چین خوردگی مرتبط با گسلش

در رژیم های تکتونیکی ارتباط بسیار نزدیکی بین چین خوردگی و گسلش وجود دارد. این ساختارها در اثر اعمال نیروهای زمین ساختی ایجاد می شوند و رفتار زمین در هنگام اعمال این نیروها باعث بوجود آمدن گسل ها و یا چین ها بر روی پوسته زمین می گردد. هر چند که چین ها معمولاً در رژیم های فشارشی ایجاد می گردند اما چین های مرتبط با گسلش در رژیم های کششی و خنثی، در امتداد گسل های نرمال و امتداد لغز هم دیده شده اند.

در رژیم های فشارشی با شروع اعمال نیروهای فشاری، لایه های سنگی شروع به چین خوردگی می کنند و با پیشرفت چین خوردگی و جایی که اعمال نیروها از تاب سنگ ها عبور می کنند، سنگها دچار گسیختگی و گسلش می گردند. گسله های معکوس با ادامه ی فشار به گسله های رانده و رورانده بدل می گردند. در اثر اعمال نیروهای فشاری در اطراف راندگی، چین خوردگی هایی ایجاد می گردد که به آنها “چین های مرتبط با گسلش” (fault related fold) گفته می شود. به طور کلی سه نوع چین در ارتباط با گسله های راندگی شناخته شده است. چین های خم گسلی، چین های انتشار گسلی و چین های جدایشی. یکی از مهمترین چین های مرتبط با گسلش، چین خوردگی پیشانی گسل (fault propagation fold) می باشد که در هنگام حرکت کمربالای گسله بر روی کمر پایین آن در پیشانی راندگی ایجاد می گردد.

این چین ها  از نظر اقتصادی بسیار مهم می باشند. چین های مرتبط با گسله های راندگی تله های هیدروکربنی را در بسیاری از کمربندهای چین خورده – رانده تشکیل می دهند. البته از نظر مقیاس چین های مرتبط با گسلش می توانند از مقیاس میلیمتری تا چندصد کیلومتری را شامل شوند. مکانیزم تشکیل این چین ها را می توان در هنگام جابجا شدن توده های خاک توسط لودرها و بولدوزرها بر وی زمین مشاهده کرد که شبیه سازی نزدیک به واقعیتی از این سیستم های فشارشی را گسلش و چین خوردگی ارائه می دهد.

در تصویر، یک چین مرتبط با گسلش در توف و شیل های سازند کرج در حوالی رودهن و در رژیم فشارشی البرز نمایش داده شده است. عملکرد رژیم فشارشی باعث گسیختگی لایه های سنگی و ایجاد گسله ای معکوس و ادامه روند حرکتی آن باعث ایجاد چین های مرتبط با گسلش بر روی لایه های شکل پذیر شیل و توف سازند کرج شده است.

کلمات کلیدی: fault propagation fold , fault related fold , چین خوردگی , چین خوردگی مرتبط با گسلش , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند کرج , گسلش

درپوش آتشفشانی

درپوش آتشفشانی (Volcanic plug) هنگامی که مواد مذاب آتشفشانی باقیمانده در مجرای آتشفشان فعال سرد می شوند، ایجاد می گردد. این ساختار را گردن آتشفشانی یا گردن گدازه ای (volcanic neck or lava neck) نیز می نامند. در زبان فارسی نام های مختلفی به آن داده شده است. دودکش آتشفشانی، تنگه یا گردنه آتشفشانی و درپوش آتشفشانی که به نظر می رسد این نام که در واژه نامه زمین شناسی دکتر فرید مور آمده به تعریف این ساختار نزدیک تر است.

سرد شدن ماگما در مسیر مجرای خروجی آتشفشان باعث مسدود شدن دهانه آتشفشان در پایان فوران خود می گردد. در نتیجه در زمان فعالیت مجدد آتشفشان، در اثر افزایش فشار گازها و مواد مذاب از پایین، این بخش مسدود شده با انفجار به صورت ذرات خاکستر، لاپیلی ها و بمب ها به بالا پرتاب شده و مسیر مجرای آتشفشان مجدداً گشوده می شود.

اما اگر در آخرین فعالیت آتشفشان، مجرای خروجی با مواد مذاب پر شود و پس از آن آتشفشان دیگر فعالیتی نداشته باشد، به مرور زمان و با فرسایش مواد اطراف مجرای مسدود شده، این بخش از آتشفشان به دلیل مقاومت بالایی که دارد، به صورت یک ستون برجسته و برافراشته نسبت به اطراف، خودنمایی می کند.

ZG-VolcanicPlug-01

در تصویر نمایی از یک درپوش آتشفشانی که در سنگ آهک های کرتاسه نفوذ کرده و پس از فرسایش سنگ های اطراف به صورت یک ستون برافراشته باقی مانده است دیده می شود. این درپوش آتشفشانی که به نظر می رسد جنس آن ریوداسیتی باشد در ۱۳ کیلومتری شمال اسفندقه استان کرمان و در جنوب روستای حسین آباد سربرافراشته است. عکس توسط م.ح. نوری گرفته شده است.

