسلهای عمیق موجب بالا آمدن نمک و تمامی مواد حمل شده از محل اصلی می گردد.

بنابراین عملکرد نمک، باعث فشارهای حوضه های رسوبی و سرانجام باعث ایجاد شکستگی های تکتونیکی است و نهایتاً نمک تنها قطعات جدا شده و رانده شده به بالا را بهم پیوند می‌دهد.  هنگام ظاهر شدن در سطح زمین یعنی در فشار یک اتمسفر نمک بصورت خمیری شکل، متورم شده و به حالت قارچی یا به شکل گل کلم در می­آید. به عبارت واضح تر نمک در نزدیکی سطح زمین کم کم به فاز اول خود (یعنی از حالت گازی رفته رفته بصورت جامد) برمی گردد.

گنبدهای نمکی در ایران

بیش از ۲۵۰ گنبد نمکی در ایران شناسایی شده اند که حدود ۱۱۵ گنبد در حوضه زاگرس و بیش از ۵۷ گنبد در حوضه ایران مرکزی برونزد یافته اند. تعدادی نیز هنوز برونزد نیافته اند و در دل زمین مدفون اند و توسط اکتشافات ژئوفیزیکی کشف شده اند.

 

نقشه پراکندگی گنبدهای نمکی ایران

 

در حوضه زاگرس

در جنوب خاوری زاگرس، به ویژه در حد فاصل میان گسل کازرون در باختر و گسل میناب در خاور (زیر حوضه فارس)، سنگ های پرکامبرین پسین (حدود ۶۰۰ میلیون سال قبل) رخساره کولابی – تبخیری دارند. بر اساس شواهد موجود به نظر می رسد که در پی فزهای کششی رخداد کاتانگایی در نیمه جنوب خاوری زاگرس، حوضه های تبخیری تشکیل شده و رسوبات کولابی به همراه روانه های آذرین در آن انباشته شده است. این نهشته ها امروزه به صورت ۱۱۵ گنبد نمکی برونزد دارند. جزیره هرمز در خلیج فارس نیز یکی از این گنبدهاست و به همین دلیل، این واحد سنگ چینه یی “سری هرمز” نامیده شده است.

 

گنبد نمکی هرمز، شاخص ترین گنبد نمکی حوضه زاگرس

 

سری هرمز در حوضه های بسیار کم عمق ولی در ارتباط با دریاهای آزاد (مانند محیطی که اکنون در ساحل جنوبی خلیج فارس حاکم است)، از پرکامبرین پسین تا کامبرین پیشین (۹۰۰ تا ۵۱۰ میلیون سال قبل) بر روی سپر دشتگون شده زاگرس نهشته شده است. این سری نمکی همچنین نشان می دهد که این خشکی ها در ناحیه اقلیمی گرمی قرار داشته اند (بین ۱۰ تا ۴۰ درجه).

ترکیب سنگی سری هرمز، شامل سنگ نمک (به رنگ های گوناگون)، انیدریت، ژیپس، سنگ آهک سیاهرنگ، دولومیت بودار چرتی، ماسه سنگ سرخ، شیل رنگارنگ، سنگ های آذرین، کانی های آهن و آپاتیت دار است. سنگ های یاد شده نظم چینه نگاشتی ندارند و به همین دلیل برش الگو نیز ندارند. در مورد ضخامت نمک ها، نظرها بین ۹۰۰ تا ۴۰۰۰ متر، متفاوت است، ولی بیشترین انباشت نمک در ناحیه بندرعباس و هرمزگان است.

 

نقشه پراکندگی جغرافیایی گنبدهای نمکی پنهان در بستر خلیج فارس که به تازگی به کمک امواج ژئوفیزیکی کشف شده اند.

 

بررسی تغییرات ناشی از فعالیت گنبدهای نمکی در بازۀ زمانی پرمین پسین تا میوسن در این گستره زاگرس نشان می دهد که اولین حرکت گنبدهای نمکی که در توالی رسوبی زاگرس به ثبت رسیده است، در زمان پرموتریاس هم زمان با باز شدن اقیانوس تتیس نو روی داده است. در طول بازۀ زمانی تریاس پسین تا کرتاسه پیشین برخی از گنبدهای نمکی مدفون بوده اند و فعالیت محسوسی که منجر به تغییر سامانه های رسوبی این بازۀ زمانی شود، مشاهده نمی شود.

دومین گامه اصلی حرکت گنبدهای نمکی در طول کرتاسه پسین، هم زمان با توسعه حوضۀ پیشبوم آغاز شده است. اوج فعالیت گنبدهای نمکی گسترۀ بررسی شده و تأثیر آن ها روی سامانه های رسوبی در بازۀ زمانی پالئوسن-ائوسن، هم زمان با گسترش نهایی حوضۀ پیشبوم روی داده است. در طول بازۀ زمانی الیگوسن تا میوسن گنبدهای نمکی گسترۀ مورد نظر به ویژه در بخش های جنوب خاوری فعال بوده اند.

در ایران مرکزی

در ایران مرکزی حدود ۵۴ گنبد نمکی وجود دارد که در فروافتادگی‎های زمین‎ساختی کویربزرگ، اردکان، خاور تهران (گرمسار)، قم و میانه برونـــزد دارند. بیشتر این فروافتادگی‎ها، حوضه‎های بین قاره‎ای هستند که به احتمال از ائوسن پایانی (به جز مقطع زمانی الیگوسن – میوسن) تاکنون توسط رسوبات آواری – تبخیری پر شده‎اند.

در حوضه‎های یاد شده، گنبدهای نمکی سن‎های متفاوت د‎ارند. در کویر کلوت واقع در شمال یزد، گنبدهای نمکی به سن ائوسن‎اند. در گنبد نمکی دلازیان سمنان، می‎توان توالی کاملی از ردیف‎های ترشیری را دید که متشکل از لایه‎های توفی و دریایی ژیپس‎دار به سن ائوسن میانی تا ائوسن بالایی است که به طور مستقیم بر روی نمک قرار گرفته است. ۴۰۰ متر سنگ‎آهک دریایی و مارن که نشانگر افق‎های بالایی سازند قم‎است و سرانجام گلسنگ نواری تبخیری‎دار متعلق به عضو اول سازند سُرخ بالایی دیده می‎شود. ولی در دیگر گنبدهای نمکی، ردیف‎های توفی و نهشته‎های دریایی سازند قم وجود ندارد. به باور جکسون و همکاران (۱۹۹۰) در گنبدهای نمکی کویر بزرگ، سنگ نمک دو سن متفاوت ائوسن و میوسن دارد. نمک‎های ائوسن از نوع توده‎ای و خالص ‎است که به احتمال در یک محیط دریایی با تداوم و رود نمک انباشته شده‎اند.