کلمات کلیدی: Esfandagheh , Iran Geology , Iran Geotourism , Kerman province , Volcanic plug ,استان کرمان , اسفندقه , ایران مرکزی , درپوش آتشفشانی , ریوداسیت , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , گدازه , گردن آتشفشانی , گردن گدازه ای , ماگما

مختصات محل:

 ۲۸°۴۶’۸٫۳۸”N ,  ۵۷° ۹’۵۲٫۰۱”E

لغزش در سطح لایه بندی

لغزش ها انواع مختلفی دارند که بر اساس جنس زمین، شیب زمین، جهت شیب لایه بندی، جنس مواد جابجا شده، سرعت حرکت مواد و … دسته بندی می شوند. یکی از انواع لغزش ها، لغزش در سطح لایه بندی است. این نوع لغزش  در دسته لغزش بلوکی قرار می گیرد. لغزش بلوکی یک لغزش انتقالی است که توده ی متحرک از یک جنس یا واحدهای بسیار نزدیک به هم تشکیل شده است و به صورت یک توده ی به هم چسبیده بر روی شیب به طرف پایین جابجا می شود. حال اگر شیب لایه بندی همراستا با شیب توپوگرافی باشد به آن ” لغزش در سطح لایه بندی (Bedding Plane Slip)” گفته می شود و لایه ها بر روی لایه های زیرین خود به سمت پایین دامنه سر می خورد.

در تصویر، لغزش لایه های توفی همراه با میانلایه های شیلی نازک بر روی شیب لایه بندی در برونزدهای سنگی سازند کرج در جاده ی چالوس دیده می شود. دید عکس به سوی جنوب است.

برای اطلاعات بیشتر در مورد زمین لغزش ها می توانید به مقاله ” زمین لغزش و انواع آن “ در زمین گشت مراجعه نمایید.

کلمات کلیدی: bedding plane slip , Iran Geology , Iran Geotourism , البرز مرکزی , ایران , توف , جاده چالوس , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند کرج , شیب لایه , لغزش , لغزش در سطح لایه بندی

آهک کرمینه

در برخی از سنگ آهک ها مانند بخش پایینی سازند الیکا در البرز و بخش هایی از سازند میشان در زاگرس آثاری کرم مانند دیده می شوند. این آثار ناشی از حرکت کرم های رسوب خوار در زمانی است که رسوبات آهکی تازه بوده  و هنوز به سنگ تبدیل نشده اند. نوع خواصی از کرم ها وجود دارند که با خوردن رسوبات مواد مغذی آنها را جدا کرده و ماسه ها ی خالی از مواد مغذی را به صورت فضولات در پشت مسیر حرکت خود بر جای می گذارند. در این صورت نوارهایی استوانه ای شکل در درون رسوبات باقی می ماند که رنگ و شکل آنها با رسوبات اطراف متفاوت است. پس از تبدیل رسوبات به سنگ این ساخت های لوله ای شکل در درون توده سنگ دیده می شوند. به سنگ آهک هایی که این ساخت ها را در درون خود دارند “سنگ آهک کرمینه (ورمیکوله)” گفته می شود.

عکس بالا نمایی نزدیک از سنگ آهک های ورمیکولۀ سازند میشان را نشان می دهد که در محلی موسوم به کوه سوخته (زُهیت= آتش سوزان جنهم در کتب زردشتی) رخنمون دارند. این سنگ آهک ها در اثر حرات زیاد ناشی از سوختن گازهای هیدرو بوری که از طریق گسل تراستی آغاجاری به سطح زمین راه یافته اند بشدت آلتره شده اند. برای رسیدن به محل می توان از میدان ورودی به شهر امیدیه به سمت شهر آغاجاری رفته و در روبروی ده خیط زُبید و در مجاورت کارخانۀ آسفالت از طریق یک جادۀ خاکی مستقیماً به سمت کوه مزبور روانه شوید.  در این محل گازهای گوگردی همچنین باعث سوختن لایه های انیدریت شده و بلورهای نوزاد گوگرد در بالای این تپه مشاهده می شود.

در این محل چین های جناقی و نحوۀ ایجاد گسل تراستی بخوبی مشاهده می شود. سازند گچساران بر روی سازندهای میشان (خاکستری) و آغاجاری (قرمز) رانده شده است و به احتمال قوی در زیر لایه های آبرفتی کوه پایه سازند کنگلومرای بختیاری نیز وجود داشته باشد که در بعضی روستاها چاه های آب نیز در این رسوبات حفر شده است (روستا چاه سالم).

همچنین آثار و بقایای ویرانۀ یک آتشگاه باستانی نیز وجود دارد که دلیل بر سابقۀ تاریخی آن دارد( آتشگاه زُهیت).

نویسنده و عکاس: عباس راکی – زمین شناس شرکت کیپ – فارغ التحصیل دانشگاه تبریز

کلمات کلیدی: vermiculate limestone ,  امیدیه ,  ایران , زاگرس , زمین شناسی , زمین گردشگری , زهیت , ژئوتوریسم , سازند الیکا , سازند میشان , سنگ آهک , سنگ آهک کرمینه , کوه سوخته , ورمیکوله

درزه داری

به شکستگی در یک سنگ “درزه” گفته می شود. درزه در واقع سطحی است که در آن چسبندگی از بین رفته است. شکستگی ها معمولاً به صورت دسته هایی نیمه موازی بوجود می آیند. یک سنگ ممکن است با چند دسته درزه قطع شود که به آن درزه دار گفته می شود. گروهی از درزه ها با یکدیگر “سیستم درزه ها” را تشکیل می دهند که مطالعه و شناخت آنها به تحلیل زمین ساختی از منطقه کمک می کند. درزه ها و شکستگی ها همچنین در پدیده های دیگری چون نفوذپذیری و زهکشی، بلوک ریزی، فرسایش، و… موثر هستند.

درزه ها شکستگی هایی هستند که جابجایی قابل مشاهده ای به موازات سطح شکستگی نشان نمی دهند. آنها ساختارهای بسیار رایجی هستند و در اندازه های مختلف ایجاد می گردند. به درزه های بسیار بزرگ “مه درزه” گفته می شود که ابعاد آنها از چند ده متر فراتر می رود در حالی که درزه هایی تنها در مقاطع میکروسکوپی قابل رویت هستند که به آنها “ریزشکستگی” گفته می شود.

در واقع یک درزه در فضای هندسی، یک صفحه است و به طور نا محدود در تمام جهات امتداد ندارد. بنابراین جهت گیری آن نه به صورت طول یک خط، بلکه با شیب و امتداد و ابعاد آن با مساحت (اندازه درزه) مشخص می گردد. از آنجا که تمام مساحت یک درزه رخنمون نمی یابد، اندازه یک درزه بر اساس طول اثر آن توصیف می شود. یعنی طول خط تلاقی بخش رخنمون یافته درزه و سطحی که درزه در آن رخنمون یافته است.

بر اساس نوع قرارگیری درزه ها نسبت به یکدیگر، آنها منظم یا غیر منظم خوانده می شوند. گروهی از درزه های موازی یا نیمه موازی که درزه هایی منظم را تشکیل می دهند، “دسته درزه” نامیده می شوند. ممکن است در یک محدوده سنگی یک یا چند دسته درزه ایجاد شده باشند. بزرگترین، فراوان ترین و شاخص ترین دسته درزه در یک محدوده “دسته درزه اصلی” خوانده می شود.

به فاصله عمودی میان هر درزه با درزه مجاورش در یک دسته درزه “فاصله داری” درزه گفته می شود. فاصله داری درزه ها نشانه ای از خواص مادی سنگ میزبان، ضخامت لایه در بر گیرنده سنگ و موقعیت ساختاری محل اندازه گیری است.

معمولاً درزه ها به دلیل اعمال نیرو و ایجاد تنش از طرف نیروهای زمین ساختی در سنگ های صلب و محکم ایجاد می شوند. این سنگ ها چون در برابر اعمال نیرو مقاومت می کنند و شکل نمی پذیرند، پس از افزایش نیرو از تاب سنگ، آنها دچار شکستگی شده و درزه دار می شوند.  به طور کلی توسعه شکستگی در سنگ ها با سه فرایند اصلی زمین شناسی مرتبط می باشد:

الف) تغییر شکل های ناشی از فرایندهای کوهزایی

ب) تغییر شکل های ناشی از فرایندهای خشکی زایی

پ) انبساط و انقباض سنگ ها بر اثر تغییرات دما

بنابراین عوامل  ایجاد کننده شکستگی ها و درزه ها به دو گروه فرایندهای زمین ساختی و غیر زمین ساختی تقسیم می شوند. درزه هایی که تحت تاثیر تنش نیروهای زمین ساختی ایجاد شده باشند درزه های تکتونیکی نامیده می شوند. این درزه ها بسته به اینکه تحت تاثیر کدام نیرو بوجود آمده اند، به درزه های کششی و برشی تقسیم می شوند. درزه های کششی دارای سطوحی خشن و همراه با بازشدگی اند، در حالی که درزه های برشی بازشدگی ندارند و سطوح آنها اغلب براق و صیقلی و گاهاً مخطط است. اگر سنگی تحت تاثیر نیروهای فشارشی قرار گیرد دو نوع شکستگی کششی در آن ایجاد می گردد. در هنگام فشارش دو دسته درزه عمود برهم که محل تلاقی آنها موازی با امتداد تنش فشاری است ایجاد می گردد. پس از برداشته شدن فشارش نیز شکستگی هایی که عمود بر امتداد نیروی فشارشی ایجاد می گردند در سنگ بوجود می آید که “درزه رهایی” نامیده می شوند. درزه هایی هم هستند که تحت اثر نیروهای مزدوج فشارشی و کششی بوجود می آیند.

عواملی مانند انقباض ناشی از سرد شدن یا خشک شدن اجسام، تنش های باقیمانده در توده ها، حرکات سطحی زمین، هوازدگی و اثر متقابل جنس لایه ها می توانند درزه های غیر تکتونیکی را ایجاد نمایند.

درزه های ستونی در منشورهای بازالتی، ترک های گلی در اثر خشک شدن گل رس، درزه های نامنظم ناشی از هوازدگی سنگ، ساخت ورقه ای یا برگواری برخی سنگ ها و درزه های وابسته به ساخت های محلی و توپوگرافی از جمله درزه های غیر تکتونیکی شمرده می شوند.