 

گنبد نمکی “کوه نمک” قم، یکی از گنبدهای نمکی برونزد یافته در ایران مرکزی است.

 

نمک جوان‎تر (میوسن) شامل تکرار دوره‎ای نمک، سنگ ژیپس، مارن ژیپس‎دار، گلسنگ، رس سنگ نمک‎دار بنفش است که به خاطر فراوانی رس و تکرار چرخه‎ای، به ظاهر در یک محیط پلایا – دریاچه‎ای تشکیل شده است و تعلق آن به عضو پایینی سازند سُرخ بالایی حتمی است.

گذر بین نمک ائوسن (کهن‎تر) و میوسن (جوان‎تر) ناگهانی است و به ظاهر لایه‎های قاعده‎ای نمک جوان‎تر با هم‎شیبی نمک قدیمی‎تر را می‎پوشاند. به باور جکسون نمک جوان‎تر تنها به سن میوسن نیست و تغییرات سنی آن از الیگوسن تا میوسن است و با رخساره‎های تبخیری مجموعه سازند سُرخ پایینی، قم و سازند سُرخ بالایی هم‎ارز است.

تصاویر و توضیحات:

برای مشاهده تصاویر و توضیحاتی در مورد پدیده گنبد نمکی در ایران و همینطور پدیده های مرتبط با آن می توانید به بخش زمین نگار مراجعه نمایید:

منابع:

  • کتاب زمین شناسی ایران، دکتر علی آقانباتی، انتشارات سازمان زمین شناسی
  • کتاب گنبدهای نمکی، مهندس حسین باقری، انتشارات نظری
  • نقش زمین ساخت گنبدهای نمکی در تحول حوضۀ رسوبی زاگرس (حدفاصل گسل کازرون و گسل میناب)، موسی قربانی، نشریه علوم زمین خوارزمی
  • معرفی ۱۷ گنبد نمکی مدفون و غیرمدفون براساس داده های لرزه ای در تنگه هرمز ، سپیده پاژنگ، نشریه پژوهش نفت
  • بررسی مورفولوژی گنبد نمکی جهانی در جنوب غرب فیروزآباد، محمد رضا ثروتی، فصل نامه جغرافیای طبیعی
  • Hydrothermal systems in the salt domes of south Iran, M. Mortazavi, 15th Water-Rock Interaction International Symposium

کلمات کلیدی: گنبد نمکی , زاگرس , ایران مرکزی , زمین ساخت , تکتونیک , ژئوتوریسم , زمین گردشگری , زمین شناسی , سری هرمز , سازند قرمز , بدبوم , بدلند , تراشکافتگی , سنگ پوش , شکستگی , گسل , چین خوردگی , خزش , چگالی , پلاستیک , دیاپیر , حالت خمیری

عکاسی در طبیعت

عکاسی یک هنر است که تکنولوژی را به خدمت در آورده است؛ هنری که به کمک آن می توان صحنه های خاص را آفرید و آن را با دیگران به اشتراک گذاشت. عکاسی مخاطبانی به وسعت تمام مردم دنیا دارد. همه مردم فارغ از اینکه از عکاسی چیزی می دانند یا نه، با دیدن عکس خوب، لذت می برند. به کمک پیشرفت تکنولوژی، همه ی مردم به کمک دوربین های موبایلشان تبدیل به عکاسانی، هر چند آماتور، شده اند.

عکس های خوب از طبیعت، ما را به جستجو در دوردست ها و لذت از نادیده ها دعوت می کند. مکان هایی که شاید هیچ وقت به آنها دسترسی نداشته ایم و شاید هیچ زمان دیگری نیز امکان دسترسی به آنها را نیابیم، به کمک عکس های خوب برای ما دست یافتنی می شوند.

در زمین شناسی و زمین گردشگری، عکاسی از اهمیتی دوچندان برخوردار است. در حیطه ی این علم، ثبت عکس فقط برای لذت بردن و یا شریک کردن دیگران در لذت از منظره نیست، بلکه اهداف مهمتر علمی و ثبت پدیده های خاص در زمین اهمیت می یابد و به آن زمین عکاسی می گویند. در نتیجه یک زمین شناس یا یک زمین گردشگر باید تا حد قابل قبولی با تکنیک های عکاسی در طبیعت آشنایی داشته باشد تا بتواند منظور خود از عکاسی از یک پدیده ی خاص را، به خوبی در تصویری که ثبت می کند، بیان کند.

در زیر به ارائه نکاتی از عکاسی در طبیعت می پردازیم که به شما در ثبت بهتر تصویر کمک می کند:

 

بلندی ها را از دست ندهید

قرار گرفتن در بلندی، جایی که تسلط و دید جامعی داشته باشید، برای عکاسی از طبیعت ایده آل است. اگر دوربینی دارید که کنترل کافی به شما می دهد ( مثلاً یک دوربین SLR ) می توانید دهانه لنز خود را روی f/11 یا f/16 قرار دهید تا همه چیز در دید شما باشد. برای این منظور باید وارد تنظیمات aperture شوید.

 

 صبح زود از را برای عکاسی از دست ندهید

صبح زود بهترین موقع برای عکاسی از طبیعت و مناظر است. دلیل اینکه صبح زود می توانید عکس های خوبی بگیرید به زاویه نور خورشید بر می گردد چون سایه ها نمایان می شوند و طیفی از رنگ ها را می توانید داشته باشید.

 

 از جاده خارج شوید

به ندرت می توانید در کنار جاده عکس های زیبایی خلق کنید. بنابراین برای عکاسی از طبیعت تجهیزات کافی داشته باشید و برای خارج شدن از جاده و پیاده روی آماده باشید. GPS یکی از مفید ترین ابزار ها برای جستجوی مکان های جالب است.