اندازه گیری جهت، ابعاد و مشخصات فیزیکی درزه ها کمک شایانی به تحلیل و مطالعه ساختاری توده سنگ و منطقه مورد نظر می کند. درزه ها و شکستگی ها در علوم آب شناسی، زمین شناسی مهندسی، معدن و زمین شناسی نفت، بسیار مورد توجه قرار دارند و برداشت اطلاعات درزه ها و تحلیل آنها در این علوم بسیار کاربرد دارد. روش های مختلفی برای نمونه برداری درزه ها یا “درزه نگاری” وجود دارد که بسته به هدف مطالعه، به کار گرفته می شوند.

روش انتخابی، روش کمیتی، روش فهرست نویسی و روش پیمایش چهار روش مختلف برای درزه نگاری هستند که می توانند بسته به نوع مطالعه انتخاب شوند.

در روش انتخابی، نماینده هایی از دسته درزه های شاخص انتخاب و از هر دسته درزه چند صفحه درزه اندازه گیری شده و مشخصات آنها برداشت می شود. این روش نسبتاً سریع است و این امکان را به شما می دهد تا اندازه گیری ها را در نقاط بیشتری انجام دهید.

در روش کمیتی، در یک ایستگاه مناسب، تا حد ممکن تعدادی درزه را بدون در نظر گرفتن اندازه آن یا سیستماتیک بودن آن برداشت می کنیم. در نتیجه در یک ایستگاه ممکن است ۵۰ تا ۱۰۰ اندازه گیری انجام گردد. در این روش دست درزه های شاخص در هنگام ترسیم درزه ها در دوایر استریوگرافی مشخص خواهند شد. این روش دو نقطه ضعف دارد. یکی اینکه تعداد زیاد اندازه گیری ها از درزه های کوچک و غیر منظم اندازه گیری درزه های اصلی را تحت تاثیر قرار خواهند داد. دیگری اینکه به دلیل اندازه گیری درزه های به صورت تصادفی، این داده ها برای تعیین شدت یا تکرار درزه ها قابل استناد نیستند.

در روش فهرست نویسی، دایره ای به قطر ۱۰ متر بر روی یک رخنمون رسم شده (البته اندازه دایره با شدت درزه تعیین می گردد) و موقعیت و طول تمام درزه هایی که در این دایره قرار می گیرند اندازه گیری می شود. در این روش نه تنها داده هایی قابل استفاده برای تعیین آماری موقعیت غالب درزه ها فراهم می کند، بلکه تعیین شدت درزه ها را نیز امکان پذیر می سازد.

در روش پیمایش، یک خط پیمایش رسم شده و هر درزه ای که طول آن را قطع می نماید اندازه گیری می گردد. خط پیمایش می تواند بر روی زمین یا در طول یک یک صخره یا یک برش جاده ای در نظر گرفته شود. طول مناسب پیمایش ۲۰ تا ۴۰ متر است، اما می تواند بر اساس کیفیت رخنمون و فاصله داری درزه ها کم یا زیاد شود. برای دست یابی به نتایج بهتر، باید دو یا سه خط پیمایش با جهت گیری های مختلف از محل مورد نظر عبور داده شود.

در هنگام درزه نگاری علاوه بر مشخصات هندسی درزه ها اعم از طول و جهت گیری فضایی صفحه ی درزه (شیب و امتداد) بسته به نوع و کیفیت مطالعات اطلاعات دیگری نیز در ارتباط با درزه ها برداشت می گردد. جدایش دهانه درزه یا بازشدگی، زبری سطح درزه، مواد پرکننده درزه، هوازدگی سطح درزه، فاصله داری بین درزه ها در یک دسته درزه، نموری سطح درزه (کیفیت ظهور آب در درزه) از جمله مشخصاتی است که می توان در مورد یک درزه برداشت نمود.

در نهایت اطلاعات بدست آمده از درزه ها و شدت آنها در یک توده سنگ، به همراه اطلاعات دیگری از قبیل مقاومت آن، کیفیت یک توده سنگ را مشخص می نماید. روش های مختلفی برای تعیین کیفیت توده سنگ ها و رده بندی آنها ارائه شده (مانند روش های RMR ، Q و GSI) تقریباً همگی وابسته به داشتن اطلاعات کاملی از درزه های توده سنگ ها می باشند.

تاکنون نرم افزارهای مختلفی مانند  Rock Science DIPS ، Rockworks ، Stereonet و … برای تحلیل و مطالعه درزه ها طراحی و در دسترس عموم قرار گرفته است.

توضیح عکس:

تصویر بالا از درزه داری لایه های سنگ آهکی سازند آسماری در شهرستان کوار استان فارس گرفته شده است. دو دسته درزه اصلی سطح لایه را به صورت سنگفرش موزاییکی در آورده است.

کلمات کلیدی: آموزش زمین شناسی , بازشدگی , تکتونیکی , خط پیمایش , درزه داری , درزه نگاری , دسته درزه , زمین شناسی , زمین شناسی مهندسی , زمین گردشگری ,زمین گشت , سیستم درزه ها , سیستماتیک , شدت درزه , شکستگی , شیب و امتداد , طبقه بندی توده سنگ , فاصله داری , فشارش , کشش , مه درزه , نموری , هوازدگی

 

منابع:

  • کتاب روش های اساسی زمین شناسی ساختمانی
  • کتاب زمین شناسی ساختمانی
  • کتاب مهندسی سنگ کاربردی

 

استفاده از این مطلب با ذکر نام مولف و نام سایت “زمین گشت” بلامانع است.

ترک گلی

ذرات دانه ریز (رسی) پس از رسوبگذاری دارای مقدار زیادی آب در خلل و فرج خود می‌باشند. چنانچه این رسوبات از آب خارج گردند و در معرض هوا قرار گیرند، رفته رفته آب خود را از دست می‌دهند. حال در اثر انقباض و کشش ، در سطح این رسوبات ترکهایی ایجاد می‌گردد که به نام ترکهای خشک شده بر اثر تابش آفتاب یا ترکهای آفتابی (desiccation crack or sun crack) گفته می‌شود.

ترکهای گلی وقتی تشکیل می‌شوند باعث می‌شوند تا سطح رسوبات بر قطعات چند وجهی تقسیم گردند. این ترکها در مقطع عرضی به شکل V است که معمولا عرض آنها در حدود چند میلیمتر و عمق آنها در حدود چند سانتیمتر می‌باشد.

اگر منطقه‌ای نا آشنا و وضعیت کلی چینه شناسی آن روشن نباشد، برای تشخیص بالا و پایین لایه بایستی از بعضی نشانه‌ها کمک گرفت، یکی از این نشانه‌ها ترکهای گلی کهن می‌باشند. وقتی ترک گلی در اثر انقباض ناشی از خشک شدن ، تشکیل شد، ممکن است بوسیله رسوبات ماسه‌ای و یا رسوبات رسی با ترکیبهای متفاوت پر شود. بدین ترتیب ، به کمک این ترکهای پر شده ، می‌توان بالا و پایین طبقه را مشخص کرد.

ترک گلی که در مقطع عرضی به صورت V می‌باشد نوک آن همیشه به سمت پایین لایه می‌باشد. بدیهی است لازمه ایجاد چنین ساختی ، پرشدن سریع شکافها بوسیله رسوبات بعدی می‌باشد. بعد از اینکه فشار طبقات بالایی زیاد شد، شکافهای پر شده از ماسه ، تحت تاثیر این فشارها ، از حالت مستقیم خارج خواهند شد.

تصویر بالا ترک های گلی در بستر رودخانه ای فصلی در مسیر خط لوله ی آبادان – تنگ فنی که بر اثر نازک لایه بودن رس و بستر ماسه ای و سنگی زیر آن پس از خشک شدن ترک خورده و به سمت بالا جمع شده و شکل های لوله ای به خود گرفته اند.

کلمات کلیدی: sun crack , ایران , ترک گلی , خشک شدن , رس , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , گل , زمین گشت

سازند ایلام

سازند آهکی ایلام با سن کرتاسه بالایی (۸۵ تا ۷۰ میلیون سال قبل) شامل سنگ آهک های رسی دانه ریز پلاژیک خاکستری رنگ با لایه بندی منظم و میانلایه های نازک شیلی است. این سازند با یک ناپیوستگی رسوبی بر روی سازند سروک و یا سورگاه قرار می گیرد اما مرز بالایی آن با سازند گورپی همساز است. این سازند در لرستان رخساره ی عمیق و در فارس و خوزستان رخساره کم عمق دارد.

در ناحیه لرستان یک واحد شیلی دو سازند سروک (در زیر) و ایلام (در بالا) را از یکدیگر جدا می کند. این واحد سنگی سازند سورگاه است و شامل شیل های خاکستری روشن و یا تیره نرم فرسا در تناوب با لایه های آهکی است.

در تصویر برونزد سازند ایلام در حاشیه جاده ی خرم آباد به پلدختر دیده می شود. رخساره سازند ایلام در لرستان شامل آهکهای نازک لایه و خوب لایه بندی شده است که با میانلایه‌هایی نازک تا بسیار نازک از شیل همراهی می‌گردد. نظم لایه‌بندی یکی از ویژگیهای دیداری مهم در سازند ایلام می‌باشد. رنگ عمومی این سازند خاکستری روشن است. آهکها، بیشتر مارنی می‌باشند. سازند ایلام از جمله سازندهای چهره ساز بوده و معمولاً در هسته تاقدیس‌ها، ارتفاعات بلندی را در لرستان ایجاد کرده است.

همچنین در تصویر سازند شیلی و نرم فرسای سورگا نیز در زیر سنگ آهک های سازند ایلام دیده می شود.

کلمات کلیدی: Cretaceous , Ilam formation , Iran Geology , Iran Geotourism , Lorestan , Mesozoic٬ , Surgah formation , Zagros Mountain ,  zamingasht , ایران , پلدختر , خرم آباد , زاگرس , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند ایلام , سازند سورگاه , سنگ آهک , لرستان

 

عضو آهکی امام حسن

سازند گورپی یک سازند شیلی شناخته می شود که دارای تناوبی از مارن، شیلهای خاکستری مایل به آبی است که میانلایههایی از سنگآهکهای نازک رُسی می باشد. این سازند دارای دو عضو آهکی رسمی (امام حسن، سیمره) و یک عضو غیر رسمی (آهک منصوری) است (مطیعی، ۱۳۷۲).

« عضو آهکی امام حسن » ۱۱۴ متر سنگ‎آهک‎ رُسی، ستبرلایه، ریز دانه و خاکستری به همراه میان‎لایه‎های مارن است. به دلیل سختی بیشتر، در درون شیل‎های گورپی برجستگی دارد. این عضو بیشتر در لرستان و فروافتادگی دزفول دیده شده است، اما در ایلام نیز برونزد دارد.