 

 لنز واید را فراموش نکنید

لنز های واید بیشترین کاربرد را برای عکاسی از طبیعت دارند؛ چون به شما اجازه می دهند در فریم عکس قسمت بیشتری از تصویر را بگنجانید و حس فضای گسترده را بوجود می آورند. همچنین نمایی پرسپکتیو و احساسی سه بعدی به عکس می بخشند، همچنین عمق بهتری از زمینه می دهد. علاوه بر این لنزهای زاویه واید و به شما اجازه می دهد تا شات های سریعتری بگیرید زیرا نور بیشتری برای آنها استفاده می‌شود. تصویری به ابعاد ۱۶ fهم منظره جلو و هم منظره پشت را واضح می کند.

به این ترتیب با گرفتن عکسی که قسمت بیشتری از کل صحنه را با خود دارد، می توانید بهترین قسمت را در صورت نیاز از آن جدا کنید و عکس دلخواه خود را داشته باشید.

 

 

 نمای جلو را فراموش نکنید.

هر زمان که ممکن بود، چیز های جالبی را در جلو زمینه عکس قرار دهید، تا عمق تصویر را نشان دهید. در عین حال با استفاده از دهانه لنز کوچکتر مطمئن می شوید که همه چیز را در عکس خود دارید.

 

 عکاسی با سه پایه

یک نکته ساده دیگر، اما ارزشمند برای عکاسی از طبیعت، استفاده از سه پایه است. به این ترتیب سرعت کار را پایین می آورید؛ عکس های کمتر اما زیباتری می گیرید. اگر می خواهید واقعاً از سه پایه استفاده کنید بهتر است یک مدل سبک وزن آنرا بخرید.

 

 عکس های عریض بگیرید

می توانید عکس هایی بگیرید که به حذف نوار بالا و پایین آن تصویری دراماتیک خلق کنید.

 

 فاصله مناسب

از نزدیک ترین فاصله ای که می توانید به وضوح چشم انداز را ببینید، عکس بگیرید. به این ترتیب می توانید از بالاترین سرعت شاتر استفاده کنید تا همه چیز را با وضوح بالا در عکس نمایان کنید. به این ترتیب به اندازه نیاز از زوم دوربین خود استفاده می کنید و برای گرفتن عکسی با کیفیت مناسب مطمئن ترین کار را انجام داده اید.

 

 اصیل باشید!

دیدگاه منحصر به فرد و سبک خاص خود را داشته باشید. هر عکاس شایسته ای می تواند عکسی با چند برابر ارزش عکس های دیگران خلق کند. صادقانه بگویم عکاسان بزرگ عکس های منحصر به فردی خلق می کنند. از تکرار کار های دیگران و تقلید آنها خود داری کنید. زاویه دید های متفاوت و غیر متعارفی برگزینید. به جای اینکه دوربین را در سطح چشم خود قرار دهید، چرا آنرا روی زمین قرار ندهید؟! آیا نمی توانید دنیا را از چشم یک حیوان تصور کنید تا چشم یک انسان؟

 

 داستان روایت کنید!

درباره عکس خود بنویسید. دلیلی که چنین عکسی گرفتید، چرا از چنین فیلتری استفاده کردید؟ بگویید چه چیزی نظر شما را جلب کرد تا بایستید و این عکس را بگیرید؟

 

از تکنیک های زیر بهره بگیرید:

برای درک بهتر عکسها و تکنیک های زیر، مشخصات عکسها نوشته شده است. میتوانید در زیر عکس ها تنظیمات دوربین در هنگام عکاسی این منظره ها را مشاهده کنید.

  • در عکس عمق بسازید

زمانی که در حال عکس گرفتن از یک منطقه هستید. سعی کنید حسی عمیق با تمرکز بر تمام عناصر مختلف تصویر ایجاد کنید. برای انجام این کار به دیافراگم بسته از ۱۶ تا ۲۲ f نیاز دارید چون این دیافراگم اشیای جلو و پشت ما را واضح و دقیق نگه می‌دارد. دوربین‌تان را روی سه پایه قرار دهید (این کار از لرزیدن دوربین جلوگیری می کند) زمانی که از یک روزنه کوچک استفاده می کنید، طبیعتا نور کمتری وارد لنز شده و به صفحه CMOS برخورد میکند.

 

 

  • از جسم در حال حرکت عکس بگیرید

اگر میخواهید از یک آب روان عکس بگیرید، کافیست تا با استفاده از تکنیک شاتر باز، آبی سفید و براق تولید کنید. یک راه برای انجام این کار استفاده از دکمه S (یا اولویت با شاتر) است. این دکمه که با علامت S نمایش داده میشود، میتواند زمان باز ماندن شاتر را تغییر دهد. در این زمینه شاتر باز تا ۲ ثانیه را انتخاب کنید. علاوه بر این می توانید از حالت AV (اولویت دیافراگم) استفاده کنید. برای انجام این کار دیافراگم کوچک ۳۲ f را انتخاب کنید (که عموما نیاز به نور بیشتری دارد).

اگر قصد دارید تا در روز از تکنیک شاتر باز استفاده کنید به یاد داشته باشید تا از فیلتر های ND استفاده کنید. این فیلتر ها موجب محافظت از لنز شما وصفحه CMOS شما در نور زیاد آفتاب  خواهند شد.

این نکته را نیز به یاد داشته باشید. برای عکس گرفتن با تکنیک شاتر باز حتما از سه پایه استفاده کنید تا تصاویرتان واضح و دقیق بمانند.

 

 

  • از آب به عنوان آیینه استفاده کنید

آب در نور مهارشده می تواند افکت ها و بارتاب های زیبایی ایجاد کند. بهترین زمان برای این نوع شات ها در دو ساعت طلایی است که ساعت اول بعد از طلوع آفتاب و ساعت دوم قبل از غروب آفتاب است. دوربین تان را روی سه پایه قرار دهید. تنظیمات دوربین را روی حالت S یا (اولویت با شاتر) قرار دهید. اجازه دهید دوربین خودش روزنه درست را انتخاب کند.

 

 

  • از انسان نیز در منظره استفاده کنید

منظره فقط طبیعت نیست. چرا نباید انسان هم در آن باشد؟ زیبایی یک منظره می تواند با یک بچه بامزه در حال دویدن یا راه رفتن میان گلها کامل شود.  قانون یک سوم  را بخاطر بسپارید و فردی را در موقعیتی خارج از مرکز قرار دهید تا منظره جالبی خلق کنید.

از شاتر سرعت بالا استفاده کنید اگر می خواهید اتفاق یا رویدادی را در لحظه ثبت کنید (فریز کنید) و اگر می خواهید حرکت را ثبت کنید از شاتر سرعت پایین استفاده کنید.

 

 

  • قانون طلایی اندازه ها در عکاسی را فراموش نکنید

این قانون به قانون طلایی یا قانون یک سوم معروف است. برای استفاده از قانون یک سوم چهار خط را در نظر بگیرید. دو خط افقی و دو خط عمودی در تصویر که ۹ مربع می سازند. برخی تصاویر با نقطه تمرکزی در مرکز مربع بهتر می شوند، اما سوژه را خارج از مرکز در نقطه ای متقاطع از خطوط تصویر قرار دهید. این کار عکس ترکیبی زیبایی خلق می کند. زمانیکه عکسی ترکیبی با استفاده از قانون یک سوم می گیریداین عکس چشم نواز خواهد بود.

 

 

  • از فیلتر پلارایزه استفاده کنید

استفاده از فیلتر پلارایزه باعث می شود آسمان تیره تر به نظر برسد. درخشندگی های اضافه حذف شوند و رنگ ها اشباع شوند. فیلتر پلارایزه معمولاً در نور زیاد تاثیر خوبی دارند. بنابراین اگر هنگام ظهر در نور شدید آفتاب عکاسی می کنید، بدون شک به یک فیلتر پلارایزه نیاز دارید.

  • کاهش کنتراست

برای کاهش کنتراست بین چشم انداز و آسمان و تیره تر کردن رنگ آسمان از یک فیلتر مایل به خاکستری استفاده کنید. فیلتر پلارایزه معمولا برای آسمان ابری با درخشندگی بالا استفاده نمی شوند، بلکه فیلتر های خاکستری با درجات مختلف مورد استفاده قرار می گیرند. بسیاری مواقع تصویر به گونه ای به نظر می رسد که انگار آسمان آتش گرفته است.

  • فیلتر های اصلاح رنگ

برای تغییر رنگ نور در عکاسی از مناظر و چشم انداز های طبیعت، از فیلتر های اصلاح رنگ استفاده کنید. این فیلتر ها می توانند عکس را گرم تر یا سرد تر نمایش دهند.

برای گرفتن بهترین عکس ممکن می توانید از دو فیلتر در عکاسی منظره استفاده کنید. فیلترهای متقارن آسمان را تیره می کنند. در نتیجه رنگ های آبی را در تضاد با رنگ های سفید ابرها ایجاد می‌زنند. فیلترهای تراکم خنثی (ND) از نورهای زیاد به داخل دوربین جلوگیری می کنند این کار در روزهایی که روشن است و دوربین نمی تواند شات سرعت پایین به شما بدهد (ممکن است بخواهید حرکت آسمان و آب را ثبت کنید) مفید است.

 

 

  • از فرمت RAW استفاده کنید

اگر دوربین دیجیتال استفاده می کنید و این قابلیت را دارد از فرمت RAW به جای JPG استفاده کنید. ذخیره عکس به این فرمت کارت حافظه شما را بیشتر اشغال می کند، اما هیچ فرایندی روی تصویر توسط دوربین انجام نمی شود (در حالیکه روی فرمت JPG هنگام عکس گرفتن تغییراتی انجام می شود) و فرمت RAW آزادی عمل بیشتری برای دست کاری تصویر با نرم افزار های مختلف در اختیار شما قرار می دهد.

تنظیمات پیشنهادی

  • زمانی که در روز عکس می گیرید می توانید از روزنه کوچکتر ۲۲ f استفاده کنید تا عکسی دقیق تر و واضحتر بگیرید
  • اگر میخواهید حرکت آب افراد یا پرندگان را ثبت کنید از یک فیلتر برای کاهش نور استفاده کنید و سرعت شاتر ها را نیز امتحان کنید. برای عکس گرفتن از آب باید حداقل دو ثانیه انتخاب کنید و برای حرکت حیوان ها و افراد از ۶۰/۱ شروع کنید. شما همیشه باید از سه پایه برای گرفتن این نوع عکس های منظره استفاده کنید.

تجهیزات پیشنهادی

  • در نور روز باید همیشه یک کاور لنز برای جلوگیری از اشعه نور استفاده کنید. علاوه بر این می توانید از فیلتر تراکم خنثی یا فیلتر پلاریزه برای کاهش بازتاب ها و راحت تر دیده شدن آسمان استفاده کنید.
  • اگر می خواهید عکس های خیلی واضحی بگیرید نیاز به سه پایه دارید و همچنین اگر می خواهید حرکات را ثبت کنید.
  • استفاده از فلش میتواند سایه هارا در فاصله نزدیک، معمولا کمتر از ۱۰ متر، حذف کند.

منبع: اینترنت

کلمات کلیدی: زمین شناسی , عکاسی , زمین عکاسی , عکاسی طبیعت , زمین منظر , عکس , زمین گشت

کتابچه راهنما برای شناسایی ساختارها و گودال های برخوردی شهابسنگی

برخوردهای شهاب سنگی و تشکیل گودال های برخوردی به دلیل اثرات ناگهانی و فاجعه بار آنها در طول تاریخ شکل گیری کره زمین و منظومه خورشیدی، توجهات زیادی را در بین دانشمندان به خود معطوف کرده است.حتی عموم مردم نیز از آنها تحت عنوان منقرض کننده دایناسورها در گذشته یا به بیانی نابود کننده احتمالی تمدن انسانی در آینده یاد می کنند.