تصویر فوق برونزدهای سنگ آهکی عضو امام حسن را در طاقدیس انجیر در جنوب شهر ایلام نشان می دهد. سنگ آهک های ستبرلایه و خوب لایه بندی شده با میانلایه هایی از مارن در تصویر دیده می شوند.

عضو آهکی امام حسن در میانه ی سری رسوبی سازند گورپی قرار دارد و مرز زیرین گورپی با سازند ایلام (درزیر) تدریجی دانسته شده، ولی سطح هوازده در این مرز میتواند نشانگر دگرشیبی خفیف باشد. مرز بالایی این سازند با سازند پابده نیز ناپیوسته است. سن این سازند کرتاسه بالایی (۶۵ تا ۶۳ میلیون سال قبل) دانسته شده است.

کلیدواژه: Cretaceous , Emam Hasan member , Gurpi formation٬Ilam , Iran Geology , Iran Geotourism , Zagros Mountain , Zamin gasht , ایلام , تاقدیس , زاگرس , زمین شناسی , زمین گردشگری , زمین گشت , ژئوتوریسم , سازند گورپی , طاقدیس , طاقدیس انجیر , عضو امام حسن , کرتاسه

زمین لغزش و انواع آن

پدیده ی زمین لغزش در کشور ما یکی از مخاطرات طبیعی است که همواره با میلیارد ها ریال خسارات مالی و جانی همراه است. شناخت عوامل ایجاد و گونه های مختلف آن برای زمین شناسان و مهندسین عمران از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. داشتن اطلاعات پایه ای در این زمینه برای طراحی های جاده ای و شهری سازه ها کمک شایانی به جلوگیری از وقوع زمین لغزش  و اعمال تمهیدات برای پایدارسازی دامنه ها و نتیجتا پیشگیری از خسارات مالی و جانی می کند .

اطلاعاتی که در زیر ارائه می شود مقدمه ای از اطلاعات پایه ای علمی در مورد شناخت و مطالعه ی زمین لغزه ها و انواع مختلف آنهاست. همچنین برخی اطلاعات ابتدایی در مورد چگونگی شکل گیری و آغاز این پدیده  به عنوان یک مخاطره ی طبیعی ارائه می شود.

واژه زمین لغزش به محدوده ی متنوعی از پدیده هایی اطلاق می گردد که  نتیجه ی آنها جابجایی به طرف پایین و به طرف خارج مواد سازنده شیب ها که شامل سنگ، خاک و خاکریز های مصنوعی یا ترکیبی از آنهاست می باشد.مواد می توانند بوسیله ی حالاتی چون سقوط، واژگون شدن، لغزیدن، پهن شدن و یا روان شدن جابجا گردند.

شکل ۱: نمایی شماتیک از یک زمین لغزش که بخش های مختلف آن مشخص و نامگذاری شده است.

اگرچه زمین لغزش ها معمولا در ارتباط با مناطق کوهستانی شکل می گیرند، اما در مناطق کم ارتفاع نیز امکان رخداد آنها وجود دارد. در مناطق کم ارتفاع، زمین لغزش ها در اثر خطای خاکبرداری و خاکریزی (در حفاری های راه سازی و ساختمان سازی)، گسیختگی دیواره های رودخانه ها، گسترش جانبی زمین لغزش ها، فروپاشی توده های دپو شده ی باطه ی معادن (بخصوص ذغال)، و نمونه های متنوعی ازگسیختگی شیب ها در ارتباط با معادن سنگ لاشه و معادن روباز اتفاق می افتند.

رایج ترین گونه های زمین لغزش در زیر شرح داده شده اند.

انواع زمین لغزش ها

–         لغزش چرخشی (Rotational slide)

در این لغزش سطح گسیختگی به صورت یک منحنی با تقعر رو به بالاست و جابجایی لغزشی تقریبا چرخشی و حول محوری موازی سطح زمین در سراسر عرض لغزش اتفاق می افتد.

 

–         لغزش انتقالی (Translational slide)

در این نوع لغزش، توده ی لغزشی در راستای یک سطح تقریبا مسطح با چرخش یا واژگونی کم جابجا می شود.

–         لغزش بلوکی (Block slide)

یک لغزش انتقالی است که توده ی متحرک از یک جنس یا واحدهای بسیار نزدیک به هم تشکیل شده است و به صورت یک توده ی به هم چسبیده بر روی شیب به طرف پایین جابجا می شود.

 

–         فرو ریزش (Fall)

فرو ریزش، جابجایی ناگهانی توده هایی از مواد زمین، مانند سنگ ها و تخته سنگ هایی است که از شیب های تند و صخره ها جدا شده اند. این جدایش سنگ ها و تخته سنگ ها در راستای ناپیوستگی ها مانند شکستگی ها، درزه ها و سطوح لایه بندی رخ می دهد. حرکت آنها نیز به صورت افتادن آزادانه، پرش و یا غلطیدن خواهد بود. فروریزش ها قویا به گرانش، هوازدگی مکانیکی و حضور آب بین منفذی وابسته است.