جامعه بزرگ علوم زمین و جغرافیا، این برخوردها را به عنوان فرآیندی در نظر می گیرند که از درون منظومه خورشیدی برخاسته و هنوز هم پس از گذشت میلیاردها سال همچنان به تغییر مورفولوژی سیارات مشغول است. علاوه بر ارزش بررسی علمی و زمین شناسانه گودال های برخوردی، مطرح شدن ارزش های اقتصادی، تاریخی، فیزیکی و بیولوژیکی آنها نیز در سال های اخیر رو به افزایش گذاشته است. تا کنون بیش از ۱۷۰ ساختار برخوردی ثبت شده و تخمین زده می شود که چند صد ساختار دیگر هنوز ناشناخته باقی مانده اند. با این وصف محققانی که به دنبال دستور العمل ها و اطلاعاتی در مورد این موضوع می باشند گاه با ادبیات و مستنداتی روبرو می شوند که با وجود گستردگی زیاد، تخصصی و پراکنده نیز هستند.

در ایران نیز تا کنون بررسی و ارزیابی گودال ها و دهانه های برجای مانده از برخوردهای احتمالی شهابسنگ ها به دلیل تمرکز عمده پژوهشگران بر روی سایر پدیده های متنوع زمین شناسی و ژئومورفولوژیک عرصه گسترده ایران، در کانون توجه قرار نگرفته و عمدتاً به حاشیه رانده شده است. با این حال در طی چند سال اخیر حرکت ها و فعالیت هایی مستقل و ارزشمند برای جستجو و کشف گودال های احتمالی برجای مانده از برخوردهای شهابسنگ ها در کشور آغاز شده است و این مبحث جذاب توانسته جای خود را در مطالعات طبیعی و جغرافیایی کشور پیدا کند. البته تاکنون هیچ کتاب یا رساله مقدماتی، کامل و یا سیستماتیک در این باره برای علاقه مندان ایرانی منتشر نشده است.

 

 

با انتشار “کتابچه راهنما برای شناسایی ساختارها و گودال های برخوردی شهابسنگی” که به همت پژوهشگاه شاخص پژوه و توسط انتشارات شرافت اصفهان در زمستان ۱۳۹۷ به چاپ رسیده است، برای اولین بار در کشور زمینه ای دقیق و کلی از فرآیندهای برخوردی، تشکیل گودال ها و دگرگونی های ژئومورفولوژیک مربوطه به صورت یک کتاب مدون به علاقه مندان ارائه می شود. این کتاب تلاش می کند علاوه بر حفظ جنبه های تخصصی، برای خوانندگان عمومی هم قابل درک باشد. فصول این کتاب به نحوی طراحی شده اند که بسته به زمینه مورد علاقه و نیازهای خوانندگان به طور مستقل قابل مطالعه باشند.

در فصل اول یک مرور کلی از منابع و مستندات علمی برای شروع مطالعه ارائه شده است. در فصل دوم اهمیت و ارزش مطالعه گودال های برخوردی از دیدگاه زمین شناسی، مطالعات هوا–فضا، اقتصاد و انرژی مورد بحث قرار گرفته است. در فصل سوم منظر و سیمای فیزیکی گودال های برخوردی، تیپ های مورفولوژیک و اثرات ساختاری حاصل از برخورد معرفی شده است. در فصل چهارم اثرات شوک برخورد در سنگ ها و کانی ها، دگرشکلی ها و دگرگونی های حاصله به طور تخصصی بررسی شده است. در فصل پنجم با رویکردی عمومی و ساده تر تلاش شده تا به طور اجمالی روش کشف، شناسایی و مطالعه گودال های برخوردی ارائه گردد. در فصل ششم به ارزیابی شواهد گودال های احتمالی شناسایی شده در ایران و خاورمیانه پرداخته شده است. در همین فصل با جنبه عملی و ملموس تر و مثل یک مرور تمرینی، ارزیابی سریعی از کلیه ساختارهای زمینی معرفی شده توسط علاقه مندان ایرانی به انجام رسیده است. در نهایت در فصل هفتم به طور خلاصه اهمیت برخوردهای شهابسنگی در سرنوشت و آینده زمین بحث شده است. امیدوارم این کتاب مورد توجه همه علاقه مندان و محققان حوزه علمی شهابسنگ، جغرافیا و علوم زمین قرار گیرد.

 

محمدرضا منصوری دانشور

شیارهای انحلالی

شیارهای انحلالی  (Solution flutes – Rillenkarren)، شیارهایی سطحی هستند که از کانالهایی کم عمق با عمق متوسط ۲۰ تا ۳۰ میلی متر و جدا از یکدیگر با زاویه های تیز و به موازات هم بر روی سطوح سنگی تشکیل می شوند. این شیارها تحت شرایط سطحی زمین و به علت انحلال در اثر آب باران و یا ذوب برف بر روی سطوح سنگی فاقد خاک و پوشش گیاهی ایجاد می شوند.

سطوحی که شیارهای انحلالی بر روی آنها تشکیل می شوند معمولاً شیب دار هستند. بیشترین میزان فرسایش در شیب ۴۵ درجه رخ می دهد و طول شیارها بسته به جنس سنگ و زاویه سطح شیبدار است و عوامل محیطی مانند زاویه شیب، ارتفاع، میانگین درجه حرارت، بارش سالیانه و… در کیفیت شکل گیری آنها نقش دارند.

شیارهای انحلالی در همه ی مناطق سردسیری و گرمسیری یافت می شوند و معمولاً در سنگ های آهکی، گچ و نمک شکل می گیرند.

در تصویر، شیارهای انحلالی ایجاد شده بر روی سطح شیبدار سنگ آهک های سازند آسماری در تاقدیس سربالش در جنوب شهر کازرون دیده می شود.

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم , کارست , شیار انحلالی , ریلن کارن , سنگ آهک , گچ , نمک , آسماری , زمین گشت

استروماتولیت

در تصویر، نمونه ای از سنگ لایه لایه ی دولومیتی متعلق به سازند سلطانیه که در مسیر جاده ی چالوس برونزد یافته است دیده می شود. این لایه های بسیار نازک در واقع موجوداتی تک سلولی هستند که فسیل شده و پس از گذشت حدود ۵۷۰ میلیون سال امروزه در برونزدهای سنگی مربوط به پرکامبرین البرز یافت می شوند. این ساخت های لایه لایه، استروماتولیت نامیده می شوند.