–         واژگونی (Topple)

شکستگی واژگونی با چرخش به جلوی یک واحد (یا واحدها) حول تعدادی نقطه محوری در پایین آن، تحت اثر نیروی ثقل و نیروهایی که از واحدهای مجاور وارد می شود و یا فشار آب بین منفذی در شکاف های سنگ ها اتفاق می افتد.

–          جریان واریزه (Debris flow)

جریان واریزه نوعی از جابجایی سریع توده مواد است که شامل مجموعه ای از خاک سست و غیر چسبنده، سنگ، مواد آلی،  هوا و آب جاری به عنوان روانه گل می باشد و به صورت ناگهانی به طرف پایین شیب ها جریان می یابد. جریان های واریزه کمتر از ۵۰ درصد خاک و مواد دانه ریز دارند. این جریان ها معمولا در اثر شدت جریان آب سطحی بوجود می آیند. بارش سنگین تگرگ و یا ذوب شدن سریع برف باعث فرسایش و جابجایی خاک غیر جسبنده یا سنگ های روی دامنه های پر شیب می شود. جریان های واریزه همچنین نسبت به دیگر انواع زمین لغزش هایی که بر روی دامنه های پرشیب اتفاق می افتند رایج تر هستند، تقریبا اشباع از آب هستند و بخش زیادی از مواد آنها در اندازه سیلت و ماسه می باشد. خاستگاه جریان های واریزه اغلب در ارتباط با آبگذرهای پرشیب توسعه می یابند. و نهشته های جریان واریزه معمولا در دهانه ی این آبگذر ها بادزنه های واریزه ای را تشکیل می دهند. آتش سوزی باعث برهنه شدن دامنه های پرشیب از گیاهان، و مستعد شدن این شیب ها برای جریان واریزه می شود.

–          بهمن واریزه ای (Debris avalanche)

شامل مجموعه ای متنوع از جریان واریزه ای خیلی سریع تا بشدت سریع می باشد.

–          خاکروانه (Earthflow)

این جریان ها شکلی شبیه به ساعت شنی دارند. مواد دامنه ای به حالت روانه در آمده و به راه می افتد و  یک محدوده کاسه مانند یا فرو رفتگی را در بالا به وجود می آورد. خود جریان کشیده و باریک است و معمولا در مواد ریز دانه یا سنگ های حاوی گل بر روی دامنه های با شیب متوسط و تحت شرایط اشباع به راه می افتد. هر چند که ایجاد جریان های خشک از مواد ریز دانه نیز محتمل می باشد.

–          روانه گل (Mudflow)

روانه گل یک حالت از جریان یافتن زمین (earthflow) است که در آن مواد برای جریان یافتن سریع  به اندازه کافی مرطوب هستند. این روانه حداقل از ۵۰ درصد ماسه، سیلت و رس تشکیل شده است.

لازم به ذکر ایت که در گزارش های خبری به روانه گل و جریان واریزه ای معمولا لغزش گلی (mudslide) گفته می شود.

–          خزش (Creep)

خزش حرکت پیوسته و به صورت نامحسوس آهسته و رو به پایین خاک و سنگ بر روی سطح دامنه های شیب دار است. این جابجایی در اثر اعمال تنش برشی ای است که برای ایجاد یک تغییر شکل دائمی کافی است اما برای ایجاد یک گسیختگی برشی کم است. بصورت معمول سه نوع خزش وجود دارد:

۱)      فصلی:  در این حالت جابجایی در درون  عمق خاکی اتفاق می افتد که رطوبت و دمای آن تحت تاثیر تغییرات فصلی قرار دارد.

۲)      پیوسته: جایی که تنش برشی متناوبا بر مقاومت مواد غلبه می کند.

۳)      پیشرونده: جایی که شیب ها به نقطه شکست می رسند به طوریکه انواع دیگر جابجایی توده رخ می دهد.

خزش به کمک آثاری چون تنه ی کج شده ی درختان، فنس ها یا دیوارهای نگهبان خمیده، پرچین ها و تیرهای کج شده، و یا با موج ها و برآمدگی های کوچک خاک شناسایی می شوند

–          گسترش جانبی (Lateral Spreads)

این حالت در شیب های بسیار ملایم یا زمین های مسطح اتفاق می افتد. شیوه بارز جابجایی بازشدن جانبی به موازات شکستگی های برشی یا کششی است. شکست به علت روانگرایی رخ می دهد. فرایندی که بوسیله ی آن رسوبات فاقد چسبندگی، سست و اشباع از آب (معمولا ماسه و سیلت) از وضعیت جامد به مایع تغییر شکل می یابند. این شکست معمولا بوسیله ی حرکت سریع زمین مانند آنچه که در زمان وقوع یک زمینلرزه تجربه می کنیم و یا به صورت القایی و مصنوعی ایجاد شود. زمانی که مواد چسبنده، سنگ بستر یا خاک، تکیه گاه موادی باشند که روان شده اند، واحد بالایی متحمل شکستگی و بازشدگی شود و ممکن است دچار فرونشست، برگشتن، چرخش، فروریختن، ویا روان شده و جریان یابند.

گسترش جانبی در مواد ریز دانه بر روی شیب های کم ژرفا معمولا پیشرونده است. شکستگی به طور ناگهانی در یک منطقه کوچک اتفاق می افتد و به سرعت گسترش می یابد. اغلب شکستگی اولیه یک فرو نشست است؛ اما در برخی مواد جابجایی بدون هیچ علت مشخصی رخ می دهد.