استروماتولیت (Stromatolite)  به سنگ‌های رسوبی لایه‌لایه و به حالت پشته‌ای و ستونی گفته می‌شود که بر اثر گسترش لایه‌ای بر روی لایه‌ای دیگر از سیانوباکتر که میکروبی تک‌سلولی فتوسنتزی است، تشکیل شده‌است. سن برخی از استروماتولیت‌های فسیل‌شده به ۳٫۷ میلیارد سال می‌رسد که در بر دارنده شواهدی از زندگی بر روی زمین است.

واژه ی استروماتولیت بر گرفته از کلمه ی یونانی “استروما” به معنی پوسته، بستر یا چینه و “لیتوس” به معنی صخره یا سنگ می باشد که در گذشته به آن “لامینه های جلبکی” گفته می شد.

استرو ماتولیت ها  فسیل نیستند و به  ما سن معینی را نمی دهند ولی برای تفسیر محیط رسوبی کمک شایانی را می کنند. این ساختها معمولاً در محیط­های ساحلی و نزدیک ساحل ایجاد می شوند .استروماتولیت ها بروی کره ی زمین در دوره ی پرکامبرین فراوان بوده و بهترین ارگانیسم سازنده ی سازنده ی این دوران می باشند. چنانچه به طور کلی پالئوزوئیک زیرین را دوره ی گسترش تریلوبیت ها بدانیم باید پروتروزوئیک را دوره ی مربوط به استروماتولیت ها در نظر گرفت.

سازندهایی که حاوی این ساختارها (استروماتولیت ها) هستند اکثراً دارای سن پر کامبرین بالایی تا کامبرین آغازی بوده که از آن جمله می توان به استروماتولیت های سازند بایندور (پرکامبرین پایانی) و سازند سلطانیه (پرکامبرین پایانی تا کامبرین آغازی) بویژه عضو دولومیت بالایی اشاره کرد. حداکثر تکامل استروماتولیت ها در پروتروزوئیک می باشد و در اواخر پرکامبرین این تکامل نقصان می پذیرد. یکی از نظراتی که در مورد رشد و تکامل استروماتولیت­ها در پروتروزوئیک وارد است، نبود جانوران حفار و زیر­زمینی و بویژه علفخوران (شکمپایان) برای ناپدید کردن رسوبات می باشد. چون این جانوران با بهم زدن رسوبات ، از رشد کف پوشها در نتیجه از رشد استروماتولیت ها جلوگیری می کنند. این ساختار ها (استروماتولیت ها)، تنوع و تعدادشان در طول پالئوزوئیک کاهش یافته و در دریای پیشرفته ی امروز کمیاب می شوند.

با توجه به نکاتی که در بالا بیان شد می توان به این نتیجه رسید که بهترین مکان ها برای تشکیل استرو ماتولیت ها محیط هایی می باشند که موجودات پر سلولی همچون ماهی­ها و شکمپایان نتوانند پوشش­های جلبکی را بخورند و آنها را از بین ببرند در نتیجه محیط باید:

الف) به شدت شور باشد.

ب) بیشترین نور خورشید را دریافت کند.

ج) دارای بیشترین رطوبت باشد.

د) دارای انرژی زیادی باشد.

به همین دلیل هست که استروماتولیت­های عهد حاضر را در مناطق گرم، مرطوب و آب­های شور محیط هایی چون  سواحل جنوبی خلیج فارس، باهاماس و شارک بی ملاحظه می کنیم.

استروماتولیت ها از اتصال مواد رسوب به یک بستر جلبکی یا پوششی از سیانوباکترها (که قبلاً جلبک­های سبز آبی گفته می شد) تشکیل می شوند.

مکانیسم تشکیل استروماتولیت ها بدین صورت می باشد که سیانو باکترها از آب، دی اکسید کربن و نور خورشید جهت تهیه غذا استفاده می کنند که محصول دو گانه این جریان اکسیزن و کربنات کلسیم بوده که به صورت لایه ای از لعاب اغلب بالای کف پوش­ها تشکیل می­دهند که دارای حالت چسبندگی می باشد. این مسئله همراه با حالت رشته ای این جلبک­ها باعث به تله افتادن و محصور شدن ذرات رسوبی شده و تکرار این عمل باعث ایجاد استروماتولیت می شود. در نتیجه این ساختارها، از زوج هایی از لایه های تیره غنی از مواد آلی که به طور متناوب با لایه های روشن غنی از رسوب قرار دارند تشکیل می شوند.

طبقه بندی استروماتولیتها اغلب بر اساس شکل و مورفولوژی آنها صورت می­گیرد که این تغییر در مورفولوژی خود وابسته به انرژی محیط است به طوری که اگر انرژی محیط کم باشد لامینه ها به صورت موازی و اگر انرژی زیاد باشد این اشکال به صورت گنبدی و اگر انرژی خیلی زیاد باشد به صورت گنبد های جدا از هم و ستونی دیده می شوند . بدین ترتیب انواع استروماتولیت ها از نگاه مورفولوژی به ۵ دسته تقسیم می شوند:

۱) استروماتولیت های مسطح (Planar Stromatolites) :

ساده ترین نوع استروماتولیت ها می باشند که به طور تیپیک در پهنه های جذر و مدی بسته تشکیل می شوند بنابراین ممکن است چند ضلعی های حاصل از خشک شدگی را نشان دهند و حاوی روزنه های لامینه ای (Laminoid Fenestrate)  یا حفرات کشیده بوده که توسط کانی های تبخیری پر شده اند .

۲) استروماتولیت های گنبدی (Domal Stromatolites)  :

در این نوع استروماتولیت ها لامینه ها از یک گنبد تا گنبد بعدی ادامه می یابد. این نوع استروماتولیت­ها در یک طبقه بندی که توسط آقای لوگان و همکاران در سال ۱۹۶۴ ارائه شده تحت عنوان نیمکره های به طور جانبی متصل به هم (کاسه های کنار هم چیده شده) (Hemispheroides (Laterally Linked  معرفی شده اند .

۳) استروماتولیت های ستونی (Columnar Stromatolites):

ساختمان های منفردی می باشند که ممکن است چندین متر ارتفاع داشته باشند که نتیجه اجبار رشد عمودی برای نفوذ نور خورشید به ارگانیسم­های فتوسنتز کننده به وجود آیند این نوع استروماتولیت ها در تقسیم بندی آقای لوگان تحت عنوان نیمکره های به طور عمودی انباشته (کاسه های روی هم قرار گرفته شده) Vertically)(Staked Hemipheroids معرفی شده اند.

۴) استروماتولیت های پیچیده (Complex  Stromatolites):

بعضی از استروماتولیت ها ممکن است ترکیبی از گنبد ها و ستون ها باشند. بدین حالت استروماتولیت های پیچیده گفته می شود.

۵) استروماتولیت های کروی (انکوئید ها)(Oncoids) :

نوعی ساختمان رسوبی رسوبی می باشند که دارای لامیناسیون داخلی متحد المرکز بوده و ممکن است نامتقارن باشد.

کلمات کلیدی: زمین شناسی , زمین گردشگری , ژئوتوریسم  ,سنگ شناسی  ,ساخت های رسوبی  ,دولومیت استروماتولیت  ,ایران  ,سازند سلطانیه  ,پرکامبرین  ,محیط رسوبی

منبع: رازهای زمین شناسی

 

موج نما (Ripple Mark)

به طور کلی ریپل به یک پشته کوچک ماسه ای که شبیه چینی بر روی آب است و بر روی سطح طبقه بندی یک رسوب تشکیل می شود گفته می شود.

ریپل مارک‌ها یا موج نماها اشکال موجی هستند که معمولا در سطوح صاف ماسه‌ها بوجود می‌آیند. ریپل مارک در اثر فعالیت امواج آب و یا باد بوجود می‌آید و اغلب در سطح تپه‌های شنی در صحراها و یا ماسه‌های کنار دریا تشکیل می‌شوند. اندازه و دامنه و طول ریپل مارک‌ها بستگی به سرعت و شدت باد و یا امواج آب دارد.

علت ایجاد ریپل مارک‌ها اختلاف جهش دانه‌ها به هنگام عمل حمل و نقل می‌باشد، زیرا در مقابل باد، ذرات ماسه بیشتر تحت اثر قدرت باد قرار می‌گیرد و به حرکت در می‌آیند و در سطح مخالف که دارای شب بیشتری است سقوط می‌کنند.

ریپل مارک‌های نامتقارن در مقطع مانند تپه‌های شنی ، شکل نامتقارنی دارند. یعنی یک طرف آن دارای شیب کم (Luv) و طرف دیگر دارای شیب بیشتری (Lee) است. در ریپل مارک های متقارن یا ریپل های موجی نیز شیب در دو طرف ریپل به یک اندازه است و در اثر حرکت امواج تشکیل شده اند.

ریپل های جریانی ممکن است به اشکالی مختلفی مثل مستقیم، مارپیچی یا سینوسی، زنجیره ای، زبانه ای و هلالی دیده شود که همگی حاصل حرکت باد به اشکال مختلف هستند.

گاهی اوقات به دلیل شرایط رسوبی مساعد برخی از آثار ریپل مارک های کهن پس از سنگ شدن رسوبات، از میلیون ها سال پیش تاکنون باقی مانده اند. اما نمونه های امروزی این آثار رسوبی را می توان به وفور در بیابان ها بر روی تلماسه ها و در کنار دریاها بر روی سواحل شنی مشاهده نمود. در تصویر، موج نماها (ریپل مارک) بر روی تلماسه های بیابانی در اطراف میبد استان یزد دیده می شود.

کلمات کلیدی: موج نما ، ریپل مارک ، بیابان ، ساحل ، ساخت رسوبی ، زمین شناسی ، زمین گردشگری ، ژئوتوریسم ، توریسم ، طبیعت گردی ، ایرانگردی ، تلماسه ، میبد ، استان یزد ، زمین گشت

فرسایش پوست پیازی

فرسایش پوست پیازی (Onion skin weathering) فرآیندی است که بوسیله آن ، فلس ها ، صفحات یا پوسته های هم مرکز سنگ ، با ضخامت کمتر از ۱ سانتی متر تا چند متر ، بطور متوالی لایه لایه می شوند یا از سطح برهنه توده بزرگ سنگی کنده می شوند. این حالت توسط نیروهای فیزیکی و شیمیایی حاصل می شود که تنش های تفریقی درون سنگ را موجب می شود. مثلاً بوسیله انبساط کانی ها در نتیجه هوازدگی شیمیایی نزدیک سطحی یا بوسیله آزاد شدن فشار احاطه کننده سنگی که زمانی در اعماق دفن شده بوده (هنگامی که بوسیله فرسایش به سطح نزدیک می رسد) (درز و شکاف رهایی از فشار). این حالت معمولاً باعث حالت توده سنگی گرد شده یا تپه گنبدی شکل می شود.

فرسایش پوست پیازی نوعی خاص از فرسایش است که معمولاً در گرانیت ، گرانودیوریت ، مونزونیت ، تونالیت و … دیده می شود. بطورکلی این نوع فرسایش مختص خانواده گرانیت (آذرین درونی) است .

به طور عمده فرسایش پوست پیازی را می توان نشان دهنده شرایط درهم ریختگی محیط در نظر گرفت. این فرسایش به دو صورت فیزیکی و شیمیایی ایجاد می شود. این نوع هوازدگی غالباً در ارتباط با نیروهای کششی (هوازدگی در حجم متغییر ) دیده می شود و آنرا هوازدگی در حجم ثابت نیز می نامند ولی کاربرد صحیح اصطلاح فوق در مواقعی است که سنگ از تمامی جهات دچار هوازدگی گردد . نه فقط قسمتهای بالایی. ایجاد این وضعیت در سنگها به دو طریق زیر ممکن است :

۱- هوازدگی قلوه های کوچک که از تمامی جهات آزاد می باشد.

۲- قلوه هایی که در عمق بوده اند و اکنون در سطح ظاهر شده اند و قبلاً دچار هوازدگی شده که ناشی از تغییرات حجم آب است.