ترکیب دو یا بیشتر از انواع لغزش که در بالا توضیح داده شد به عنوان یک زمین لغزش مرکب (complex landslide) نامیده می شود.

ترجمه: سید مجید میرکاظمیان

منبع: سایت ژئولوژی

آبفشان چیست؟

آب فشان ها سوراخ هایی در سطح زمین هستند که به صورت دوره ای ستون هایی از آب داغ و بخار از آنها خارج می شود. درحالیکه یک آب فشان کوچک هم پدیده ای شگفت انگیر است، برخی از آب فشان ها دارای فوران های هستند که هزاران گالن آب جوشان را تا چند صد متری به هوا پرتاب می کنند.

الد فیث فول (Old Faithful) یکی از نمونه های معروف و شناخته شده آب فشان در دنیاست که در پارک ملی یلوستون (Yellowstone National Park) امریکا واقع شده است. این آب فشان هر ۶۰ تا ۹۰ دقیقه حدود هزار گالن آب جوشان را حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ متر به هوا پرتاب می کند.

شرایط  تشکیل آب  فشان:

آب فشان ها پدیده های بسیار کمیابی هستند. آنها تنها جایی  تشکیل می شوند که مجموعه ای از شرایط غیر طبیعی  با هم منطبق شوند. در تمام دنیا  تنها حدود ۱۰۰۰ آب فشان وجود دارند که اغلب آنها در پارک ملی یلوستون امریکا قرار دارند.

برای تشکیل یک آب فشان شرایط زیر باید وجو داشته باشد:

۱)     وجود سنگ های داغ در اعماق

۲)     منابع آب زیر زمینی فراوان

۳)     یک مخزن زیر زمینی آب

۴)     شکاف هایی برای رساندن آب به سطح

آب فشان ها کجا یافت می شوند؟

اغلب آب فشان ها در ۵ کشور آمریکا، روسیه، شیلی، نیوزیلند و ایسلند یافت می شوند. همه این مناطق از نظر زمین شناسی  در جایی واقع شده اند که دارای فعالیت های آتشفشانی هستند و یک منبع از سنگ های داغ در اعماق زمین هستند.

آب فشان ها اغلب چند وقت یکبار فوران می کنند؟

اغلب آب فشان ها بطور نامنظم فوران می کنند. در حالیکه برخی از آب فشان های شناخته شده فوران های منظم دارند. از این دسته به آب فشان الد فیث فول (Old Faithful) اشاره شد که هر ۶۰ تا ۹۰ دقیقه یکبار فوران می کند.

بزرگ ترین آب فشان فعال در دنیا ” آب فشان استیم بوت” (Steamboat) در پارک ملی یلوستون واقع شده است. برخی از ستون های آبی که این آب فشان به بالا پرتاب می کند تا ۳۰۰ متر می رسد. این آب فشان کمتر از ۱۰ بار در ۲۰ سال اخیر فوران داشته است.

آب فشان وایمانگو (Waimangu) در نیوزیلند بلندترین آب فشان دنیا بوده است و در فوران های غیر عادی اش  ستون آب جوشان را تا ۱۶۰۰ فوت (۴۹۰ متر) به بالا پرتاب می کرده است. متاسفانه یک زمین لغزش به هیدرولوژی محدوده این آب فشان آسیب رسانده و این آب فشان از ۱۹۰۲ تاکنون فوران نکرده است.

آب فشان ها چگونه کار می کنند؟

برای اینکه بفهمیم یک آب فشان چگونه کار می کند ابتدا باید ارتباط بین آب و بخار را مورد بررسی قرار دهیم. بخار آب حالت گازی آب است و زمانی ایجاد می شود که دمای آب به نقطه جوش برسد. وقتی که آب در شرایط سطحی به بخار تبدیل می شود افزایش حجم پیدا کرده و وسیع تر می شود. زیرا بخار حدود ۱۶۰۰ بار بیشتر آب فضا اشغال می کند. فوران آب از آب فشان در اثر نیروی حاصل از انفجار بخار در زمانی است که آب گرم جوشان به صورت ناگهانی به بخار تحت فشار و منبسط شونده تبدیل می شود.

آب زیر زمینی سرد نزدیک سطح از طریق خلل و فرج به داخل زمین نفوذ کرده و زمانی که به منبع گرمایی زیر زمین مانند اتاق ماگما می رسد به نقطه جوش خود نزدیک شده و در این نقطه آب به بخار تبدیل نمی شود و این به دلیل عمق زیاد و فشار بالا در اعماق زمین است. این حالت “بسیار گرم” (superheated) نامیده می شود. آب به اندازه کافی برای تبخیر شدن گرم شده است و آماده تبدیل به بخار است اما توانایی منبسط شدن ندارد و این به دلیل فشار محدود کننده بالا است. در برخی نقاط که آب به اندازه کافی داغ شده و فشار محدود کننده کاهش می یابد، آب به سرعت و به صورت ناگهانی به بخار تبدیل شده و انبساط غیر عادی صورت می گیرد. این حالت باعث انفجار بخار و رانده شدن آب محبوس از طریق درزه ها و شکاف ها به بیرون به صورت یک آب فشان می شود.

منبع:

http://geology.com/articles/geyser.shtml