تصویر فوق که فرسایش پوست پیازی در سنگ های آذرین در نزدیکی نیکشهر استان سیستان و بلوچستان توسط “علی جلالی” به ثبت رسیده است.

کلمات کلیدی: ایران , پوست پیازی , دگرسانی , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سیستان , فرسایش , گدازه

فرسایش و درزه داری

ایجاد درزه و شکستگی در سنگ ها علل گوناگونی دارد که در “درزه داری” در بخش آموزش مفصل به آن پرداخته شده است. اما ایجاد درزه ها و شکستگی ها در یک سنگ، در واقع تماس سطوح توده سنگ را با هوا و سایر عوامل فرسایش بیشتر می کند. درزه های سیستماتیک که ناشی از تنش های زمین ساختی هستند، از یک سنگ بکر و مستحکم، بلوک های سنگی کوچک و قابل خرد شدن  ایجاد می کند. این بلوک های کوچک به راحتی جابجا و حمل می شوند و توسط نیروی ثقل و گرانش بر روی دامنه ها به سمت پایین حرکت می کنند. توسط آب های جاری از ارتفاعات به زمین های پست تر جابجا می گردند و در پایان چیزی جز رسوبات تخریبی ریزدانه از آنها باقی نمی ماند.

نیروهای زمین ساختی علاوه بر این که باعث ایجاد کوه ها و ارتفاعات، بالا آمدن زمین ها و شکل گیری فلات های مرتفع می گردند، با اعمال نیروهای خود باعث تخریب سنگ ها و کمک به فرسایش آنها نیز می شوند. زمین سیاره ای پویا و زنده است که شرایط طبیعی آن بر مبنای تعادل شکل گرفته است. نیروهای زمین ساختی و کوهزایی به همراه نیروی فرسایش این تعادل را در ارتفاعات و اعماق زمین برقرار می کنند و همزمان با افزایش ارتفاع کوهستان ها، نیروهای فرسایشی هم در حال تخریب و کاهش ارتفاع آنها هستند.

در تصویر، بلوک بلوک شدن لایه های سنگ آهکی سازند میشان، از محل دسته درزه های سیستماتیک ایجاد شده در آنها مشاهده می شود. به خوبی مشخص است که چگونه لایه های سنگ آهکی مستحکم از محل درزه ها خرد شده و  بلوک های  سنگی در شیب دامنه به سوی پایین دست آن حرکت می کنند. ابعاد واریزه های سنگی می تواند نشانه ای از استحکام سنگ مادر خود باشد. سنگ های نرم فرسا، واریز های ریزدانه و شن مانند تولید می کنند اما سنگ های مستحکم تر بلوک های سنگی درشت و تیزگوشه ایجاد می نمایند.

این تصویر در شمال فیروزآباد استان فارس و در کوه های قلعه دختر که از جنس سنگ آهک و متعلق به سازند میشان می باشند گرفته شده است. سن این سنگ ها به زمانه ای حدود ۲۰ تا ۵ میلیون سال قبل یعنی دوره میوسن باز می گردد.

کلمات کلیدی: تکتونیک , درزه داری , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سیستم درزه ها , فرسایش , واریزه

چین خوردگی مرتبط با گسلش

در رژیم های تکتونیکی ارتباط بسیار نزدیکی بین چین خوردگی و گسلش وجود دارد. این ساختارها در اثر اعمال نیروهای زمین ساختی ایجاد می شوند و رفتار زمین در هنگام اعمال این نیروها باعث بوجود آمدن گسل ها و یا چین ها بر روی پوسته زمین می گردد. هر چند که چین ها معمولاً در رژیم های فشارشی ایجاد می گردند اما چین های مرتبط با گسلش در رژیم های کششی و خنثی، در امتداد گسل های نرمال و امتداد لغز هم دیده شده اند.

در رژیم های فشارشی با شروع اعمال نیروهای فشاری، لایه های سنگی شروع به چین خوردگی می کنند و با پیشرفت چین خوردگی و جایی که اعمال نیروها از تاب سنگ ها عبور می کنند، سنگها دچار گسیختگی و گسلش می گردند. گسله های معکوس با ادامه ی فشار به گسله های رانده و رورانده بدل می گردند. در اثر اعمال نیروهای فشاری در اطراف راندگی، چین خوردگی هایی ایجاد می گردد که به آنها “چین های مرتبط با گسلش” (fault related fold) گفته می شود. به طور کلی سه نوع چین در ارتباط با گسله های راندگی شناخته شده است. چین های خم گسلی، چین های انتشار گسلی و چین های جدایشی. یکی از مهمترین چین های مرتبط با گسلش، چین خوردگی پیشانی گسل (fault propagation fold) می باشد که در هنگام حرکت کمربالای گسله بر روی کمر پایین آن در پیشانی راندگی ایجاد می گردد.

این چین ها  از نظر اقتصادی بسیار مهم می باشند. چین های مرتبط با گسله های راندگی تله های هیدروکربنی را در بسیاری از کمربندهای چین خورده – رانده تشکیل می دهند. البته از نظر مقیاس چین های مرتبط با گسلش می توانند از مقیاس میلیمتری تا چندصد کیلومتری را شامل شوند. مکانیزم تشکیل این چین ها را می توان در هنگام جابجا شدن توده های خاک توسط لودرها و بولدوزرها بر وی زمین مشاهده کرد که شبیه سازی نزدیک به واقعیتی از این سیستم های فشارشی را گسلش و چین خوردگی ارائه می دهد.

در تصویر، یک چین مرتبط با گسلش در توف و شیل های سازند کرج در حوالی رودهن و در رژیم فشارشی البرز نمایش داده شده است. عملکرد رژیم فشارشی باعث گسیختگی لایه های سنگی و ایجاد گسله ای معکوس و ادامه روند حرکتی آن باعث ایجاد چین های مرتبط با گسلش بر روی لایه های شکل پذیر شیل و توف سازند کرج شده است.

کلمات کلیدی: fault propagation fold , fault related fold , چین خوردگی , چین خوردگی مرتبط با گسلش , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند کرج , گسلش